کد خبر: 200175
تاریخ انتشار: ۱۰ دی ۱۳۸۸ - ۰۰:۳۲
جامعیت فقهی،‌سیاسی، فلسفی، عرفانی، اخلاقی و عدالت حضرت امام (ره) کمتر مورد تردید دوستان و دشمنان انقلاب اسلامی قرار می‌گیرد. اما صداقت و شفافیت، دو ویژگی‌ امام (ره) بود که همگان می‌توانستند نسبت به شعاع نگاه و حوزه گفتمانی وی اظهار نظر نمایند. امام (ره) ملت ایران را بهتر از ملت رسول‌الله(ص) می‌دانست و بارها بر چنین ملتی افتخار می‌کرد، اما این بدان معنی نبود که انحرافات و دگردیسی‌ها را نیز مربوط به ملت و نظام بداند. نگاه امام (ره) در حوزه سیاسی و حکومتی با نگاه ایشان در حوزه اجتماعی متفاوت بود. تفکرات مختلف از نگاه امام (ره) می‌توانست در جامعه ظهور و بروز یابد اما در حوزه حکومت به «عقیده خالص واقعی به اسلام ناب محمدی (ص)» معتقد بود. اگرچه ایران را متعلق به همه ایرانیان می‌دانست اما «دفاع از حزب‌ را اصل خدشه ناپذیر نظام اسلامی» می‌دانست. از جمله مرزبندی‌های گفتمانی و هویتی امام (ره) با گروه‌ها و تفکرات به شرح ذیل است.
مرزبندی با ملی‌گرایان
امام (ره) بر حسب اندیشه دینی، ملی‌گرایی را امری مذموم و مخدوش می‌دانست و برتری طلبی خونی ـ نژادی را به شدت رد می‌کرد. او به جای «ملت» به «امت واحده» می‌اندیشید و غایت آرمانی وی حکومت جهانی اسلام بود اما به حکم «ان اکرمکم عندالله اتقاکم» برتری طلبی که متأثر از عوامل غیر تقوی بود را نکوهیده می‌دانست. وی ملی‌گرایی را اساس بدبختی ملت ایران ‌می‌دانست و بالاترین شیرینی انقلاب اسلامی را اینگونه توصیف می‌کرد: «چه شیرینی بالاتر از اینکه مردم عزیزمان ریشه‌های ملی‌گرایی و نفاق و التقاط را خشکانید.»
در خصوص ملی‌گراها نیز اینگونه بود. حضرت امام (ره) پس از اعتماد اولیه به این گروه بارها خود را سرزنش نمود و تا مرز اعلام ارتداد آنان پیش رفت.
به حسب تجربیات امام (ره) که بعد از جنگ جهانی اول، کسب کرده بود، ملی‌گرایی و ناسیونالیسم را در خدمت استکبار می‌دید و آن را وسیله‌ای برای رویای ملت‌های‌ اسلامی برمی‌شمرد و جبهه ملی را «گروهی که از اولش باطل بود» می‌دانست.
مرزبندی با لیبرال‌ها
حضرت امام (ره) در سال‌های پایانی عمر خود، از حمله بی‌وقفه به لیبرال‌ها غافل نبود و به خاطر «سپردن پست‌ها و امور مهم کشور به گروهی که عقیده واقعی به اسلام ناب نداشتند» خود را سرزنش می‌کرد و معتقد بود «هیچ تأسفی نمی‌خوریم که آنان در کنار ما نیستند؛ چرا که از اول هم نبودند» بعد از نفوذ لیبرال‌ها در بیت آیت‌الله منتظری، حضرت امام (ره) بیش از 11 بار واژه لیبرال‌ها و منافقین را یکجا آورد و به آیت‌الله منتظری نوشت که شما می‌خواهید بعد از من انقلاب را به لیبرال‌ها و از طریق آنها به منافقین بدهید و نهایتاً حدود 3 ماه قبل از ارتحالش با صراحت اعلام کرد: «من به آنانی که دستشان به رادیو و تلویزیون و مطبوعات می‌‌رسد و چه بسا حرف‌های دیگران را می‌زنند اعلام می‌کنم تا من هستم نخواهم گذاشت انقلاب به دست لیبرال‌ها بیفتد». اما در سال‌های اخیر حزب کارگزاران رسماً اعلام کردند: ما لیبرال هستیم (مرعشی، کرباسچی) اما هیچ واکنشی از وزارت کشور و حزب‌الله دیده نشد و آنان همچنان تلاش می‌کنند از طریق دموکراتیک وارد قدرت شوند که نقض سخنان امام (ره) را اثبات نموده باشند.
اصولاً یکی از شاخص‌های اصلی طرد آیت‌الله منتظری توسط حضرت امام (ره)، نفوذ لیبرال‌ها در بیت وی بود. اما بارها از وی خواستند بیت خود را از وجود آنان پاک نماید.
سید مهدی هاشمی معدوم در اعترافات خود درباره نحوه نفوذ لیبرال‌ها در بیت آیت‌الله منتظری می‌نویسد: «پیمان (دکتر پیمان) که من از قبل نمی‌شناختمش، یکی دو بار همینطور حضوری دیدمش بعد همان دانشجو که می‌گویند که هم زندانی بودیم اون رابط بود. تقریباً غیر از ملاقات با پیمان که در بیت آقا (منتظری) صورت می‌گرفت بقیه ملاقات‌ها توسط آن دانشجو در دفتر افغانستان انجام می‌شد... در خصوص نهضت آزادی هم یک تماس‌هایی داشتیم با ... آقا هادی و من در تماس بودیم، من خودم که یکی دو بار با ... صحبت کردم توی دفتر آقا بود» همچنین در جلساتی که لیبرال‌ها با آیت‌الله منتظری در تاریخ 21/5/1364 داشتند وی از آنان می‌خواهد فعلاً به کار فرهنگی و نوشتن کتاب و مقاله وارد شوند و تندروی نکنند. حضرت امام (ره) در نامه معروف خود به محتشمی‌پور لیبرال‌ها را واجد صلاحیت برای هیچ امری ندانستند و فرمودند: «نباید رسمیت داشته باشند و باید با قاطعیت با آنان برخورد شود». جملاتی که گیرنده آن اصلاح طلبان فعلی بودند و نقض‌کنندگان آن هم اصلاح‌طلبان فعلی هستند.
مرزبندی با التقاط
حضرت امام (ره) بر چارچوب فکری اشخاص و گروه‌ها بسیار حساس بودند و هیچ موقع به بهانه داشتن سیاهی‌لشکر، حاضر به همسویی با گروه‌ها نبودند، در تاریخ انقلاب اسلامی متواتر آمده است که بسیاری از بزرگان انقلاب از امام (ره) می‌خواستند که مجاهدین خلق (منافقین) را بپذیرد اما حضرت امام (ره)، پس از ملاحظه اندیشه و مواضع آنان، حاضر به تأیید نشدند و تفکر آنان را التقاطی می‌دانست که روند تاریخی نیز این مدعای امام (ره) را اثبات نمود.
مرزبندی با قرائت‌ها از اسلام
حضرت امام (ره) معرف اسلام ناب در عصر حاضر بودند و خصایصی همچون عدم جدایی دین از سیاست،‌ استکبارستیزی، اسلام محرومین و پابرهنگان،‌تفکر و حرکت عاشورایی و نهضت انتظار را از ویژگی‌های آن بر می‌شمردند و با اسلامی که هیچ ضرری را متوجه جهانخوران نمی‌کند، اسلام نکبت و ذلت، اسلام ابوسفیان،‌ اسلام ملاهای کثیف درباری و اسلام زر و زور و اسلام سکولار، اسلام تحجر و واپس‌گرایی و در یک کلمه با اسلام آمریکایی مخالف بودند. حضرت امام (ره) تا در قید حیات بودند هیچ یک از صاحبان تفکرات ذکر شده را به حوزه قدرت راه نمی‌دادند و تمام قامت، در مقابل آنان ایستادند. امام (ره) همیشه نسبت به کسانی که «چهره‌‌شان بعد از پیروزی روشن شد» هشدار می‌دادند (همانگونه که مقام معظم رهبری نسبت به شناخت کسانی که چهره‌شان بعد از رحلت امام (ره) روشن شد هشدار می‌دهند). امام‌(ره) می‌فرمایند: «انقلاب به هیچ گروهی بدهکاری ندارد» و غیر از مردم به هیچ نهاد مدنی یا گروهی اعتقاد و اعتماد نداشت، در هیچ جای صحیفه امام (ره) تعریف و تمجید از گروه‌ها و احزاب و نهادهای مدنی یافت نمی‌شود و امام (ره) بر حاکمیت زجر کشیده‌ها و جبهه رفته‌ها و کتک خورده‌ها تأکید می‌کرد و خدمت به وارثان جهاد و شهادت را فراتر از قدردانی خشک و خالی می‌طلبید، اما امروز حضرت امام (ره) طوری تفسیر می‌شود که گویی ایشان دستی در دست لیبرال‌ها، دستی در دست دراویش نیم‌نگاهی به بهائیت (طرفداران کروبی در انتخابات) و ... داشته است و هیچ مرزی برای ورود به قدرت غیر از ایرانیت نمی‌شناخته است. برای مبارزه با جماعت منحرف فعلی هیچ راهی جز تمسک به سیره و اندیشه امام‌(ره) وجود ندارد، برای پاسخگویی به کوچک‌ترین حرکت انحرافی در عصر حاضر، از امام (ره) پاسخ وجود دارد. فقط کافی است حزب‌الله قدری به خود زحمت دهد و به سیره و اندیشه وی مراجعه نماید.
مرزبندی با دشمن
فرمول مرزبندی امام (ره) با دشمنان در یک جمله خلاصه می‌شد. امام (ره) معتقد بود ما چه بخواهیم و چه نخواهیم آنان در تعقیب ما خواهند بود. پس راهی جز مبارزه نیست. در خصوص مرزبندی انقلابیون و دشمن نیز فرمول معروف «اگر دشمن از شما تعریف کرد در رفتار و عملکرد خود شک کنید و ببینید چه کرده‌ایم که دشمن خوشحال شده است» چیزی است که امروز به گوش کسی نمی‌رود و احتمالاً نخواهد رفت.
لذا امام (ره) معتقد به مرزبندی خارج با سرمایه‌داری، صهیونیزم و کمونیزم بودند و با صراحت اعلام می‌کردند «ما در صدد خشکانیدن ریشه‌های فاسد سرمایه‌داری، کمونیزم و صهیونیزم در جهان هستیم» و در حوزه داخلی نیز با لیبرال‌ها، ملی‌گراها، التقاط، تحجر، روشنفکران غرب‌گرا، جمهوری خواهان دموکرات و ... مخالف بودند و لحظه‌ای مرزبندی خود با آنان را به هم نزدند. آیا این الگو نیاز به ماندگاری و حفاظت ندارد؟ آیا آمیختگی جمهوری اسلامی با تفکرات ذکر شده می‌تواند مؤید جمهوری اسلامی باشد؟ اگر جمهوری نباشد، قطعاً جمهوری اسلامی تقلبی خواهد بود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار