ناصر حمیدی - پرده اول: خانم فریبا داوودیمهاجر یكی از فعالان سیاسی و مطبوعاتی است كه جامعه مطبوعاتی به خوبی او را میشناسند. وی همچنین مسؤول سایت آقای منتظری بوده و از فعالترین زنان سیاسی، مطبوعاتی منتسب به جبهه اصلاحات است البته كسانی كه این خانم را میشناسند، تصویری از یك خانم محجبه چادری در ذهن خود دارند، اما او در مصاحبه با شبكه ماهوارهای صدای آمریكا (VOA) با پوششی كاملاً متفاوت ظاهر شد. یك شال سبز رنگ كه موهای سرش از زیر آن پیداست، یك بلوز رنگارنگ تنگ با دامنی تنگ، صورتی آرایش كرده و ناخنهای لاك زده! این چرخش 180 درجهای در كوتاهترین زمان ممكن از كجا ناشی میشود؟آیا حجاب سابق این خانم واقعی بود؟ یا اینكه برای انجام مأموریتی سابقاً از پوشش چادر استفاده میكرد و اكنون آن مأموریت پایان یافته و نیازی به ادامه آن روند وجود ندارد و امروز خانم فریبا داوودی به راحتی موی سر و برجستگیهای بدن خود را نمایان میسازد.پرده دوم: 16 آذر 88 یك خانم چادری در حاشیه تجمع اغتشاشگران مرتباً با موبایل خود به مرجعی نامعلوم خبر مخابره میكند و چند ساعت مسافت طولانی را با همین وضعیت طی میكند. در طول مسیر گاهی دختران و پسران جوان هركدام جداگانه برای دقایقی با او همراه میشوند و بعد از گفتوگوی كوتاه هر كدام به سویی میروند. اكثر این جوانان كوله پشتی سنگین به همراه دارند. بالاخره مأموران نیروی انتظامی پس از اطمینان از نقش لیدری این خانم او را دستگیر میكنند. اولین كلامی كه او به زبان میآورد این است: من یك معلم و در حال عبورم، غافل از اینكه چند ساعت تحت مراقبت بوده و دروغش كارساز نیست و نمونههایی از این دست. به نظر میرسد پنهان كردن چهره واقعی پشت نقاب نمادهای مذهبی یكی از شیوههای مرسوم بین نفوذیهاست وگرنه یك چادری سنتی چگونه میتواند در كوتاهترین زمان به بیحجابی آن هم با آن وضعیت برسد؟ یا چگونه ممكن است یک خانم معلم چادری در بین اغتشاشگران نقش لیدری را ایفا كند.آدمها را باید از رفتارشان شناخت نه ظاهرشان!