
هنگامی که خبر درگذشت آیتالله منتظری در صدر اخبار تمامی رسانهها قرار گرفت گمان آن میرفت این واقعه در فضای کنونی کشور، حواشی سیاسی بسیاری بیافریند گرچه آن مرحوم وصیت کرده بود که مراسم تدفینش سیاسی نشود اما روزگار برآنچه که او میخواست رقم نخورد و حواشی آن ملغمهای از کنشها و واکنشهای سیاسی را در پی داشت. از سویی جریان فتنه و میلیشیای غرب که همواره درصدد فرصتطلبی و گلآلود کردن فضای سیاسی کشور هستند موجسواری بر جمعیت مقلد و هوادار روحانیت را آغاز کرد و از طرفی هم مردم ولایی و شریف قم و نجفآباد اصفهان و دیگرمقلدان وی به صحنه آمدند تا موج سواری فرقه فتنه بر احساسات پاک مردم را خنثی و مهار کنند. بدون شک مرحوم منتظری که دارای آثار متعددی در حوزه مکتوبات فقهی و اصولی است در حالی دار فانی را وداع کرد که خبط و خطاهای سیاسی متعددی در کارنامه وی ثبت است. در این وجیزه با خوشبینی و حسن ظن بر اخلاق و کردار و مرتبه فقهی آن مرحوم بهرغم آنکه خطاهای سیاسی وی از نظر دور نخواهد بود تنها به ابعاد دگردیسی و تغییرموضع برخی هواداران امروز وی خواهیم پرداخت که تا دیروز چوب هتاکی و رادیکالیسم بر رهاوردهای او میزدند و امروز به دلایل سیاسی اشک تمساح برای وی جاری میکنند. در این راستا دو پرده از حقایق موجود از دگردیسیهای این عده در ذیل میآید :
پرده اول: مخالفان دیروز
آنچه از تعاملات تاریخی فیمابین حضرت امام خمینی (ره) و مرحوم منتظری برمیآید نشان میدهد که بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، طی چندین نامه تاریخی بارها خط و ربط سیاسی منتظری را مورد مؤاخذه قرار دادهاند و پس از آن بود که منتظری در نظر ملت ایران به عنوان مطرود ساحت مقدس امام(ره) شناخته شد. در آن برهه کسانی که داعیهدار همراهی با حضرت امام (ره) بودند در این زمینه با اظهارنظر و واگویی رهنمودها و خاطرات معمار سفر کرده انقلاب، موضعگیریهای خود علیه منتظری را آشکار میساختند. برخی از عناصر حلقه مدعیان دیروزحضرت امام (ره) که اکنون فرصتطلبان امروز به شمار میآیند از این جمله بودند که تنها دو سکانس از موضعگیریهای گذشته آنها در پی میآید :
سکانس یک: سخنان عبدالله نوری (هوادار امروز سرسخت و رادیکال منتظری و میرحسین موسوی) در رابطه با عزل منتظری در جمع عدهای از پاسداران، چاپ هفتهنامه شلمچه شماره ۲۱ نیمه دوم آذر ۱۳۷۶: «من از همان زمان جنگ و هنگامیکه بحث منتظری پیش آمد، خیلی دوست داشتم یک بار با او روبهرو شوم تا بتوانم شخصیتش را کنکاش کنم، امشب که این فرصت دست داد، فقط میتوانم بگویم که خدا رحمت کند امام خمینی را که در آخرین روزهای عمرش و در حساسترین زمان تاریخ انقلاب، چه خطر بسیار بزرگی را از کنار انقلاب و نظام گذراند و نگذاشت این مسأله به فتنهای ماندگار تبدیل شود... اکبر که از حرف من عصبانی شد و توقع داشت نگاهم به منتظری عوض شده باشد، جوش آورد. به او گفتم: اصلا تو امام را قبول داری یا نه؟ »
سکانس دو: نامه مهدی کروبی ( هوادار امروز منتظری و نامزد ناکام انتخابات دهم ) که به همراه دو تن دیگر در تاریخ 29/11/1367 با ادبیاتی تند خطاب به منتظری نوشته شده است: «شما اعلام میدارید که: متأسفانه دیده میشود طوری شده است که افراد خوب از ترس پروندهسازی نمیتوانند نفس بکشند»
پرده دوم: دگردیسی فرصتطلبان
پس از انقلاب اسلامی بهویژه در یک دهه گذشته مرحوم منتظری بیکار ننشست و بعد از دوم خرداد 76 با تمهید و زمینهسازی عناصر رادیکال اصلاحات، وی به عنوان یک تئوریپرداز و کسی که در زمینه حقوق بشر با برخی روشنفکرنماهای وابسته به غرب و متون ترجمانی آنها هم عقیده و صاحبنظر است درحوزه رسانههای داخلی و خارجی حضور یافت و نسبت به موضعگیری قبلی خود در زمان حضرت امام (ره) نه تنها کوتاه نیامد بلکه با شدت و حدتی مضاعف بهویژه در ایام انتخابات اخیر رخ نمود و نشان داد که منتظری همان منتظری دوران امام (ره) و حتی رادیکالتر از گذشته است. اما به گواه تاریخ کسانی که امروز وی را همراهی میکنند تا دیروز بهایی برای او قائل نبوده و وی را همواره محکوم میکردند ولی امروز به دلیل منیت و خودخواهیهای سیاسی و عطش قدرت و ثروت، چنان دچار دگردیسیهای 180 درجهای شده و متظاهرانه یا واقعی سنگ وی را به سینه میزنند که تمام گذشته خود را به باد فراموشی سپردهاند.
سکانس یک: مهدی کروبی نامزد شکست خورده انتخابات اخیر که در ایام پس از انتخابات از بیانیههای منتظری بسیارسرخوش و خوشحال بود و هواداران او چندینبار برای کسب حمایت منتظری از کروبی به بیت آن مرحوم رجوع میکردند نسبت به درگذشت ایشان احساس فرصتطلبیاش گل کرده و به همراه دیگر نامزد ناکام انتخابات در بیانیهای مشترک روز دوشنبه را عزای عمومی اعلام کردند! مهدی کروبی وقتی که برای تسلیت به بیت منتظری میرود از سوی دختر مرحوم منتظری با این سوال که «این مدت کجا بوده و چرا در قبال آن مرحوم رویهاش گونهای دیگر بوده است؟» مورد خشم و عتاب و فریاد قرار گرفت.
سکانس دو: در روز گذشته خبر«بغض و گریه عبدالله نوری در سوگ فقدان آیتالله منتظری در مصاحبه با بیبیسی» در رسانههای ضد انقلاب منتشر شد. عبدالله نوری که در گذشته منتظری را ساده لوح و خطری برای انقلاب میدانست در ایام انتخابات در نوشتهها و مصاحبههایش از منتظری دفاع جانانهای کرد. نوری در این مصاحبه گفت: «آقای منتظری شخصیتی بود که به لحاظ شجاعت مثال زدنی بود. به این معنا که هیچگاه حقیقت را فدای مصلحت نمیکرد.» وی در پیام تسلیت خود نوشته است: «این عالم عالیمقام و نستوه در راه مبارزه با ظلم و استبداد و تحجر... در دوران قبل انقلاب و... از آن بیرحمانه و ناجوانمردانه مورد اهانت، هتاکی، زندان، … و دیگر محرومیتها قرار گرفت و همچون کوه در برابر ناملایمات مقاومت کرد.»
پرده سوم: سوالات اساسی!
میرحسین موسوی و مهدی کروبی و هواداران فرقه فتنه در ایام انتخابات اخیر، حمایت تمام عیار خود از مرحوم منتظری را در انظار عمومی علنی کردند. پس از انتخابات نیز به همنوایی رسانههای بیگانه که منتظری را رهبر معنوی فرقهشان میخواندند پرداخته و گذشته خویش را زیر پا نهادند. اکنون دگردیسی 180 درجهای این عده معدود، ذهن بسیاری ازکارشناسان و تحلیلگران سیاسی را مبهوت و متعجب ساخته و سوالات اساسی ذیل را در ترازوی نقد افکارعمومی متبادر کرده است:
1- چرا عملکرد مهدی کروبی و میرحسین موسوی که داعیه خط امامی دارند با موضعگیریها و رهنمودهای حضرت امام (ره) که تا آخرین لحظات عمر مبارکشان موضع مشخص و ثابتی داشتند در تضاد و تناقض کامل است ؟
2- چرا عناصرپشت پرده فرقه فتنه که تا دیروز مرحوم منتظری را محکوم میکردند امروز دچار تناقض فکری و عملی با گذشتهشان شده و با زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی و سیاستمداری خویش، تمام قد از وی و اندیشههای منتظری دفاع میکنند؟
3- آیا سوگواری فرقه فتنه که سرانشان روزی مخالف سرسخت منتظری بودند تنها یک تاکتیک اپورتونیستی و فرصتطلبی و تظاهر است؟
4- آیا عطش قدرت و ثروت و منیت، آدمیانی چون کروبی و هواداران فرقه فتنه را اینگونه دچار قبض و بسط و گونه به گون شدن تئوریک میکند؟... و آیا و چراهای دیگری که پاسخ آنها برای خوانندگان محترم بسی مبرهن و پرواضح است.