عليرضا رادمهر- بيش از سيصد سال است که جامعةبزرگ اسلامي از پديدهاي نوين به نام «وهابيت» رنج ميبرد، زيرا پيامدهاي زيانبار و نامطلوبي در ميان جهان اسلام و امت اسلامي بر جاي گذاشته است. پيدايش وهابيتدر قرن دوازدهم هجري، محمدبنعبدالوهاب که پدرش از علماي حنبلي بود، شيفتة افکار ابنتيميه و شاگردش ابنقيمالجوزيه گرديد و تحت تأثير افکار آنان خردهگيريهاي خود را نسبت به عقايد و اعمال مذهبي آغاز نمود.سفر وي به مکه ، مدينه، بصره و ايران و مخالفت با عقايد و اعمال مذهبي مردم، موجب رانده شدن وي از سوي مردم و نزاع و جدال پيوسته با پدر و اساتيدش شد. با مرگ پدر، او دعوت و فراخواني به عقايد خويش را علنيتر ساخت! ولي برادرش سليمان در برابر افکار بدعتآميز وي به مخالفت برخاست و دو کتاب در نقد وي تأليف نمود. ديگر انديشمندان و علماي اهل سنت نيز با وي مخالفت کردند و در نقد وي کتابهايي منتشر ساختند.محمدبنعبدالوهاب در سال 1160 رهسپار شهر در عيد از شهرهاي سرزمين نجد گرديد، حاکم اين شهر محمدبنسعود جدآل سعود حکام فعلي عربستان بود. رابطة او با محمدبنسعود روز به روز افزايش يافت، اين رابطه و ارتباط بر قدرت و ثروت محمدبنسعود افزود، انديشة محمدبنعبدالوهاب و قدرت و ثروت محمدبن سعود سبب گرديد که آنها شهرها و سرزمينهاي نجد را فتح کنند. يکي از مهمترين عوامل موفقيت اين دو، علاوه بر قدرت و ثروت، اتهام کافر حربي به مخالفان بود، هر کس از اين دو پيروي ميکرد و به آئينشان ميگرويد صاحب قدرت و ثروت ميشد واگر مخالفت ميکرد در حکم کافر حربي بود خون و مال او به هدر ميرفت.آنها پس از فتح سرزمين نجد به فتح سرزمين يمن و حجاز و حتي به سوريه و عراق پرداختند. محمدبنعبدالوهاب در سال 1206 هـ . ق درگذشت و پس از او پيروان او، اميران آل سعود به عنوان وهابيون به اين آئين ادامه دادند. آنها به شهرهاي کربلا و نجف حمله کردند و بسياري از زائران و مجاورين اين شهرها از عراق، ايران و ترکيه را به خاک و خون کشيدند. و در هر مرحله از حمله به عتبات علاوه بر کشتار، خزانههاي حرم را به غارت بردند و قصد تخريب حرمهاي مطهر را داشتند که با مخالفت عمومي علما و مردم از اهل سنت و تشيع موفق به اين کار شدند. از آن زمان تا کنون در سرزمين حجاز حکومت ميکنند. علت موفقيت وهابيت را در کنار قدرت و ثروت و خشونت، در عوامل سياسي و نقشهاي تفرقهانداز و خشونت بار و تکثر و تفرق بين مسلمانان بايد جستجو کرد. اهميت اقتصادي نفت و تسلط بر حرمين شريفين و اداره آنها سبب گرديد آنها خود را بر مسلمانان تحميل نمايند.نقش مسترهمفرمستر همفر جاسوس انگلستان که خود را در ميان کشورهاي اسلامي با نام محمد معرفي نموده، در خاطرات خود که ابتدا در يک مجله فرانسوي منتشر شد و سپس به زبان عربي و هم اکنون به فارسي ترجمه شده است، از آشنا شدن خويش در شهر بصره با محمدبنالوهاب چنين گفته است: محمدبنالوهاب جوان مغروري بود که خود را مجتهدي به مراتب آگاهتر از امامان چهارگانه اهل سنت همچون ابوحنيفه ميدانست و تنها منبع شناخت اسلام را کتاب و سنت پيامبر معرفي ميکرد. وي براي هيچيک از مذاهب اهل سنت اصالتي قايل نبود و حتي گاهي ديدگاههاي خلفاي اوليه را نيز تخطئه و رد مينمود.بدينسان زمينة مناسبي براي ايجاد مکتبي جديد داشت و من هم او را براي اينکار بسيار تشويق نموده، مرتب به او ميگفتم: من اميد بسياري دارم که روزي اسلام به دست تو تجديد شود، زيرا تو تنها نجات دهندهاي هستي که اميد است اسلام اکنون به وسيلة تو از اين سقوط نجات يابد. در اين راستا روزي دروغي که يک خواب بود و من آن را ساخته بودم را براي او نقل کردم که من در خواب ديدم که پيامبر پيشانيات را بوسيد و گفت: تو همنام و وارث علم و جانشين من در دين هستي! ولي تو از آشکار ساختن عقايد خود اظهار ترس نمودي. پيامبر (ص) فرمود: نترس! وي ساده لوحانه چندين بار پرسيد: آيا راست ميگويي؟ و من نيز تأييد کردم بله. و او هر بار خوشحالتر ميشد.همفر در ادامه ميگويد: به نظرم از همان روز تصميم گرفت که ادعا و نظرات خود را ظاهر سازد. وهابيت اساس مسلک خود را توحيد معرفي ميکنند، خدايي که آنان معرفي ميکنند، خدايي است که داراي اعضاء و جوارحي همچون دست و صورت و چشم حتي انگشت بوده، اکنون بر فراز عرش خود در آسمانها قرار گرفته است و در قيامت نيز با چشمان سر ديده ميشود! او داراي جهت و قابل اشاره است و گاه نيز ميخندد ! بنا بر رأي آنان اگر کسي اينگونه معتقد نباشد بايد توبه کند و اگر توبه نکرد بايد او را کشت! وهابيون بهعلت ظاهر گرايي افراطي و جمود در ظاهر آيات و روايات و عدم تلاش براي فهم صحيح آنها، از نظر اعتقادي در مورد شناخت خداوند، دچار اهمال و تفريط، کوتهانديشي و تجسمگرايي شدهاند و بر اساس برداشتهاي جمود گرايانه، و ترميم قبرها، مسجد سازي و برگزاري نماز و دعا در کنار آنها، زيارت قبور، توسل و تبرک و استشفاء به آثار اولياء، ندا و استمداد از آنان، طلب شفاعت از ايشان، بزرگداشت ولادت و رحلت و شهادت آنان و سوگند دادن خداوند به منزلت ايشان را عبادت و پرستش غير خدا و اعمالي شرکآميز دانسته و حرام معرفي ميکنند !گفتني است در طول تاريخ، يک بار هم وهابيون با کافران جنگ نکردهاند و تمام نبردهاي آنان با مسلمانان منطقه بوده است. به تصديق تاريخنگاران، آئين وهابيت، مسلکي ساختگي است که هيچ پيشينة تاريخي در عصر صحابه، تابعان، و سه قرن نخست ندارد و تخم آن در اوايل قرن هشتم پاشيده شده است.از تخريب اماکن مذهبي توسط وهابيان ميتوان به چند نمونه اشاره کرد:تخريب مسجد فضيخ، کوچه بنيهاشم که شامل: خانة امام جعفر صادق(ع) ـ خانة امام سجاد(ع) ـ خانه ابو ايوب انصاري ـ خانة عقيل بن ابيطالب و ... بود.قبور ائمه در بقيع: امام حسن مجتبي(ع) ـ امام صادق(ع) ـ امام محمد باقر(ع) ـ امام سجاد(ع)تخريب قبور همسران، فرزندان و هزاران تن از اصحاب و ياران پيامبر.تخريب مزار حمزه عموي پيامبر در کوه احد.قبور بني هاشم در قبرستان المعلّي ـ حجونتخريب خانة حضرت خديجهتخريب محل ولادت پيامبر در شعب بني عامرو حال به نظر شما خوانندگان محترم سايت محاکمه ، آيا به راستي تحميل ديدگاههاي وهابي گرايانه، از طريق اعمال خشونت آميز با انديشه هاي ناب محمّدي و توحيدي هم سوئي دارد؟