
هفته گذشته همایشی با عنوان «سبزترین فصل سال» از سوی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی در سالن شهید چمران دانشکده فنی برگزار شد.
در این مراسم که حدود چهار ساعت به طول انجامید، سخنانی از سوی محمدرضا ظفرقندی، الهه کولایی، نجفقلی حبیبی و محسن رهامی مطرح شد که فراوان جای تأمل، تفکر و نقد و تحلیل دارد.
بخشهایی از این سخنان در برخی خبرگزاریها قرار گرفته و متن حاضر نقد و تحلیلی خواهد بود در راستای شفافسازی و ارتقای سطح بصیرت که بارها و بارها از سوی مقام معظم رهبری مورد تأکید قرار گرفته است.
این مقال تنها تلنگری است برای دوستانی که بر موج احساس سوار شده و پیش از آنکه در خصوص حقیقت و ماهیت کلام فکر کنند، به هیجان آمده و با کف و سوت سخنرانان را تشویق میکنند.
روزنامه «جوان» امیدوار است به نقد حاضر که کامل آن در سایت جوان آنلاین موجود است، نقد یا انتقاداتی وارد شود تا از مسیر پرسشگری و پاسخگویی فضایی مملو از اندیشه فراهم آوریم.
از کجا اطلاع یافتهاند که نیروهای بیاصالت و غیر دانشجو وارد دانشگاه شدند؟
در بخشی از اظهارات آن همایش آمده است: «امسال در روز دانشجو دو مسأله اتفاق افتاد؛ اول اینکه افرادی را از خارج دانشگاه با اتوبوس وارد دانشگاه کردند و کارتهایی هم به دستشان دادند و البته پذیرایی هم شدند.»
«دلیلی نداشت که این افراد در روز 16 آذر برای ارعاب و ضرب و شتم دانشجویان که از بهترین جوانان این کشور هستند به دانشگاه بیایند، به این آقایان میگویم با تجربه 33 سالهای که دارم این برخوردها با دانشگاه جواب نمیدهد. این روشهای پوسیده پاسخ نمیدهد. این همه نیرو به دانشگاه آوردید اما اینها اصالت نداشته و نیروی دانشگاه نیستند. قطعاً این روشها از بین رفتنی است و ماندگار نیست.»
بهراستی این آقایان از کدام منابع خبری اطلاع یافتهاند که نیروهای بیاصالت و غیر دانشجو وارد دانشگاه شدند و دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار دادند؟
طبق آنچه موجود و متقن است و برخی از منابع خبری از جمله سایت تابناک که در روز 16 آذر به انتشار «گزارش تحولات روز 16 آذر در تهران و برخی شهرها» پرداخت، ادعای فوق حقیقت ندارد.
حسن مسلمی نائینی، مدیرکل امور دانشجویان داخل وزارت علوم نیز به خبرگزاری مهر و انجام مصاحبهای در تاریخ 18/9/1388 درباره مسائل روز 17 آذر گفته است:«مسؤولان دانشگاه تهران این موضوع را که افرادی از خارج دانشگاه وارد دانشگاه شده باشند و با دانشجویان برخورد کرده باشند را تکذیب و رد میکنند.
نکته مهم اینجاست که با توجه به حقایق و اخبار سمعی و بصری، تعداد حامیان آقای موسوی در روز دانشجو و روزهای بعد از 16 آذر شاید به یک سوم دانشجویان مقابلشان نمیرسید. بر این اساس طبیعی است اگر عدهای بنابر یکسری شایعات، دانشجویان تشکل مخالف خود را به تمسخر بگیرند و آنان را غیر دانشجو و بیاصالت بنامند. آیا این معنای سبز بودن آنهاست؟
نگران نباشید؛ آقای نبوی آمادگی جسمانی بالایی دارد
در ادامه سخنرانی بر مظلومیت یکی از آقایان تأکید شده است: «بنده بیماری دارم به اسم بهزاد نبوی، آقای نبوی قبل از این حوادث سه بار مورد عمل جراحی قلب قرار گرفته است. با سنی نزدیک به 70 سال اکنون در زندان به سر میبرد.»
این سخن که با تشویق بسیاری از دانشجویان همراه شد جای تعجب فراوان دارد.
چراکه آقای صالح نیکبخت وکیل بهزاد نبوی در تاریخ 8/9/88 با خبرگزاری ایلنا مصاحبهای انجام داد و آن خبر در بسیاری از سایتهای اینترنتی انعکاس یافت.
در بخشی از آن خبر آمده است: «نیکبخت با بیان اینکه بستری شدن نبوی در بیمارستان خاتمالانبیا با دستور و نظارت دادستان تهران و معاونان وی صورت گرفته است، گفت: اینجانب از طرف خانواده نبوی از اقدامات دادستان تهران قدردانی میکنیم و از زمانی که ایشان به این سمت منصوب شدهاند تاکنون همه اقدامات در مورد موکل اینجانب به صورت قانونی بوده است.»
هر چند وکیل آقای نبوی در مصاحبهها به دو بار عمل جراحی قلب موکل خود اشاره کردهاند، ولی لازم است در جهت رفع نگرانی پزشک این بیمار، به برخی از تواناییها که نشانگر آمادگی جسمانی آقای نبوی برای شش سال حبس تعزیری میباشد، اشاره کنیم:
«اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام تحت عنوان مشارکت نبوی در اعلامیهها و اطلاعیههای تنظیمی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، نگهداری اسناد محرمانه، اخلال در نظم عمومی و شرکت در راهپیمایی روزهای 23 و 25 خرداد. »
«ولایت فقیه» جزء لاینفک اندیشههای امام خمینی(ره) بود
این نوشته نقد و تحلیلی بود بر قسمتی از اظهارات در مراسم سبزترین فصل سال. گفتنی است تمام نقل قولها از آن دسته سایتهای خبری و تحلیلی استخراج شده که به عنوان حامی درجه یک آقای موسوی و اصحابش به شمار میآیند. بنابراین یقین داریم که اگر انعکاس آن سخنان به درستی صورت گرفته باشد، استادان فرزانه و بامنطق یا لااقل یکی از آن دانشجویان متفکر و متعهد به جریان سبز، نقد حاضر را مطالعه کرده و با دقت به نظردهی و اعلام آزادانه اندیشه خود نسبت به این متن خواهد پرداخت. قطعاً این مسیر پرسشگری و پاسخگویی که میتواند مصداقی از آزاداندیشی، چند صدایی و تحمل مخالف باشد، گام بلندی را در جهت نقد مابقی بیانات آن همایش و در مجموع روشن شدن جمیع حقایق بعد از انتخابات خواهد برداشت. در این راستا ذکر یک نکته و چند سؤال به هموار شدن مسیر منظور کمک خواهد کرد و آن اینکه موضوع «ولایت فقیه» جزء لاینفک اندیشههای حضرت امام خمینی(ره) بود و در اینباره در موقعیتهای مختلف تأکیدات موکد و مکرری داشتهاند. حال با توجه به نکات و ابهاماتی که در همایش سبزترین فصل سال درباره برخی از اندیشههای رهبر کبیر انقلاب ایجاد شد و البته بارها و بارها درباره آن مسائل در رسانههای متفاوت توضیحاتی ارائه شده است، بر این اساس اگر محور اصلی آن گردهمایی و مرکز ثقل سخنان را دفاع از امام (ره) و راه ایشان فرض کنیم، چطور آن جزءلاینفک اندیشههای حضرت امام از ذهن بعضیها پاک شده است؟ و با این حال مدام به انحای گوناگون میگویند: «به نظر ما پا روی حرف امام (ره) گذاشتن بسیار بدتر از پاره کردن عکس امام (ره) است. »
آیا این افراد ولی فقیه زمان را قبول دارند که دقیقاً یک روز پس از سخنان روشنگرانه مقام عظمای ولایت در میان جمعی از طلاب و روحانیون، همایشی را در خلاف جهت آن بیانات ارزشمند برپا کردند؟
پاسخ به این سؤالات در یک فضای منطقی و خالی از هیاهو و هیجان قطعاً روشن می کند که چه کسانی پا روی حرف امام (ره) گذاشتند و این اندیشه خویش را پیگیر بودند و هستند که «حرف همان است که من میگویم و بس.»
متن کامل را در سایت مطالعه فرمایید.