
آمریکا راهبرد جدید خود که به گفته «جیمز جونز» مشاور امنیت ملی کاخ سفید، دو سال به طول خواهد انجامید را با اعزام نیروهای بیشتر به سمت جنوب افغانستان آغاز کرده است. در راستای این طرح که «عبدالرحیم وردک» وزیر دفاع افغانستان درباره آن سخن گفت 8تا 10 هزار نیروی افغان به استانهای هلمند و قندهار اعزام میشوند. هلمند همان استانی است که عملیات «خنجر» به فرماندهی انگلیسیها در تابستان امسال در آنجا با شکست کامل مواجه شد و فرمانده نظامیان انگلیس در این منطقه نیز کشته شد. قندهار نیز که به نوعی پایتخت طالبان محسوب میشود (در بیانیههای برخی گروههای طالبان از قندهار به عنوان پایتخت امارت اسلامی افغانستان یاد میشود) هدف آمریکا و متحدان برای اعزام نیروهای بیشتر است.
این دو استان هم مرز بلوچستان پاکستان و در نزدیکی مرزهای ایران هستند. همچنین قندهار در همسایگی استان پکتیکا که با وزیرستان جنوبی پاکستان هم مرز است قرار دارد.
هدف از اعزام نیروهای بیشتر به این دو استان را میتوان از سخنان گوردون براون نخست وزیر انگلستان که چند روز پیش به جنوب افغانستان سفر کرده بود فهمید. او مرز افغانستان و پاکستان را کانون تروریسم جهانی عنوان کرد و خواستار تلاش مشترک نیروهای ائتلافی و نظامیان افغان برای شکست طالبان شد. البته سخنان براون و برخی فرماندهان آمریکایی همچون مایکل مولن، نشان از آغاز دور تازهای از درگیریها در جنوب و شرق افغانستان دارد. براون گفت: «به نظر من، ماههای آتی، بسیار حساس و حیاتی خواهند بود.» مایکل مولن که رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکاست نیز به شروع درگیریهای تازه اشاره کرد و افزود: «اولین گروه سربازان آمریکایی که قرار است به افغانستان اعزام شوند باید انتظار درگیریها و تلفات بیشتری را داشته باشند.»
پیغامهایی که ژنرالها و مقامات سیاسی آمریکا برای پاکستان ارسال میکنند نیز نشان میدهد که آنها میخواهند طالبان را در جنوب و شرق افغانستان که هم مرز غرب پاکستان است، در منگنه قرار دهند. به این طریق که نظامیان آمریکا، ناتو و متحدان در افغانستان به کمک نظامیان افغان با طالبان مستقر در جنوب و شرق افغانستان از هوا و سپس در زمین درگیر شوند و از آن طرف هم نیروی زمینی پاکستان با کمک نیروهای هوایی آمریکا به عملیات خود علیه طالبان مستقر در مناطق قبایلی دو سوی مرز دو کشور، شدت بخشد. دیوید پترائوس فرمانده نظامیان آمریکا در خاورمیانه و آسیای مرکزی در حاشیه اجلاس امنیتی منامه با ابراز خرسندی از عملیات مؤثر پاکستان علیه طالبان بر شدت گرفتن فشار نظامیان اسلامآباد بر شبه نظامیان مستقر در دو سوی مرز تأکید کرد. ژنرال مایکل مولن رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا نیز پس از دیدار با وزیر کشور افغانستان و تبادل نظر درباره آموزش نیروهای افغان به پاکستان رفت و با ژنرال پرویز اشفق کیانی فرمانده ارتش این کشور دیدار کرد تا موضع آنها در قبال طالبان تأیید و به تشدید مبارزه دعوتشان کند.
همه این فعل و انفعالات اما به نام صلح انجام میشود. اوباما طرح اعزام 30 هزار نیروی جدید را جنگ برای صلح نامید اما وقعیت آن است که سیطره بر افغانستان و پاکستان و سپس آسیای میانه، هدف اصلی آمریکا شده نه صلح. آمریکا در چارچوب سیطره بر کشوری که منابع و معادن مختلفی دارد و یکی از منابع بزرگ آب در منطقه است و همچنین کنترل و در صورت توان، نفوذ در کشورهایی چون ایران،روسیه، چین و هند به عنوان قدرتهای منطقهای و جلوگیری از روی کارآمدن دولتهای اسلامگرا (مانند حکومت ایران) قصد دارد برای همیشه در افغانستان بماند. رابرت گیتس و فرماندهان آمریکایی بارها گفتهاند که آمریکا ممکن است پس از 2011 هم در افغانستان ماندنی باشد.
این سخن آمریکاییها با چراغ سبز حامد کرزای هم مواجه شد که گفت: «تا 15 سال دیگر قادر به تأمین امنیت افغانستان نیستیم.»
جیمز جونز مشاور امنیت ملی کاخ سفید طرح اوباما در افغانستان را طرحی بلند مدت برای حمایت از دموکراسی در افغانستان طی سالهای طولانی آینده اعلام کرده است.
«فیلیپ جرالدی» کارشناس مسائل بینالمللی در مقالهای که پایگاه خبری تحلیل آنتیوار وابسته به پنتاگون آن را منتشر کرد نوشته است: «در گذشته احتمال اینکه زمانی دولتی با حاکمیت اسلامی روی کار بیاید بعید به نظر میرسید اما هم اکنون به دلیل مشکلات همه جانبهای که دولت پاکستان با آن روبهرو است این احتمال افزایش یافته است.»
همین نویسنده در ادامه مقالهاش طرح اوباما را در راستای حمایت از دولتهای کرزای و زرداری میداند و اعزام نیروهای بیشتر به افغانستان را در شرایطی که القاعده در حال نابودی است و آمریکاییها اذعان میکنند از سال 2001 تا کنون اطلاعاتی از بن لادن کسب نکردهاند را بیمعنا ارزیابی میکند و نتیجه میگیرد آمریکا به دنبال حفظ تسلیحات هستهای پاکستان است نه مبارزه با تروریسم. همه این گزینهها که به عنوان اهداف آمریکا از ادامه اشغال افغانستان و تسری دادن اشغالگری به پاکستان آمد وقتی ما را به استراتژی ایالات متحده نزدیکتر میکند که بدانیم آنها در فکر یک طراحی سیاسی نظیر آنچه برای عراق در نظر داشتند افتادهاند تا افغانستان را به ایالت پنجاه و یکم خود تبدیل کنند.
به تازگی «ریچارد هالبروک» نماینده ویژه آمریکا در افغانستان پیشنهاد استقرار یک ناظر بینالمللی از سوی سازمان ملل بر حکومت افغانستان را مطرح کرده است. در واقع این ناظر منتصب از سوی سازمان ملل بر حکومت افغانستان نظارت خواهد داشت و بسیاری از امور هم با مشورت یا حتی دستور وی قابل اجرا است.
این مسأله به معنای از دست رفتن استقلال سیاسی افغانستان و تبدیل شدن این کشور به یکی از ایالات آمریکا است. به ویژه آنکه به احتمال قریب به یقین، این ناظر آمریکایی خواهد بود. در عراق هم آمریکا به دنبال گماشتن یک حاکم آمریکایی بود اما با درایت مرجعیت دینی و مقاومت ملت عراق، این طرح شوم به شکست انجامید و دولت مردمی در این کشور روی کار آمد.
افغانستان در طول سال 2010 کانون درگیریهای سنگین خواهد بود چرا که آمریکا ظاهراً قصد دارد با سرکوب سرکردگان طالبان، تطمیع هواداران مردمی آنان، مذاکره با سران قبائل افغان و پاکستانی به نوعی ثبات در این کشور دست یابد. اما واقعیت این است که واشنگتن قصد دارد با تضعیف هر چه بیشتر دولتهای کابل و اسلامآباد و ملتهب نگاه داشتن فضای دو کشور بر ادامه حضور خود و متحدانش مشروعیت ببخشد و اهداف بلند مدت خود را در این دو کشور و منطقه دنبال کند.