
برگزاری نهمین مجمع کشورهای صادر کننده گاز موسوم به G.E.C.F و انتخاب دبیر کل این مجمع، عاقبت پیشنهاد رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران مبنی بر تشکیل سازمانی همانند اوپک برای کشورهای دارای ذخایر گاز طبیعی را عملی ساخت و سازمان جدیدی در ادبیات ژئوپلتیکی جهان متولد شد.
به گزارش جهان هویت سازمانی یافتن مجمعی که هفت سال پیش به پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران و در پی نخستین نشست رسمی خود در سال 2001 میلادی در تهران تشکیل شد و عدم حضور نمایندهای از ایران در پستهای اصلی G.E.C.F ، از موضوعات مهمی است که در هفته گذشته توجه بسیاری از رسانه های داخلی و خارجی را به خود جلب کرد.
انتخاب «لئونید نوخانوفسکی» معاون شرکت «ترانس استروی گاز» (وابسته به شرکت گازپروم، غول گازی روسیه) به عنوان دبیر کل مجمع کشورهای صادرکننده گاز و تعیین قطر به عنوان مقر سازمان در حالی صورت گرفت که پیش از آن بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران انرژی و حتی مقامات رسمی عنوان کرده بودند که ایران باید به عنوان دبیرکل این مجمع انتخاب شود.
برخورداری ایران از دومین ذخیره گاز طبیعی جهان، پیشنهاد تاسیس سازمان توسط رهبر معظم انقلاب، حضور ایران در مرکز ثقل بازارهای جهانی گاز در شرق آسیا و اروپا از جمله مزیتهایی بود که حضور نماینده ایران برای تصاحب پست دبیرکلی مجمع کشورهای صادرکننده گاز را بسیار قابل پیشبینی کرده بود. اما دیپلماسی کمتحرک نمایندگان ایران در نهمین مجمع کشورهای صادر کننده گاز و رایزنیها و لابی با برنامه نمایندگان روس سبب شد تا پست دبیرکلی G.E.C.F برای مدت دو سال به نماینده روسیه برسد.
آنچه در این میان حائز اهمیت است، بررسی دلایل کمکاری نمایندگان ایران در این نشست است به گونهای که کشورهای روسیه، قطر و الجزایر پستهای اصلی سازمان را تصاحب کردهاند. آیا دومین دارنده ذخایر گازی جهان محق داشتن دستکم یک پست کلیدی در مجمع کشورهای صادرکننده گاز نیست؟
واقعیت آن است که خوشحالی زائد الوصف و استقبال معاون سرمایهگذاری شرکت ملی نفت در خصوص انتخاب روسیه به عنوان دبیر کل G.E.C.F در حالی مطرح میشود که جمهوری اسلامی ایران طی 2 سال آینده در کنار کشورهایی نظیر ترینیداد و توباگو،گینه استوایی، نیجریه، لیبی و بولیوی تنها به عنوان یکی از اعضای مجمع حضور خواهد داشت و صرفا میتواند مانند این کشورهای با ذخایر اندک، به اظهارنظر بپردازد. متاسفانه دیپلماسی ضعیف نمایندگان کشورمان در مجمع اخیر تا اندازهای قابل انتقاد است که کشورهایی همانند ونزوئلا و بولیوی-که از متحدان سیاسی ایران به حساب میآیند- نیز از دبیرکلی روسیه حمایت کردهاند.
تنها کافی است طی روزهای اخیر اخبار G.E.C.F را در خبرگزاریهای بزرگ جهان پیگیری کرد تا جای خالی سخنان اعضای هیات ایرانی در این مجمع را به چشم دید. متاسفانه باید اذعان کرد قدرت گازی ایران توسط دستگاههای مسئول در وزارت نفت که بزرگترین بنگاه اقتصادی ایران محسوب میشود، نه تنها به درستی ارزیابی نشده، بلکه آنچنان که باید نیز معرفی نشده است و لزوم تجدیدنظری اساسی در استفاده کارآمد از ظرفیتهای موجود بسیار احساس میشود.