کد خبر: 197055
تاریخ انتشار: ۱۱ آذر ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۹
مصطفی نمازیان - برخی واژه‌ها و عبارات است كه اگر به دادشان نرسی ممكن است مصادره به مطلوب شوند. در این حالت ممكن است این لفظ از اصل معنایی خود تهی شود و روح و معنایی دیگر در آن رسوخ كند. كلمه‌ای همچون آزادی را به خوبی دیدیم كه در پاسخ به انتقاداتی، مخالفان جنگ آمریكا علیه عراق و افغانستان، از سوی دولتمردان آمریكا به عنوان ارمغان این جنگ‌ها! عنوان می‌شد. یا آزادی بیان را در توهین و تمسخر مبانی ارزش‌های دینی و اسلامی تفسیر می‌كردند.البته در هر كشور و فرهنگی كلمه یا عبارت خاصی را نیز می‌توان یافت كه دچار این حالت شده است. خط امامی بودن از جمله این واژه‌هاست كه تنها مختص ایران پس از انقلاب است و بس. البته تعلق به هر واژه‌ای نیاز به پیش نیازهایی معرفتی، عملی و... دارد. با این مقدمه در مورد ملاك‌های خط امامی بودن نیز می‌توان به چنین شناختی دست یافت. یعنی هم مبانی معرفتی خط امامی بودن و هم سیر تاریخی این گفتمان را بررسی كرد. حتی در مواردی نیز می‌توان با مقایسه تطبیقی زمان حال و زمان حیات امام راحل، به تشخیص ملاك‌های خط امامی بودن افراد و راه آنها پرداخت. سخنان و سیره عملی امام راحل منبع مؤثر و مستحكمی در این شناخت است. خط امامی بودن را هنگامی می‌شناسیم كه بدانیم مخالفان خط امام چه عملكرد ویژگی‌ای داشته و دارند. باروی‌كار‌آمدن دولت نهم ناگهان شاهد استفاده ژورنالیستی از واژه خط امام و یاران امام در جهت حمله به سیاست‌های دولت نهم بودیم. این امر در حوادث بعد از انتخابات باشكوه دهم نیز تداوم یافت. اما این تعریف فاقد دو جنبه بسیار مهم بود: تاریخی- مبانی معرفتی. در این دوره تنها به ذكر نام امام و یادی از برخی همراهان یا كسانی كه در دوران حیات ایشان در ایران زندگی می‌كردند، می‌پردازند. به عنوان مثال اگر كسی در دوران حیات امام استاندار آن دوره بوده ودر حال حاضر در جبهه مخالفان دولت باشد، از چنان تقدسی برخوردار می‌شود كه حتی شاید در مورد خود امام راحل استفاده نشود. تلقی ایشان از خط امام تنها به حضور در مرقد امام راحل وسخنرانی ختم می‌شود. اینها خط امام را كه هیچ، دستخط امام را نیز تحریف كرده‌اند و تشكل «بنیاد حذف و تحریف اندیشه‌های امام» را با كمك ماكیاولیست‌های سیاست ایران تشكیل داده‌اند. نهضت ضدآزادی نیز ناظر بر این جریان است. انقلاب قرار بود به دست نامحرمان نیفتد و اینك جاسوسان و خیانت پیشگان نهضت آزادی پای ثابت جلسات خط امامی‌های ماكیاول شده است. جملات امام را گلچین كرده‌اند و هركدام كه باب میل بود را به ابزاری برای كوباندن بر سر مخالفان خود و به خصوص دكتر احمدی‌نژاد بدل كرده‌اند. از «میزان، رأی ملت است» می‌گویند ولی فراموش كرده‌اند كه «میزان حال فعلی افراد است». مردم گریزان دیروز مردم ستیزان امروز در حالی دولت نهم را به پوپولیسم متهم می‌كنند كه فراموش می‌كنند امام راحل بزرگ‌ترین پوپولیست بود. جمله شهید بهشتی را امروز تعبیری وارونه می‌بینیم: ما تشنگان قدرتیم نه شیفتگان خدمت. اكبر گنجی با صراحت از سپرده شدن افكار امام راحل به موزه تاریخ سخن گفت و هیچگاه ندیدیم كه خاتمی اعتراضی كند. حفظ قدرت به هر قیمتی مهم بود. می‌توان همواره چماق دموكراسی و دموكرات بودن را بر سر مخالف كوبید. هرگاه بر سر قدرت بودی می‌توانی همچون بنی‌امیه و خلفای عباسی برای حفظ قدرت خود به هر ریسمانی چنگ بزنی. هركس كه پیام شما را درك نكرد، باید كنار برود و از سویی دیگر در اقدامی ماكیاولیستی شعار بدهی: ‌زنده‌باد مخالف من- تحمل مخالفراستی در تعریف ماكیاولیست‌ها یاران امام چه كسانی هستند؟ آیا «یار امام بودن و مخالف دولت بودن» با هم رابطه‌ای دارند؟ در این صورت از دید ماكیاولیست‌ها جایگاه امثال حجت‌الاسلام رحیمیان و دیگر روحانیون و شخصیت‌های مبارز و حامی دولت نهم در قاموس خط امامی آقایان كجاست؟ جمله معروف موسولینی را به یاد آوردم: «من گاهی مرتجع و گاهی انقلابی هستم و این بستگی به شرایط دارد».چه تفاوتی ژرف است میان افراد مختار و افراد مجبور. چه تفاوت ژرفی است میان اختیار و اجبار. برای ما جای سؤال است کسانی که مرتباً دم از خط امام می‌زنند، در مقابل فرمایشات صریح رهبر معظم انقلاب که در حکم جانشین حضرت روح‌الله است چه موضعی اتخاذ کرده‌اند، چرا به جای دعوت به آرامش و تمکین به رأی ملت، به دنبال ایجاد آشوب و ناامنی در سطح جامعه و دانشگاه می‌باشند؟ چرا با القای شبهات بی‌اساس و غیر مستدل به شعور سیاسی ملت توهین می‌کنید؟ شمایی که مرتباً دم از اخلاق‌گرایی و پرهیز از دروغگویی می‌زدید، با کدامین دلیل و منطق به تخطئه رأی مردم می‌زنید؟ چرا رأی و نظر خود را قصد دارید به اجبار به کل ملت تلقین کنید؟ چرا خود را قیم ملت می‌دانید؟ برچه اساس خود را برتر و بالاتر از ملت و در حکم عقل کل می‌دانید و مخالفانتان را تخطئه می‌کنید؟ مگر می‌شود با تابلوی خط امامی بودن، زیر بیرق كسی رفت كه خون به دل امام(ره) كرد و كار را به جایی رساند كه پیر مراد ملت از خدا طلب مرگ كرد؟ مگر می‌شود شعار خط امام را فریاد زد و دست خط امام را نادیده گرفت؟ آقای خط امامی! مگر می‌شود آن روزهای تلخ را به این زودی فراموش كرد؟ مگر می‌شود خشم بغض‌آلود «خط‌امام»ی‌های واقعی از فتنه‌ای که دل و جان امام‌شان را آزرده بود و چشم‌های خیس و لب‌های«امن‌یجیب»گوی و دل‌های مضطرب آن دوره را به باد فراموشی سپرد؟ نه برادر من! یا اصلاً خط امامی نبوده‌اید، یا دچار فراموشی سیاسی شده‌اید. شاید هم دنبال خط «امامی جدید» می‌گردید!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار