
دکتر نقوی نماینده ورامین در مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون امنیت ملی که سالها سابقه تدریس علوم سیاسی در دانشگاه ها را دارد، معتقد است که به دلیل نقش پر رنگ بیگانگان در وقایع اخیر و روحیه ضد استکباری مردم ایران، هدایت کودتای مخملی توسط کشورهای خارجی در ایران به بن بست رسید. خبرنگار ما در گفتگویی تفضیلی با این عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس به بررسی ابعاد مختلف طرح کودتای مخملی در ایران پرداخته است.
• آقای دکتر تعریف شما از کودتای مخملی چیست و برای خوانندگان بگوئید که آیا سابقه انجام چنین تحرکاتی در داخل کشور وجود دارد یا خیر؟
• من معتقدم که کودتای مخملی به برخورد قدرتهای خارجی و به خصوص قدرتهای استکباری که در پی تحمیل نظرات و سیاستهای خودشان بر یک کشور و ملت هستند بر می گردد. در حقیت مفهوم سیاسی کودتای مخملی این است که این قدرتها با استفاده از امکانات بیرونی از جمله رسانه ها و جهت دهی افکار عمومی و هچنین با استفاده از منابع مالی، عواملی را در داخل آن کشور بسیج می کنند تا این عوامل با استفاده از شکافهای اجتماعی بخشی از مردم را در پشت سر خودشان هدایت کنند و این عده را علیه نظام سیاسی حاکم، حرکت دهند. در نهایت هم این شورش ها باعث برهم خوردن نظم عمومی و ثبات سیاسی کشور هدف شود و نهایتا منجر به سقوط دولتی شود که از متن مردم برخواسته است. این پدیده کودتای مخملی نام دارد و تفاوت آن با کودتای نظامی و کودتاهای دیگر این است که از نظامی ها و قوه قهریه استفاده نمی شود، بلکه براندازی با بسیج بخشی از بدنه جامعه با هزینه های مالی و استفاده از رسانه های جمعی صورت می گیرد و چهره کار یک چهره مردمی نشان داده می شود. سابقه انجام چنین تحرکاتی در ایران به کودتای 28 مرداد باز می گردد. اگرچه در آن کودتا نظامی ها موثر بودند و آنها هم مشارکت داشتند، اما حرکتی که آمریکایی ها در داخل ایران در مرداد 1332 داشتند، تقریبا یک کودتای نیمه مخملی بود. چراکه مردم به حمایت از دولت مردمی وقت به خیابانها آمدند و شاه از ایران گریخت اما 3 روز بعد تمامی قضایا برعکس شد. کین روزولت که هدایت کننده این کودتا بوده در کتابی به نام کودتا در کودتا می گوید: من با کیفی پر از دلار به ایران آمدم تا کسانی که زمینه حمایت از شاه را داشتند، تقویت کنم و با متحد کردن، آنها را به خیابانها بیاورم. در این کتاب حتی فرمول این حرکت هم توضیح داده شده است. این حرکت در تاریخ کشور ما انجام شده است اما اگر بخواهم به نمونه های خارجی آن اشاره کنم، می توانم به حرکتی که به شکل معاصر و پیشرفته در برخی از کشورهای حوزه قفقاز و آسیای مرکزی صورت گرفته نام ببریم. به عنوان مثال انقلاب گلی گرجستان که دقیقا طراحی مشابه ایران داشت و آمریکایی ها این مدل را در گرجستان انجام دادند و موفق هم شدند. یعنی هواداران رقیب انتخاباتی برگزیده ملت در اعتراض به نتایج انتخابات به خیابانها ریختند و با حمایت مالی آمریکایی ها دولت قانونی را سرنگون کردند. بنابراین کودتای مخملی مفهومش این است که قدرتهای خارجی برای تحمیل نظرات خودشان با استفاده از امکانات مالی و رسانه ها بخشی از مردم را علیه دولت رسمی و قانونی بسیج می کنند تا این دولت را سرنگون کنند.
• چه عواملی می تواند در شکل گیری این کودتاها نقش داشته باشد؟
• همان طور که در تعریف کودتا اشاره کردم، عوامل موثر کودتای مخملی به دو بخش عوامل داخلی و خارجی تقسیم می شوند. عوامل خارجی غیر قابل انکار هستند. یعنی اگر کسانی در همین مسائل اخیر ایران بخواهند نقش قدرتهای خارجی را انکار کنند، یک حقیقت مطلق را می خواهند بپوشانند. اگرچه وزیر امور خارجه آمریکا و نخست وزیر انگلستان در خصوص نقش خودشان در وقایع اخیر هم اعتراف کردند. دولت ایتالیا و فرانسه هم رسما حمایت کردند و منابع در اختیار اغتشاشگران قرار دادند. اعتراف مسببان داخلی هم این را نشان می دهد. بخش دوم عوامل داخلی هستند. عوامل داخلی معمولا از بین کسانی که از وضع موجود ناراضی هستند انتخاب می شود. در حقیقت دیدگاه آنها مهم نیست و عوامل خارجی اهمیت نمی دهند که اینها به چه دلیل ناراضی هستند بلکه فقط همان مخالفت و اعتراض این سری افراد برای جذب و بسیج کردن توسط قدرتهای خارجی کافی است. البته این قدرتها نشان دادند که در آینده با عوامل خودشان هم برخورد می کنند و نمی گذارند همین ها حکومت کنند و آنها را نیز از بدنه قدرت خارج می کنند. در حقیقت اینها یک ابزار برای رسیدن به اهداف سلطه طلبانه قدرتهای خارجی هستند. ما این افراد را در تاریخ سیاسی کشور خودمان هم دیده ایم. به طور مثال رضاخان میر پنج که توسط انگلیسی ها آورده شد و به قدرت رساندند اما وقتی که سلطه حکومت مرکزی را بر ایران کاملا مسلط کردند، خود رضاخان را هم کنار گذاشتند. آنها به عوامل خود به هیچ وجه رحم نمی کنند.
• از دیدگاه شما نقش احزاب و گروه ها و عوامل داخلی در وقایع اخیر به چه صورت است؟
• ببینید ما معتقدیم نظام مردمسالاری ما یک نظام آزاد است و همه جریانات و گروه های سیاسی می توانند در عرصه حضور پیدا کنند و از نامزد و برنامه های خودشان دفاع کنند و این برنامه ها را به مردم عرضه کنند. در انتخابات دهم ریاست جمهوری تمامی این اتفاقات افتاد. یعنی نامزدهای مختلف با سلیقه ها و برنامه های مختلف از امکانات قانونی و کاملا دمکراتیک جمهوری اسلامی ایران حمایت و همه انها از رسانه ملی و نشریات استفاده کردند و حتی وارد برنامه های مناظره شدند تا خود را معرفی کنند. مردم هم کاملا برنامه های آنها را شنیدند و در مناظره ها حتی مقابله ها را هم دیدند و حتی اعتراضات را هم شنیدند و وارد عرصه تصمیم گیری شدند. یعنی احزاب و گروه ها که وضع موجود را قبول نداشتند از فرصت مساوی با رئیس دولت نهم و امکانات برابر با این دولت استفاده کردند و دیدگاه های خود را مطرح کردند. بعد از انتخابات هم هر آدم منصف و تحلیل گر سیاسی که منصفانه قضاوت کند باید به این نوع انتخابات احسنت بگوید. چراکه یک رقیب انتخاباتی دولت حاکم در صحنه می آید و 14 میلیون رای می آورد. این یک افتخار برای نظام جمهوری اسلامی ایران است. ما کمتر در نظام های سیاسی دنیا سراغ داریم که شاهد چنین رویدادهایی باشیم. بنابراین در چنین عرصه بازی عوامل خارجی وارد می شوند و کار را مدیریت می کنند و کسانی را که از نتیجه انتخابات راضی نیستند، آنها را منسجم می کنند و حتی اطلاعاتی در دست است که خود نامزد را هم مدیریت کرده اند. دلیل من هم برای این ادعا این است که آقای موسوی در روز انتخابات هنوز هیچ صندوق رای باز نشده و هیچ رای شمرده نشده است، جلوی دوربین ها و خبرنگاران قرار می گیرد و خود را پیروز انتخابات می خواند. این از فردی که خود چندین انتخابات برگزار کرده، رئیس دولت بوده و قانون را می شناسد و انتخابات را درک می کند، بسیار بعید به نظر می رسد. حداقل این است که ایشان باید اجازه می داد که 100 صندوق باز شود و نتیجه آن را تصری دهیم. این موضوع نشان می دهد که ایشان نیز مدیریت و به او جهت داده می شود. یا نماینده ایشان در شورای نگهبان از ساعت 10 صبح به هر خبرنگاری اعلام می کند که ما پیروز انتخابات هستیم. به طوری که نماینده یکی از نامزدها به شدت به این موضوع اعتراض می کند که چرا هنوز هیچ چیز مشخص نشده است، برای مردم توهم ایجاد می کنید؟ بنابراین بسیار مشخص است که این موضوع هدایت شده است. خود آقایان هم می دانند که در هیچ نظام سیاسی امکان جا به جایی چنین میزان رای وجود ندارد. بنابراین تحلیل من به عنوان یک تحلیل گر مسائل سیاسی که استاد دانشگاه نیز هستم، این است که اعتقاد دارم که اینها مدیریت شده اند. ما در روز قدس شاهد بودیم افرادی در صحنه آمدند با شعارها و پوسترهایی که با آرمانهای امام، اصول انقلاب، پیام های رهبری و آرمان شهدا و اساس جمهوریت نظام مغایرت داشت. آن وقت در این جمع آقای کروبی و موسوی حضور پیدا می کند. این حرکتها کاملا آگاهانه صورت می گیرد و متاسفانه این آقایان ابزار شدند و این نخبگانی که مخاطب مقام معظم رهبری هستند، ابزار قرار گرفتند و این وقایع تلخ اتفاق افتاد. البته من باید یک تفکیکی بین مردم رای دهنده با این عوامل آگاه انجام دهدم. مردم ما مردمی صادق و متعهد هستند که احساس تکلیف کردند و پای صندوق آمدند و رای دادند و بر اساس شناخت و درک خود آزادانه رای دادند. بنابراین مردم از عوامل اصلی متفاوت هستند و دیدیم که مردم با شناخت حقیقت دور این افراد را خالی کردند. ما امروز مردمی را می بینیم که به نامزدهایی غیر از احمدی نژاد رای داده اند و اظهار ندامت و پشیمانی می کنند. اینها قبل از انتخابات و بعد از انتخابات متفاوت هستند. آنها قبل از انتخابات از آرمانهای امام و انقلاب و نظام جمهوری اسلامی صحبت می کردند اما بعد از انتخابات حرف دیگری می زنند. لذا بین مردمی که صادقانه به اینها رای دادند و عوامل اصلی تفکیک قائل هستیم و معتقدم که همین مردم این افراد را از صحنه خارج می کنند.
• از دیدگاه شما وجه تمایز و تشابه انقلابات رنگی اوکراین و گرجستان با وقایع اخیر ایران چیست؟
• ببینید من در بخش های قبلی صحبتهایم بخش تشابه را مطرح کردم که عبارتند بودند از استفاده از نمادهای مشترک، همچنین نوع مدل انتخاب شده برای ایران نیز بسیار شبیه مدل براندازی در اوکراین و گرجستان است. یعنی چند ماه قبل از انتخابات شبکه ها، رسانه ها و سایتهایی راه می افتد که این رسانه ها به هدایت افکار عمومی جامعه می پردازند. اما از دیدگاه من وجه تمایز این وقایع با اتفاقات داخل ایران این بود که در جمهوری اسلامی ایران مردم مومن و معتقد و پیرو یک رهبری هستند که ایشان را مرجع خودشان می دانند و از این فرد جهت می گیرند و با ایمان اعتقاداتشان راه را گم نمی کنند. دقیقا بعد از انتخابات ما شاهد هستیم که زمانی که رهبری انقلاب در نماز جمعه پس از انتخابات خط را ترسیم می کنند دیگر این عوامل کودتا از تکاپو می افتند و قدرت مردمی خود را از دست می دهند و تنها می مانند. همین عامل باعث شکست کودتای مخملی در ایران و موفقیت ملت در این عرصه شد. در حقیقت وجه تمایز این است که کشور ما جمهوری تنها نیست بلکه جمهوری اسلامی است که مردم با اعتقاد راسخ پشت سر مقام معظم رهبری حرکت می کنند.
• با توجه به تاکیدات مقام معظم رهبری به نقش نخبگان در جامعه، از دیدگاه شما نقش نخبگان در برخورد با این وقایع چه هست؟
• نخبگان بر افکار عمومی و جریان سیاسی تاثیر گذار هستند و به هرحالی هر نخبه ای یک عقبه ای را هدایت می کند. بنابراین مواضع، دیدگاه ها و نظرات آنها می تواند بر روی تحولات تاثیر گذار باشد. ما در این روند، معتقدیم که اکثریت نخبگان راه را خوب تشخیص دادند و مردم را خوب هدایت کردند اما متاسفانه اقلیتی از نخبگان در اوج فتنه نتوانستند راه را تشخیص بدهند. اینها مواضعی گرفتند که بر محور اصول انقلاب و آرمانهای امام نبود. همین مواضع نخبگان اقلیت مشکلاتی را برای ما به وجود آورد. حتی بعضی از آنها موضع هم نگرفتند و سکوت کردند اما سکوت انها هم اثرات نامطلوبی روی حرکت گذاشت. بنابراین به اعتقاد من نخبگانی که در جهت ایجاد آشوب حرکت کردند باید این نقش خود را جبران کنند و بازگردند و حرکت را در مسیر اصلی خودش هدایت کنند.
• علت اصلی عدم موفقیت کودتاگران در وقایع اخیر چه بود؟
• به اعتقاد من مدیریت کودتای مخملی توسط بیگانگان در کشور ما با 3 مشکل روبرو شد که این هم جزو وجه تمایز این کودتا با نمونه های خارجی آن بود. اولین مشکل آنها این است که نقش دخالت و مدیریت بیگانه در وقایع اخیر بسیار پر رنگ بود، به طوری که همه مردم متوجه شدند و یقین پیدا کردند که این قدرتهای استکباری هستند که در حال اداره کار هستند و ملت ما با توجه به روحیه ضد استکباری اش و همچنین روحیه استقلال طلبی و آزاد اندیشی، از عاملین سلطه به راحتی عبور کردند. تاریخ انقلاب اسلامی هم این موضوع را نشان داده است. مشکل دوم آنها این بود که نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه است و مردم به این جایگاه به عنوان یک جایگاه سیاسی نگاه نمی کنند. بلکه از دید مردم این جایگاه یک جایگاه الهی است. لذا گوش به فرمان رهبری هستند و فصل الخطاب خود را تصمیمات و نظرات رهبری می دانند. مشکل سوم هم برای آنها این بود که اینها خارج از ضوابطی که قبل از انتخابات به آن اعتقاد داشتند حرکت می کردند. یعنی اگر حرکت اینها بر محور آن ضوابط پیش از انتخابات بود شاید نتایج بهتری کسب می کردند.
• از دید شما آیا احتمال وقوع چنین وقایعی در آینده وجود دارد یا خیر؟
• همان طور که مقام معظم رهبری اشاره فرمودند، دشمن همیشه بیدار است و همیشه در حال توطئه است. بنابراین ما باید همیشه هوشیار باشیم و پیش بینی چنین اتفاقاتی را بکنیم. بنابراین نیروهای امنیتی ما و نیروهای انتظامی، نیروهای مردمی و ملت همیشه هوشیار، بیدار و با دقت همه روندها را مورد بررسی قرار دهند.
گفت و گو: جعفر تکبیری