هر روز که میگذرد ابعاد بیشتری از جانبداری دولت اوباما از رژیم صهیونیستی مشاهده میشود. هرچند باراک اوباما با وعده اعلامی «تغییر» بر سر کار آمد اما هرگز این شعار مشمول بحران فلسطین نشد و در مدت حدود 11 ماهی که از راهیابی به کاخ سفید و تعیین جرج میچل به عنوان مأمور پیگیری حل بحران فلسطین میگذرد و بهرغم سفرهای متعددی که میچل در این مدت به منطقه و سرزمینهای اشغالی کرده است، اما هیچ نشانهای که حاکی از اتخاذ مواضع متعادل و غیرجانبدارانه از سوی وی و دولت اوباما باشد، مشاهده نشده است و بر عکس با گذشت زمان ابعادی جدید از جانبداری و عقبنشینی دولت اوباما از مواضع اعلامی خود آشکار شده است که از جمله آنها میتوان به عقبنشینی آن از درخواست برای توقف سیاست شهرکسازی در کرانه باختری و شرق بیتالمقدس و همسویی با مواضع و طرحهای فریبکارانه جدید این رژیم اشاره کرد. به گونهای که طرح تعلیق 10 ماه شهرکسازی در کرانه باختری به استثنای شرق بیتالمقدس را میتوان ساخته و پرداخته مشترک کابینه نتانیاهو و دولت اوباما ارزیابی کرد و از این لحاظ طرح جدید جرج میچل مکمل طرح نتانیاهو و دو روی یک سکه محسوب میشوند. پیشنهاد میچل شامل ترسیم مرزها بین رژیم صهیونیستی و کشور فلسطین میشود که قرار است طی 10 ماه تعلیق موقت شهرکسازیهای رژیم صهیونیستی تشکیل شود. پس از ترسیم مرزها، اسراییل میتواند به شهرکسازیها در مناطقی که براساس ترسیم مرزها به آنها دست یافته است، ادامه دهد. پیشنهاد میچل همچنین شامل ازسرگیری مذاکرات بین طرفین فلسطینی و اسراییلی به محض قبول این پیشنهاد از سوی طرفین ضمن تأخیر در بررسی مسائلی همچون بیتالمقدس، آوارگان فلسطینی و دیگر مسائل و موضوعات پیچیده و دشوار در روند صلح میشود. پیشنهاد آمریکا همچنین در برگیرنده تداوم امنیتی بین دو طرف در زمان ترسیم مرزها است. با دقت در مفاد این طرح میتوان به این واقعیت پی برد که با ظرفیت تمام خواستههای طرف اسراییلی در این طرح لحاظ شده و در پوشش طرح آمریکا بیان شده است. این طرح به گونهای طراحی شده است که هر پنج مسأله حیاتی (بیتالمقدس، آوارگان، شهرکهای صهیونیستنشین، آبها و مرزها) در نهایت به نفع طرف اسراییلی حل شود، زیرا دو موضوع بیتالمقدس و آوارگان از دستور کار مذاکرات حذف شده است و این در واقع مهر تأیید بر مواضع قبلی رژیم صهیونیستی که آنها را غیر قابل مذاکره میدانست. حفظ وضعیت کنونی شهرکهای یهودینشین نیز مورد تأیید قرار گرفته است و این در حالی است که این شهرکها بیش از 50 درصد مساحت کرانه باختری را در بر گرفتهاند و بیش از 300 هزار مهاجر صهیونیستی در آنجا اسکان یافتهاند. موضوع آبها و مرزها نیز تابعی از شهرکها و احداث دیوار حائل و در واقع آنچه که از آن به عنوان ترسیم مرزها نام برده میشود در عمل مهر تأیید بر همان مرزبندی است که از طریق ساخت شهرکها و احداث دیوار حائل بر فلسطینیها تحمیل شده است. این بدین مفهوم است که آمریکا قطعنامههای 242 و 338 شورای امنیت مبنی بر خروج بدون قید و شرط رژیم صهیونیستی از اراضی اشغالی 1967 را بیاعتبار میسازد و آنها را به نفع این رژیم تغییر میدهد. بر همین اساس است که از طرح جدید میچل به عنوان خطرناکترین طرح به اصطلاح صلح یاد شده است.