
رضا پویا- دو، سه روز پیش بود که مدیران شرکت عریض و طویل «دبیورلد» اعلام کرد که نمیتواند بدهیهای 60 میلیاردی خود را باز پرداخت کند و برای جبران کسری خود نیازمند مهلت شش ماهه است. انتشار این خبر که به شکل گستردهای صورت گرفت تشویش و نگرانی شدید را در سراسر جهان به همراه داشت. شرکت دبیورلد تاکنون به خاطر قدرت اقتصادی که برای خود دست و پا کرده بود از شعار «خورشید هرگز در دبیورلد غروب نمیکند» را برگزیده بود. دبیورلد خورشیدش در آستانه غروب قرار گرفته است.
شرکت دبیورلد
دبی العالمی یا همان دبیورلد یک شرکت سرمایهگذاری است که کار مدیریت و نظارت بر سهام تجاری و پروژههای دولت امارات را در گستره وسیعی از بخشهای صنعتی در دست دارد. این شرکت مانند یک قطب مرکزی از تجارت و سرمایهگذاری در دبی حمایت میکند. رئیس این شرکت سلطان احمدبن سلیم است که در 2 مارس 2006 با حکم محمدبن رشید آل مکتوم معاون رئیس جمهور و نخستوزیر امارات و همچنین حاکم دبی ایجاد شد. وی مهمترین سهامدار شرکت است. بنابراین بحران دبیورلد به معنای بحران در قطب اقتصاد و محور چرخ دندههای تجارت و سرمایهگذاری در دولت امارات محسوب میشود.
این در حالی است که این شرکت با حمایت بیدریغ آمریکا با 50 هزار کارمند در 100 شهر در سراسر دنیا شعبههای گوناگونی به راه انداخته است. این شرکت اکنون در آمریکا، انگلیس و آفریقای جنوبی سرمایهگذاریهای گستردهای دارد. سرمایههای این شرکت برای اروپاییان آنقدر مهم است که در مارس 2008 وقتی سلطان احمد بنسلیم تهدید به خارج کردن سرمایههایش از اروپا کرد، توجه بسیاری را به خود جلب کرد.
نتایج شکست دبیورلد
رکود و عدم بازپرداخت بدهیهای دبیورلد شوک بزرگی در بازارهای بورس، ارزش سهام بانکها و مؤسسات بانکی در کشورهای آسیایی، اروپایی و همچنین اروپا ایجاد کرد.
در پس این بحران «نیکی»شاخص بورس توکیو بیش از 3/2 درصد تنزل پیدا کرد و به پایینترین سطح از ماه ژوئیه سال جاری رسیده است. در بورس هنگکنگ نیز شاخص با کاهش 4/9 درصدی مواجه شد که شدیدترین تنزل در ماههای اخیر بوده است.
خبر عدم توانایی بازپرداخت بدهیهای شرکت دبیورلد نه تنها باعث افزایش قیمت بیمه تضمین قراردادهای تجاری و مالی خارجی شده است بلکه سهامداران در بازارهای آسیایی را نگران این مسأله کرده است که توانایی این شرکت باعث کاهش اعتماد به بازارهای مالیای شود که هنوز نتوانستهاند عواقب بحران بزرگ دو سال اخیر را پشت سر بگذارند.
به گزارش بیبیسی، در حالی که با کاهش بهای نفت خام، در آمدهای ارزی کشورهای نفتخیز حوزه خلیج فارس تنزل کرده، این نگرانی هم وجود دارد که سرمایهگذاران در همه زمینهها اطمینان خود نسبت به سلامت اقتصادی این کشورها، به خصوص امارات عربی متحده را که دبی یکی از اعضای عمده تشکیل دهنده آن است، از دست بدهند. در چنین صورتی، تلاش برای خارج کردن سرمایههای خارجی از این منطقه میتواند زمینهساز اقدام متقابل این کشورها در بازگرداندن سرمایههای خود از نقاط دیگر جهان شود و به این ترتیب، یک بحران مالی جدید را در سطح بینالمللی در پی آورد.
این خبر همچنین بر بازارهای جهانی طلا و ارز و نفت و بورس تأثیر منفی گذاشته است. شبکه تلویزیونی الجزیره هم اعلام کرد به دنبال این بحران، بهای طلا در روز جمعه در بازارهای جهانی پنج درصد کاهش یافت. روی آوردن گسترده سرمایهگذاران به فروش ذخایر طلای خود پس از بحران مالی دبی عامل کاهش بهای هر اونس طلا در پایینترین قیمت به 1136 دلار رسید و متحمل بیشترین کاهش ظرف یک روز در یک سال اخیر شد. قیمت نقره نیز حدود پنج درصد و قیمت پلاتونیم نیز به میزان دو درصد کاهش یافت.
همچنین نگرانی از آغاز موج جدید بحران مالی جهانی پس از به تعویق افتادن بازپرداخت بدهیهای دبی موجب شد بازارهای مالی جهانی نیز با کاهش مواجه شود. در روز جمعه شاخص بورسهای اروپایی در ابتدای معاملات به شدت کاهش یافت ولی در اواسط روز بخشی از این کاهش را جبران کرد و در پایان معاملات، با افزایش همراه شد.
بحران مالی دبی همچنین موجب کاهش چشمگیر ارزش دلار آمریکا در برابر سایر ارزهای عمده از جمله ین، یورو، و پوند شد. بهای نفت نیز در بازارهای جهانی بیش از پنج درصد کاهش یافت و در بازار آمریکا به 74 دلار و یازده سنت رسید. نفت برنت نیز 76 دلار و 22 سنت معامله شد. قیمت هر بشکه نفت خام سبک و سنگین عربی نیز حدود یک دلار کاهش یافت.
در واقع اجرای بخش عمده پروژههای بزرگ ساختمانی در شرکت دبیورلد از پاییز سال 2008 به تعویق افتادو صدها هزار نیروی کار خارجی با از دست دادن فرصت اشتغال، این شیخ نشین را ترک کردند. اولین نشانههای عمیق شدن بحران زمانی آشکار شد که در پایان سال 2008 دولت دوبی ناچار شد برای بازپرداخت بدهیهای خارجی شرکتهای آب، برق و مخابرات کمکهای مالی زیادی در اختیار آنها قرار دهد. هدف این کمکها آن بود که امیرنشین دبی اعتبار خود را در بازارهای مالی جهانی حفظ کند.
با کاهش 44 میلیارد دلاری ارزش سهام شرکتهای بزرگ انگلیس، شاخص 100 FTSE (افتیاساییصد) بیش از سه درصد سقوط کرد که بیشترین میزان کاهش این شاخص از اسفندماه گذشته تا به حال به شمار میرود. این شاخص نمایانگر ارزش سهام یکصد شرکت بزرگ انگلیس است. ارزش سهم بانکهای این کشور نیز شدیداً کاهش یافته است. در این میان ارزش سهام در بازارهای فرانسه و آلمان نیز با کاهش شدید همراه بوده است. شبکه تلویزیونی یورونیوز هم گزارش داد که اعلام ناتوانی دوبی در پرداخت بخشی از بدهی هشتاد میلیارد دلاریاش در سال 2008، بر بازارهای مالی آسیا تأثیر منفی گذاشت.
بحران مالی دبی، همچنین به بورس تلآویو رسید و زنگ خطر را در زیانهای احتمالی خود در سایهبحران مالی دبی و در اسرع وقت را ارائه دهند.
در واقع بحران مالی دبی در سه محور میتواند بر اسراییل تأثیر گذاشته باشد: محور اول تأثیر مستقیم است که در خرید و فروش و روابط مستقیم تجاری و مالی منعکس میشود و محور دوم تأثیر غیر مستقیم بر روابط تجاری غیر مستقیم بین اسراییل یا شرکتهای اسراییلی با دبی و بازوهای مالی آن است و محور سوم تأثیر عمومی است که بحران مالی دبی بر محیط اطراف خود میگذارد و ناشی از سیاستهای اقتصادی منطقهای میباشد که به علت ممنوعیت روابط تجاری مستقیم کشورهای عربی با اسراییل، ضررها و زیانهای اسراییل محدود به دو محور اخیر بوده است.
میتوان گفت که در سایه بحران مالی دبی، سهامهای ارائه شده در بورس تلآویو از یک واحد تا دو واحد و ربع کاهش داشته است.
اگر چه مقامات کشورهای اروپایی در تلاش هستند واقعیت را وارونه نشانه دهند و بگویند هیچ بحرانی در دبیورلد صورت نگرفته است و اعلام عدم پرداخت بدهیهای 60 میلیارد دلاری به معنای بحران اقتصادی در این شرکت نیست. بنابراین لزومی ندارد که بسیاری از اشخاص حقیقی و حقوقی سرمایههای خود را از امارات خارج کنند.
انگلیس بیشتر از هر کشور دیگری به سبب تعداد زیاد بانکهای تجاری خود با مشکلات مالی دبی روبهرو خواهد شد ولی گوردون براون نخستوزیر این کشور دوست دارد این موضوع را یک ضربه اقتصادی بنامد نه بحران.
براون همچنین معتقد است دامنه این مشکل به اندازه مشکلات قبلی که با آنها روبهرو بود، نیست.
وی افزود: نظام مالی جهان اکنون قویتر شده و میتواند با مشکلاتی که به وجود میآید برخورد کند.
فرانسوافیون نخستوزیر فرانسه نیز گفت: کشورهای حاشیه خلیج فارس منابع لازم را در اختیار دارند تا اطمینان بدهند جهان وارد دور دیگری از هرج و مرج نخواهد شد.
شیخ احمد بن سعید آل مکتوم رئیس کمیته عالی مالی دبی نیز با تکرار سخنان براون و فیون گفت: دولت با داشتن اطلاع کامل از نحوه واکنش بازار، در رأس تجدید ساختار این عملیات تجاری خود قرار دارد.
با وجود این، برخی تحلیلگران در خصوص واکنش دبی مبنی بر کوچک شمردن این مشکل اقتصادی اعلام کردهاند فقدان جزئیات درباره این بحران نگرانی درباره موضوع را تشدید میکند.
در همین حال خبرگزاری چینی شینهوا از تحلیلی به این شوک اقتصادی که میتواند آغازگر مرحله دوم بحران جهانی باشد، پرداخته و مینویسد: بهشت خلیج فارس با بحران بدهکاری شرکت دولتی و سرمایهگذاری خارجی دبیورلد روبهرو شده است. شینهوا در این تحلیل پرسشهایی را با این مبنا مطرح میکند که آیا خورشید دبیورلد غروب خواهد کرد؟ آیا این بحران به روند بهبود نیمبند اقتصادی جهان لطمه خواهد زد و به بخش مالی جهان سرایت خواهد کرد. یا اینکه موجب بحران اقتصادی دیگری خواهد شد؟
ریشههای بحران اقتصادی دبیورلد
این بحران مالی شوک انگیزه بعد از بحران مالی آرژانتین در سال 2001 بزرگترین بحرانی است که یک کشور با آن مواجه شده است. اما چرا چنین مسألهای رخ میدهد؟ در واقع دبی به عنوان نماد اقتصادی امارات متحده عربی و سمبل توسعه منطقهای دچار همان بحرانی شده است که کشورهای شرق آسیا در نیمه دوم دهه 1990 با آن درگیر بودند که بیشتر به دلیل بیریشه بودن زیربناهای اقتصادی در این کشورها بود. ریشه اصلی چنین بحرانهایی را باید از کشور مبدأ، یعنی آمریکا جستوجو کرد که به دلایل سیاسی برخی از کشورها را به خاطر کنترل رقبای سیاسی ـ اقتصادی خود در مناطق مختلف مورد حمایت قرار داده و آنها را به شکل بادکنکی بزرگ کرده است. واشنگتن برای کنترل رشد اقتصادی چین در منطقه شرق، جنوب شرق آسیا از سنگاپور حمایت اقتصادی ـ سیاسی کرد تا با توسعه آن مدل رشد چینی را تحت تأثیر قرار داده و از نفوذ روزافزون این اژدهای زرد جلوگیری کند. آمریکا برای اجرای چنین سیاستی در منطقه خلیج فارس و جنوب غرب آسیا کشور امارات را انتخاب کرد تا از مدل رشد اقتصادی جمهوری اسلامی جلوگیری کند. اما همانگونه که نمونه اول به موفقیتی دست پیدا نکرد، امارات نیز نتوانست از این موقعیت استفاده کند و با کوچکترین تحول نامناسب اقتصادی با بحرانهای شدید مواجه شد. آمریکا با انتخاب دبی و آماده کردن پیشزمینههای مناسب برای رشد اقتصادی دبیورلد، تلاش دارد از امارات مدل توسعه اسلامی در مقابل ایران ایجاد کند.
این کشور کوچک حاشیه خلیج فارس در پناه این توسعه قارچی، ژستهای توسعه گرایانه همه جانبهای به خود گرفته است تا آرزوهای غربی در ایجاد یک الگوی اسلامی در منطقه را برآورده کند.
از این رو امارات در سالهای اخیر با پرداختن به موضوعات حقوق بشری که طعم آمریکایی دارد سعی می کند تا چهرهای متساهل و روادارانه از مدل اسلامی خود به نمایش بگذارد. آنچه که در سالهای اخیر در خصوص حقوق زنان، برگزاری همایشهای فرهنگی و توسعه فرهنگ کتابخوانی و نمایشگاههای متعدد کتاب و همچنین ایجاد نهادهایی که به نویسندگان عربی جایزه میدهد تنها جزیی از آن است.
البته آمریکا با پرو بال دادن به امارات طعنهای به عربستان سعودی نیز میزند که با وجود دارا بودن موقعیت مالی فراوان در فکر هژمون اقتصادی منطقهای نباشد، زیرا واشنگتن کمتر به این کشور اعتماد دارد. در همین زمینه امارات با خروج از طرح پول واحد خلیجفارس به سعودیها پیام داد که در پناه حمایت آمریکا مستقلاً قطار مالی منطقهای را پیش خواهد برد.
اتحاد هستهای، گامی دیگر
آمریکا تنها به همین مسأله بسنده نکرده است و در پی سیاست بزرگنمایی دبی به دنبال اجرایی کردن سیاستهای دیگری است که برآمده از نوع روابط ایران و آمریکاست.
سیاستهای هستهای آمریکا در منطقه بیشتر گواه این مسأله است که کاخ سفید در ادامه سیاستهای دبیگرایانه خود به دنبال معرفی «مدل هستهای» متفاوت در مقابل فعالیتهای هستهای ایران و حتی دیگر کشورهای منطقه است و خواهان توسعه زیربنایی هستهای هستند.
آلن تاشرا، معاون وزیر در امور کنترل سلاح و امنیت بینالمللی طی اظهاراتی در کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا که در 8 ژوئیه 2009 انجام شد، گفت: امارات عربی متحده شریکی ارزشمند در بسیاری از مسائل است و با ما در زمینههایی چون حمایت از حکومت خودگردان فلسطین، پاکستان، افغانستان، عراق و ایران همکاری میکند.
وی که در خصوص موافقتنامه همکاری میان دولت ایالات متحده آمریکا و دولت امارات عربی متحده در زمینه استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای سخن میگفت، تصریح کرد: در رابطه با تصویب موافقتنامه پیشنهادی و مجوز برای به اجرا گذاشتن آن، همانگونه که بخش 123 قانون انرژی اتمی ایجاب میکند رئیس جمهوری (باراک اوباما) تشخیص داده که اجرای این موافقتنامه پیشنهادی دفاع و امنیت مشترک را بهبود میبخشد و خطر غیرمعقولی برای آن ایجاد نخواهد کرد.
امارات عربی متحده تصمیمی اصولی اتخاذ کرده که بالاترین معیارهای منع گسترش را رعایت خواهد کرد. موافقتنامه 123 آمریکا ـ امارات عربی متحده این تعهدات و دستاوردهای دولت امارات عربی متحده را به رسمیت میشناسه و شالودهای برای گسترش کنونی همکاریهای دوجانبه در زمینههای صلحآمیز انرژی هستهای تأمین میکند.
امارات عربی متحده فعالانه در «ابتکار جهانی مبارزه با تروریسم هستهای»، «ابتکار امنیت گسترش» و «ابتکار امنیت محفظهای» با ما مشارکت میکند.
از سویی دیگر این مسأله که آمریکاییها در ایران سفارت ندارند، باعث ایجاد نوعی خلأ اطلاعاتی در میان سازمانهای اطلاعاتی آمریکا شده است. بنابراین ایالات متحده طی سالهای اخیر و بهویژه بعد از تشدید مناقشه مصر با ایران، سعی کرده که این خلأ اطلاعاتی را از طریق کشورهایی مانند عربستان و امارات پر کند.
منابع آمریکایی اواسط سال 2006 فاش کردند که آمریکا یک مرکز ویژه در امارات ایجاد کرده که کار ویژه آن شبیه به مأموریت پایگاه ضدکمونیستی ریگا در لیتوانی است که برای دستگاههای جاسوسی ایالات متحده اطلاعات جاسوسی جمعآوری میکرد. چندی قبل هم برخی منابع فاش کردند که کنسولگری آمریکا در دبی به مرکزی برای جمعآوری اطلاعات درباره ایران تبدیل شده است.
در واقع آمریکا در پی چنین تحرکاتی در 30 سال گذشته مدلی در منطقه پرورانده است تا همواره از آن به عنوان اهرم فشار ایران استفاده کند . بحث جزایر سهگانه در خلیج فارس و جاسوسی از ایران به خاطر حجم زیاد ایرانیان دبی و تبدیل امارات به پایگاه ریگا که در دوره جنگ سرد از آن علیه شوروی استفاده میشد، تنها نمونههایی اندک از فعالیتهای آمریکا ـ اماراتی بر ضد ایران است.
با این وجود آیا امارات این پتانسیل را دارد به آلثرناتیوی در مقابل ایران تبدیل شود؟ نباید فراموش کرد تعداد زیادی از ایرانیان ثروتمند، سرمایههای خود را در اقتصاد دبی به جریان انداختهاند و براساس آمار موجود سالانه 14 میلیارد سرمایه به اقتصاد این کشور تزریق میکنند. حال با وجود بحران مالی پیش آمده برای شرکت دبیورلد به عنوان قطب اقتصادی امارات و ایجاد سونامی اقتصادی ویرانگر که میتواند سرمایههای خارجی، به خصوص منابع مالی ایرانیهای مقیم امارات را از این کشور خارج کند، برای مقامات شیخنشین امارات تکان دهنده خواهد بود.
این مسأله را نیز نباید فراموش کرد به دلیل نوع رابطه ایران و آمریکا، امارات توانسته است بهرههای فراوانی ببرد و تبدیل به بزرگترین صادر کننده کالای ایرانی به دنیای خارج و همچنین بزرگترین صادر کننده کالای خارجی به ایران شود، از این رو سود زیادی را نصیب خود کرده است. امارات به دلایل سیاسی عنوان شده حتی توانسته است دیپلماسی تحریم علیه ایران از سوی غرب را دور زده و از این طریق منابع اقتصادی خود را افزایش دهد، بنابراین در صورتی که بخواهد به وزنهای سیاسی در برابر ایران تبدیل شود و خود را به طور مستقیم مقابل ایران قرار دهد، در واقع منابع مالی و اقتصادی خود را مسدود کرده است.