پیش از جنگ دوازدهروزه آماده بودم در مقالهای شرح مستوفایی دهم از نیاز مطبوعات به تغییراتی در شیوهی نگارش بهویژه آنچه به آن «ی اضافه» گفته میشود که نیمفاصله پس از کلمات ختمشده به «ه» با میآید، و برخی به اشتباه به آن همزهی مقصوره میگویند پیش از جنگ دوازدهروزه آماده بودم در مقالهای شرح مستوفایی دهم از نیاز مطبوعات به تغییراتی در شیوهی نگارش بهویژه آنچه به آن «ی اضافه» گفته میشود که نیمفاصله پس از کلمات ختمشده به «ه» با میآید، و برخی به اشتباه به آن همزهی مقصوره میگویند. سپس میخواستم این داستان را وصل کنم به خاطرات استادم محمود مختاریان (خدا عمرش را طولانی کند) از زمانی که ۶۰ سال پیش در کیهان کارش جمعآوری حروف سربی حروفچینها بوده است تا خاطرات همینحالا که استاد مبرز سواد رسانه و گرافیک و صفحهآرایی کشور است؛ و با این خاطرات نشان دهم چرا نگارش مطبوعات در سیر تاریخی خود- زیر سلطهی حروف سربی و چاپ بیکیفیت- این «ی» را و تشدید و کسره و فتحه را حذف کرد. باز بگویم «غیرمنصرف مقصور» کدام است و «غیرمنصرف ممدود» کدام و الفمقصوره و الفممدوده را چگونه باید تایپ کرد. باز شرح دهم چرا روزنامهنگاران هنگام نوشتن «ؤ» زحمت به خود نمیدهند که با انگشت کوچک دست راست کلید «shift» و «و» را همزمان بگیرند تا «رؤیا» را «رویا» ننویسند و «shift» و «د» را نیز همزمان بگیرند تا «تأکید» را «تاکید» ننویسند، ولی جنگ شروع شد و ما ماندیم و تیترها و مقالات جنگی و نشد که نشد.
مسئله، مسئلهی فرهنگ است. حیات اندیشگانی ما در گرو نگریستن به مسائل زبان و فکر و هنر است. باید هر کسی که مینویسد بداند که چرا فرهنگستان زبان در سال ۹۴ دوباره نظرش را از «ی» اضافه برگرداند و ابلاغ کرد: «برای کلماتِ مختوم بههای غیرملفوظ، در حالتِ مضاف، از علامت "ء" استفاده میشود: خانهء من، نامهء او. این علامتِ کوتاهشدهء "ی" است»؛ و چرا اگر این یای اضافه را (چه به صورت کوتاهشده یا همان شکل اضافه) و فتحه و کسره را در جای خود ننویسیم، کار خواندن را سخت میکنیم. ولی جنگ شد و نشد که نشد.
باز میخواستم توضیح دهم در نوشتههای صغیر و کبیر میبینم که واحیرتا و وااسفا از اینکه گویی مفهومی به نام «نیمفاصله» و ارزش آن برای نگارشِ درست به گوش ایشان از استاد دانشگاه تا نویسندگان قدیمی روزنامهها و بهویژه قدیمیهای خارج از روزنامه نخورده است. سهدهه است که مینویسند و نمیدانند که علائم سجاوندی از نقطه، ویرگول، پرانتز، کروشه، دونقطه تا باقی آنها به آخرین حرف کلمهی پیشین میچسبد و از کلمهی پسین «یک» فاصله (space) میگیرد. و باز خاطره بگویم که مرحوم حسین شایانفر در کیهان دههی هشتاد عذر بندهخدایی را که مقالهی تحلیلی مینوشت خواست، چون ویراستاران به او گزارش داده بودند این نویسنده گویی علائم سجاوندی را مانند ارزن روی نوشته میپاشد و هیچ علامتی سرجای خود نیست. و مرحوم به من گفت کسی که یاد نگرفته است علائم را چگونه و کجا استفاده کند، نباید بنویسد!
باز میخواستم خاطره بگویم که استادم حسین صفار هرندی در دههی ۹۰ در زمانی که وزیر ارشاد بود، در فرصتی در آسانسور وزارتخانه با ناراحتی نسخهای از مطبوعهای را که من سردبیر آن بودم، مقابل چشمانم گرفت و حسابی شاکی شد! چرا؟ چون برخلاف اصول گرافیک صفحهآرایی که تیترهای طولانی باید به شکل هرمی یا هرموارونه یا پلکانی باشد، یکی از تیترهای یکخطی همعرض پهنای ستون خبر شده بود! آقای وزیر این را گناهی نابخشودنی برای من و بیتوجهیام به آن امر مهم میدانست! هرندی قبل از وزارت، سردبیر کیهان بود، در زمانی که کیهان را محفل استادان و پدران روزنامهنگاری نوین میدانستند ولی این آقای هرندی بود که گاهی ایراداتی در اصول روزنامهنگاری، فتوژورنالیسم و گرافیک از ما میگرفت که حتی در دانشکدههای این رشته، استادان کمتر به آن مینگرند.
تا اینجای نوشته را چهارشنبه هشتم مهر نوشتم ولی در انتشار آن تردید داشتم، که مبادا کسی بگوید اینها مسائل مهم نیست و سلایق شخصی افراد است و هنوز جنگ تمام نشده است! تا در کمال حیرت از «همزمانی»، روز بعد حاجآقای قرائتی در اجلاس نماز از رهبر شهید خاطرهای گفت که وقتی آقای قرائتی «اعدی عدوک» را «اعدا عدوک» نوشتهاند، رهبر شهید تذکر دادهاند که اعدی را باید با الفمقصوره نوشت نه الفممدوده! پس مصمم شدم این نوشته را کامل و منتشر کنم!
باز میخواستم بگویم به دوستان نویسنده تأکید فراوان کردهام که جای «را» (علامت مفعولبیواسطه) بلافاصله پس از مفعول یا در نزدیکترین جا پس از مفعول است و بهکاربردن آن پس از فعل، خطای آشکاری است و دوستان این را سختگیری میدانستند! تا اینکه در شبکه۴ تلویزیون یک استاد ادبیات فارسی نزدیک یکربع ساعت همین موضوع را تبیین میکرد و چنان از قصور و غفلت نویسندگان در بردن «را» به بعد از فعل، آتش به جانش افتاده بود که گویی سعدی علیهالرحمه یکبار دیگر وفات یافته بود! باز بگویم آقای شریعتمداری در دههی هشتاد نقل کرد که آقا (رهبر شهید) به او تذکر دادهاند که چرا «را» در نوشتههای شما بعد از فعل میآید و باید آن را زودتر [بعد از مفعول] استفاده کنی!
باز میخواستم بگویم نویسندگان غیرحرفهای میپندارند اعتبار قلم به جملات طولانی است و هرچه طولانیتر بهتر! گاهی نوشتههایی به دستمان میرسد که ۲۰۰ تا ۳۰۰ کلمه را بدون نقطه نوشتهاند. ولی جنگ نگذاشت که نگذاشت!