جوان آنلاین: علیرضا زاکانی، شهردار تهران، در مطلب کوتاهی در صفحه شخصی خود تأکید کرده است: «همه وظیفه داریم برای حل مسائل کشور به دولت کمک کنیم؛ امروز نه وقت رقابت انتخاباتی است و نه مملکت به خروس جنگی نیاز دارد.» او با اشاره به شرایط جنگی کشور افزود: «اولویت اول جنگ است و امروز مهمترین میدان مبارزه با امریکا، حل مشکلات مردم و کمکردن فشار از زندگی آنهاست.»
این سخنان، فراتر از یک توصیه اخلاقی و مدیریتی، ناظر بر یک واقعیت مهم سیاسی و اجتماعی است: در شرایطی که کشور با تهدید خارجی مواجه است، ادامه رفتار و ادبیات سیاسی بر مبنای منطق رقابتهای انتخاباتی، میتواند با اقتضائات میدان جدید ناسازگار باشد.
رقابت سیاسی در شرایط عادی، بخشی از ساز و کار طبیعی سیاست است؛ احزاب و جریانها حق دارند درباره عملکرد دولت، مجلس و سایر نهادها نقد داشته باشند و دیدگاههای خود را مطرح کنند. اما مسئله زمانی شکل دیگری پیدا میکند که همان منطق رقابت، بدون توجه به تغییر شرایط، در فضایی ادامه یابد که اولویت اصلی کشور حفظ امنیت، کاهش فشار اقتصادی و تقویت انسجام اجتماعی است. هشدار زاکانی درباره اینکه «امروز نه وقت رقابت انتخاباتی است»، قابل توجه است. نقد عملکرد مسئولان به معنای تعطیل کردن نقد سیاسی نیست بلکه بحث بر سر تغییر اولویتها و ادبیات سیاسی متناسب با شرایط کشور است. نمیتوان از یک سو از تهدید خارجی سخن گفت و از سوی دیگر تمام مناسبات سیاسی را همچنان با منطق «انتخابات بعدی» و صفبندیهای انتخاباتی تحلیل کرد.
مشکل زمانی جدیتر میشود که برخی جریانها برای حفظ مرزبندیهای سیاسی، جامعه را همچنان در قالب دوگانههای انتخاباتی بازتعریف کنند؛ دوگانههایی که ممکن است در شرایط رقابت انتخاباتی کارکرد سیاسی داشته باشند، اما در شرایط تهدید خارجی، به جای حل مسئله، بر شکافها و اختلافات تأکید کنند.
این مسئله شوربختانه به برخی تجمعات شبانه ملت مبعوث نیز قابل راه یافته است؛ موضوعی که هیچ نسبتی با فلسفه حضور ملت مبعوث در این تجمعات ندارد. در برخی موارد، مواضع انحرافی و حاشیهای میتواند به چنین اجتماعاتی کشانده شود و مطالبات واقعی مردم را تحتالشعاع قرار دهد. نقطه خطرناک دقیقاً همینجاست: تبدیل یک اجتماع با مطالبات مشخص به عرصهای برای بازتولید شکافهای سیاسی و منازعات جناحی. در این میان، آنچه در برخی تحلیلهای نهادهای امنیتی و اطلاعاتی درباره تلاش دشمن برای اثرگذاری بر شکافهای داخلی و ایجاد اختلاف و پراکندگی مطرح میشود، اهمیت بیشتری پیدا میکند. بر اساس این تحلیلها، دشمن پس از ناکامی در دستیابی به برخی اهداف خود از مسیر رویارویی مستقیم، میتواند بر تشدید اختلافات داخلی و شکاف در صفوف اجتماعی حساب باز کند.
از این منظر، خطر اصلی فقط اختلاف بر سر یک موضع سیاسی نیست؛ خطر آنجاست که اختلافات سیاسی به گسست اجتماعی تبدیل شود و اجتماعات مردمی به جای آنکه محل بیان مطالبات باشند، به عرصه تقابل و چندپارگی تبدیل شوند. سخن شهردار تهران را میتوان از همین زاویه ارزیابی کرد: کشور در شرایطی نیست که مسئولان و جریانهای سیاسی همچنان با عینک انتخابات بعدی به همه مسائل نگاه کنند. اختلافنظر سیاسی طبیعی است، اما تبدیل هر مسئلهای به نزاع جناحی و انتخاباتی میتواند هزینههای اجتماعی بیشتری ایجاد کند. پیام اصلی سخنان زاکانی نیز همین است: در میدان امروز، مبارزه فقط در عرصه نظامی تعریف نمیشود؛ حل مشکلات مردم، کاهش فشار اقتصادی و حفظ انسجام جامعه نیز بخشی از مواجهه با تهدید خارجی است.