کد خبر: 1378626
تاریخ انتشار: ۱۹ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۰
شیما وفا، دکترای روانشناسی: 
1 شیما وفا، دکترای روانشناسی می‌گوید: ورود به کلاس اول یکی از مهم‌ترین تغییرات دوران کودکی است. کودک در این مرحله علاوه بر یادگیری خواندن و نوشتن، باید جدایی از والد، حضور در یک محیط اجتماعی جدید، رعایت قوانین، برقراری ارتباط با همسالان و انجام بخشی از امور شخصی خود را تجربه کند

جوان آنلاین: شیما وفا، دکترای روانشناسی می‌گوید: ورود به کلاس اول یکی از مهم‌ترین تغییرات دوران کودکی است. کودک در این مرحله علاوه بر یادگیری خواندن و نوشتن، باید جدایی از والد، حضور در یک محیط اجتماعی جدید، رعایت قوانین، برقراری ارتباط با همسالان و انجام بخشی از امور شخصی خود را تجربه کند. بنابراین آمادگی برای مدرسه را نباید فقط با میزان آمادگی تحصیلی کودک سنجید؛ آمادگی عاطفی، اجتماعی و مهارت‌های خودتنظیمی به همان اندازه اهمیت دارند. مشروح گفت‌و‌گو با وی در ادامه می‌آید. 

والدین چگونه می‌توانند اضطراب جدایی را کاهش دهند؟
بهتر است والدین از همین روز‌ها مدرسه را به تجربه‌ای قابل پیش‌بینی برای کودک تبدیل کنند. درباره مدرسه صحبت کنند، مسیر و محیط مدرسه را به او نشان دهند و درباره اتفاقاتی که قرار است در مدرسه تجربه کند، متناسب با سنش توضیح دهند. همچنین بهتر است کودک پیش از شروع مدرسه جدایی‌های کوتاه و قابل پیش‌بینی را تجربه کند، یعنی مدتی از والد فاصله بگیرد و در عین حال مطمئن باشد که والد طبق وعده‌اش برمی‌گردد. این تجربه به شکل‌گیری احساس امنیت کمک می‌کند. نکته مهم این است که اضطراب والد نیز می‌تواند به کودک منتقل شود. بنابراین بهتر است والدین از جملاتی که ناخواسته نگرانی ایجاد می‌کنند، مانند «اگر آنجا گریه کنی چه؟» یا «اگر کسی اذیتت کند چه کار می‌کنی؟» پرهیز کنند. کودک بیش از آنکه به جملات اطمینان‌بخش والد توجه کند، اضطراب یا آرامش او را از رفتار و لحنش دریافت می‌کند. 

گریه و بی‌قراری در روز‌های اول مدرسه طبیعی است؟
تا حد زیادی بله. گریه هنگام جدایی، دلتنگی برای والد، خستگی، تحریک‌پذیری و حتی نیاز بیشتر به خواب یا استراحت می‌تواند بخشی از فرایند سازگاری کودک با شرایط جدید باشد. والد بهتر است احساس کودک را انکار نکند. به جای اینکه بگوید «مگه چیزی شده که گریه می‌کنی؟» می‌تواند بگوید: «می‌فهمم دلت برای من تنگ شده و شروع مدرسه برایت سخت است.»
در عین حال، خداحافظی بهتر است کوتاه، آرام و مشخص باشد. طولانی کردن لحظه جدایی معمولاً اضطراب را بیشتر می‌کند، اما اگر این نشانه‌ها شدید باشند، با گذشت زمان کاهش پیدا نکنند، یا باعث امتناع مداوم از رفتن به مدرسه، اختلال جدی در خواب و اشتها، شکایت‌های جسمانی مکرر یا افت قابل‌توجه در عملکرد کودک شوند، بهتر است موضوع با مشاور مدرسه یا متخصص کودک بررسی شود. آنچه اهمیت دارد، شدت و تداوم نشانه‌ها و میزان اختلال آنها در زندگی کودک است. 

آیا کودک باید پیش از مدرسه خواندن و نوشتن را بلد باشد؟
ضرورتی ندارد که کودک پیش از ورود به کلاس اول خواندن و نوشتن را به شکل رسمی و کامل یاد گرفته باشد. نگرانی از عقب ماندن کودک گاهی باعث می‌شود والدین ماه‌ها پیش از مدرسه، آموزش‌های رسمی را به او تحمیل کنند، در حالی که آمادگی برای مدرسه بسیار گسترده‌تر از دانستن حروف و اعداد است. در این دوره بهتر است روی مهارت‌هایی مانند گوش دادن، دنبال کردن دستور‌های ساده، حفظ توجه، تحمل ناکامی، نوبت گرفتن، ارتباط با همسالان، درخواست کمک، بیان نیاز‌ها و انجام کار‌های شخصی تمرکز شود. اگر کودک به حروف، اعداد یا کتاب علاقه دارد، می‌توان این علاقه را از طریق بازی، قصه، کتاب‌خوانی و فعالیت‌های روزمره تقویت کرد، اما بهتر است خانه پیش از شروع مدرسه به یک کلاس آموزشی تبدیل نشود. مهم‌تر از اینکه کودک چند کلمه را می‌تواند بخواند، این است که آیا از یادگیری لذت می‌برد و برای تجربه‌های جدید احساس امنیت و کنجکاوی دارد؟

استقلال یک کلاس‌اولی چگونه شکل می‌گیرد؟
استقلال از کار‌های بسیار ساده شروع می‌شود. کودک می‌تواند لباس‌هایش را تا حد امکان خودش بپوشد، کفش‌هایش را آماده کند، وسایلش را در کیف بگذارد، وسایل شخصی‌اش را سر جای خود قرار دهد و نیازهایش را به شکل مناسب بیان کند. البته نباید انتظار داشته باشیم کودک یک‌شبه مستقل شود. استقلال زمانی شکل می‌گیرد که والد به تدریج «کمک کردن» را به «فرصت دادن» تبدیل کند. مثلاً اگر کودک نمی‌تواند کیفش را مرتب کند، والد لازم نیست تمام کار را خودش انجام دهد؛ می‌تواند ابتدا در کنار کودک این کار را تمرین کند و سپس اجازه دهد کودک به تنهایی آن را انجام دهد. اشتباه کردن نیز بخشی از همین فرایند است. اگر کودک چیزی را جا گذاشت یا کاری را ناقص انجام داد، بهتر است همیشه والد بلافاصله مشکل را حل نکند. کودک باید تجربه کند که می‌تواند اشتباه کند و برای آن راه‌حل پیدا کند. 

از چه زمانی روتین زندگی کودک را با مدرسه هماهنگ کنیم؟
بهتر است تغییرات اصلی را به روز‌های آغاز مدرسه موکول نکنیم. چند هفته قبل از شروع مدرسه، ساعت خواب و بیداری کودک را به تدریج به زمان مناسب نزدیک کنیم. خواب کافی، صبحانه، بازی، فعالیت بدنی و استراحت همچنان برای کودک ضروری‌اند. شروع مدرسه به این معنا نیست که کودک دیگر به بازی نیاز ندارد. پیش‌بینی نیز بسیار کمک‌کننده است؛ مثلاً کودک بداند صبح چه مراحلی را طی می‌کند و بعد از بازگشت از مدرسه چه اتفاقی خواهد افتاد. این پیش‌بینی‌پذیری به کودک کمک می‌کند احساس کنترل بیشتری بر شرایط داشته باشد. 
تکالیف چگونه به عامل تنش در خانه تبدیل نشوند؟
کودک بعد از چند ساعت مدرسه، هم از نظر شناختی و هم از نظر اجتماعی خسته است. بنابراین بهتر است بلافاصله پس از ورود به خانه با تکلیف و آموزش مواجه نشود. ابتدا باید نیاز‌های اولیه او تأمین شود؛ غذا، استراحت، بازی و ارتباط با والد. سپس می‌توان زمان مشخصی را برای انجام تکالیف در نظر گرفت. برای والدین شاغل، مسئله مهم این نیست که چند ساعت کنار کودک بنشینند؛ کیفیت رابطه اهمیت بیشتری دارد، حتی زمان کوتاهی که والد با توجه کامل و بدون درگیر بودن با تلفن همراه یا کار‌های دیگر در اختیار کودک قرار می‌دهد، می‌تواند بسیار ارزشمند باشد. همچنین نباید تکلیف را به میدان جنگ میان والد و کودک تبدیل کرد. اگر هر روز انجام تکالیف با گریه و دعوا همراه است، لازم است علت این مسئله بررسی شود و در صورت نیاز با معلم هماهنگی صورت گیرد. 

اگر کودک از معلم شکایت کرد، والد چه واکنشی داشته باشد؟
اولین واکنش باید شنیدن باشد. نه اینکه بلافاصله حرف کودک را رد کنیم و بگوییم «حتماً خودت کاری کردی» و نه اینکه بدون اطلاع از ماجرا نتیجه بگیریم «پس معلمت آدم بدی است.»
بهتر است از کودک بخواهیم اتفاق را با جزئیات تعریف کند و احساسش را بشنویم. می‌توانیم احساس او را تأیید کنیم، بدون اینکه الزاماً برداشت او از اتفاق را به عنوان واقعیت قطعی بپذیریم. مثلاً می‌توان گفت: «می‌فهمم که از این اتفاق ناراحت شدی؛ برایم تعریف کن دقیقاً چه اتفاقی افتاد.» اگر موضوع تکرار شد یا مسئله جدی بود، والد بهتر است بدون حضور کودک با معلم گفت‌و‌گو کند. هدف این گفت‌و‌گو باید شناخت مسئله و پیدا کردن راه‌حل باشد، نه تقابل میان والد و معلم. البته اگر صحبت کودک درباره تحقیر، تهدید، آزار یا رفتار آسیب‌زا باشد، والد باید مسئله را جدی بگیرد و آن را از مسیر مناسب مدرسه پیگیری کند. 

والدین شاغل چگونه هفته‌های اول مدرسه را مدیریت کنند؟
خانواده باید پیش از شروع مدرسه برای مسائل عملی برنامه داشته باشد: چه کسی کودک را صبح آماده می‌کند، چه کسی او را به مدرسه می‌رساند، در صورت بیماری یا تعطیلی چه کسی از او مراقبت می‌کند و زمان انجام تکالیف چه زمانی خواهد بود. بهتر است مسئولیت‌ها از قبل تقسیم شوند و تمام بار مراقبت از کودک روی دوش یک نفر قرار نگیرد. از طرف دیگر، والدین نباید خودشان را بابت اینکه نمی‌توانند تمام ساعات بعد از مدرسه کنار کودک باشند، سرزنش کنند. آنچه برای کودک اهمیت دارد، داشتن مراقبت باثبات و رابطه عاطفی قابل اتکاست، نه حضور دائمی والد. 
مقایسه کودک با همکلاسی‌ها چه آسیبی دارد؟
کلاس اول محل شکل‌گیری بسیاری از نگرش‌های کودک نسبت به خودش و توانایی‌هایش است. اگر کودک مرتباً با همکلاسی‌ها مقایسه شود، ممکن است به این نتیجه برسد که ارزش او به میزان موفقیت و عملکردش وابسته است. مقایسه‌هایی مانند «ببین دوستت چقدر مرتب است» یا «او بلد است، تو چرا بلد نیستی؟» معمولاً انگیزه پایدار ایجاد نمی‌کنند و می‌توانند اضطراب، ترس از اشتباه و کاهش اعتمادبه‌نفس را افزایش دهند. بهتر است والد به جای مقایسه کودک با دیگران، پیشرفت او را نسبت به گذشته خودش ببیند. به جای «چرا مثل فلانی نیستی؟» می‌توان گفت: «امروز نسبت به هفته قبل توانستی این کار را بهتر انجام بدهی.» کودک باید احساس کند اشتباه کردن بخشی از یادگیری است، نه دلیلی برای ناامید کردن والدین. 

اگر فقط سه توصیه و سه پرهیز داشته باشیم، چه می‌گوییم؟
اگر بخواهم سه توصیه اصلی داشته باشم، اول می‌گویم امنیت عاطفی کودک را بر عملکرد تحصیلی مقدم بدانید. کودک باید بداند، حتی وقتی اشتباه می‌کند یا روز سختی دارد، همچنان پذیرفته و حمایت می‌شود. دوم، استقلال را از کار‌های کوچک شروع کنید. اجازه دهید کودک کار‌هایی را که متناسب با سنش است خودش انجام دهد، حتی اگر کندتر یا ناقص‌تر از زمانی باشد که والد انجامش می‌دهد و سوم، یک روتین ساده و قابل پیش‌بینی ایجاد کنید. خواب، بیداری، مدرسه، تکلیف، بازی و استراحت تا حد امکان نظم مشخصی داشته باشند. در مقابل، سه اشتباه را باید جدی‌تر از همه کنار گذاشت و آن مقایسه، فشار آموزشی افراطی و کمال‌گرایی است. کلاس اول قرار نیست آزمونی باشد که کودک در آن ثابت کند چقدر باهوش، منظم یا موفق است. کلاس اول باید فرصتی برای رشد باشد و اینکه کودک به تدریج تجربه کند که می‌تواند از والد جدا شود، با دیگران ارتباط برقرار کند، مسئولیت بپذیرد، اشتباه کند و دوباره تلاش کند. اگر کودک در پایان سال اول مدرسه علاوه بر یادگیری مهارت‌های تحصیلی، به این باور رسیده باشد که «من می‌توانم یاد بگیرم و از عهده چالش‌های جدید برمی‌آیم»، یکی از مهم‌ترین پایه‌های سلامت روان و موفقیت تحصیلی او شکل گرفته است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار