کد خبر: 1378616
تاریخ انتشار: ۱۹ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۲:۴۰
نیره محمودی 

جوان آنلاین: چند روز مانده به شروع مدرسه، خانه‌ها کم‌کم شکل دیگری پیدا می‌کنند. کیف‌ها روی مبل جا خوش می‌کنند، دفتر‌ها ورق می‌خورند، مداد‌ها تراشیده می‌شوند و لباس مدرسه جایی آویزان می‌شود که کودک هر روز چشمش به آن بیفتد. پدر و مادر‌ها فهرست خرید را چند بار مرور می‌کنند. مداد، پاک‌کن، تراش، دفتر، قمقمه، کفش و هزار چیز دیگر. بعضی‌ها حتی از چند هفته قبل شروع می‌کنند به تمرین حروف و عدد و نوشتن اسم کودک تا مبادا روز اول مدرسه، فرزندشان از بقیه عقب‌تر باشد، اما در میان این همه آماده‌سازی، یک سؤال مهم گاهی فراموش می‌شود: آیا خود کودک برای مدرسه آماده است. برای همین، شاید مهم‌ترین کاری که والدین یک کلاس اولی می‌توانند انجام دهند، خرید بهترین کیف و کامل‌ترین لوازم‌التحریر نباشد. مهم‌تر از همه این است که کودک با خودش یک احساس امنیت به مدرسه ببرد. احساس اینکه اگر اشتباه کرد، اگر چیزی را نفهمید، اگر دلش برای خانه تنگ شد یا اگر نتوانست کاری را انجام دهد، دنیا به آخر نمی‌رسد. 

 او را از مدرسه نترسانیم: گاهی بدون اینکه متوجه باشیم، خودمان اولین تصویر ترسناک از مدرسه را برای کودک می‌سازیم. جمله‌هایی مثل «برو مدرسه آدم می‌شی»، «آنجا دیگه کسی بهت رحم نمی‌کنه»، «معلمت خیلی سختگیره» یا «اگه مشقت رو ننویسی، معلم دعوات می‌کنه» شاید برای والدین جمله‌هایی معمولی باشند، اما برای کودکی که هنوز تجربه‌ای از مدرسه ندارد، می‌توانند تبدیل به یک تصویر واقعی و ترسناک شوند. کودک نمی‌داند معلم سختگیر، یعنی چه. نمی‌داند زنگ تفریح چیست، چطور باید از معلم اجازه بگیرد یا اگر دلش خواست به دستشویی برود چه کار باید بکند. او حتی ممکن است نداند اگر در کلاس جواب سؤالی را بلد نبود چه اتفاقی می‌افتد. پس بهتر است به جای اینکه مدرسه را با هشدار و تهدید معرفی کنیم، درباره اتفاق‌های واقعی آن با کودک حرف بزنیم. از زنگ تفریح بگوییم، از دوست‌هایی که پیدا خواهد کرد، از کتاب‌هایی که باز می‌کند و چیز‌هایی که قرار است یاد بگیرد. اگر سؤالی دارد، جدی بگیریم و اگر ترسی دارد، مسخره‌اش نکنیم. قرار نیست به کودک قول بدهیم مدرسه همیشه آسان و بی‌دردسر است. کافی است به او اطمینان بدهیم که در موقعیت‌های سخت، راهی برای حل مسئله وجود دارد و بزرگ‌تر‌هایی هستند که می‌توانند کمکش کنند. 

 دل کندن از خانه: یکی از سخت‌ترین بخش‌های کلاس اول برای بعضی بچه‌ها، خود درس و مشق نیست. جدا شدن از پدر و مادر است. والدین در این مرحله نقش مهمی دارند. خداحافظی طولانی، چند بار برگشتن از جلوی در مدرسه، گفتن جمله‌هایی مثل «اگه گریه کردی من برمی‌گردم» یا نشان دادن اضطراب، گاهی جدایی را سخت‌تر می‌کند. بهتر است خداحافظی کوتاه، روشن و مطمئن باشد. مثلاً کودک بداند چه زمانی به دنبالش می‌آیند و چه کسی قرار است او را به خانه برگرداند. 

 استقلال کوچک: کلاس اول فقط تمرین خواندن و نوشتن نیست. تمرین مستقل شدن هم هست. کودک باید کم‌کم بتواند وسایل خودش را بشناسد، کیفش را جمع کند، قمقمه‌اش را باز و بسته کند، لباس یا کفشش را مدیریت کند، وسایلش را گم نکند و اگر مشکلی برایش پیش آمد، از یک بزرگ‌تر کمک بخواهد. این مهارت‌ها شاید در نگاه بزرگسالان ساده باشند، اما برای یک کودک شش یا هفت ساله اتفاق‌های مهمی هستند. گاهی والدین از سر محبت، همه کار‌ها را برای کودک انجام می‌دهند. کیفش را می‌بندند، مدادهایش را می‌تراشند، دفترهایش را مرتب می‌کنند و حتی جواب سؤال‌های ساده‌ای را که کودک می‌تواند خودش حل کند، به جای او می‌دهند. نتیجه این است که کودک با ورود به مدرسه، هنوز منتظر است یک نفر همیشه کنارش باشد و مشکلاتش را حل کند. بهتر است پیش از شروع مدرسه، فرصت تجربه کردن بدهیم. اگر کودک لباسش را کمی کج پوشید، دنیا تمام نشده است. اگر کیفش را خودش بست و یک مداد جا گذاشت، دفعه بعد بهتر یاد می‌گیرد. استقلال از همین اشتباه‌های کوچک ساخته می‌شود. 

 الفبا، همه ماجرا نیست: کلاس اول قرار است محل یادگیری باشد. اگر کودک همه چیز را از قبل بلد باشد، شاید بخشی از فرصت کشف کردن را از دست بدهد و اگر هم چیزی را بلد نباشد، قرار نیست به این معنا باشد که از دیگران عقب افتاده است. مهم‌تر از اینکه کودک چند حرف را می‌شناسد، این است که بتواند مدتی به یک فعالیت توجه کند، دستور ساده‌ای را دنبال کند، سؤال بپرسد، گوش بدهد، اشتباه کند و دوباره تلاش کند. کودکی که از یاد گرفتن لذت می‌برد، معمولاً مسیر بهتری از کودکی خواهد داشت که از همان ابتدا یادگیری را با ترس از نمره و مقایسه تجربه کرده است. 

 مشق یا تاوان: کلاس اولی‌ها هنوز به بازی، خواب، حرکت و خیال‌پردازی نیاز دارند. مغز کودک فقط پشت میز و با مداد رشد نمی‌کند. بازی کردن، حرف زدن، نقاشی کشیدن، دویدن، ساختن، داستان شنیدن و حتی خیره شدن به یک اتفاق ساده، بخشی از تجربه یادگیری اوست. والدین بهتر است در انجام تکالیف نقش همراه داشته باشند، نه معلم دوم. قرار نیست هر اشتباه کودک را فوری اصلاح کنند یا تمام تکالیف را با وسواس کنترل کنند. کودک باید کم‌کم یاد بگیرد مسئولیت کار خودش را بپذیرد. اگر قرار باشد از همان ماه اول، مدرسه تمام بعدازظهر کودک را هم تصاحب کند، ممکن است چیزی مهم‌تر از چند صفحه مشق را از دست بدهیم: علاقه کودک به یادگیری. 
 صبح‌های تازه: گاهی چیزی که والدین «بی‌حوصلگی برای مدرسه» می‌دانند، فقط خستگی است. کودکی که شب‌ها دیر می‌خوابد، صبح با عجله بیدار می‌شود، صبحانه نمی‌خورد و با استرس راهی مدرسه می‌شود، طبیعی است که روز‌های اول برایش سخت‌تر باشد. بهتر است یکی، دو هفته قبل از شروع مدرسه، ساعت خواب و بیداری کودک به تدریج به برنامه مدرسه نزدیک شود. 

 دوست پیدا کردن: برای خیلی از بچه‌ها، یکی از مهم‌ترین سؤال‌های روز‌های اول مدرسه این نیست که «امروز چه درسی داریم»، بلکه این است که «با کی دوست بشم.»
دوست پیدا کردن برای یک کودک، موضوع کوچکی نیست. اینکه بداند چطور سر صحبت را باز کند، چطور در بازی دیگران وارد شود، چطور نوبتش را رعایت کند، اگر کسی وسیله‌اش را برداشت چه بگوید و اگر کسی او را به بازی راه نداد چه کار کند، بخشی از آمادگی برای مدرسه است. والدین می‌توانند این مهارت‌ها را در خانه و در موقعیت‌های روزمره تمرین کنند. مثلاً به کودک یاد بدهند اگر چیزی را نمی‌داند، سؤال بپرسد. اگر کسی حرفش را قطع کرد، صبر کند. اگر اشتباهی کرد، عذرخواهی کند و اگر کسی رفتاری داشت که او را ناراحت کرد، موضوع را با یک بزرگ‌تر در میان بگذارد. نباید از کودک انتظار داشت از همان روز اول محبوب‌ترین بچه کلاس باشد. دوستی هم مثل خواندن و نوشتن، زمان می‌خواهد. 

 والدین هم کلاس اولی هستند: شاید کمتر درباره این بخش صحبت کنیم، اما واقعیت این است که کلاس اول فقط برای کودک یک شروع تازه نیست. برای والدین هم یک دوره جدید است. این مرحله می‌تواند برای والدین اضطراب‌آور باشد. بعضی‌ها هر روز درباره کوچک‌ترین اتفاق کلاس سؤال می‌کنند، تکالیف را چند بار بررسی می‌کنند، کودک را با همکلاسی‌ها مقایسه می‌کنند و با کوچک‌ترین نمره یا تذکر، نگران آینده او می‌شوند، اما کودک بیش از هر چیز به اعتماد نیاز دارد. وقتی والدین مدام نگران باشند، کودک هم یاد می‌گیرد که مدرسه جای خطرناکی است که باید دائماً مراقب خودش باشد. 

 کلاس اول، یک شروع تازه است: شاید مهم‌ترین کاری که می‌توانیم برای کلاس اولی‌ها انجام دهیم، این باشد که از آنها انتظار نداشته باشیم از همان روز اول «دانش‌آموز کامل» باشند. ممکن است کودک روز اول گریه کند. ممکن است چند روز طول بکشد تا با محیط خو بگیرد. شاید اسم یکی از همکلاسی‌هایش را اشتباه بگوید، دفترش را جا بگذارد، مدادش را گم کند، در کلاس جواب سوالی را نداند یا حتی یک روز بگوید «من دیگه مدرسه نمی‌رم». اینها بخشی از مسیر است. کودک قرار نیست در کلاس اول فقط خواندن و نوشتن یاد بگیرد. قرار است کم‌کم بفهمد چطور در یک جمع زندگی کند، چطور از دیگران کمک بخواهد، چطور مسئولیت کار‌های خودش را بپذیرد، چطور با شکست‌های کوچک کنار بیاید و دوباره تلاش کند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار