کد خبر: 1378150
تاریخ انتشار: ۱۷ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۶:۰۰
1 جمهوری اسلامی به مدت ۴۷ سال، رؤسای جمهور ایالات متحده را مسحور خود کرده است. بحران گروگانگیری ایران در سال ۱۹۷۹ به شکست تلاش جیمی کارتر برای انتخاب مجدد کمک کرد
ترجمه: زهرا سادات‌آفرینی

جوان آنلاین: جمهوری اسلامی به مدت ۴۷ سال، رؤسای جمهور ایالات متحده را مسحور خود کرده است. بحران گروگانگیری ایران در سال ۱۹۷۹ به شکست تلاش جیمی کارتر برای انتخاب مجدد کمک کرد. رسوایی ایران-کنترا در اواسط دهه ۱۹۸۰، سابقه سیاست خارجی رونالد ریگان را به شدت لکه‌دار کرد و توافق هسته‌ای باراک اوباما با ایران در سال ۲۰۱۵، یعنی برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، منجر به وضعیت بی‌سابقه‌ای شد که در آن کنگره، بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر اسرائیل را به عنوان یک خارجی به واشینگتن دعوت کرد تا علیه آن صحبت کند. 
در ماه فوریه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا جنگ خود علیه ایران را آغاز و اعلام کرد که قصد دارد این الگوی شرم‌آور را یک‌بار برای همیشه از بین ببرد. حالا بعد از گذشت شش ماه، ترامپ به یکی دیگر از رؤسای جمهور امریکا تبدیل شده است که به شدت در معرض تحقیر قرار گرفته و علاوه بر این، چشم‌انداز حزبش در انتخابات میان‌دوره‌ای نیز تهدید شده است. اکنون، شاید از روی ناچاری، ترامپ در تلاش است تا تهران را با طناب دار اقتصادی تحت فشار قرار دهد. اما این عملیات نیز تهدیدی بزرگ‌تر برای اعتبار ایالات متحده نسبت به اقتصاد ایران محسوب می‌شود. در حقیقت، جنگ چندوجهی که ترامپ آغاز کرده، نه یک گسست از رویه‌های پیشین، بلکه نمونه‌ای کامل از همان راهبرد معیوبی است که ایالات متحده از زمان تأسیس جمهوری اسلامی در سال ۱۹۷۹ در قبال ایران در پیش گرفته است. حاکمیت مذهبی ایران پیوسته دولت‌های ایالات متحده را گیج کرده است، تا حدودی به این دلیل که تناقضات عمیقی در آن وجود دارد به این معنا که همزمان ایدئولوژیک و معامله‌گرانه است. تهران همچنان به ویژگی‌های اصلی ایدئولوژی انقلابی خود، از جمله سیاست خارجی ضدامریکایی و ضداسرائیلی خود، پایبند است، اما می‌تواند در صورت لزوم، عمل‌گرا نیز باشد. برای پرداختن به این دوگانگی‌ها، واشینگتن اغلب ظرافت را از سیاست‌گذاری حذف کرده و استراتژی ایالات متحده را حول محور فشار به عنوان ابزار اصلی برای مهار ایران و وادار کردن آن به رفتار متفاوت، جهت داده است. این استراتژی فشار بر دو ستون استوار است؛ «ایجاد یک تهدید نظامی معتبر و اعمال فشار اقتصادی.»، اما این رویکرد به جای حل تناقضات گیج‌کننده‌ای که جمهوری اسلامی به وجود آورده، تنها آنها را عمیق‌تر کرده، به ویژه که ترامپ به دنبال تشدید استراتژی فشار بوده است. 

 انسداد راهکار سنتی امریکا در برابر ایران 
موج اعتراضات داخلی در ژانویه نشان داد ایران از نظر داخلی قابل اشتعال است، اما جنگ ثابت کرد که جمهوری اسلامی مقاوم است و تسلیم نخواهد شد. حملات هوایی، دولت را از نظر نظامی تضعیف کرده، اما جایگاه آن را در داخل تقویت کرده است. ایران اذعان می‌کند که به کاهش تحریم‌ها نیاز دارد، اما همچنان در حال یادگیری این است که زمان به نفع اوست و با کنترل تنگه هرمز می‌تواند پیامد‌های متقابلی را برای فشار اعمال کند. طنز ماجرا در جنگ شکست‌خورده ترامپ علیه ایران و مذاکرات بی‌نتیجه او برای پایان دادن به آن، این است که این جنگ، توانایی واشینگتن برای اعمال فشار بر تهران را چنان تضعیف کرده است که هیچ دولتی در آینده هرگز قادر نخواهد بود به شیوه سنتی ایالات متحده بازگردد. امریکا هم پیوسته تلاش کرده تا نفوذ ایران را مهار کند و تهران را با استفاده از ترکیبی از چند هویج و تعداد زیادی چماق، وادار به رفتار منطقی کند که بزرگ‌ترین چماق، تهدید حمله ایالات متحده بود. 

 توانایی محدود ایالات متحده 
در این بین، جمهوری اسلامی به طور متناوب یا همزمان مانند یک آرمان و یک ملت منطقی رفتار کرده و مدت‌ها به دنبال اجتناب از درگیری مستقیم با ایالات متحده بوده است. جنگ امسال سه درس جدید به ایران آموخته است؛ ایران یاد گرفت که می‌تواند از حملات هوایی گسترده ایالات متحده جان سالم به در ببرد. تهران همچنین دریافته که ایالات متحده هیچ اشتیاقی برای اعزام نیرو‌های زمینی به خاک خود ندارد. همچنین جنگ امسال نشان داد که تغییر حکومت در ایران بدون حمله زمینی امکان‌پذیر نیست و حتی تندروترین سیاست‌گذاران امریکایی نیز علناً چنین حمله‌ای را توصیه نکرده‌اند و این به تهران نشان می‌دهد که در واقع توانایی واشینگتن برای شکست نظامی ایران محدود است. در نهایت، ایران قمار کرد که می‌تواند در یک درگیری فرسایشی از ایالات متحده پیشی بگیرد و این شرط‌بندی تاکنون عاقلانه بوده است. ترامپ در چندین مقطع تهدید به تشدید تنش کرده، اما وقتی قیمت انرژی افزایش می‌یابد، عقب‌نشینی می‌کند. تهدید نیروی نظامی اکنون دیگر به اندازه قبل از جنگ ارزشمند نیست، به همین دلیل است که تهدید‌های نظامی مکرر ترامپ از زمان اولین آتش‌بس در ماه آوریل، تغییرات اساسی در اقدامات تهران ایجاد نکرده است. 

 ناکام در شکست ایران 
دومین سنگ‌بنای تاریخی استراتژی فشار ایالات متحده، اجبار اقتصادی است. برخی از تحریم‌ها، مانند تحریم‌هایی که برای محدود کردن توانایی تهران در فروش نفت طراحی شده‌اند، تأثیر عمیقی بر اقتصاد ایران داشته‌اند، اما آنها عمدتاً در ایجاد تغییرات سیاسی که برای ایجاد آنها طراحی شده بودند، شکست خورده‌اند. راهبرد «فشار حداکثری» دولت اول ترامپ در ابتدا به عنوان سازوکاری برای دستیابی به یک توافق هسته‌ای بهتر تبلیغ می‌شد. هنگامی که این امر محقق نشد، تحریم ایران به خودی خود به یک هدف تبدیل شد. اکنون بیش از ۳‌هزار مورد تحریم ایالات متحده تقریباً تمام جنبه‌های دولت و اقتصاد ایران را هدف قرار داده است. این تحریم‌ها عمداً پیچیده و دارای لایه‌های متعدد اختیارات هستند که لغو آنها را دشوار می‌کند، اما بسیاری از آنها نمادین نیز هستند. با گذشت زمان فشار اقتصادی، به‌ویژه تحریم‌ها به یک سیاست پیش‌فرض آسان برای دولت ایالات متحده تبدیل شد، حتی اگر بسیاری از اقدامات هیچ تأثیر ملموسی نداشتند، زیرا به نظر می‌رسید که نشان می‌داد واشینگتن در حال انجام اقداماتی است و امریکایی‌ها به ندرت متحمل هیچ هزینه مستقیمی می‌شدند. در جنگ فعلی، ترامپ با محاصره بنادر ایران، فشار اقتصادی را به اوج خود رسانده است. با این حال، این جنگ سرانجام عواقبی را بر مردم امریکا تحمیل کرد، زمانی که ایران تنگه هرمز را بست و زیرساخت‌های انرژی خلیج فارس را هدف قرار داد و حمل و نقل انرژی جهانی را مختل کرد. شکی نیست که این کارزار به ایران و اقتصادش آسیب خواهد رساند، اما مطمئناً در وادار کردن تهران به تسلیم شدن شکست خواهد خورد. تاریخ نشان می‌دهد ایران به جای تسلیم شدن در برابر فشار، از برنامه موشکی و پهپادی خود برای تحمیل هزینه‌های اقتصادی سنگین بر اقتصاد جهانی چه در تنگه هرمز و چه علیه کشور‌های خلیج فارس استفاده خواهد کرد. جمهوری اسلامی معتقد است که می‌تواند در برابر اراده ایالات متحده برای اعمال فشار اقتصادی دوام بیاورد، همانطور که می‌تواند در برابر فشار نظامی ایالات متحده دوام بیاورد. 

 مرگ راهبرد امریکا در برابر ایران 
جنگ و محاصره‌های شکست‌خورده و همچنین رویکرد ترامپ به مذاکرات در سال جاری، برای همیشه کاربرد فشار اقتصادی را تغییر خواهد داد. در حالی که زمانی کاهش تحریم‌ها پاداشی بود که ایالات متحده می‌توانست به ایران برای محدود کردن جاه‌طلبی‌های هسته‌ایش ارائه دهد، ترامپ در ماه مارس بدون هیچ امتیازی از سوی ایران و بار دیگر در ماه ژوئن در ازای وعده صرفاً باز نگه داشتن تنگه هرمز، معافیت‌هایی برای صادرات نفت صادر کرد. فارغ از اینکه این جنگ چگونه پایان یابد، ایالات متحده قادر نخواهد بود به راهبردی که ۴۷ سال بر روابطش با ایران حاکم بود، بازگردد و رفتار جانشینان احتمالی جمهوری‌خواه ترامپ، یعنی جی. دی. ونس معاون رئیس‌جمهور و مارکو روبیو وزیر امور خارجه به طرز چشم‌گیری متفاوت خواهد بود. 
نیت سوانسون* 
*عضو ارشد مقیم و مدیر پروژه استراتژی ایران در شورای آتلانتیک و عضو پیشین تیم مذاکره‌کننده ایران در دولت ترامپ
 
فارن افرز | ۲۵ آگوست ۲۰۲۶

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار