شش ماه اعتمادسازی، یک کلید یدکی و نقشهای حسابشده، سرایدار ساختمان مجاور را به خانه مرد تاجر رساند جوان آنلاین: شش ماه اعتمادسازی، یک کلید یدکی و نقشهای حسابشده، سرایدار ساختمان مجاور را به خانه مرد تاجر رساند؛ مرد جوان که از محل نگهداری گاوصندوق و طلاهای صاحبخانه باخبر شده بود، در فرصتی که تاجر همراه خانوادهاش به سفر رفته بود، با همدستی سه نفر از دوستانش وارد خانه شد و حدود یک کیلو طلا، ۱۰۰ سکه و مقداری ارز خارجی را به سرقت برد، اما بازگشت مرموز او به محل حادثه، راز سرقت میلیاردی را برای کارآگاهان فاش کرد.
اوایل شهریورماه امسال، مأموران پلیس تهران در جریان سرقت میلیاردی از خانه مرد تاجری در یکی از خیابانهای شمال پایتخت قرار گرفتند. سارقان که در غیاب صاحبخانه وارد ساختمان شده بودند، پس از از کار انداختن دوربینهای مداربسته، گاوصندوق را تخریب کرده و حدود یک کیلو طلا، ۱۰۰ سکه طلا و مقداری ارز خارجی را به سرقت برده بودند.
سفر خانوادگی و بازگشت به خانه
با اعلام این خبر، مأموران برای بررسی ماجرا راهی محل شدند. صاحبخانه که از این سرقت شوکه شده بود، در توضیح ماجرا گفت: «من تاجر هستم و در بازار فعالیت میکنم. چند روز قبل برای تعطیلات تابستانی همراه خانوادهام به ویلایمان در شمال کشور رفتیم. ساعتی قبل که به خانه برگشتیم، با صحنه عجیبی روبهرو شدیم. وسایل خانه بههم ریخته بود و مشخص بود سارقان وارد خانه شدهاند. وقتی به سراغ گاوصندوق رفتم، متوجه شدم آن را تخریب کردهاند و حدود یک کیلو طلا، ۱۰۰ سکه طلا، به همراه مقداری پول خارجی را سرقت کردهاند.»
دوربینها از کار افتادند
صاحبخانه ادامه داد: «خانهام به دوربین مداربسته مجهز است، اما سارقان برای اینکه ردی از خود به جا نگذارند، ابتدا دوربینها را از کار انداخته و بعد وارد خانه شدهاند.»
با ثبت شکایت، پرونده به دستور بازپرس دادسرای ناحیه ۳۴ تهران در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت و تحقیقات برای شناسایی سارقان آغاز شد.
کارآگاهان در نخستین مرحله به سراغ دوربینهای مداربسته اطراف محل رفتند. بررسی تصاویر نشان داد چهار مرد نقابدار که کلاه و دستکش به دست داشتند، نیمههای شب با استفاده از کلیدی وارد ساختمان شده و پس از مدتی از آنجا خارج شدهاند. این موضوع احتمال آشنا بودن سارقان با ساختمان را برای کارآگاهان مطرح کرد؛ چراکه آنها نهتنها با کلید وارد ساختمان شده بودند، بلکه تنها سراغ گاوصندوق رفته و هیچ وسیله دیگری را با خود نبرده بودند. همین موضوع نشان میداد سارقان از محل نگهداری گاوصندوق و اموال داخل آن اطلاع دقیقی داشتهاند.
خودروی سرقتی برای فرار
در ادامه تحقیقات، کارآگاهان تصاویر دوربینهای مداربسته اطراف را بهصورت دقیق بررسی کردند و به سرنخ مهمی رسیدند. تصاویر نشان میداد سارقان پس از سرقت از محل دور شده و دو نفر از آنها چند کوچه آنطرفتر سوار یک خودروی سواری شدهاند. بررسیهای پلیسی مشخص کرد این خودرو نیز چند ساعت قبل به سرقت رفته بود و سارقان آن را برای اجرای نقشه سرقت دزدیده بودند.
بازگشت مرموز یکی از سارقان.
اما در این میان، رفتار یکی از سارقان توجه کارآگاهان را جلب کرد. او پس از تعویض لباسهایش از سه همدست خود جدا شده و به همان محدوده بازگشته بود. بررسی تصاویر نشان داد این مرد وارد ساختمان مجاور خانه شاکی شدهاست.
کارآگاهان در بررسیهای بیشتر دریافتند این فرد سرایدار ساختمان همسایه است و به این ترتیب هویت یکی از اعضای باند سرقت برای پلیس فاش شد.
اعتراف به سرقت میلیاردی
مأموران پس از هماهنگی قضایی، سرایدار را بازداشت و به اداره پلیس منتقل کردند. متهم در ابتدا منکر دست داشتن در سرقت بود، اما پس از روبهرو شدن با شواهد و مدارک پلیسی، سرانجام لب به اعتراف گشود و به سرقت از خانه مرد تاجر با همدستی سه نفر از دوستانش اعتراف کرد.
تحقیقات از متهم ادامه دارد و کارآگاهان پلیس آگاهی در تلاش هستند با شناسایی و دستگیری سه همدست دیگر او، اموال سرقتشده را کشف کرده و ابعاد پنهان این سرقت میلیاردی را روشن کنند.
۶ ماه صحنهسازی
متهم این پرونده مرد جوانی به نام صفدر است که مدعی است سابقه کیفری ندارد. او میگوید سرایدار ساختمان مجاور خانه شاکی بوده و برای اجرای نقشه سرقت، حدود شش ماه زمان صرف کرده تا اعتماد مرد تاجر را جلب کند. صفدر در ادامه مدعی شده است که پس از جلب اعتماد شاکی، به بهانه نظافت وارد خانه او میشده و با رفتوآمدهای مکرر، از وضعیت خانه و محل نگهداری اموال باخبر شده است.
صفدر، سابقهداری؟
نه، هیچ سابقهای ندارم. حتی تا امروز پایم به کلانتری هم باز نشده بود.
چه شد که نقشه سرقت را طراحی کردی؟
وسوسه شدم یکشبه پولدار شوم. دیگر به حقوق سرایداری راضی نبودم و در نهایت به مال دیگران طمع کردم.
از کجا فهمیدی شاکی در خانهاش طلا و سکه نگهداری میکند؟
چند سالی است که در ساختمان مجاور خانه شاکی سرایدار هستم و از وضعیت زندگی او و خانوادهاش میدانستم که وضع مالی خوبی دارند. یکبار هم وقتی برای نظافت به خانهشان رفته بودم، متوجه شدم با فردی درباره خرید طلا صحبت میکند. همان موقع، هنگام انجام کار، از محل قرار گرفتن گاوصندوق هم باخبر شدم.
یعنی با یک بار رفتن به خانه، متوجه محل گاوصندوق شدی؟
بله. همان یک بار کافی بود. بعد از آن وسوسه به جانم افتاد. با یکی از دوستانم که سابقه سرقت داشت، مشورت کردم. او پیشنهاد سرقت داد و گفت خودش و دوستانش در باز کردن گاوصندوق حرفهای هستند و میتوانند بدون بر جا گذاشتن رد و مدرکی این کار را انجام دهند. حرفهای آنها بیشتر وسوسهام کرد و پیشنهادشان را قبول کردم.
چطور به کلید خانه دسترسی پیدا کردی؟
بعد از نخستین باری که به خانه شاکی رفتم، حدود شش ماه تلاش کردم اعتمادش را جلب کنم. او به من اعتماد کرده بود تا اینکه یک روز که خودش در خانه نبود، کلید خانه را به من داد تا برای نظافت وارد شوم. من هم بلافاصله از روی کلید، یک کلید یدک ساختم و دوستم را در جریان گذاشتم. او و دوستانش هم نقشه سرقت را طراحی و اجرا کردند.
درباره شب حادثه توضیح بده.
ما دنبال فرصتی بودیم تا نقشه را اجرا کنیم تا اینکه فهمیدم مرد تاجر قرار است همراه خانوادهاش به مسافرت برود. او به من اعتماد داشت و حتی از من خواست از راه دور مراقب خانهاش باشم، اما خبر نداشت که خودم در کمین اموالش هستم. وقتی آنها به مسافرت رفتند، شبانه وارد خانه شدیم و طلاها و سکهها را سرقت کردیم.
بعد از سرقت چه اتفاقی افتاد؟
طلاها و سکهها را دوستانم با خودشان بردند. قرار بود پس از فروش اموال، سهم من را بدهند، اما آنها سرم کلاه گذاشتند. مبلغ اندکی به من دادند و بقیه را هم به بهانه اینکه بعداً تقسیم میکنیم، بالا کشیدند.
چرا سهمت را از آنها نگرفتی؟
بعد از سرقت ناپدید شدند و دیگر آنها را ندیدم. حتی تلفنم را هم جواب نمیدادند.