کد خبر: 1377786
تاریخ انتشار: ۱۵ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۳:۴۰
1 عدالت، پیش از آنکه در متن قوانین و آرای دادگاه‌ها دیده شود، در کیفیت زندگی، آرامش ذهنی، استقلال و امنیت شغلی کسانی تجلی می‌یابد که مسئول اجرای قانونند
زهرا میرزابیگی 

جوان آنلاین: عدالت، پیش از آنکه در متن قوانین و آرای دادگاه‌ها دیده شود، در کیفیت زندگی، آرامش ذهنی، استقلال و امنیت شغلی کسانی تجلی می‌یابد که مسئول اجرای قانونند. قاضی، در نظام حقوقی، صرفاً یک کارمند اداری نیست که بتوان جایگاه او را با معیار‌های معمول پرداخت حقوق و مزایا سنجید؛ او مأمور تصمیم‌گیری درباره جان، مال، آبرو، آزادی، خانواده و حقوق بنیادین شهروندان است. از این‌رو، تأمین معیشت شایسته قضات نه یک امتیاز صنفی و نه صرفاً یک ردیف هزینه‌ای در بودجه عمومی، بلکه بخشی از زیرساخت تحقق عدالت، حفظ استقلال قضایی و صیانت از حقوق مردم است. 
امروز، یکی از دغدغه‌های مهم در نظام قضایی کشور، فاصله میان حساسیت، حجم و مخاطرات مسئولیت قضایی با سطح امکانات معیشتی و رفاهی بخشی از قضات است. هنگامی که یک دانش‌آموخته ممتاز حقوق میان مسیر‌های متعدد حرفه‌ای - از وکالت، مشاوره حقوقی، فعالیت اقتصادی و دانشگاهی تا مشاغل مدیریتی - دست به انتخاب می‌زند، طبیعی است که علاوه بر انگیزه‌های معنوی و علاقه به عدالت، امنیت اقتصادی، مسیر رشد شغلی، شأن حرفه‌ای و امکان تأمین آبرومندانه زندگی خود و خانواده‌اش را نیز در نظر بگیرد. اگر دستگاه قضایی نتواند در این رقابت، جایگاهی متناسب با منزلت و مسئولیت قضات فراهم کند، پیامد آن تنها کاهش انگیزه ورود به حرفه قضا نیست، بلکه به‌تدریج کیفیت سرمایه انسانی، سرعت رسیدگی، اتقان آرا و اعتماد عمومی به عدالت نیز متأثر خواهد شد. 

 استقلال قضایی، فراتر از استقلال  در صدور رأی
استقلال قضایی معمولاً به معنای مصونیت قاضی از دخالت اشخاص، نهاد‌ها و مقامات در فرایند رسیدگی و صدور رأی تلقی می‌شود، اما استقلال واقعی، تنها با منع دخالت بیرونی محقق نمی‌شود. قاضی باید از حیث معیشت، امنیت شغلی، جایگاه اجتماعی و آینده حرفه‌ای نیز در وضعیتی قرار گیرد که تصمیم او متأثر از نیاز‌های روزمره، فشار‌های اقتصادی یا نگرانی‌های معیشتی نباشد. 
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل ۱۵۶، قوه قضائیه را «قوه‌ای مستقل» معرفی می‌کند که پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و مسئول تحقق بخشیدن به عدالت است. همچنین اصل ۱۶۴ قانون اساسی، در راستای تثبیت امنیت شغلی و استقلال قضات، مقرر می‌دارد که قاضی را نمی‌توان از مقامی که شاغل آن است بدون محاکمه و اثبات جرم یا تخلفی که موجب انفصال است، منفصل کرد یا بدون رضای او محل خدمت یا سمتش را تغییر داد، مگر به اقتضای مصلحت جامعه با تصمیم رئیس قوه قضائیه پس از مشورت با رئیس دیوان عالی کشور و دادستان کل. فلسفه این حمایت این است که قاضی باید بتواند بدون هراس از پیامد‌های شغلی، اداری و بیرونی، بر مبنای قانون، وجدان و ادله پرونده حکم کند. با همین منطق، تأمین اقتصادی قاضی نیز بخشی مکمل از استقلال اوست. قاضی‌ای که دغدغه تأمین حداقل‌های زندگی، مسکن، درمان، آموزش فرزندان یا آینده خانواده خود را دارد، هرچند از نظر قانونی مستقل باشد، در عمل با بخشی از فشار‌های پنهان و فرساینده مواجه خواهد بود. بنابراین، نگاه به حقوق و مزایای قضات باید از چارچوب صرفاً اداری خارج شود. این موضوع، مستقیماً با کیفیت حکمرانی، سلامت اداری، اعتماد عمومی و امنیت حقوقی جامعه ارتباط دارد. 

 تأمین معیشت قاضی در آموزه‌های اسلامی
در میراث فقهی و سیاسی اسلام نیز به تأمین نیاز‌های قاضی توجهی جدی شده است. امیرالمؤمنین علی (ع) در فرمان تاریخی خود به مالک اشتر، پس از بیان ویژگی‌های لازم برای انتخاب قضات، درباره تأمین آنان می‌فرمایند: 
«وَأَفْسِحْ لَهُ فِی الْبَذْلِ مَا یزِیلُ عِلَّتَهُ وَتَقِلُّ مَعَهُ حَاجَتُهُ إِلَى النَّاسِ»، یعنی در بخشش و تأمین او چنان گشایش ایجاد کن که نیاز و تنگدستی او برطرف شود و احتیاجش به مردم کاهش یابد. این عبارت، یک توصیه صرفاً رفاهی نیست، بلکه ناظر به فلسفه‌ای عمیق در اداره عدالت است. قاضی باید به‌گونه‌ای تأمین شود که نیاز او به اشخاص، صاحبان قدرت، اصحاب دعوا و منابع بیرونی کاهش یابد. هرچه وابستگی اقتصادی قاضی کمتر باشد، استقلال او در تصمیم‌گیری بیشتر و زمینه آسیب‌پذیری او در برابر تطمیع، فشار و روابط ناسالم محدودتر خواهد شد. به تعبیر دیگر، تأمین معیشت قاضی در منطق علوی، اقدامی پیشگیرانه برای حفظ پاکدستی، اقتدار و بی‌طرفی دستگاه قضاست. 

 استاندارد‌های بین‌المللی و تجربه نظام‌های قضایی
در اسناد بین‌المللی مرتبط با استقلال قضایی نیز، تأمین مناسب قضات یکی از ارکان استقلال دستگاه دادگستری تلقی شده است. «اصول اساسی سازمان ملل متحد درباره استقلال قضات» مصوب ۱۹۸۵، در بند ۱۱ تأکید می‌کند که مدت تصدی، استقلال، امنیت، حقوق و مزایا، شرایط خدمت، بازنشستگی و سن بازنشستگی قضات باید به‌طور مناسب و از طریق قانون تضمین شود. مقصود از این تضمین آن است که دستگاه قضایی بتواند افراد توانمند، پاکدست و مستقل را جذب و حفظ کند. در اغلب نظام‌های حقوقی موفق، برای قضات علاوه بر حقوق متناسب، سازوکار‌های روشنی درباره امنیت شغلی، بیمه، بازنشستگی، مسکن، آموزش مستمر، حمایت از سلامت روان و جسم و مسیر ارتقای حرفه‌ای پیش‌بینی شده است. بدیهی است که الگوگیری از تجربه جهانی به معنای تقلید بی‌چون‌وچرا نیست، اما نادیده گرفتن این واقعیت نیز درست نیست که در بسیاری از کشورها، پرداخت مناسب به قضات به‌عنوان یکی از ابزار‌های پیشگیری از فساد، افزایش بهره‌وری قضایی، تضمین بی‌طرفی و حفظ سرمایه انسانی شناخته می‌شود. 

 خروج نخبگان؛ تهدیدی آرام، اما پرهزینه
نظام قضایی برای تربیت یک قاضی توانمند، هزینه‌های فراوانی پرداخت می‌کند. آموزش حقوقی، گزینش، کارآموزی قضایی، تجربه عملی در شعب، آشنایی با رویه‌ها، مدیریت پرونده، قدرت استدلال، مهارت نگارش رأی و توان مواجهه با پیچیدگی‌های انسانی و اجتماعی پرونده‌ها، در مدت کوتاه حاصل نمی‌شود. قاضی باتجربه، تنها یک نیروی انسانی نیست؛ او سرمایه‌ای انباشته از دانش، تجربه، شناخت رویه قضایی و مهارت حل‌وفصل اختلافات است. خروج چنین نیرو‌هایی از دستگاه قضا یا کاهش انگیزه آنان برای ادامه خدمت، خسارتی است که آثار آن به‌سرعت قابل جبران نیست. این مسئله می‌تواند پیامد‌های متعددی داشته باشد: 
نخست؛ افزایش اطاله دادرسی: هرگاه تعداد قضات مجرب و متخصص با حجم پرونده‌های ورودی تناسب نداشته باشد، پرونده‌ها مدت بیشتری در مسیر رسیدگی باقی می‌مانند. اطاله دادرسی تنها یک مشکل اداری نیست؛ برای شهروندی که درگیر پرونده خانوادگی، کیفری، مالی، ملکی یا تجاری است، تأخیر در رسیدگی گاه به معنای تأخیر در بازگشت آرامش، سرمایه، آزادی یا حق اوست. 
دوم؛ کاهش اتقان و کیفیت آرا: رسیدگی دقیق مستلزم زمان، تجربه، تمرکز و مطالعه است. هنگامی که حجم کار بر دوش قضات کم‌تجربه یا فرسوده افزایش یابد، خطر صدور آرای شتاب‌زده، نقض آرا در مراحل بالاتر، افزایش اعتراض‌ها و اطاله بیشتر فرایند دادرسی نیز بالا می‌رود. 
سوم؛ تضعیف اعتماد عمومی: مردم از طریق تجربه خود در دادگاه‌ها درباره کارآمدی عدالت قضاوت می‌کنند. رأی متقن، رسیدگی محترمانه، سرعت معقول و امکان پیش‌بینی‌پذیری تصمیمات قضایی، پایه‌های اعتماد عمومی‌اند. هر عامل مؤثر بر کیفیت و تمرکز قاضی، در نهایت بر این سرمایه عمومی اثر می‌گذارد. 
چهارم؛ افزایش آسیب‌پذیری در برابر فساد و فشار‌های بیرونی: نباید میان مشکلات معیشتی و فساد، رابطه‌ای قطعی و مستقیم برقرار کرد؛ زیرا اکثریت قضات کشور با وجود دشواری‌ها، با سلامت، شرافت و تعهد انجام وظیفه می‌کنند. با این حال، سیاست‌گذار عاقل باید زمینه‌های آسیب‌پذیری را کاهش دهد. تأمین ناکافی، همراه با فشار کاری، مسئولیت سنگین و مواجهه دائمی با اصحاب دعوا، می‌تواند ریسک‌های حرفه‌ای و اخلاقی را افزایش دهد. پیشگیری از فساد، پیش از هر چیز نیازمند کاهش زمینه‌های آن است. 
پنجم؛ آسیب به امنیت اقتصادی و سرمایه‌گذاری: فعالان اقتصادی بیش از هر چیز به ثبات قراردادها، حمایت از مالکیت، امکان اجرای تعهدات و حل‌وفصل سریع و منصفانه اختلافات نیاز دارند. دستگاه قضایی کارآمد، یکی از پایه‌های امنیت سرمایه‌گذاری است. بنابراین هزینه‌کرد برای توانمندسازی و حفظ قضات، در واقع سرمایه‌گذاری برای کاهش نااطمینانی اقتصادی در جامعه است. 

 ضرورت بازنگری در سیاست‌های جذب  و نگهداشت قضات
برای حل این مسئله، صرف افزایش مقطعی حقوق کفایت نمی‌کند؛ هرچند اصلاح دریافتی‌ها ضرورتی انکارناپذیر است. نیاز امروز، طراحی یک سیاست جامع برای جذب، نگهداشت و ارتقای سرمایه انسانی در دستگاه قضایی است. در این چارچوب، چند اقدام ضروری به نظر می‌رسد: 
۱. بازنگری در نظام پرداخت قضات بر مبنای شأن و مسئولیت حرفه‌ای 
حقوق و مزایای قضات باید متناسب با سطح مسئولیت، تخصص، حساسیت تصمیمات، خطرات شغلی، حجم کار و شرایط اقتصادی کشور تعیین شود. این بازنگری باید مستمر و مبتنی بر شاخص‌های واقعی هزینه زندگی باشد، نه تصمیمات مقطعی و غیرقابل‌پیش‌بینی. 
۲. تقویت حمایت‌های رفاهی هدفمند 
تسهیلات مسکن، بیمه تکمیلی مؤثر، حمایت درمانی، امکانات آموزشی برای خانواده، تسهیلات ضروری و سازوکار‌های حمایتی در مناطق محروم یا پرهزینه، می‌تواند بخش مهمی از فشار‌های معیشتی را کاهش دهد. این حمایت‌ها باید شفاف، عادلانه و متناسب با شرایط محل خدمت باشد. 
۳. طراحی مسیر روشن ارتقای حرفه‌ای 
قاضی باید بداند که تجربه، دانش، دقت در صدور رأی، سلامت اداری، توان مدیریتی و تلاش علمی او در مسیر شغلی‌اش دیده می‌شود. نظام ارتقا باید شفاف، مبتنی بر شایستگی و فارغ از برداشت‌های سلیقه‌ای باشد. 
۴. توجه به آموزش مستمر و تخصص‌گرایی 
پیچیدگی پرونده‌های اقتصادی، فناوری، جرایم سایبری، مالکیت فکری، دعاوی تجاری و مسائل نوپدید اجتماعی، ایجاب می‌کند که قضات از آموزش‌های روزآمد و تخصصی بهره‌مند شوند. قاضی توانمند، نیازمند فرصت مطالعه، آموزش و به‌روزرسانی علمی است. 
۵. کاهش حجم نامتعارف پرونده‌ها و اصلاح مدیریت قضایی 
حمایت از قاضی تنها به افزایش دریافتی محدود نیست. قاضی که با انبوهی از پرونده‌ها، کمبود نیروی اداری، فرایند‌های ناکارآمد و فشار‌های آماری روبه‌روست، حتی با بهبود نسبی وضعیت مالی نیز در معرض فرسودگی شغلی قرار می‌گیرد. اصلاح فرایندها، توسعه دادرسی الکترونیک، استفاده صحیح از ظرفیت شورا‌های حل اختلاف، میانجی‌گری و داوری و تقویت کادر اداری می‌تواند بخشی از فشار را کاهش دهد.
عضو حقوق عامه مرکز «وکلا، کارشناسان رسمی و مشاوران خانواده» قوه قضائیه

برچسب ها: عدالت ، قانون ، حقوق
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار