کد خبر: 1377646
تاریخ انتشار: ۱۳ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۳:۲۰
سیدعبدالله متولیان 
1 در شرایطی که کشور در متن یک جنگ تمام‌عیار ترکیبی و رویارویی سیاسی، اقتصادی و امنیتی با امریکا و متحدانش قرار دارد، نسخه‌هایی قدیمی با ادبیاتی تازه به میدان آمده‌اند، نسخه‌هایی که گشایش اقتصادی را بیش از آنکه در تقویت توان داخلی جست‌و‌جو کنند، در تغییر مناسبات با غرب و جلب رضایت امریکا و اروپا می‌بینند

در شرایطی که کشور در متن یک جنگ تمام‌عیار ترکیبی و رویارویی سیاسی، اقتصادی و امنیتی با امریکا و متحدانش قرار دارد، نسخه‌هایی قدیمی با ادبیاتی تازه به میدان آمده‌اند، نسخه‌هایی که گشایش اقتصادی را بیش از آنکه در تقویت توان داخلی جست‌و‌جو کنند، در تغییر مناسبات با غرب و جلب رضایت امریکا و اروپا می‌بینند. از این رو، سخن گفتن دوباره از «توسعه وابسته» در شرایط امروز، یک بحث دانشگاهی یا اختلاف سلیقه میان اقتصاددانان نیست، پرسش درباره آینده استقلال و امنیت کشور است. از سال‌های پس از ۱۳۶۸، جریان غرب‌باور در ایران، همواره راه توسعه را در پیوند هرچه بیشتر با الگو‌های اقتصادی بیرونی، نهاد‌های مسلط جهانی و گشایش از مسیر غرب جست‌و‌جو کرده است. نامه موسوم به جام زهر، برخی نامه‌ها و بیانیه‌های اقتصادی، مواضع چهره‌های سیاسی و اقتصادی و ادبیات رسانه‌ای این جریان را می‌توان در همین چارچوب بررسی کرد. امروز نیز در متن جنگ و فشار خارجی، همان رویکرد فعال شده و چنین القا می‌کند که کاهش تهدید و حل مشکلات اقتصادی، بیش از هر چیز در گرو سازش، توافق و جلب رضایت امریکا و اروپا است. اما مسئله اینجاست: اگر اقتصاد کشور برای نفس‌کشیدن به رضایت قدرت خارجی نیازمند شود، در لحظه اختلاف، چه چیزی از استقلال سیاسی باقی می‌ماند؟ 
توسعه وابسته، پیش از آنکه بازار یک کشور را وابسته کند، قدرت انتخاب آن را محدود می‌کند. هنگامی که سرمایه، فناوری، بازار، ارز، زنجیره تأمین و اولویت‌های سیاست‌گذاری بیش از اندازه به بیرون گره بخورد، تصمیم یک قدرت خارجی می‌تواند تولید، اشتغال، معیشت و ثبات کشور را متأثر کند. وابستگی غذایی، صنعتی و فناورانه نیز در شرایط بحران، از یک ضعف اقتصادی به یک تهدید امنیتی تبدیل می‌شود. 
تجربه نشان داده که وابستگی تنها در ترازنامه‌ها دیده نمی‌شود، آثار آن به جامعه، فرهنگ، سرمایه انسانی و امنیت نیز می‌رسد. فرسایش تولید، مهاجرت نخبگان، گسترش مصرف‌گرایی، نابرابری و آسیب‌پذیری محیطی، حلقه‌های زنجیره‌ای هستند که در نهایت تاب‌آوری ملی را کاهش می‌دهند. به تعبیر روشن، کسی که نان تو را در گرو اراده خود قرار دهد، قطعاً آزادی تو را هم گروگان می‌گیرد. 
باید میان «تعامل با جهان» و «وابستگی به جهان» مرز کشید. هیچ عقل سلیمی، ایران را به انزوا فرا نمی‌خواند، اما بحث بر سر ایران قوی و چگونگی تعامل با جهان است. کشور قدرتمند، تجارت می‌کند، فناوری می‌آموزد، سرمایه جذب می‌کند و بازار‌های جدید می‌گشاید، اما ستون فقرات تصمیم‌گیری و توانمندی‌های حیاتی خود را به بیرون واگذار نمی‌کند. 
تأکید مداوم امام خمینی و امام شهید بر استقلال، پیشرفت، علم و فناوری، تولید ملی و اقتصاد مقاومتی، صرفاً مجموعه‌ای از توصیه‌های اقتصادی نبود، صورت‌بندی یک منطق برای تولید، حفظ و ارتقای قدرت ملی و امنیت پایدار است. در این نگاه، پیشرفت فقط افزایش تولید ناخالص داخلی نیست، پیشرفت هنگامی معنا دارد که با عدالت، عزت، توان علمی، قدرت تولید و اختیار ملی همراه باشد. این همان نسخه‌ای است که هم‌اکنون مورد تأکید امام سید مجتبی خامنه‌ای نیز هست. 
اقتصاد مقاومتی نیز در همین چارچوب «درون‌زا و برون‌گرا» تعریف شده است، یعنی اقتصاد باید ریشه‌های قدرتش را در داخل مستحکم کند، اما از تعامل با جهان هراس نداشته باشد. تفاوت این الگو با توسعه وابسته روشن است: از جهان فرصت می‌گیرد، نه اجازه، با جهان معامله می‌کند، اما بقای خود را به رضایت آن گره نمی‌زند. 
از همین منظر، مذاکره را نیز نباید با راهبرد توسعه اشتباه گرفت. مذاکره ابزار سیاست خارجی است، اما وابسته‌کردن تولید، سرمایه‌گذاری، رفاه و آینده کشور به نتیجه مذاکره، تبدیل یک ابزار به ستون فقرات اقتصاد و تهدیدزایی برای استقلال و امنیت است. اگر برای کاهش فشار، نسخه‌ای تجویز شود که وابستگی‌های حیاتی ایران را بیشتر کند، در واقع بخشی از قدرت بازدارندگی اقتصادی کشور را خودخواسته تضعیف کرده‌ایم. 
مسئله امروز، انزوا یا تعامل نیست، مسئله این است که تعامل از موضع قدرت باشد یا از موضع نیاز. توسعه‌ای که قدرت انتخاب را افزایش دهد، پیشرفت است، اما توسعه‌ای که کشور را محتاج تصمیم دیگران کند، هر نامی داشته باشد، در نهایت به تهدیدی برای استقلال و امنیت ملی تبدیل خواهد شد. 
خلاصه اینکه کشوری که کلید اقتصادش را به دست دیگران بسپارد، دیر یا زود برای بازکردن قفل‌های سیاسی خود محتاج همان کلید خواهد شد که نتیجه‌ای جز نفی استقلال، آزادی، امنیت و تن دادن به استعمار فرانو و وطن‌فروشی از طریق توسعه وابسته در پی نخواهد داشت.

برچسب ها: جنگ ، اقتصاد ، امریکا
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار