کد خبر: 1377638
تاریخ انتشار: ۱۳ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
محمدجواد موحد، تهیه‌کننده سریال در گفت‌و‌گو با «جوان»: 
1 فصل دوم سریال «سرو، سپید، سرخ» در شرایطی روی آنتن رفته که دیگر آن اضطرار و محدودیت‌های جنگی فصل نخست وجود ندارد، اما همین فاصله، فرصتی برای مقایسه دو تجربه متفاوت از تولید فراهم کرده است
 احمد جوان

جوان آنلاین: فصل دوم سریال «سرو، سپید، سرخ» در شرایطی روی آنتن رفته که دیگر آن اضطرار و محدودیت‌های جنگی فصل نخست وجود ندارد، اما همین فاصله، فرصتی برای مقایسه دو تجربه متفاوت از تولید فراهم کرده است. محمدجواد موحد، تهیه‌کننده این مجموعه، معتقد است فصل اول نوعی خط‌شکنی در تولید بود و تجربه‌ای که از آن به دست آمد، در فصل دوم به زمان بیشتر برای متن، انتخاب سازندگان و رسیدن به یک نقطه بهینه در تولید منجر شد. در ادامه گفت‌وگوی «جوان» با تهیه‌کننده سریال «سرو، سپید، سرخ» را می‌خوانید. 

 فصل اول «سرو، سپید، سرخ» در دل جنگ تولید و پخش شد. تولید یک سریال در چنین شرایطی چه تغییری در تصمیم‌های تهیه‌کنندگی، برنامه‌ریزی و مدیریت تولید ایجاد کرد؟ 
مدل تولید این پروژه با همه کار‌های معمول سینمای ایران و تلویزیون متفاوت بود. یک سریال ۱۰ تا ۱۵ قسمتی در حالت عادی شاید شش تا هشت ماه زمان ببرد. از رسیدن به مرحله متن و نهایی شدن آن گرفته تا طی کردن ساختار‌های اداری، عقد قرارداد، دو ماه پیش‌تولید، دو سه ماه تولید و یک تا دو ماه پس‌تولید تا در نهایت به پخش برسد. 
«سرو، سپید، سرخ» در فصل اول، یک شیوه جدید تولید را تجربه کرد که شاید از شرایط جنگی و حال‌وهوای ابتدای جنگ نشأت گرفته بود. ما دوست داشتیم در حرفه‌ای که بلد هستیم، کاری برای کشور انجام دهیم. به همین دلیل طبیعتاً باید در مدل تصمیم‌گیری، انتخاب متن‌ها، انتخاب سازندگان و حتی شیوه تولید تفاوت‌هایی ایجاد می‌کردیم. 
یکی از مهم‌ترین اتفاقات فصل اول، هماهنگی هفت یا هشت تیم تولید به صورت همزمان بود. از یک طرف باید کیفیت کاری که متناسب با آن روز‌ها می‌خواستیم حفظ می‌شد و از طرف دیگر تولید باید در زمان مناسب به نتیجه می‌رسید. اینها تجربه‌های جدیدی برای تیم تهیه و تولید بود که امیدوارم بتوانیم در شرایط بهتر و موقعیت‌های دیگر، به شکل بهینه‌تری از آنها استفاده کنیم. 

 فصل دوم معمولاً با چالش تکرار موفقیت فصل اول روبه‌روست. در «سرو، سپید، سرخ» برای اینکه فصل دوم ادامه فصل اول نباشد، چه تغییراتی در ساختار تولید و روایت ایجاد کردید؟ 
هر سریالی که در فصل اول موفق شود و مورد اقبال قرار بگیرد، در فصل دوم کار سختی دارد، مخصوصاً این جنس کار‌ها که شاید مناسبتی هم باشند و در دوره جنگ به دلیل همزمانی با اتفاقات روز، بیشتر مورد توجه قرار بگیرند. 
ما تلاش کردیم زمان بیشتری برای حوزه متن و پیش‌تولید بگذاریم و در انتخاب سازندگان اثر نیز دقت بیشتری داشته باشیم. هدف این بود که بتوانیم اتفاقی را که در فصل اول افتاد، در فصل دوم هم تکرار کنیم. 
به صورت اجمالی فکر می‌کنم متوسط کیفیت کار‌هایی که در فصل دوم تولید شد بهتر شده است. ممکن است یک یا دو اپیزود بالا و پایین داشته باشند، اما به نظر می‌رسد متوسط کیفیت فصل دوم بهتر شده است. بچه‌ها هم با این مدل تولید آشناتر شده‌اند و ما نیز تجربه بیشتری کسب کرده‌ایم. 
در فصل اول بعضی از متن‌های ما در کمتر از سه چهار روز به نتیجه می‌رسید و وارد تولید می‌شد، اما در فصل دوم زمان بیشتری برای متن‌ها گذاشتیم. امیدوارم مخاطب هم همین حس را در محصول نهایی داشته باشد. 
البته فصل دوم در شرایطی پخش می‌شود که سریال‌های دیگری نیز با فرصت مناسب تولید شده‌اند و آثاری با فضای طنزآمیز، مثل «اسباب زحمت» و کار آقای مدیری، روی آنتن هستند. طبیعتاً در این شرایط مدل بررسی سریال‌ها با دوره جنگ متفاوت است، زمانی که نهایتاً یکی دو سریال روی آنتن بود. فضای مجازی و دسترسی به اینترنت نیز در نحوه پرداختن به سریال‌ها تأثیر دارد. با این حال، از نظر کیفیت، ما تلاش کردیم استاندارد بهتری در تولید فصل دوم داشته باشیم. 

 این مجموعه از ابتدا قرار نبود جنگ را فقط از زاویه عملیات و میدان نبرد روایت کند. پیدا کردن تعادل میان وجه حماسی جنگ و روایت انسانی آن چه دشواری‌هایی دارد؟ 
ما در فصل اول و حتی در بسیاری از قسمت‌های فصل دوم تلاش کردیم به انسان‌ها، شخصیت‌ها و مردم واقعی که در روز‌های ابتدایی جنگ درگیر بودند، نزدیک شویم و قصه‌های آنها را روایت کنیم. 
طبیعتاً وقتی جنگ در جریان بود، مردم اگر قصه‌هایی از جنس زندگی خودشان را روی آنتن تلویزیون می‌دیدند، برایشان باورپذیرتر بود. در میدان‌های نبرد هم اتفاقات ویژه‌ای افتاده که حتماً تبدیل به آثار سینمایی و تلویزیونی خواهد شد. 
ما در فصل دوم هم به بعضی از این قصه‌ها پرداختیم. مثلاً یکی از اپیزود‌ها درباره عملیات F- ۵ است؛ عملیاتی که در آن جنگنده‌ها رفتند و کویت را زدند و برگشتند؛ یک عملیات شجاعانه و متفاوت. حتماً درباره چنین اتفاقاتی روایت‌های دیگری ساخته خواهد شد. 
اما چیزی که برای ما اهمیت داشت این بود که به اتفاقات روزمره‌ای که مردم درگیرشان بودند نزدیک شویم. چون مطمئن بودیم بعد‌ها درباره عملیات‌های نظامی فیلم و سریال ساخته خواهد شد. 
برای مثال در اپیزود «بانکدار»، شخصیت اصلی نه نیروی نظامی است، نه نیروی سیاسی و نه جایگاه حکومتی دارد، اما جنگ به شکل جدی در زندگی او خلل ایجاد می‌کند. در یکی دیگر از اپیزودها، زندگی مردی معمولی با شغل آزاد را می‌بینیم که مسئله پدرش برای او تبدیل به چالش می‌شود. 
حضور در کنار مردم معمولی در شرایط جنگ و روایت قصه‌های آنها برای ما اهمیت داشت تا بتوانیم روایتی انسانی و اجتماعی از اتفاقی که برای کشور افتاده، ارائه کنیم. 

 با توجه به اینکه فصل اول در شرایط واقعی جنگ تولید و پخش شد، اتفاقات آن دوره باعث شد برخی تصمیم‌های تولیدی فصل دوم دوباره تعریف شود؟ 
طبیعتاً شرایط تولید در جنگ متفاوت بود. عواملی که امکان یا تمایل داشتند در پروژه حضور پیدا کنند، با دوره صلح تفاوت داشتند. در بسیاری از مواقع اجازه نداشتیم در بعضی لوکیشن‌ها حضور داشته باشیم و شرایط فیلمبرداری در سطح شهر نیز با روز‌های جنگ متفاوت بود. 
بسیاری از تصمیم‌هایی که در فصل اول به دلیل شرایط جنگی مجبور بودیم بگیریم، در فصل دوم وجود نداشت. برای مثال در فصل دوم توانستیم در پایگاه شکاری و پادگان فیلمبرداری کنیم و برای رفتن به شهر‌های دیگر نیز کمتر دچار مضیقه بودیم. تعداد افرادی که شرایطشان برای همکاری و حضور در پروژه راحت‌تر بود نیز بیشتر شده بود. 
در عین حال، فصل دوم با یک سختی دیگر مواجه بود. در فصل اول شاید تنها سریالی که در کشور در حال تولید بود، «سرو، سپید، سرخ» بود، اما در فصل دوم، بسیاری از سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی دیگر هم در حال تولید بودند. این مسئله سختی‌هایی برای ما ایجاد می‌کرد و تلاش کردیم خودمان را با شرایط روز هماهنگ کنیم. 

 مهم‌ترین تفاوت فصل اول و دوم از نظر شما چه بود؟ 
فرصت، زمان و شرایط جنگی کشور تفاوت مهم فصل اول و دوم بود. در فصل اول دیگر نیازی نبود که مثلاً بمباران و موشک‌باران را بازسازی کنیم. زمان و شرایطی که برای متن، پیش‌تولید و آماده‌سازی هر کار داشتیم نیز متفاوت بود. 
فکر می‌کنم کار بچه‌هایی که در فصل اول کار کردند، خیلی سخت‌تر بود. فصل اول به نوعی خط‌شکنی بود. بعضی از فیلمسازان ما که پیش از این فیلم سینمایی یا سریال ساخته بودند، وارد پروژه شدند و باید در کمترین زمان و با کمترین میزان بهره‌مندی از شرایط تولید، یک اثر را به نتیجه می‌رساندند. 
ضمن اینکه در فصل اول هنوز بازخوردی نداشتیم که بدانیم مخاطب این جنس قصه‌گویی را دوست خواهد داشت یا نه. این هم یکی از تفاوت‌های مهم دو فصل بود. 

 چرا «سرو، سپید، سرخ» تلاش می‌کند جنگ را از مسیر شخصیت‌ها و موقعیت‌های دراماتیک روایت کند؟ 
فکر می‌کنم وقتی به آدم‌های واقعی نزدیک می‌شویم، جنگ هم برای مخاطب واقعی‌تر می‌شود. ما می‌خواستیم ببینیم اتفاقی که در کشور افتاده، چگونه وارد زندگی آدم‌هایی می‌شود که شاید هیچ ارتباط مستقیمی با میدان نبرد ندارند. 
در فصل اول سعی کردیم روایت‌های مردم را برای مردم بازگو کنیم؛ روایت‌هایی که شاید به واسطه جنگ و شرایط فضای مجازی کمتر به گوش یکدیگر می‌رسید. خانواده‌ای که می‌خواهد از کشور خارج شود و با مشکلاتی مواجه می‌شود، فردی که با صحنه دلخراش فروریختن یک ساختمان مواجه می‌شود، یا مادر و پدری که از هم جدا شده‌اند و یک کودک خردسال دارند که از شرایط جنگی می‌ترسد. 
برای ما مهم بود نشان دهیم زندگی در هر شرایطی جریان دارد و مردم حتی در شرایط جنگ هم مجبورند تصمیم بگیرند و زندگی خودشان را ادامه دهند. 
 فصل اول در شرایطی ساخته شد که خود جنگ در جریان بود. آیا این همزمانی باعث شد مخاطب ارتباط متفاوتی با سریال برقرار کند؟ 
بله، طبیعتاً مخاطب به واسطه اینکه اتفاقات جنگ را هر روز خودش لمس می‌کرد، مدل بازخورد متفاوتی نسبت به قصه‌هایی داشت که در فصل اول روایت می‌شد. این تفاوت طبیعی است و فکر می‌کنم شرایط اجتماعی هر دوره روی نحوه ارتباط مخاطب با یک اثر تأثیر می‌گذارد. 

 در فصل دوم، تجربه فصل اول چقدر به کمک گروه آمد؟ 
تیم تولید این سریال قبلاً چند فیلم سینمایی و سریال کار کرده بود و تجربه تولید وجود داشت، اما در فصل اول به یک نقطه مهم رسیدیم. نقطه‌ای که از نظر خودمان بهینه‌ترین زمان برای تولید یک اثر بود. 
گاهی اگر بیشتر از یک زمان مشخص برای یک اثر وقت بگذارید، ممکن است نتیجه مطلوب به سمت نتیجه دیگری برگردد. پیدا کردن این نقطه بهینه در فصل اول برای ما تجربه شد و تلاش کردیم در فصل دوم از آن استفاده کنیم. 
متوجه شدیم اگر سه روز روی متن کار کنیم، ممکن است متن ناپختگی‌هایی داشته باشد و مخاطب هم آن را متوجه شود، اما معنایش این نیست که باید سه ماه برای آن وقت بگذاریم. در فصل اول به نقطه‌ای برای رسیدن متن به مرز تولید رسیدیم که در فصل دوم نیز تلاش کردیم از آن استفاده کنیم. 

 آیا از ابتدا طراحی مجموعه به شکلی بود که بتواند چند فصل ادامه پیدا کند؟ 
واقعیت این است که چنین طراحی ویژه‌ای از ابتدا وجود نداشت. شاید در مدل تولید چنین ظرفیتی وجود داشت، اما واقعاً به این شکل نبود که از ابتدا برای چند فصل طراحی شده باشد. 
یکی از دلایلی که فصل دوم شکل گرفت، بازخورد مخاطب و موفقیت‌هایی بود که فصل اول داشت. از طرف دیگر، این مجموعه نشان داد می‌توان در زمان بسیار کوتاهی نسبت به وقایع روز، در قالب داستانی واکنش نشان داد و بازتابی از آن اتفاقات ارائه کرد. 
شاید مدیران و تصمیم‌گیران تولید محتوا پیش از این کمتر تصور می‌کردند که بتوان یک اتفاق روز را با چنین سرعتی در قالب قصه روایت کرد. همین مدل تولید باعث شد به فصل دوم و حتی شاید فصل‌های بعدی فکر کنیم. بنابراین هم موفقیت فصل اول و هم ظرفیت سرعت در انتقال مفاهیم در قالب قصه، به ادامه این مسیر کمک کرد. 

 آثار جنگی معمولاً با این پرسش مواجه‌اند که چطور مفهوم مقاومت و دفاع را برای نسل جدید جذاب کنند، بدون اینکه به شعار نزدیک شوند. «سرو، سپید، سرخ» برای عبور از این مرز چه تمهیدی داشته است؟ 
هرچقدر به زندگی روزمره مردم عادی نزدیک‌تر شویم، احتمالاً به واقعیت هم نزدیک‌تریم. در عین حال که مفاهیمی مثل مقاومت، دفاع و شجاعت را ارائه می‌کنیم، وقتی این مفاهیم از دل زندگی واقعی بیرون بیایند، باورپذیرتر خواهند بود. 
شجاعت معمولاً این نیست که قهرمان قصه یک انسان رویین‌تن و شکست‌ناپذیر باشد که هیچ ترسی ندارد. گاهی قهرمان‌های داستان می‌ترسند، واقعاً می‌ترسند، گاهی پایشان می‌لرزد، گاهی غمگین می‌شوند، گریه می‌کنند و حتی می‌خواهند فرار کنند، اما در لحظه‌ای که نیاز است، یک عمل قهرمانانه انجام می‌دهند و پای کشور و میهنشان می‌ایستند. 
فکر می‌کنم اگر مردم ایران را، بدون در نظر گرفتن جهت‌گیری‌های سیاسی و اجتماعی، به عنوان مردم واقعی این کشور در نظر بگیریم، بر سر موضوع کشور و دینشان می‌توانند متفق‌القول باشند و در لحظه لازم عمل قهرمانانه انجام دهند. در همین جنگ هم این را مشاهده کردیم. مردم در کنار نیرو‌های مسلح و در کنار دولت و حاکمیت ایستادند تا از کشور دفاع کنند. 
زندگی همین مردم، اگر غیراغراق‌آمیز روایت شود، حتماً می‌تواند با مخاطب ارتباط برقرار کند. البته با فاصله گرفتن از روز‌های جنگ، روایت قهرمانان واقعی و کسانی که در این جنگ جنگیدند و مقابله کردند نیز لازم است. این دو روایت یکدیگر را نفی نمی‌کنند، اما شاید در این مقطع، چیزی که بیشتر به ما کمک کرد، بررسی زندگی روزمره مردم بود.

برچسب ها: فرهنگ ، هنر ، سینما
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار