کد خبر: 1377197
تاریخ انتشار: ۱۱ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۵:۰۰
گفت‌وگوی «جوان» با رئیس فراکسیون هوش مصنوعی مجلس شورای اسلامی درباره آینده آموزش و تربیت نیروی انسانی در سایه حکمرانی هوش مصنوعی 
1 یکی از رویکرد‌هایی که باید دنبال کنیم، تهیه یک نظام ارزیابی دوره‌ای برای پیشرفت هوش مصنوعی کشور است تا دستگاه‌های مسئول در بازه‌های زمانی مشخص گزارش دهند که براساس شاخص‌های مصوب در چه نقطه‌ای قرار داریم و اینها همه مأموریت‌های اصلی سازمان ملی هوش مصنوعی هستند که در قانون مصوب مجلس شورای اسلامی دیده شده‌اند
مهسا گربندی 

جوان آنلاین: ورود هوش مصنوعی به زندگی روزمره، دیگر یک پیش‌بینی دور از دسترس نیست، فناوری که آرام‌آرام شیوه یادگیری، کار و حتی مناسبات اقتصادی را تغییر می‌دهد. در چنین شرایطی، مسئله فقط این نیست که دانش‌آموزان چطور کار با ابزار‌های هوش مصنوعی را یاد بگیرند، بلکه مسئله بزرگ‌تر این است که آیا نظام آموزشی و سیاست‌گذاری کشور می‌تواند از این نسل، نیروی انسانی متخصصی بسازد که چند سال بعد در دانشگاه، پژوهش و صنعت باقی بماند و برای مسائل واقعی کشور راه‌حل پیدا کند؟ 
این همان حلقه‌ای است که به نظر می‌رسد هنوز در سیاست‌گذاری هوش مصنوعی کشور کامل نشده؛ از مدرسه و کشف استعداد گرفته تا زیرساخت‌های دانشگاهی، داده، بازار کار و ماندگاری نخبگان. در همین رابطه دکتر رضا تقی‌پور انوری، رئیس فراکسیون هوش مصنوعی مجلس در گفت‌و‌گو با «جوان» از ضرورت شکل‌گیری یک «زنجیره ملی تربیت سرمایه انسانی هوش مصنوعی» سخن می‌گوید، زنجیره‌ای که به اعتقاد او باید از مدرسه آغاز شود و به پژوهش، صنعت و بازار کار برسد. 

در حالی که هوش مصنوعی با سرعت زیادی در حال تغییر بازار کار و حتی شیوه‌های یادگیری است، نظام آموزشی ما هنوز با چالش‌های ابتدایی مواجه است. آیا مجلس به دنبال یک تحول واقعی در آموزش هوش مصنوعی در مدارس است یا قرار است این حوزه همچنان به چند مدرسه خاص، کلاس فوق‌برنامه و گروه محدودی از دانش‌آموزان نخبه محدود بماند؟ مشخصاً چه تغییری در قوانین، بودجه و برنامه آموزشی کشور قرار است از سوی مجلس دنبال شود؟ 
اگر هوش مصنوعی را صرفاً به عنوان یک رشته تخصصی یا یک مهارت جانبی ببینیم، طبیعتاً پاسخ همان خواهد شد که به چند مدرسه خاص، چند کلاس فوق‌برنامه و تعدادی دانش‌آموز مستعد محدود شود. اما نگاه ما این است که هوش مصنوعی در همین سال‌های نزدیک پیش‌رو به بخشی از «سواد عمومی» جامعه تبدیل خواهد شد، همان‌طور که امروز سواد دیجیتال برای همه دانش‌آموزان ضرورت دارد. 
بنابراین بحث اصلی ما فقط آموزش برنامه‌نویسی یا کار با چند ابزار هوش مصنوعی نیست. دانش‌آموزان ما باید از سن مناسب، با مفاهیمی مانند تفکر الگوریتمی، حل مسئله، داده، منطق، کار خلاقانه با فناوری و البته ملاحظات اخلاقی و اجتماعی هوش مصنوعی آشنا شوند. 
به نظر می‌رسد باید در نظام آموزشی کشور دو مسیر همزمان تعریف شود؛ یک مسیر عمومی برای همه دانش‌آموزان و یک مسیر تخصصی برای استعداد‌های برتر. 
در مسیر عمومی باید محتوای مرتبط با هوش مصنوعی به‌صورت تدریجی و البته به‌سرعت وارد برنامه درسی شود و در کنار آن، معلمان عزیز نیز به‌سرعت آموزش ببینند. نمی‌توان انتظار داشت در حالی که دانش‌آموزان ما وارد عصر هوش مصنوعی می‌شوند، معلم ما ابزار، محتوا و آموزش لازم را در اختیار نداشته باشد. 
مسیر دوم مربوط به استعداد‌های ویژه است. امروز شناسایی استعداد نباید به چند المپیاد یا چند مدرسه خاص محدود شود. ممکن است یک دانش‌آموز مستعد در یک شهرستان یا منطقه کم‌برخوردار باشد که اساساً فرصت حضور در چنین محیط‌هایی را پیدا نکند. ما باید سازوکاری ملی برای کشف این استعداد‌ها ایجاد کنیم. 
از منظر مجلس نیز موضوع باید در سه حوزه قوانین و مقررات، بودجه و نظارت دنبال شود، یعنی اول تکلیف دستگاه‌های مسئول در حوزه آموزش هوش مصنوعی روشن شود، دوم منابع لازم برای آموزش معلمان، تولید محتوا و ایجاد زیرساخت‌های آموزشی پیش‌بینی شود و سوم، اجرای این برنامه سالانه مورد ارزیابی قرار گیرد. 
من معتقدم آموزش هوش مصنوعی نباید تبدیل به یک پروژه نمایشی شود که چند مدرسه مجهز در تهران داشته باشیم و بعد اعلام کنیم آموزش هوش مصنوعی در کشور آغاز شده است. زمانی می‌توانیم از یک تحول واقعی صحبت کنیم که یک دانش‌آموز در یک شهر کوچک نیز بتواند به آموزش، ابزار و فرصت رشد در این حوزه دسترسی داشته باشد. 

حتی اگر بتوانیم استعداد‌های هوش مصنوعی را در مدارس شناسایی کنیم، در دانشگاه با مسئله کمبود زیرساخت محاسباتی، داده، استاد متخصص و بودجه پژوهشی مواجهیم. چرا هنوز یک مسیر ملی و مشخص برای تبدیل استعداد‌های دانش‌آموزی به پژوهشگر و متخصص تراز اول هوش مصنوعی وجود ندارد؟ مجلس برای حل این حلقه مفقوده چه مسئولیتی برعهده می‌گیرد و چه مطالبه‌ای از دولت و دانشگاه‌ها خواهد داشت؟ 
این نکته کاملاً درست است. کشف استعداد به‌تنهایی هنر نیست، مسئله اصلی این است که بعد از کشف استعداد چه مسیری پیش‌روی او قرار دهیم. 
اگر دانش‌آموز مستعدی را در حوزه هوش مصنوعی شناسایی کنیم، اما چند سال بعد در دانشگاه به او بگوییم برای اجرای پروژه‌اش GPU ندارد، به داده دسترسی ندارد، آزمایشگاه مناسب ندارد و استاد او نیز برای انجام پژوهش با محدودیت منابع مواجه است، عملاً بخش مهمی از سرمایه‌گذاری قبلی را از بین برده‌ایم. 
آنچه کشور نیاز دارد، یک زنجیره ملی تربیت سرمایه انسانی هوش مصنوعی است، از مدرسه تا دانشگاه، از دانشگاه تا پژوهش و از پژوهش تا صنعت و البته بازار کار که خودبه‌خود جاذبه دارد. 
به اعتقاد من باید برای استعداد‌های برتر، یک مسیر پیوسته تعریف شود. دانش‌آموز مستعدی که در مدرسه شناسایی می‌شود باید بتواند وارد شبکه‌ای از دانشگاه‌ها، آزمایشگاه‌ها، شرکت‌های فناور و پروژه‌های ملی شود و در هر مرحله بداند گام بعدی او چیست. 
در دانشگاه زیرساخت‌ها باید به‌صورت ملی فراهم شود. مهم‌ترین آنها زیرساخت پردازشی مشترک است. منطقی نیست هر دانشگاه به‌تنهایی بخواهد یک مرکز پردازشی بسیار پرهزینه ایجاد کند. باید ظرفیت‌های پردازشی ملی ایجاد شود که پژوهشگران و دانشگاه‌ها براساس یک سازوکار مشخص بتوانند از آن استفاده کنند. 
موضوع دوم داده است. بدون دسترسی به داده باکیفیت، بسیاری از فعالیت‌ها و پژوهش‌های هوش مصنوعی عملاً امکان پیشرفت ندارند. دستگاه‌های دولتی حجم عظیمی از داده در اختیار دارند، اما دسترسی پژوهشگران به داده‌های قابل استفاده، استاندارد و البته با رعایت مسائل امنیتی و حریم خصوصی هنوز کافی نیست. در این ارتباط موضوع حکمرانی داده بسیار اهمیت دارد و ما متأسفانه در این زمینه با خلأ جدی در زمینه قوانین تسهیل‌گر و حمایتی روبه‌رو هستیم. البته به موازات موضوع امنیت و حفاظت از داده‌ها و حریم خصوصی نیازمند تصویب قوانین جامع و مانع است. 
موضوع سوم نیز استاد و پژوهشگر است. باید برای حفظ اساتید و پژوهشگران برجسته و همچنین استفاده از ظرفیت ایرانیان متخصص خارج از کشور، سازوکار‌های جذاب و منعطف ایجاد شود. 
وظیفه مجلس در این میان این نیست که خودش دانشگاه یا مرکز GPU ایجاد کند؛ وظیفه مجلس این است که تکالیف، منابع و مسئولیت دستگاه‌ها را روشن و سپس نتیجه را مطالبه کند. 
ما باید از دولت بپرسیم سالانه چه تعداد پژوهشگر تراز اول در این حوزه تربیت کرده‌ایم؟ چه میزان ظرفیت پردازشی در اختیار دانشگاه‌ها قرار گرفته است؟ چند کلان‌داده جدید قابل استفاده در سطح ملی ایجاد شده است؟ چه تعداد پروژه مشترک میان دانشگاه و صنعت شکل گرفته است؟ 
اگر این شاخص‌ها تعریف نشود، ممکن است هر دستگاه فعالیت‌هایی انجام دهد، اما در نهایت یک زنجیره منسجم ملی شکل نگیرد. 

یکی از انتقاد‌های جدی این است که کشور ممکن است در تربیت نیروی انسانی موفق باشد، اما نتواند این نیرو را به اقتصاد و صنعت متصل کند. چه سیاستی باید اجرا شود تا یک دانش‌آموز یا دانشجوی مستعد هوش مصنوعی، چند سال بعد به جای مهاجرت، بتواند در یک شرکت ایرانی، آزمایشگاه دانشگاهی یا پروژه ملی روی مسائل واقعی کشور کار کند؟ آیا مجلس برای ایجاد بازار واقعی هوش مصنوعی و الزام دستگاه‌های دولتی به استفاده از راهکار‌های بومی، برنامه مشخصی دارد؟ 
یکی از مهم‌ترین مسائل ما دقیقاً همین است. اگر بهترین نیروی انسانی را تربیت کنیم، اما برای او مسئله، پروژه، بازار و آینده شغلی ایجاد نکنیم، طبیعی است که بخش مهمی از این استعداد به دنبال فرصت در جای دیگری خواهد رفت. 
ماندگاری نخبگان صرفاً با توصیه و شعار اتفاق نمی‌افتد. نخبه باید احساس کند می‌تواند در کشور خودش روی یک مسئله مهم کار کند، درآمد مناسب داشته باشد، رشد علمی کند و اثر فعالیت خود را ببیند. 
بنابراین رویکرد توسعه هوش مصنوعی در کشور باید از حالت «فناوری‌محور» به سمت حل مسئله و شکل‌دهی بازار مناسب برای شرکت‌های داخلی حرکت کند و باید از این بازار در جهت حمایت از شرکت‌های داخلی و فناوری بومی حفاظت کنیم. 
کشور ما در حوزه‌هایی مانند سلامت، انرژی، حمل‌ونقل، کشاورزی، صنعت، بانکداری، آموزش، خدمات دولت، محیط‌زیست و بسیاری از حوزه‌های دیگر، مسائل بزرگ و واقعی دارد. هر کدام از این مسائل می‌تواند تبدیل به یک بازار برای شرکت‌های هوش مصنوعی و یک میدان پژوهشی برای دانشگاه‌ها شود. 
دولت نیز بزرگ‌ترین خریدار بسیاری از خدمات در کشور است. اگر دستگاه‌های دولتی صرفاً درباره اهمیت هوش مصنوعی سخن بگویند، اما هیچ بخشی از حل مسائل خود را به شرکت‌ها و دانشگاه‌ها واگذار نکنند، بازار شکل نمی‌گیرد. 
یکی از سیاست‌هایی که باید دنبال شود این است که دستگاه‌های اجرایی، مسائل قابل حل با هوش مصنوعی خود را به‌صورت شفاف تعریف کنند و بخشی از بودجه تحول دیجیتال و فناوری خود را به حل این مسائل از طریق شرکت‌های دانش‌بنیان، بخش خصوصی و دانشگاه‌ها اختصاص دهند. 
در چنین مدلی، دولت نباید خودش تبدیل به شرکت نرم‌افزاری شود، بلکه باید خریدار محصولات و خدمات فناورانه باشد. 
در عین حال حمایت از راهکار بومی هم نباید به معنای خرید یک محصول ضعیف صرفاً به دلیل ایرانی بودن آن باشد. شرکت ایرانی باید در یک رقابت حرفه‌ای و براساس کیفیت، امنیت، توان فنی و شاخص‌های مشخص انتخاب شود. 
اگر بتوانیم برای هوش مصنوعی «تقاضای واقعی» ایجاد کنیم، بسیاری از مسائل دیگر نیز حل می‌شود. وقتی شرکت بازار داشته باشد، متخصص استخدام می‌کند. وقتی متخصص پروژه واقعی داشته باشد، انگیزه ماندن افزایش پیدا می‌کند. وقتی دانشگاه با صنعت پروژه مشترک داشته باشد، پژوهش نیز مسئله‌محور می‌شود. 
بنابراین مسئله مهاجرت نخبگان فقط یک مسئله فرهنگی نیست، بخش مهمی از آن به اقتصاد فناوری و وجود فرصت‌های حرفه‌ای بزرگ در داخل کشور بازمی‌گردد. 

امروز تقریباً همه نهاد‌ها بر اهمیت راهبردی هوش مصنوعی تأکید می‌کنند، اما در عمل هنوز فاصله زیادی میان این ادبیات و واقعیت اجرایی کشور وجود دارد. اگر پنج سال دیگر مشخص شود ایران در رقابت جهانی هوش مصنوعی عقب مانده است، چه نهادی باید پاسخگو باشد؟ مهم‌تر اینکه فراکسیون هوش مصنوعی مجلس برای اینکه سیاست‌گذاری در این حوزه از شعار و سند فراتر برود، چه شاخص‌های قابل اندازه‌گیری و چه سازوکار نظارتی مشخصی برای ارزیابی عملکرد دولت و دستگاه‌ها در نظر گرفته است؟ 
به نظر من یکی از آسیب‌های جدی در حوزه فناوری این است که همه درباره یک موضوع صحبت کنند، اما در نهایت مسئولیت نتیجه مشخص نباشد. 
هوش مصنوعی موضوعی میان‌بخشی است و طبیعتاً دستگاه‌های متعددی در آن مسئولیت دارند، اما میان‌بخشی بودن نباید به معنای بی‌مسئولیتی باشد. اگر هر دستگاه بخشی از کار را انجام دهد، ولی هیچ‌کس مسئول نتیجه نهایی نباشد، پنج سال بعد ممکن است همه گزارش عملکرد ارائه کنند، ولی کشور به هدف خود نرسیده باشد. ما باید از «گزارش فعالیت‌ها» عبور کنیم و به سمت گزارش نتایج و دستاورد‌ها برویم. 
برای مثال، اینکه یک دستگاه بگوید ۱۰ جلسه درباره هوش مصنوعی برگزار یا چند سند تدوین کرده، شاخص موفقیت نیست. سؤال اصلی این است که نتیجه این اقدامات چه بوده است، چه مشکلی در کشور حل شده است، چه خدمت جدیدی به مردم عزیز کشورمان ارائه شده است.
به اعتقاد من عملکرد کشور باید حداقل در چند محور به‌طور مستمر اندازه‌گیری شود؛ از جمله توسعه زیرساخت‌های پردازشی، دسترسی به داده‌های با کیفیت، تربیت نیروی انسانی، تولید علم و فناوری، تعداد شرکت‌های فعال موفق و درآمد آنها، سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، میزان به‌کارگیری هوش مصنوعی در دستگاه‌های اجرایی، صادرات محصولات و خدمات فناورانه و همچنین میزان حل مسائل واقعی کشور با این فناوری. 
در حوزه نیروی انسانی مثلاً باید بدانیم چه تعداد نیروی متخصص تربیت کرده‌ایم، چه تعداد در کشور فعال مانده‌اند و چند نفر وارد پروژه‌های واقعی شده‌اند. 
در حوزه زیرساخت نیز باید بدانیم ظرفیت پردازشی کشور چقدر ارتقا پیدا کرده و چه میزان از آن واقعاً در اختیار پژوهشگران و شرکت‌های فناور قرار گرفته است. 
در حوزه دولت باید سنجید چه تعداد خدمت عمومی با استفاده از هوش مصنوعی بهبود یافته است و این فناوری چه میزان کاهش هزینه، افزایش بهره‌وری یا ارتقای کیفیت خدمات ایجاد کرده است. 
فراکسیون هوش مصنوعی و مجلس محترم نیز باید نقش و وظیفه نظارتی خود را با همین رویکرد تعریف کند؛ یعنی رصد مستمر، مطالبه‌گری و ایجاد شفافیت در عملکرد دستگاه‌ها. 
یکی از رویکرد‌هایی که باید دنبال کنیم، تهیه یک نظام ارزیابی دوره‌ای برای پیشرفت هوش مصنوعی کشور است تا دستگاه‌های مسئول در بازه‌های زمانی مشخص گزارش دهند که براساس شاخص‌های مصوب در چه نقطه‌ای قرار داریم و اینها همه مأموریت‌های اصلی سازمان ملی هوش مصنوعی هستند که در قانون مصوب مجلس شورای اسلامی دیده شده‌اند. 
ما نباید پنج سال صبر کنیم و بعد متوجه شویم از رقابت عقب افتاده‌ایم. اگر ارزیابی درست باشد، باید هر شش ماه یا هر سال مشخص شود که در کدام شاخص جلو رفته‌ایم، در کدام شاخص عقب مانده‌ایم و مسئول این عقب‌ماندگی کدام دستگاه بوده است. 
جمع‌بندی من این است که با ابلاغ قانون هوش مصنوعی و تشکیل و تقویت سازمان ملی هوش مصنوعی که میراث ماندگار آقای شهیدمان است، سریعاً این موضوع بسیار مهم و حیاتی را باید از «موضوع سخنرانی و داشتن سند» به «موضوعات تدوین و تصویب برنامه ملی جهشی، اختصاص بودجه، ظرفیت‌سازی، تعریف و پیشبرد پروژه‌های پیشران و ملی، حمایت از کسب‌وکارها، روش‌های پیشرفته تأمین مالی، تعریف شاخص‌ها و پاسخگویی» تبدیل کنیم. 
اگر این اتفاق بیفتد، می‌توان امیدوار بود که استعداد دانش‌آموز ما از مدرسه شناسایی شود، در دانشگاه پرورش پیدا کند، به زیرساخت و داده دسترسی داشته باشد، وارد یک شرکت دانش‌بنیان یا یک پروژه بزرگ ملی شود و نهایتاً به جای اینکه صرفاً مصرف‌کننده فناوری و محصولات خارجی باشد، در ساخت آینده هوش مصنوعی کشور، توسعه اقتصاد دیجیتال، صادرات محصولات و خدمات دانش‌بنیان و ارتقای قدرت ملی نقش فعال و مؤثر داشته باشد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار