زن میانسالی با شکایت از مسئولان یک بیمارستان مدعی شد نوزاد چندروزهاش که ۴۱ سال قبل به گفته مسئولان بیمارستان فوت کردهبود جوان آنلاین: زن میانسالی با شکایت از مسئولان یک بیمارستان مدعی شد نوزاد چندروزهاش که ۴۱ سال قبل به گفته مسئولان بیمارستان فوت کردهبود، زنده است و پزشک سابق بیمارستان پس از سالها راز فروش فرزندش را برای او فاش کردهاست؛ ادعایی که با انکار پزشک روبهرو شده و اکنون تحقیقات پلیسی و قضایی برای روشن شدن سرنوشت نوزاد ادامه دارد.
چند روز قبل زن میانسالی با مراجعه به دادسرای امور جنایی تهران، شکایتی را مطرح کرد که پس از ۴۱ سال بار دیگر خاطرات تلخ گذشته را برای او زنده کردهاست. این زن مدعی شد پسر چندروزهاش که تابستان سال ۱۳۶۴ در یکی از بیمارستانهای تهران به دنیا آمدهبود، برخلاف آنچه مسئولان بیمارستان به او گفته بودند، فوت نکرده و احتمال دارد به خانواده دیگری واگذار شدهباشد.
تولد پسر و خبر مرگ
زن میانسال در تشریح ماجرا به بازپرس گفت: «تابستان سال ۶۴ برای نخستینبار باردار شدم و در یکی از بیمارستانهای تهران زایمان کردم. پسرم به دنیا آمد، اما پزشکان گفتند نوزادم به بیماری یرقان مبتلا شده و باید بستری بماند. به همین دلیل من از بیمارستان مرخص شدم، اما پسرم همچنان بستری بود.»
او ادامه داد: «چند روز خانوادهام برای پیگیری وضعیت نوزادم به بیمارستان رفتوآمد داشتند تا اینکه بعد از چهار روز حالم بهتر شد و خودم برای تحویل گرفتن پسرم به بیمارستان رفتم، اما مسئول بخش به من گفت که نوزادم به دلیل همان بیماری فوت کردهاست.»
این زن در حالی که مدعی بود هیچگاه جسد فرزندش را ندیدهاست، گفت: «حتی جسد نوزادم را هم به من نشان ندادند و گفتند خودشان او را دفن میکنند. من هم برگهای را امضا کردم و از بیمارستان بیرون آمدم.»
غم ۴۱ ساله
زن میانسال درباره روزهای سخت پس از این حادثه گفت: «آن زمان به شدت افسرده شدم، اما شوهرم و خانوادهام کنارم بودند و تلاش کردم این حادثه تلخ را فراموش کنم. مدتی بعد آرامتر شدم، اما هیچوقت فوت پسرم را فراموش نکردم. دوباره صاحب فرزند شدم و حالا فرزند دومم ازدواج و زندگی خودش را آغاز کردهاست.»
او افزود: «آن تابستان سختترین تابستان زندگی من بود. حتی امروز وقتی به یاد آن حادثه میافتم، تمام وجودم را غم فرا میگیرد و گریه میکنم. همیشه با خودم میگویم اگر بیمارستان جسد نوزادم را به من میداد و خودم او را دفن میکردم، هر وقت دلم میگرفت سر مزارش میرفتم و آرام میشدم.»
دیدار دوباره با بیمارستان
این زن در ادامه ماجرای شکایت خود گفت: «سالها گذشت تا اینکه چند روز قبل بیمار شدم و برای معاینه به مطب پزشکی رفتم. وقتی وارد مطب شدم، متوجه شدم این محل درست روبهروی همان بیمارستانی است که سال ۶۴ در آن زایمان کرده بودم و پسرم را از دست داده بودم. دیدن بیمارستان دوباره تمام خاطرات آن سالها را برایم زنده کرد و حالم به شدت بد شد.»
شاکی گفت: «وقتی خانم دکتر علت ناراحتیام را پرسید، ماجرای ۴۱ سال قبل را برایش تعریف کردم. گفتم نخستین فرزندم در آن بیمارستان به دنیا آمد، اما مسئولان گفتند فوت کردهاست و من هیچوقت نتوانستم باور کنم که پسرم مرده باشد.»
ادعای افشای یک راز
زن میانسال مدعی شد پزشک پس از شنیدن ماجرای او، حرفی زده که زندگیاش را بار دیگر دگرگون کردهاست.
او گفت: «خانم دکتر به من گفت که در همان زمان پزشک آن بیمارستان بودهاست. او مدعی شد من چند روز دیرتر برای گرفتن نوزادم مراجعه کردهبودم و در همان روزها نوزاد یک خانواده پولدار فوت کرده و حال مادرش به شدت بد شدهبود. به گفته او، پزشک بیمارستان نوزاد من را به آن خانواده داده و زمانی که من برای تحویل گرفتن فرزندم مراجعه کردم، به دروغ گفتند که پسرم فوت کردهاست.» این زن ادامه داد: «حرفهای پزشک شوکهام کرد، اما در دلم امیدی ایجاد شد. با خودم گفتم شاید بعد از ۴۱ سال بتوانم پسرم را پیدا کنم و او را ببینم. خانم دکتر گفت برای پیدا کردن فرزندم کمکم میکند و از من خواست چند روزی به او فرصت بدهم.»
انکار پزشک
شاکی مدعی شد پس از شنیدن این حرفها، موضوع را با شوهرش در میان گذاشته و هر دو برای پیگیری ماجرا نزد پزشک رفتهاند، اما رفتار پزشک تغییر کردهاست.
او گفت: «در این چند روز خیلی خوشحال بودم و در پوست خودم نمیگنجیدم. با شوهرم نزد خانم دکتر رفتیم، اما او نهتنها کمکی نکرد، بلکه گفت اصلاً در جریان فروش یا ربوده شدن نوزادم نیست.»
زن میانسال گفت: «او روز اول به من گفته بود عذاب وجدان دارد و به همین دلیل بعد از ۴۱ سال واقعیت را برایم تعریف کردهاست، اما بار دوم تمام حرفهایی را که زده بود، انکار کرد و گفت دیگر به مطبش نرویم. با این حال من مطمئن هستم او از سرنوشت فرزندم خبر دارد و به همین دلیل از او شکایت کردم. فقط میخواهم کمکم کنند تا بتوانم پسرم را که حالا باید ۴۱ ساله باشد، پیدا کنم و ببینم.»
احضار پزشک به دادسرا
با ثبت این شکایت، پرونده برای انجام تحقیقات در اختیار تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت. همچنین پزشک مورد ادعای شاکی به دستور قاضی عظیم سهرابی، بازپرس شعبه نهم دادسرای امور جنایی تهران، برای ارائه توضیحات به دادسرا احضار شد. پزشک در جلسه تحقیق، ادعاهای زن میانسال را رد کرد و گفت: «آن روز که این زن برای معاینه نزد من آمد، متوجه شدم حال روحی خوبی ندارد و گریه کردهاست. او به شدت افسرده بود و من علت ناراحتیاش را پرسیدم. گفت ۴۱ سال قبل نخستین فرزندش را در بیمارستان روبهروی مطب من به دنیا آورده، اما نوزادش فوت کرده و حالا با دیدن دوباره بیمارستان خاطرات آن روزها برایش زنده شدهاست.»
پزشک ادامه داد: «من فقط میخواستم به او دلداری بدهم و کمک کنم حالش بهتر شود. به او گفتم میتواند بچههایی را که در آن روز در بیمارستان به دنیا آمدهاند شناسایی کند و اگر به این نتیجه رسید که فرزندش فروخته شده، با انجام آزمایش دیانای میتواند به فرزندش برسد.»
این پزشک در ادامه گفت: «من اصلاً زمانی که نوزاد این زن فوت کردهبود در آن بیمارستان کار نمیکردم. آن زمان در شهرستان پزشک بودم و یک سال و نیم بعد به آن بیمارستان آمدم و مشغول طبابت شدم، بنابراین از ماجرای فرزند این زن هیچ اطلاعی ندارم.»
ادامه تحقیقات
در حالی که پزشک هرگونه اطلاع از سرنوشت نوزاد را انکار کردهاست، بررسیهای اولیه نشان میدهد او در زمان فوت نوزاد در آن بیمارستان مشغول به کار نبودهاست. با این حال، تحقیقات به دستور بازپرس جنایی ادامه دارد.