برای روحالله نوری، مسجد الحسین جوادیه فقط یک محل برای اقامه نماز نیست؛ بخشی از زندگی اوست. بیش از ۴۰ سال است که با این مسجد پیوند دارد و آن را خانه خود میداند جوان آنلاین: برای روحالله نوری، مسجد الحسین جوادیه فقط یک محل برای اقامه نماز نیست؛ بخشی از زندگی اوست. بیش از ۴۰ سال است که با این مسجد پیوند دارد و آن را خانه خود میداند؛ از روزهای کودکی و نوجوانی که در همین محله بزرگ شد و بخشی از خاطراتش را در فضای مسجد ساخت تا سالهای طلبگی و فعالیتهای فرهنگی و اجتماعیاش. حالا بیش از شش ماه است که به عنوان امام جماعت اصلی مسجد فعالیت میکند، اما خودش تأکید دارد که رابطهاش با این خانه خدا بسیار قدیمیتر از این مسئولیت رسمی است. وقتی از او درباره مسجد و تجربه حضور نوجوانان و جوانان میپرسیم، روایتش از یک برنامه مشخص برای «جذب جوان» شروع نمیشود. او معتقد است حضور نسل جدید در مسجد نتیجه مجموعهای از عوامل است؛ مجموعهای که اگر درست کنار هم قرار بگیرند، مسجد میتواند دوباره به همان جایگاهی برگردد که در صدر اسلام داشت؛ محلی برای عبادت، علم، تربیت، گفتوگو و حل مسائل جامعه.
مسجد الحسین جوادیه نیز از ابتدا با همین نگاه شکل گرفته است. به گفته نوری، سنگ بنای مسجد را جمعی از مؤمنان، متدینان و نیروهای انقلابی گذاشتند و از همان ابتدا پیوند میان دین و انقلاب در فضای مسجد پررنگ بود. رد این سابقه را میتوان در تاریخ محله دید؛ از مبارزان پیش از انقلاب و شهدای دوران دفاع مقدس گرفته تا شهدای مدافع حرم و امنیت و حتی شهیدی که در جنگ اخیر اسرائیل و امریکا به شهادت رسید و از بچههای قدیمی مسجد و هیئت بود.
اما تاریخ یک مسجد فقط با سنگ و آجر و نام شهدا ساخته نمیشود؛ آدمها هستند که به مسجد جان میدهند. نوری در روایت خود از یکی از همین آدمها با محبت یاد میکند: حسینآقای آهنین، خادم قدیمی مسجد، پیرمردی مهربان و دغدغهمند که به جای آنکه نوجوانان را با تذکرهای سخت از مسجد دور کند، با صبوری آنها را در فضای مسجد نگه میداشت. نوری خاطره جلسات قرآن ماه رمضان را به یاد میآورد؛ روزهایی که گاهی نزدیک به ۲۰۰ نوجوان و جوان در بخش برادران مسجد جمع میشدند. طبیعی بود که چنین جمعیتی با شیطنت و سر و صدا همراه باشد، اما به گفته او، حتی یک بار هم ندیدند که خادم مسجد با تندی نوجوانی را از مسجد براند؛ اگر تذکری هم داده میشد، رنگ محبت داشت.
همین جزئیات به ظاهر ساده، از نگاه نوری، یکی از پایههای ماندگاری نوجوان در مسجد است: اینکه احساس نکند حضورش مزاحمت ایجاد میکند. یکی از نقاط عطف مسجد، توجه جدی به شهدا بوده است. ارتباط با شهدا، برگزاری یادوارهها، اردوها و راهیان نور، به تدریج فضایی ایجاد کرد که نوجوانان و جوانان با مسجد پیوند عمیقتری پیدا کنند. زمانی حتی سه یا چهار اتوبوس از همین مسجد برای راهیان نور اعزام میشد. برای نوری، انس با شهدا فقط یک فعالیت مناسبتی نیست؛ مسیری برای تربیت و ایجاد ارتباط معنوی با نسلی است که شاید تجربه مستقیم جنگ را نداشته باشد، اما میتواند از الگوی شهدا برای زندگی خود الهام بگیرد. در کنار این موضوع، توجه به مسائل روز و ارتباط با رهبری و آرمانهای انقلاب نیز بخشی از هویت مسجد بوده است، اما آنچه به گفته نوری اهمیت بیشتری داشته، شیوه طرح این مسائل است.
او به خاطرات جلساتی اشاره میکند که در آن، به جای اینکه امام جماعت یا یک سخنران برای نوجوانان صحبت کند، خود نوجوانان کتاب میخواندند، موضوعات اعتقادی را مطالعه میکردند و برای دیگران ارائه میدادند. جلساتی با عنوان «فرصتی برای اندیشیدن» شکل گرفت؛ فضایی که نوجوان میتوانست حرف بزند، سؤال بپرسد و درباره موضوعات فکری گفتوگو کند. در این مدل، امام جماعت قرار نبود همیشه سخنران اصلی باشد. گاهی باید شنونده میشد. اگر نیاز به جمعبندی بود، وارد بحث میشد و اگر نبود، صرفاً به عنوان یک همراه و ناظر در جلسه حضور پیدا میکرد.
نوری معتقد است همین تغییر نقش، یکی از مهمترین عوامل ایجاد جذابیت برای نوجوانان است. نوجوان وقتی احساس کند فقط مخاطب یک برنامه نیست، بلکه خودش در شکلگیری آن نقش دارد، ارتباطش با مسجد نیز متفاوت میشود. از همین جاست که بحث «مسجد به عنوان پایگاه علم» برای او اهمیت پیدا میکند. به اعتقاد او، مسجد از ابتدا فقط محل عبادت نبوده و باید دوباره کارکرد علمی خود را پیدا کند. در سالهایی که رقابت کنکور شدید بود، مسجد فضایی برای مطالعه نوجوانان و جوانان فراهم کرد و حتی کتابهای تست و منابع درسی تهیه میشد. نتیجه نیز گاهی چشمگیر بود؛ در مقاطعی حدود ۱۰ تا ۲۰ نفر از بچههای مسجد در بهترین دانشگاههای کشور پذیرفته شدند.
برای نوری، این تجربه نشان میدهد که مسجد لازم نیست برای جذب جوان، حتماً از بیرون چیزی به هویت خود اضافه کند. نماز، قرآن، علم و تربیت، اگر با شیوهای درست ارائه شوند، خودشان جاذبه دارند.
او حتی درباره برنامههای ورزشی نیز همین نگاه را دارد. ورزش میتواند بخشی از فعالیت مسجد باشد و امروز هم نوجوانان در مسجد فوتبال و بازی دارند، اما ورزش نباید جای اصل مسجد را بگیرد. نماز و عبادت، قرآن و علم باید محور بمانند و فعالیتهای ورزشی و تفریحی در کنار آنها قرار گیرند.
یکی از مهمترین نشانههای موفقیت این رویکرد نیز تغییر نگاه بزرگترهای مسجد است. نوجوان وقتی وارد مسجد میشود، ممکن است وسط سخنرانی حرکت کند، سر و صدا داشته باشد یا نظم معمول بزرگسالان را به هم بزند. اگر قرار باشد هر بار با تذکر و اعتراض روبهرو شود، طبیعی است که احساس کند مسجد جای او نیست. به گفته نوری، پیشکسوتان و بزرگترهای مسجد الحسین جوادیه با وجود برخی گلایهها تا حد زیادی این شرایط را پذیرفتهاند و تلاش کردهاند حضور نوجوانان باعث دلزدگی آنها نشود.
نوری میگوید: نوجوان و جوان نباید صرفاً کسی باشد که برای یک برنامه به مسجد دعوت میشود؛ باید خودش بخشی از موتور محرک مسجد باشد. نمونهاش را در برنامههای تابستانی امسال میتوان دید؛ برنامههایی که بخش قابل توجهی از طراحی، ثبتنام و مدیریت آنها توسط خود نوجوانان و جوانان انجام شده است. حتی اگر همه برنامهها دقیقاً مطابق تصور امام جماعت پیش نرفته باشد، همین که جوان مسجد مسئولیت گرفته، کلاس برگزار کرده، ثبتنام انجام داده و در جایگاه مربی و معلم قرار گرفته، از نظر نوری یک اتفاق تربیتی مهم است.
این نگاه در فعالیتهای اجتماعی مسجد نیز خود را نشان داده است. مسجد برای نیازمندان محله شناسنامه و منطقهبندی دارد و جوانان مسجد در شناسایی و رسیدگی به خانوادههای نیازمند نقش مستقیم دارند. ارتباط با کسبه، کمک به مدارس محله، توجه به مسائل اقتصادی و تلاش برای گرهگشایی از مشکلات مردم نیز بخشی از همین رویکرد است. در چنین مدلی، نوجوان فقط در مسجد نماز نمیخواند؛ کمکم یاد میگیرد نسبت به محله، همسایه، مدرسه و جامعه خودش مسئول باشد.
نوری در پایان، تجربه مسجد را یک نسخه تکعاملی نمیداند. به باور او، نمیتوان گفت برای جذب نوجوان فقط باید ورزش برگزار کرد یا فقط برنامه تفریحی داشت. حضور پایدار نوجوان نتیجه کنار هم قرار گرفتن عوامل مختلف است. مسجدی با هویت روشن، امام جماعت دغدغهمند، خادم و بزرگترهای صبور، برنامههای قرآنی و علمی، ارتباط با شهدا، فرصت گفتوگو، فعالیتهای اجتماعی و از همه مهمتر، دادن نقش واقعی به خود نوجوانان و جوانان.
او معتقد است سه اصل در این مسیر اهمیت ویژهای دارد: نخست اینکه نوجوان را صرفاً مخاطب ندانیم و او را به کنشگر تبدیل کنیم؛ دوم اینکه کارکردهای اصلی مسجد، یعنی ایمان، عبادت، قرآن و علم را جدی بگیریم و آنها را با روشهای جذاب و متناسب با نسل امروز عرضه کنیم؛ و سوم اینکه همه اجزای مسجد، از امام جماعت و خادم گرفته تا هیئت امنا و مجموعههای فرهنگی، یک دغدغه مشترک داشته باشند، اینکه نوجوان احساس کند مسجد خانه اوست.
شاید همین جمله، خلاصه تجربه بیش از چهار دهه حضور روحالله نوری در مسجد الحسین جوادیه باشد. مسجد برای جوان زمانی جذاب میشود که فقط از او نخواهد بیاید و بنشیند؛ بلکه به او اعتماد کند، صدایش را بشنود، مسئولیت بدهد و اجازه دهد بخشی از آینده مسجد را خودش بسازد. از نگاه نوری، مسجد همچنان میتواند یکی از مهمترین پایگاههای تربیت و ساختن آینده جامعه باشد، به شرط آنکه درهایش فقط برای ورود نمازگزار باز نباشد، بلکه برای فکر کردن، یاد گرفتن، مسئولیت پذیرفتن، خدمت کردن و ساختن نیز باز بماند؛ و در این میان، نوجوانان و جوانان نه مهمانان مسجد، بلکه صاحبان فردای آن هستند.