استقبال خانوادهها بسیار بالاست. مجموعه ما حدود ۱۰۰ نونهال، نوجوان و جوان پای کار دارد. کسانی که در برنامهها شرکت میکنند، فعال و در حال رشد هستند و در مجموع حدود ۱۰۰ نفر از مربیهای این مجموعه، فعالانه حضور دارند. البته بعضی از والدین متأثر از جامعه و فضای اجتماعی، فرزندانشان را رها کردهاند و خیلی به فکر تربیت، رشد و پیشرفت بچههایشان نیستند. جوان آنلاین: مسجد برای بسیاری از ما با نماز و عبادت گره خورده است، اما این مکان مقدس فقط محل برگزاری نماز نیست و میتواند جایی باشد که نوجوان در آن دوست پیدا کند، حرف بزند، دیده شود، مسئولیت بپذیرد و در کنار دیگران رشد کند. شاید یکی از مهمترین دلایل ماندگاری نوجوانها در مسجد نیز همین تجربه متفاوت از رفاقت و باهمبودن باشد، تجربهای که به گفته محمدمهدی کبودوندی یکی از فعالان فرهنگی مسجد فاطمه الزهرا (س) در غرب تهران، اصلیترین چیزی که در مسجد وجود دارد و جای دیگری به این شکل پیدا نمیشود، رفاقت و صمیمیت بین بچههاست، اما ساختن چنین فضایی برای نسل جدید، فقط با دعوتکردن نوجوان به مسجد اتفاق نمیافتد. نوع ارتباط مربی با او، فرصت اظهار نظر و مشارکت، کیفیت برنامههای فرهنگی و هیئت و البته همراهی خانواده، همگی در این مسیر نقش دارند. کبودوندی در گفتوگوی پیشرو از تجربه چندساله خود در کار با نونهالان، نوجوانان و جوانان میگوید. از نوجوانی که با فشارهای مذهبی از مسجد فاصله گرفته بود تا شیوهای که در آن نظر بچهها حتی میتواند برنامههای یک مجموعه را تغییر دهد.
شما در مجموعهتان با تعداد قابل توجهی از نونهالان، نوجوانان و جوانان کار میکنید. استقبال خانوادهها و بچهها از این فعالیتها چطور است؟
استقبال خانوادهها بسیار بالاست. مجموعه ما حدود ۱۰۰ نونهال، نوجوان و جوان پای کار دارد. کسانی که در برنامهها شرکت میکنند، فعال و در حال رشد هستند و در مجموع حدود ۱۰۰ نفر از مربیهای این مجموعه، فعالانه حضور دارند. البته بعضی از والدین متأثر از جامعه و فضای اجتماعی، فرزندانشان را رها کردهاند و خیلی به فکر تربیت، رشد و پیشرفت بچههایشان نیستند. همین اتفاق گاهی هم در مسجد میافتد. البته این موارد خیلی زیاد نیست، اما وجود دارد. بعضی والدین بچه را رها میکنند و میگویند همین که بچه به مسجد میآید، کافی است، در حالی که این اشتباه است. درست است که مسجد خانه خداست و جای امنی برای بچه است، اما خانواده باید نظارت کند که فرزندش وقتی به مسجد میآید، چه کاری انجام میدهد، با چه کسانی ارتباط دارد و روند رشدش چگونه است. مسجد قرار نیست جای خانواده را بگیرد. خانواده باید در کنار مسجد و مجموعه تربیتی، روند رشد و پیشرفت فرزندش را هم دنبال کند.
اگر بخواهید یک ویژگی از مسجد را بگویید که این مکان را برای نوجوانها متفاوت و جذاب میکند، آن ویژگی در نگاه شما چیست؟
به نظرم اصلیترین چیزی که در مسجد وجود دارد و جای دیگری به این شکل پیدا نمیشود، رفاقت و صمیمیت بین بچههاست. آن دلدادگی، وابستگی و رفاقت عمیقی که بین بچهها در مسجد شکل میگیرد، واقعاً جای دیگری به این شکل وجود ندارد. بچهها ممکن است به کلاس بوکس، کشتی، مدرسه یا حتی پارک بروند، اما چنین رفاقت عمیقی را کمتر میتوان در این فضاها پیدا کرد. اگر هم باشد، خیلی نادر است. به نظرم اگر کسی دنبال رفیق خوب میگردد، جایی بهتر از مسجد نیست که بتواند رفاقت خوب و عمیق را در آن پیدا کند.
در مسیر کار با نوجوانها، حتماً با تجربههای متفاوتی روبهرو شدهاید. آیا موردی بوده که یک نوجوان ابتدا از فضای مسجد و دین فاصله داشته باشد، اما بعد جذب شود؟
بله، یک موردی داشتیم که برای من خیلی آموزنده بود. یک خانواده مذهبی و بسیار معتقدی بود که فرزندشان بهشدت نسبت به دین زده شده بود. طوری که از مسجد و نماز فراری بود، اما این نوجوان مرا میشناخت و به هم علاقهمند بودیم. اما به مسجد نمیآمد و وقتی وارد مسجد میشد انگار در عذاب بود. برای حل این مشکل ابتدا با اولیای این نوجوان تماس گرفتیم و یک جلسه با آنها داشتیم و خواستیم به او نگویند دیگر به مسجد بیاید. اجازه بدهند خودش انتخاب کند. کاری نداشته باشند که به مسجد میآید یا نمیآید، نماز میخواند یا نمیخواند. در اصل خواستیم رها باشد و آزادی عمل داشته باشد و خودش انتخاب کند. خوشبختانه بعد از حدود سه، چهار ماه، این بچه کاملاً دگرگون شد و تغییر کرد. دوباره وارد مسجد شد، جذب مسجد شد و حتی توانست به یکی از بچههای قوی مسجد و از مربیهای فعال و قوی مجموعه تبدیل شود. این تجربه نشان داد، حتی با نیت خوب و دینی، فشار بیش از اندازه میتواند نتیجه معکوس داشته باشد و نوجوان را از همان چیزی که میخواهیم به آن نزدیک شود، دور کند.
پس در ارتباط با نوجوان، فقط محتوایی که به او میدهیم مهم نیست نوع ارتباطمان هم اهمیت دارد. چطور این ارتباط را شکل میدهید؟
سعی میکنیم با نوجوانها طوری صحبت کنیم که احساس کنند داریم با هم صحبت میکنیم، نه اینکه ما برای بچهها صحبت میکنیم. این دو تا خیلی با هم فرق دارد. وقتی نوجوان احساس کند در یک گفتوگو و تعامل قرار دارد، راحتتر ارتباط میگیرد، حرفش را میزند و احساس میکند نظر و نگاهش دیده و شنیده میشود. بنابراین تلاش ما این است که فضای ارتباط با بچهها بیشتر یک گفتوگوی دوطرفه باشد، نه اینکه فقط ما صحبت کنیم و آنها شنونده باشند. جلسات ما اینطور نیست که مربی روی صندلی بنشیند و بچهها روبهرویش قرار بگیرند. معمولاً یک حلقه حدود ۲۰نفره شکل میگیرد. مربی موضوعی را مطرح میکند و نظر خودش را درباره آن میگوید، بعد بچهها یکییکی نظرشان را مطرح میکنند. حتی گاهی پیش آمده که مربی نظر اشتباهی داده و بچهها او را اصلاح کردهاند و هیچ مقاومتی هم وجود نداشته است. اتفاقاً یکی از نکاتی که برای بچهها مطرح میکنیم این است که معصوم، امام معصوم است و اشتباهی ندارد و کلامی غیر از کلام خدا از زبان او جاری نمیشود، اما مربی ممکن است اشتباه کند و حتی ممکن است حرف نادرستی بزند. بنابراین شما میتوانید نظر خودتان را مطرح کنید و اگر فکر میکنید حرف مربی اشتباه است آن را بیان کنید البته در چارچوب ادب و احترام. شاید باورش سخت باشد، اما بارها پیش آمده که برنامههای مجموعه به خاطر نظر بچهها تغییر کرده است، مثلاً گاهی یک برنامه را بهطور کامل تغییر دادهایم، چون بچهها درباره آن نظر دیگری داشتهاند. این شیوه باعث میشود نوجوان احساس کند نظرش واقعاً شنیده میشود و در تصمیمها نقش دارد نه اینکه فقط شنونده برنامههایی باشد که دیگران برای او طراحی کردهاند.
در کنار این حلقههای گفتوگو، هیئت چه جایگاهی در فعالیت تربیتی شما دارد؟
هیئت را برای بچهها اینطور توصیف میکنیم که مثل دانشگاه و کلاس درس است. اینطور نیست که شما فقط برای چند قطعه مداحی بیایید، سینه بزنید و بعد هم بروید. معتقدیم مهمترین بخش هیئت، سخنرانی و منبر آن است، حتی از روضه و سینهزنی هم مهمتر. به همین دلیل، روی سخنرانیهایی که برای نوجوانها برگزار میکنیم، خیلی وسواس داریم و برایمان مهم است که چه کسی را دعوت کنیم. حتی گاهی وقتی از یک سخنران دعوت میکنیم، به او میگوییم نوجوانهای ما چه نیازهایی دارند و اگر ممکن است درباره این موضوعات صحبت کند. بعضی وقتها حتی موضوع سخنرانی را هم مشخص میکنیم تا درباره مسائل مورد نیاز و مورد بحث بچهها و نوجوانها صحبت شود. نوجوانها هم وقتی هیئت را مثل کلاس درس میدانند، فقط برای شنیدن سخنرانی نمیآیند. وقتی سخنران شروع به صحبت میکند، بچهها دفتر مخصوصی برای این کار دارند و شروع میکنند به نوشتن. سخنرانی هیئت را یادداشت میکنند نه اینکه فقط گوش کنند و بعد از هیئت همه چیز را فراموش کنند. بعد از آن جلسهای با نوجوانها داریم و در حلقه صالحین درباره همان موضوعات صحبت میکنیم. بچهها نظراتشان را مطرح میکنند، با هم تبادل نظر میکنیم و درباره مطالبی که آن عالم یا روحانی در هیئت مطرح کرده، گفتوگو میکنیم. به این شکل تلاش میکنیم مطالبی که در هیئت مطرح میشود، در قلب و ذهن بچهها نهادینه شود و ارزشها و مفاهیم دینی را به نسل بعد منتقل کنیم.
اگر بخواهیم نقش خانواده را هم در کنار مسجد ببینیم، چه صحبتی با والدین دارید؟
فقط یک نکته و اینکه درست است که مسجد، خانه خداست و از اسمش هم پیداست که مکان امنی برای همه جامعه است. نه فقط برای نوجوانها بلکه برای همه اقشار جامعه، اما اینطور نباشد که بچه جذب مسجد شد، فکر کنید دیگر همه چیز تمام شده و خیالتان راحت باشد که این بچه عاقبتبخیر میشود و بهترینها برایش رقم میخورد. واقعاً اینطور نیست. شما به عنوان والدین باید نظارت داشته باشید. حتی اگر فرزندتان پیش بهترین مربی دنیا برود و در بهترین مسجد هم حضور داشته باشد، اگر شما والدین کار را رها کنید و وظایفی را که بر عهده خودتان است، روی دوش مربی یا مسجد بگذارید، ممکن است در تربیت بچه دچار مشکل شوید. نباید انتظار داشته باشید که مسجد معجزه کند. مسجد و منزل مکمل یکدیگر هستند. قرار نیست مسجد جای خانواده را بگیرد یا خانواده وظایف خودش را به مسجد واگذار کند. شما به عنوان والدین باید پیگیر مسائل فرزندتان باشید و حتماً با مربی مسجد در ارتباط باشید. حتی ممکن است آن مربی، انسان فاضلی نباشد یا حرفها و ارزشهای نادرستی را به فرزند شما منتقل کند. خانواده باید این مسائل را رصد کند و در جریان باشد که چه کسی با فرزندش صحبت میکند، چه مطالبی به او منتقل میشود و روند تربیتی او چگونه است. بنابراین والدین نباید کار را رها کنند. مسجد و خانواده باید در کنار هم باشند و هر کدام وظیفه خودشان را در تربیت و رشد نوجوان انجام دهند.