جوان آنلاین: بارها شنیدهایم که مسجد تنها محلی برای اقامه نماز نیست و اگر ظرفیتهای آن متناسب با نیازها و ذائقه نسل جدید به کار گرفته شود، میتواند به یکی از مهمترین کانونهای رشد، آرامش و تربیت نسل آینده تبدیل شود. دکتر حسن صادقی، روانشناس نیز با تأکید بر این مهم معتقد است مسجد میتواند مأمنی برای آرام گرفتن، ارتباط با خدا و افزایش درک انسان از معنویت باشد و به باور این روانشناس، برای بهرهگیری از این ظرفیت، صرف حضور خانوادهها یا تکرار برنامههای سنتی کافی نیست، بلکه مسجد باید بتواند با شناخت نیازهای کودکان و نوجوانان، فضایی ایجاد کند که در آن احساس تعلق، آرامش و زمینه رشد داشته باشند. با این روانشناس درباره نقش مسجد و خانواده در تربیت نسل جدید و ضرورت تغییر نگاه به شیوههای جذب و فعالیت فرهنگی در مساجد گفتوگو کردهایم.
مسجد و خانواده چه نقشی در تربیت دینی و رشد فرزندان دارند؟ آیا این دو میتوانند جای یکدیگر را بگیرند؟
خانواده و مسجد میتوانند مکمل یکدیگر باشند، اما هرکدام نقش متفاوتی دارند. در مسجد، فرد از یک «شعور جمعی» و تجربه و دانش افراد مختلف بهره میبرد. در حدیثی آمده است: «الخیر فی الجماعه و الفرقه العذاب»؛ خیر و گشایش و برکت همراه جماعت است. وقتی انسان در یک جمع قرار میگیرد با آرا، اندیشهها و تجربههایی روبهرو میشود که شاید خودش برای به دست آوردن آنها باید سالها زمان صرف کند. این ظرفیت در خانواده به آن اندازه وجود ندارد. حتی اگر پدر و مادر آگاهی و درک بالایی داشته باشند، باز هم تجربه و دانش آنها محدود به همان دو نفر است، اما وقتی فرزند در یک جمع سالم و تربیتی قرار میگیرد، از مجموعهای از تجربهها و آگاهیها استفاده میکند و سرعت رشد و شکوفایی او بیشتر میشود. از طرف دیگر، کار تربیتی در مسجد میتواند تخصصیتر باشد. امام جماعت یا مربیکه در حوزه مسائل دینی و اخلاقی مطالعه و تجربه دارد، طبیعتاً نسبت به پدر و مادری که قرار است این مفاهیم را به فرزندشان آموزش دهند، در آن حوزه تمرکز و تخصص بیشتری دارد. بنابراین تعلیم و تربیت در مسجد و خانه باید در کنار هم قرار بگیرند تا یکدیگر را کامل کنند.
چرا حضور در مسجد و ارتباط با مفاهیم دینی میتواند به آرامش و رشد انسان کمک کند؟
خداوند در قرآن میفرماید: «ألا بذکر الله تطمئن القلوب»؛ دلها با یاد خدا آرام میگیرند. قرآن و نماز هم میتوانند همین نقش را داشته باشند، یعنی از شدت اضطراب و نگرانیهای انسان کم کنند و به او آرامش بدهند. مسجد نیز بهعنوان یک فضای دینی، ظرفیت بسیار خوبی برای ایجاد چنین آرامشی دارد، اما یک نکته مهم وجود دارد، صرف نماز خواندن یا حضور فیزیکی در مسجد بهتنهایی کافی نیست. خداوند نیز نمیفرماید فقط نماز را «بخوانید» بلکه میفرماید «أقم الصلاه» یعنی نماز را برپا دارید. بین خواندن نماز و درک و اقامه آن تفاوت وجود دارد. اگر مسجد جایی باشد که امام جماعت یا مربی، مفاهیم دینی را درست و عمیق به مخاطب منتقل کند، مسجد واقعاً میتواند محل رشد باشد. انسان بهتدریج از اضطراب و تنش فاصله میگیرد و با آرامش بیشتری به زندگی نگاه میکند و وقتی آرامش ایجاد شد، زمینه رشد و تعالی هم فراهم میشود. بنابراین حضور در مسجد ذاتاً یک حرکت ارزشمند است، اما اگر از ظرفیت تربیتی آن استفاده نکنیم، در واقع خودمان را از یک ظرفیت بسیار بزرگ محروم کردهایم. کسی که قرار است در مسجد به دیگران آموزش بدهد، خودش باید ابتدا آموزش دیده باشد و بداند چگونه میتواند این مفاهیم را به زندگی مخاطب پیوند بزند.
آیا حضور خانوادگی در مسجد میتواند باعث شود فرزندان هم به مسجد و فعالیتهای دینی علاقهمند شوند؟
حضور خانواده در مسجد میتواند اثرگذار باشد، اما نمیتوان گفت صرفاً، چون پدر و مادر مسجدی هستند، فرزند هم حتماً مسجدی خواهد شد. هر انسان از پنجره ذهن و نگاه خودش به زندگی نگاه میکند و ممکن است فرزند یک خانواده مذهبی، به دلیل اینکه جذابیتی در محیط مسجد نمیبیند، ارتباط عمیقی با آن برقرار نکند. پس حضور والدین در مسجد یک عامل مهم است، اما باید در کنار آن، محیط مسجد نیز برای فرزند جذاب باشد. مسجد، هیئت و حسینیه باید متناسب با سن و ذائقه مخاطبان مختلف برنامه داشته باشند. ما در کودکی گاهی با مسجدهایی مواجه بودیم که اگر بچه کوچکترین حرکت یا خندهای میکرد، با او برخورد میشد یا حتی از مسجد بیرونش میکردند. چنین رفتاری طبیعی است که خاطره خوبی از مسجد برای کودک ایجاد نمیکند. کودک و نوجوان وقتی وارد مسجد میشود اگر احساس کند اینجا فضایی است که به نیازها و دغدغههای او توجه میشود، اگر در مسجد حال خوبی پیدا کند و احساس کند این محیط او را میپذیرد، طبیعتاً میل و رغبتش برای حضور بیشتر میشود.
چه چیزی باعث میشود پیوند نسل جدید با مسائل دینی و معنوی ماندگار شود؟
نسلهای گذشته در شرایطی توانستند مفاهیم دینی و اخلاقی را به نسل بعد منتقل کنند که خودشان به آنچه میگفتند پایبند بودند و مسائل دینی برایشان قداست و اهمیت واقعی داشت. امروز هم اگر میخواهیم این پیوند در نسل جدید شکل بگیرد، بیش از هر چیز باید به رفتار کسانی توجه کنیم که خودشان را مبلغ و مروج دین معرفی میکنند. اگر جامعه ببیند کسانی که درباره اخلاق، ایمان و معنویت صحبت میکنند، خودشان به همان حرفها عمل نمیکنند، طبیعی است که این مسئله روی اعتماد نسل جوان اثر منفی بگذارد. در واقع، برای تربیت دینی، رفتار الگوها گاهی از سخنرانی و آموزش مستقیم اثرگذارتر است.
به نظر شما رفتار و عملکرد مربیان، امام جماعت و افراد مذهبی چه تأثیری بر نگاه نوجوانان به دین دارد؟
تأثیر بسیار زیادی دارد. قرآن کریم میفرماید چرا چیزی را میگویید که خودتان به آن عمل نمیکنید. یکی از چیزهایی که میتواند به اعتقادات دینی جوانان آسیب بزند، همین فاصله میان گفتار و رفتار است. اگر فردی که مبلغ دین و الگوی نوجوان است، درباره ارزشهایی صحبت کند، اما خودش در عمل به آنها پایبند نباشد، این تناقض میتواند پیوند نوجوان با مسائل معنوی را متزلزل کند. بنابراین اگر قرار است مسجد محل تربیت باشد، مربی و امام جماعت قبل از اینکه بخواهند دیگران را تربیت کنند، باید خودشان اهل یادگیری، رشد و عمل باشند. نوجوان بیش از آنکه به حرف ما نگاه کند، رفتار ما را میبیند.
خود فضای مسجد چه نقشی در ایجاد آرامش و حال خوب در افراد دارد؟
مسجد بهعنوان خانه خدا، باید فضایی باشد که انسان با احساس خوب و نیت پاک وارد آن شود. کسی که برای نماز و ارتباط با خدا وارد مسجد میشود، باید بتواند برای مدتی از حاشیهها و دغدغههای روزمره فاصله بگیرد. اگر این فضا درست شکل بگیرد، حضور افراد مختلف در کنار یکدیگر میتواند یک حال خوب جمعی ایجاد کند. انسان حتی ممکن است بدون اینکه کار خاصی انجام دهد، صرف حضور در چنین محیطی احساس آرامش کند. مسجد میتواند مأمنی برای آرام گرفتن، ارتباط با خدا و افزایش درک انسان از معنویت باشد، اما اگر این فضا شکل نگیرد، ممکن است حضور در مسجد به یک عادت تبدیل شود؛ اینکه فرد دو یا سه وعده به مسجد برود، نمازش را بخواند و بیرون بیاید، بدون اینکه بداند برای چه آمده و چه تغییری قرار است در زندگیاش اتفاق بیفتد. در چنین شرایطی، ما از ظرفیت واقعی مسجد استفاده نکردهایم.
برای اینکه مسجد بتواند همچنان پایگاه ارتباط با نسل جدید باشد، چه تغییری در نوع فعالیتها و برنامههای آن لازم است؟
اگر مساجد بخواهند نسل جدید، بهویژه جوانان را جذب کنند، باید بخشی از نیازهای آنها را هم بشناسند و پاسخ دهند. مسجد نباید فقط محلی برای اقامه نماز باشد. باید هم خوراک روح داشته باشد و هم بتواند در حد ظرفیت خودش به برخی نیازهای اجتماعی و حتی ارتباطی مردم پاسخ دهد. اگر مسجد فقط با همان شیوه سنتی نماز برگزار کند و امام جماعت چند دقیقهای صحبت کند، طبیعتاً بخشی از ظرفیت مسجد مورد استفاده قرار نگرفته است. این برنامهها ارزشمندند، اما کافی نیستند. هر مسجد در هر محله باید برای جذب مردم برنامه داشته باشد. به هر دلیل و به هر بهانهای زمینه حضور آنها را فراهم کند و بعد از جذب، برایشان برنامه و محتوای مناسب داشته باشد. اگر این اتفاق بیفتد، مسجد دوباره میتواند به یک پایگاه واقعی برای رشد، تربیت و ارتباط اجتماعی تبدیل شود.