مردی که در پی یک درگیری خانوادگی، همسرش را به قتل رسانده و پس از محاکمه به قصاص محکوم شده بود، در حالی که در یک قدمی چوبه دار قرار داشت، با گذشت پدر و مادر مقتول به احترام امام رضا (ع) از قصاص نجات یافت. اولیایدم پس از چندین جلسه صلح و سازش اعلام کردند دیه را نیز برای امور خیریه و آمرزش روح دخترشان هزینه خواهند کرد. جوان آنلاین: یکی از روزهای پایانی آذرماه سال ۱۳۹۸، ساکنان یک ساختمان مسکونی در یکی از خیابانهای جنوبی تهران متوجه داد و فریاد از خانه همسایه شدند. فریادهای کمکخواهی زن همسایه به آسمان بلند شده و معلوم بود که او با شوهرش درگیر شده است. ناگهان صدای زن جوان قطع شد و سکوت مرگباری ساختمان مسکونی را فراگرفت.
همسایهها که نگران شده بودند، زنگ خانه این زوج را زدند تا جویای احوال آنها شوند، اما کسی در را باز نکرد. همین موضوع باعث نگرانی اهالی ساختمان شد و آنها حادثه را به پلیس خبر دادند.
یکی از ساکنان ساختمان گفت: «لحظاتی قبل صدای درگیری زن و شوهری که همراه دو فرزندشان در یکی از طبقات زندگی میکنند به گوشمان رسید، اما ناگهان صدا قطع شد. الان احتمال میدهیم برای آنها اتفاقی رخ داده باشد، چون آنها در خانهشان را باز نمیکنند.»
کشف جسد رؤیا در خانه
با اعلام این خبر، به سرعت تیمی از مأموران راهی محل شدند و به دستور مقام قضایی در خانه را باز کردند. مأموران در یکی از اتاقها با جسد زن جوانی به نام رویا روبهرو شدند که شوهرش بالای سر او نشسته بود. در اتاق دیگری نیز دو فرزند این زوج خواب بودند و از حادثهای که برای مادرشان رخ داده بود، بیخبر بودند. گردن زن جوان کبود بود و پیراهن زمستانی نیز دور گردنش پیچانده شده بود؛ موضوعی که نشان میداد او در جریان درگیری با شوهرش و بر اثر فشار بر عناصر حیاتی گردنش به قتل رسیده است. شوهر مقتول در همان لحظات اولیه این حادثه را تأیید کرد و به قتل همسرش اعتراف کرد.
اعتراف به قتل در اداره آگاهی
بدین ترتیب، با اعلام خبر قتل زن جوان، تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت همراه بازپرس جنایی در محل حاضر شدند و تحقیقات خود را آغاز کردند.
تحقیقات میدانی و گفتههای همسایهها نشان داد زن و شوهر از مدتی قبل با یکدیگر اختلاف داشتند و همسایهها بارها صدای درگیری و مشاجرات لفظی آنها را شنیده بودند تا اینکه آخرین درگیری آنها به قتل زن جوان ختم شد.
کامیار، شوهر مقتول، پس از انتقال به اداره پلیس با اعتراف به قتل در توضیح حادثه گفت: «مدتی بود به رفتارهای همسرم مشکوک شده بودم. احتمال میدادم او قصد جان مرا دارد. تصور میکردم او بدون اینکه من متوجه شوم به من دارو میخوراند تا مرا دیوانه کند یا اینکه به قتل برساند. این موضوع مثل خوره به جانم افتاده بود.»
وی ادامه داد: «هر زمانی همسرم برای من غذا، چای یا هر خوراکی میآورد و من میخوردم، حالم بد میشد و افکار بدی در وجودم به وجود میآمد. افکارم پریشان میشد و احساس بدی به من دست میداد. شبها خوابهای پریشان میدیدم و راحت نبودم و در کل از این وضعیت خسته شده بودم.»
کامیار گفت: «هر زمانی به همسرم اعتراض میکردم، میگفت هیچ دارویی در غذا یا نوشیدنی من اضافه نکرده است، اما من باور نمیکردم. میگفت من توهم زدهام و باید به جای اعتراض به او پیش روانشناس بروم.»
درگیری مرگبار بر سر یک فنجان چای
قاتل در ادامه اعترافاتش گفت: «همین موضوع باعث درگیری و مشاجرات لفظی ما شده بود. هر از گاهی با هم درگیر میشدیم و کتککاری میکردیم تا اینکه روز حادثه پس از اینکه چای خوردم، احساس بدی به من دست داد. عصبانی شدم و به همسرم اعتراض کردم که او باز هم ادعا کرد توهم زدهام و خیالاتی شدهام و بعد هم به اتاق رفت و خوابید.»
وی ادامه داد: «این احساس دست از سرم برنداشت. بالای سرش رفتم و به او گفتم چه موادی به چای من اضافه کردهای. او انکار کرد و با هم درگیر شدیم. عصبانی شدم و گلویش را گرفتم. شروع به داد و فریاد کرد که پیراهن زمستانی را دور گردنش انداختم و کشیدم تا اینکه خفه شد.»
متهم در پایان گفت: «الان پشیمان هستم و میدانم اشتباه کردم و با قتل همسرم دو فرزندم را یتیم کردم.»
محکومیت به قصاص
متهم پس از اعتراف و بازسازی صحنه قتل راهی زندان شد تا اینکه تحقیقات پرونده تکمیل و او در یکی از شعبههای دادگاه کیفری به اتهام قتل عمد محاکمه شد.
پدر و مادر مقتول برای داماد خطاکارشان درخواست قصاص کردند و قضات دادگاه نیز قاتل را مجرم شناختند و او را به قصاص محکوم کردند. رأی دادگاه پس از تأیید در دیوان عالی کشور، برای سیر مراحل اجرای حکم به شعبه سوم اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران ارسال شد.
بدین ترتیب متهم در یک قدمی چوبه دار قرار گرفت و تیم صلح و سازش دادسرای امور جنایی تهران تلاش خود را برای جلب رضایت اولیای دم آغاز کرد.
۵ جلسه برای نجات از قصاص
اولیای دم در تمامی جلسات بر قصاص اصرار داشتند و قاتل نیز در زندان روزهای سختی را سپری میکرد تا اینکه پس از حدود پنج جلسه صلح و سازش، سرانجام صبح دیروز پدر و مادر مقتول به دادسرای امور جنایی رفتند و قاتل دخترشان را به احترام امام رضا (ع) بخشیدند.
در آخرین جلسه صلح و سازش، زمانی که قاضی شعبه سوم درباره امام رئوف و کرامات ایشان صحبت کرد، اولیایدم تحتتأثیر قرار گرفتند و اعلام کردند هر چند قصد قصاص داشتند، اما به احترام امام رضا (ع)، قاتل را به شرط پرداخت دیه میبخشند؛ دیهای که قرار است صرف امور خیریه و آمرزش روح فرزندشان شود.
یکی از اولیای دم گفت: «ما میخواستیم قاتل را قصاص کنیم، اما امروز وقتی از کرامات امام رضا (ع) و بخشش در فرهنگ ایرانی صحبت شد، تصمیممان عوض شد. ما قاتل را میبخشیم و دیه آن را صرف امور خیریه برای آمرزش فرزندمان میکنیم. از طرفی هم نمیخواهیم نوههایمان دوباره یتیم شوند.»
بخشش در پای چوبه دار
بدین ترتیب قاتل با اقدام خداپسندانه اولیایدم از مجازات قصاص نجات یافت و به زندگی دوباره بازگشت. او پس از محاکمه از جنبه عمومی جرم، قرار است پس از حدود هفت سال حبس از زندان به زودی آزاد شود و دو فرزندش را که اکنون در سن نوجوانی قرار دارند، بار دیگر در آغوش بگیرد.