جنگ امروز اگرچه در ظاهر با توپ و تفنگ معنا میشود، اما در عمق خود، بر سر «انسان» میایستد؛ بر سر جان جوان مسلمان، بر سر زبان فهم و معیار تشخیص. دشمن دیر میزند به قلب میدان؛ نخست، به سنگر معرفت میزند؛ و آنگاه که ذهن را عوض کرد، دیگر فرمان میدان هم آسان میشود. جنگ امروز اگرچه در ظاهر با توپ و تفنگ معنا میشود، اما در عمق خود، بر سر «انسان» میایستد؛ بر سر جان جوان مسلمان، بر سر زبان فهم و معیار تشخیص. دشمن دیر میزند به قلب میدان؛ نخست، به سنگر معرفت میزند؛ و آنگاه که ذهن را عوض کرد، دیگر فرمان میدان هم آسان میشود. در این میان، کتاب درسی که قرار بود ابزار فهم باشد عملاً به ابزار جهتدهی به «هویت» بدل میگردد. از همینرو، وقتی به گزارش بررسی کتابهای درسی عربستان سعودی ۲۰۲۴-۲۰۲۶ مؤسسه «پایش صلح و مدارا فرهنگی در آموزش مدارس» (IMPACT-se) مینگریم، با یک ادعا روبهرو نمیشویم؛ با یک «پروژه» روبهرو میشویم. پروژهای که میخواهد از راه بازنویسی روایتها و جابهجایی مفاهیم، به جای تربیت فهم مقاوم، سازوکار نفوذ را در لایههای اجتماعی تثبیت کند. در بیان امام مجاهد شهید حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای (قدساللهنفسهالزکیه)، نفوذ صرفاً حضور فیزیکی نیست؛ نفوذ یعنی تغییر آرام جهت حرکت جامعه، تا آنجا که آدمی خود، بیاختیار، مسیر دیگری را طبیعی بپندارد. این همان نقطهای است که کتب درسی میتواند به آن برسد: حذف زمینهها، تغییر زبان تحلیل، و عوض کردن حساسیت اخلاقی و سیاسی نسل آینده. این بهظاهر سادهترین ابزار تعلیم، در حقیقت نقشه راهی است برای «ساختن جهان» در ذهن دانشآموز. وقتی صحبت از محتوای کتابهای درسی میشود، در واقع صحبت از طراحی دستگاه معنایی یک نسل و بازتولید هویتی است که یا ریشه در اعماق فرهنگ و ایمان دارد یا، چون برگی بیریشه، به هر بادی میلرزد.
ضربه به توان ایستادن؛ تخلیه هویتی از کتب درسی:
گزارش جدید نهاد IMPACT-se از اصلاحات کتب درسی عربستان سعودی در سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶، روایتی ظاهری از «گذار به مدارا» ارائه میدهد. در این روایت، از حذف مفاهیم یهودیستیز و مسیحیستیز سخن میرود، از جایگزینی «دشمن صهیونیست» با «اشغالگر اسرائیلی»، از کمرنگ شدن مفاهیم «جهاد» و «شهادت» و از تقویت پیامهای همزیستی و برابری جنسیتی.
اما آنچه در ظاهر «صلح» و «اعتدال» خوانده میشود، در باطن فرایندی است که بر پایه استانداردهای بیرونی و فراملی - یعنی همان معیارهایی که در سند ۲۰۳۰ یونسکو و سازمان ملل تدوین شده - بنا گردیده است. اینجا پای یک «مهندسی هویت» در میان است، نه یک اصلاح آموزشی ساده. آنجایی که باید جایگاه مقاومت، عدالتخواهی و صریحگویی دینی پررنگ باشد، به تدریج رنگ میبازد. این، همان منطق استحاله است: نه حذف ناگهانی ایمان، بلکه تغییر تدریجی ادراک. استحاله، یعنی کاری کنیم که جوان امروز، ظلم را دیرتر بفهمد، حق را آرامتر طلب کند، و در برابر تهاجم فکری یا فرهنگی کمتر احساس خطر کند. امام شهید انقلاب اسلامی بارها بر این نکته تأکید کردهاند که دشمن، دنبال شکست فوری نیست، دنبال عوض کردن محاسبات است؛ دنبال آن است که آدمی در تشخیص حق و باطل، دچار خطا یا تردید دائمی شود.
بازسازی چشم دشمنشناسی؛ عادیسازی استعمار:
دومین مرحله، بازسازی «دشمنشناسی» است. گزارش مؤسسه پایش صلح و مدارا فرهنگی در آموزش مدارس وقتی به اصلاحات و تغییرات محتوایی در مسیر آموزش اشاره میکند، در واقع از جایی حرف میزند که در آن باید روش مواجهه با جهان بیرون به دانشآموز منتقل شود. اگر دشمن در روایتهای رسمی یا کمرنگ شود یا به شکلی بازتعریف گردد، مرز ذهنی ملت هم تغییر میکند. شناخت دشمن شرط بقاست، چون تا دشمن شناخته نشود، مقابله هم شکل نمیگیرد. بنابراین هرگونه تعدیل یا تغییر روایت تقابل اگر به نام «آرامسازی» صورت بگیرد، در حقیقت میتواند به معنای مهندسی پذیرش وضع موجود باشد. وقتی روایت خطر کاسته میشود، ذهن نسل جدید به جای آمادگی برای دفاع، در برابر نفوذ - بیآنکه بفهمد - انعطاف نشان میدهد.
تله مدارای منفعل؛ سازش به جای حق:
سومین بخش ماجرا، بازی واژههاست: «صلح»، «مدارا»، «آرامش». کسی نمیگوید صلح بد است، اما میان «صلح حق» و «سازش نفوذ» فاصله است. آنچه خطرناک میشود، آنجایی است که مدارا از حالت اخلاقی دفاع از کرامت انسان خارج میشود و به ابزار خاموشکردن حساسیت عدالتخواهانه تبدیل میگردد. گزارش IMPACT-se، در نام خود هم نشانه دارد: پایش مدارا فرهنگی در آموزش، اما مدارا وقتی معنا پیدا میکند که از درون ایمان و حقمحوری باشد، نه از بیرون و برای تغییر نظام ارزشی. امام مجاهد شهید در توصیههایشان، نسبت به «استحاله فرهنگی» هشدار میدهند که دشمن میکوشد با تغییر نرم فرهنگ، انسان را به نسخهای بیدفاع از ارزشها تبدیل کند. این دقیقاً همان خطر «مدارای منفعل» است؛ مدارا در جایی که باید ایستاد، نه برای مصالحه، بلکه برای عقبنشینی تدریجی.
هویت مقاوم؛ از شکست الگوی غربزدگی تا پیروزی اصالت:
اصلاحات آموزشی در عربستان سعودی اگر به حذف زمینههای مقاومت، بازسازی دشمنشناسی و جاگذاری مفاهیم بیاثرکننده حس دفاع از حق منجر شود، دقیقاً مصداق پروژه استحاله فرهنگی است. این همان مسیری است که قدرتهای استکبار همواره در پی گشودن آن برای جوامع اسلامی بودهاند؛ مسیری که در آن، «تغییر نرم» جایگزین «فتح سخت» میشود. باید دانست که غرب، سالها تلاش کرد تا الگوی «تخلیه هویت» و «بازسازی ذهن بر مدار ارزشهای خود» را برای ایران اسلامی نیز اجرا کند؛ آنها میخواستند از طریق کتب درسی، رسانهها و نهادهای فرهنگی، ایران را به نسخهای بیدفاع و بیهویت تبدیل کنند؛ همانگونه که اکنون در پی بازسازی هویت عربستان هستند، اما با دیواری از «بصیرت» روبهرو شدند. ایران، با تکیه بر همان سنت «مقاومت» که در بیانات رهبر شهید انقلاب اسلامی ریشهدار است، نشان داد که میتوان بدون از دست دادن اصالت، با جهان مدرن تعامل کرد، اما بدون فروختن ارزشها.
آنها در ایران شکست خوردند، چون ایران «هویت از دست رفته» نداشت که با نفوذ بتواند آن را بازسازی کند؛ ایران هویت «زنده و در حال رشد» دارد. بنابراین، این مسیر استحاله که امروز در کشورهای همسایه با قلم و کتاب اجرا میشود، برای ایران نه یک تهدید جدید، بلکه یک درس تاریخی است؛ برای آنکه نفوذ، به استحاله بدل نشود باید «سنگرهای معرفت» را با حقیقت اصیل، از نو بنا کرد. پیروزی در این نبرد، در گرو آن است که دانشآموز امروز، نه تنها «دانشمند»، بلکه «بصیر» باشد؛ کسی که میتواند میان «مدارای اخلاقی» و «سازش هویتزدا»، مرز دقیق حق را بازشناسد.
پژوهشگر و مدرس دانشگاه