جوان آنلاین: در بسته بازآرایی معماری اقتدار، حکم انتصاب رئیس سازمان بسیج مستضعفین، لایه مردمی بازدارندگی و تهاجم را تعریف میکند. این حکم را میتوان یک دستور کار موجز و در واقع تعریف کارکرد مورد انتظار رهبر انقلاب از بسیج دانست که مخاطب حقیقی آن تمام بسیجیها و هر کسی است که روحیه بسیجی دارد.
نمیشود حکم رهبری را فقط ابلاغ سمت به رئیس جدید و یک نفر بدانیم و از کنار وظیفه عمومی برای تحقق چهار مأموریت بگذریم. هیچ رئیس و فرماندهای نمیتواند به تنهایی فرهنگ مردم، شبکه اطلاعاتی مردمپایه، خدمت مسجدمحور و الگوی جهانی بسازد.
زبان حکم محدود به میز ریاست نیست؛ مردم مبعوث شده، اقشار میلیونی، شبکه مردمی، اقشار و محلات، مسجد، سراسر جهان. این واژهها میدان کار را از اتاق رئیس به ظرفیت بالقوه ملت باز میکنند.
در پیامهای شش ماه اخیر رهبری، بعثت مردم صنفبهصنف تعمیم یافته است؛ از نمایندگان و هنرمندان تا مردم بعثتیافته در پیشرفت. در این مدت و پس از ۹ اسفند ریشه عوض نشده؛ وحدت حول پرچم ایران و ملت بعثتیافته، سقف مشترک و ملی خدمت و مقاومت است. ترس دشمن از بسیج نیز اعتراف به اهمیت میدان مردم است. چهار محور حکم رهبری همین منطق را عملیاتی میکند:
۱. فرهنگ بسیج و «هر ایرانی، یک بسیجی»: این بند فقط فراخوان تشریفاتی برای عضوگیری از ایرانیان نیست و شش جزء دارد:
- فعل آن، تعمیق باور، افزایش کیفیت رفتار، گسترش پهنه اقشار و اقلیمها و نیز مدیریت کثرت و سلایق ذیل هویت واحد است.
- موضوع آن، فرهنگ بسیج و مقاومت (نه سازمان اداری و تشکیلاتی رسمی صرف) است. بسیج در این نگاه، باشگاه اعضا نیست، بلکه سقف مشترک هویتی ملت و شبکه ملت برای همه میدانهاست.
- غایت میانی آن، هر ایرانی یک بسیجی و یک واحد ظرفیت مبعوثشده برای ایران قوی و متحد به عنوان یک هدف هویتی (و نه صنفی) است.
- سوژه آن، آحاد مردم مبعوث شده به عنوان فاعل و منشأ فعل (و نه ابزار) هستند. در مواجهه با این مردم مبعوث شده، وظیفه سازمان بسیج میدان دادن است نه قیمومیت.
- مقیاس آن، اقشار میلیونی جانفدا به عنوان سرمایه اجتماعی راهبردی است. جانفدا بودن در این فضا یعنی اصل و کیفیت آمادگی هزینه دادن در همه میدانهای پیشرفت و مقاومت (علم، تولید، روایت، خدمت و...) نه حبس در یک میدان.
- افق نهایی آن نیز، ایران قوی و متحد همراه با حفاظت از انقلاب اسلامی است.
این صورتبندی در توصیفاتی نظیر شجره طیبه، خدمت بیتظاهر و بیتوقع، جهش جهادی، معنویت در فعالیت، آرمانگرایی همراه عملگرایی و حضور در همه میدانها (علم، جهاد سازندگی، سیل، کرونا، هستهای) ریشه دارد.
شاخص موفقیت بسیج در این محور، میزان تنوع و فراگیری داوطلب، رسوخ فرهنگ بسیجی، خطرپذیری مسئولانه، حضور داوطلبانه در میدانهای واقعی، عمق اثر کنشهای داوطلبانه و نیز امکان تغییر معادله در مسیر افق ترسیم شده است.
۲. شبکه اطلاعات مردمی؛ با مهارت و بصیرت و فناوری: مهارت، بصیرت و فناوری باید شبکه اطلاعات مردمی را زنده کند. بسیجی باید از حاضر میدان و متولی گزارش ستادی به حلقه میانی مقابله مردمپایه با تهدید ارتقا یابد. این تغییر، جمعیت را به شبکه هوشمند مقاومت تبدیل میکند.
۳. تعامل، جهاد، اقشار و محلات؛ خدمت از مبدأ مسجد: تعامل سازنده با نهادها، گسترش گروههای جهادی و بسیج اقشار و محلات، یعنی بسیجی خدمترسان زندگی مردم و مسجد نقطه اتصال ایمان، خدمت و محله است. با این مأموریت، بسیج جزیره منفک از جامعه نیست و باید خود را به یک شبکه گسترده خدمت زیر سقف وحدت ملی تبدیل کند و فعالانه گره زندگی محله را از مبدأ مسجد و خیابان باز کند.
۴. الگوی مقاومت مردمی در جهان: فرهنگ بسیجی الگوی مقاومت و پایداری مردمی در برابر استکبار صهیونی-امریکایی است. بسیجی حامل و راوی تجربه زنده است؛ نه فقط صادرکننده شعار و اعلامیه. سازمان بسیج، یعنی سازمانی که در محله و خیابان کار میکند و در جهان معنا میدهد، سازمان سخت و نرم خود را با حرکت تهاجمی فراسرزمینی بازمعماری میکند.
این چهار محور حلقههای یک زنجیره اثر هستند. فرهنگ هویت را میسازد و گستره را به سطح ملت میبرد. اطلاعات شبکهای، هوشمند و مردمی میشود. خدمت از مبدأ مسجد و محله گره زندگی را میگشاید و الگو از مرز میگذرد و سازه و روایت فراسرزمینی میسازد. اگر یکی از حلقهها بشکند، حکم رهبری روی زمین میماند و اگر هر چهارتا با هم بیایند، لایه مردم در معماری اقتدار برقرار میشود. سطوح فرماندهی و بازدارندگی اسکلت سخت به شمار میآیند و مردم در این حکم، اسکلت نرم و شبکه حیاتی هستند. بدون تعمیق فرهنگ بسیج و ایجاد و استقرار شبکه ملت، سطوح فرماندهی و بازدارندگی دچار نقص میشوند و معماری اقتدار وقتی کامل میشود که هر ایرانی خود را حلقهای از شبکه مقاومت و پیشرفت بداند. در این صحنه، بسیج پل میان اقتدار میدان و انسجام ملی است.