کد خبر: 1382102
تاریخ انتشار: ۰۸ مهر ۱۴۰۵ - ۰۲:۲۰
روایت پیروزی، جبهه‌ای که نباید به امریکا واگذار شود
فاطمه بصیری

جوان آنلاین: بخشی از عملیات روانی امریکا برای کاستن از فشار‌های متعدد قیمت انرژی و مخمصه تنگه هرمز، تولید دروغ‌ها و شایعاتی است که مصرف رسانه‌ای دارد. ترامپ و دیگر مقامات امریکایی با جعل واقعیت این‌گونه القا می‌کنند که تنگه هرمز در اختیار امریکا قرار دارد و لذا کنترل این تنگه استراتژیک و تنظیم قیمت‌های انرژی در دست امریکا است نه ایران. 
هدف اصلی از این تبلیغات اثرگذاری کاذب روی قیمت نفت، تلطیف فضای انتقادات و اعتراضات داخلی به افزایش قیمت‌ها در امریکا در آستانه انتخابات کنگره و انتخابات آتی، کاهش قدرت چانه‌زنی ایران و تغییر جهت در مذاکرات روی مسائل مهم‌تر مانند مسائل هسته‌ای و موشکی و در نهایت ساخت روایت پیروزی برای خود است. این در حالی است که داده‌های روشن خلاف این ادعا‌ها را اثبات می‌کند و نشان می‌دهد که امریکا با توسل به غول‌های رسانه‌ای تلاش می‌کند تصویری وارونه از موقعیت خود در جنگ بسازد. به همین دلیل بود که محمد قالیباف روز گذشته در توئیت خود با بیان قیمت واقعی نفت که متأثر از اقدامات بازدارنده ایران در تنگه هرمز است، بازی امریکا را در تولید اخبار جعلی به چالش کشید و نوشت: «بنگاه فریبکاری امریکا می‌گوید ایران کنترلی بر تنگه هرمز ندارد، اما بازار یک اضافه‌بهای (پرمیوم) سنگین روی نفت کشیده است: ۳۵ دلار بالاتر از قبل از تهاجم، و ۵۰ دلار بر اساس قیمت‌های نفت فیزیکی.»
وی افزود: «پس یا بازار احمق است که نفت را با این قیمت‌های بالاتر می‌خرد، یا دستگاه روایت‌شویی امریکا دارد سیاه‌بازی می‌کند.»
این اظهارات می‌تواند بخشی از فعالیت دستگاه سیاست خارجه ایران برای مقابله با ماشین دروغ‌سازی امریکا تلقی شود. در واقع، در جنگ روایت‌ها ایران می‌تواند اقدام مؤثری برای اثبات دروغ طرف مقابل ارائه دهد که بی‌درنگ، همراه با داده‌های واقعی و دارای نتیجه‌گیری‌های منطقی باشد. 
پیروزی نهایی زمانی محقق می‌شود که ایران بتواند با استفاده از ظرفیت‌های رسانه‌ای، پیروزی‌های خود را در میدان به نمایش جهانی بگذارد و در کنار آن اخبار انحرافی رسانه‌های وابسته به غرب را به چالش بکشاند. به طور نمونه، بازتاب وضعیت کنونی کنترل تنگه هرمز به فعالیت‌های بیشتری در حوزه رسانه نیاز دارد، تا بتواند دروغ‌پردازی‌های امریکا را در کنترل تنگه هرمز باطل کند. مقامات امریکایی با ادعا‌های رسانه‌ای سعی در تحمیل روایت کنترل و پیروزی خود دارند. ایران برای خنثی کردن این روایت، نیازمند فعالیت رسانه‌ای و دیپلماتیک گسترده‌ای است تا با ارائه شواهد عینی مانند داده‌های کشتیرانی، قیمت نفت و حتی حملات خود به کشتی‌های متخلف ادعا‌های امریکا را بی‌اعتبار کند. همچنین مقامات ایرانی از طریق توییت‌ها و اظهارات رسمی، روایت امریکا را به چالش بکشانند. 
یکی از عواملی که در برابر هجمه‌سازی و روایت‌سازی دشمنان مقاومت می‌کند، دیپلماسی رسانه‌ای و بهره‌گیری از ظرفیت‌های موجود برای مخابره واقعیت‌های جنگ در جهان است. فراتر از آن، دیپلماسی رسانه‌ای می‌تواند با گذر از حوزه مقاومت وارد عرصه تهاجم علیه دشمن شود و آن را در موضع واکنش قرار دهد. دیپلماسی رسانه‌ای می‌تواند در چهارچوب عملیات تهاجمی، زمینه‌ساز عملیات روانی ایران علیه امریکا شود و طرف مقابل را به واکنش رسانه‌ای تحریک کند. واکنشی که می‌تواند برای تضعیف یا بی‌اعتبار کردن ادعا‌های او به کار‌اید. 
یکی دیگر از اقدامات دیپلماسی رسانه‌ای، انعکاس حضور خودجوش شبانه مردم در حمایت از جمهوری اسلامی است. این حضور پیامی روشن هم به دولت‌های متخاصم دارد و هم به مردم جهان نشان می‌دهد که آنچه دشمن از ناامیدی و انفصال مردم از حاکمیت روایت می‌کند و محاسبات اجتماعی مردم را بر آن بنا می‌گذارد، دروغی آشکار است. به گفته رهبر انقلاب «روز‌هایی بود که دشمن سعی کرده بود عقبه اجتماعی نظام را دایماً ضعیف‌تر سازد ولی در این روز‌ها انواع اقشار جامعه با تفاوت‌های آشکار، بر حفظ مواضع بحق خود و از جمله حفظ تنگه پر خیر و برکت هرمز پای می‌فشارند.»
در این بین، شبکه‌های اجتماعی به‌عنوان بستر تعاملات اجتماعی و سیاسی به زیرساخت راهبردی دیپلماسی رسانه‌ای تبدیل شده‌اند و حتی در برخی موارد از رسانه‌های اصلی پیشی گرفتند، برای مثال در ترسیم جنایت‌های رژیم اسرائیل در غزه، رسانه‌های اجتماعی سهم اصلی در تنویر افکار عمومی جهانی داشتند، زیرا رسانه‌های بزرگ دنیا تلاش می‌کردند یا جنایت‌ها را مخفی یا تقلیل کنند یا غزه را مسبب وضعیت موجود معرفی کنند. شبکه اجتماعی تیک‌تاک در بازتاب جنایت‌های رژیم اسرائیل در امریکا تا جایی پیش رفت که مقامات امریکایی تحت عنوان «نگرانی‌های امنیت ملی» محدودیت‌های سرسختانه‌ای برای این شبکه اعمال کردند تا بتوانند مانع واکنش‌های ضداسرائیلی در خاک خود شوند. 
در جنگ رمضان، ایران نیز با استفاده از تولیدات شبکه‌های اجتماعی، پیام خود را به مخاطبان خارجی منتقل می‌کرد. در همین رابطه گاردین نوشت که یکی از عجیب‌ترین و غیرمنتظره‌ترین جنبه‌های رویارویی ایران و امریکا این است که ایران در جنگ رسانه‌های اجتماعی دست بالا را دارد و جنگجویان فناوری نسل زد خود را برای تعامل با مخاطبان غربی، با استفاده از طعنه و تمسخر دولت ترامپ به میدان فرستاده است. ویدئو‌های انیمیشنی به سبک لگو که ترامپ را در موقعیت‌های تحقیرآمیز (مانند نوزادی که پوشک دارد یا پینوکیو با بینی دراز) به تصویر می‌کشند، توانسته‌اند مخاطبان جهانی را جذب کنند. 
تحلیل‌گران غربی می‌گویند هدف ایران این است که با تولید انبوه محتوای طنز و انتقادی، فضای اطلاعاتی را اشباع و ابهت و روایت رسمی امریکا را تضعیف کند. این محتوا‌ها اغلب احساسات ضداستعماری و همدلی با «جنوب جهانی» را هدف می‌گیرند. تداوم این رویکرد با استفاده از دیپلماسی عمومی و تعامل با مردم و دولت‌هایی که خواستار خروج از نظم امریکایی در جهان هستند، می‌تواند شبکه‌های مردمی بیشتری را در جهان تشکیل دهد و موجب شود که به طور غیرمستقیم روایت‌های پیروزی و واقعیت‌های جنگ در جهان مخابره شود و به تدریج مشروعیت روایت امریکایی را به چالش کشیده شود. 
وقتی ایران به طور مستمر و در سطح یک میدان جنگ، به دیپلماسی رسانه‌ای اهمیت دهد اثرات خود را بر رسانه‌های دیگر هم خواهد گذاشت. گرچه برای دیپلماسی رسانه‌ای و تعامل با رسانه‌های جهان محدودیت‌های اجتناب‌ناپذیری وجود دارد، اما پمپاژ و تکثیر واقعیت‌های جنگ و پیروزی‌های ایران، رسانه‌های خارجی همسو با امریکا را مجبور به تکرار روایت ایران حتی در ابعاد ضعیف‌تر خواهد کرد. به ویژه که برخی رسانه‌ها و پایگاه‌های تحلیلی در عین حال که عناد خود را با جمهوری اسلامی حفظ کرده‌اند، اما به طور غیرقابل‌اجتنابی با استفاده از داده‌های موجود، تفسیر‌هایی از چگونگی شکست امریکا در این جنگ ارائه می‌دهند و می‌توانند مکملی برای این دست اخبار شوند.

برچسب ها: ایران ، جنگ ، امریکا
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار