۶ روز پس از غرق شدن پنج جوان در ساحل توسکاسرای رامسر، پرسش فقط این نیست که چه کسی مسئول این حادثه است؛ بلکه این است که چرا پیامهای هشدار، با وجود نصب تابلوهای «شنا ممنوع» و اعلام شرایط نامساعد دریا، نتوانستهاند رفتار همه افراد را تغییر دهند. کارشناسان معتقدند پاسخ به این پرسش، هم به تغییر رویکرد در زبان و شیوه هشداردهی نیاز دارد و هم به بازنگری در نظام ایمنی سواحل؛ چرا که کاهش تلفات دریا تنها با اعلام ممنوعیتها و حضور ناجیان محقق نمیشود، بلکه به یک زنجیره کامل از آموزش، پیشگیری و مدیریت خطر نیاز دارد. جوان آنلاین: پس از گذشت ۶ روز از جانباختن ۵ جوان در منطقه شنا ممنوع توسکاسرای رامسر، اگرچه از سوی مدعیالعموم پرونده قضایی برای بررسی ابعاد حادثه و مقصران احتمالی تشکیل شده، اما همچنان پرونده این حادثه در فضای حقیقی و مجازی در ذهن افکار عمومی باز است و گمانهزنیها درباره دلایل وقوع این حادثه تلخ ادامه دارد.
به گزارش ایرنا، این حادثه در شرایطی رخ داد که منطقه توسکاسرا در محدوده شنا ممنوع قرار داشت، تابلوهای هشدار در نقاط مختلف نصب شده بود و پیش از آن نیز اطلاعیههایی درباره تعطیلی فعالیتهای دریایی به دلیل شرایط نامساعد جوی منتشر شده بود؛ با این حال، بیتوجهی به این هشدارها به حادثهای منجر شد که بار دیگر ضرورت بازنگری در شیوه مدیریت ایمنی سواحل و نحوه انتقال پیامهای هشدار به جامعه را مطرح کرد.
ایرنا پیش از این در گزارشی به این موضوع پرداخته بود که برخی کارشناسان معتقدند عبارتهایی مانند «شنا ممنوع» سالها بدون تغییر تکرار شدهاند و همین تکرار مداوم، به جای آنکه نقش بازدارنده داشته باشد، به تدریج آنها را به بخشی از پسزمینه ذهنی مخاطبان تبدیل کرده است؛ به گونهای که تابلو دیده میشود، اما الزاماً رفتار را تغییر نمیدهد.
در واقع، مسئله تنها وجود یک پیام هشدار نیست، بلکه میزان اثرگذاری آن بر رفتار افراد است. در بسیاری از موارد، انسانها خطر را نه براساس یک پیام رسمی، بلکه براساس تجربههای مشاهدهشده خود و رفتار اطرافیان ارزیابی میکنند.
وقتی فردی میبیند گروهی از مردم در محدودهای که شنا در آن ممنوع اعلام شده وارد آب میشوند و بدون حادثه از دریا خارج میشوند، ممکن است رفتار جمعی را معتبرتر از هشدار رسمی تلقی کند. در چنین شرایطی، هنجار غیررسمی جامعه میتواند بر پیام ایمنی غلبه کند.
اما پرسش اساسی اینجاست که آیا صرف نصب تابلوهای هشدار میتواند برای مدیریت خطر در سواحل کافی باشد؟ یا باید شیوه اطلاعرسانی، بازتولید پیامهای ایمنی و حتی نحوه مواجهه با رفتارهای پرخطر تغییر کند؟
ضرورت شکلگیری نظام جامع ایمنی سواحل
در کنار بحث تغییر زبان هشدارها و تولید پیامهایی که بتواند احساس مسئولیت و حساسیت مخاطب را افزایش دهد، برخی کارشناسان معتقدند موضوع باید از زاویهای گستردهتر و در چارچوب مدیریت ریسک سواحل نیز بررسی شود.
در همین ارتباط یک کارشناس مدیریت و برنامهریزی شهری در گفتوگو با خبرنگار ایرنا با توضیح اینکه نگاه به ناجی غریق به عنوان تنها مسئول ایمنی، نگاهی ناقص است؛ افزود: اگر همه بار مدیریت خطر بر دوش فردی باشد که در خط مقدم ایستاده، در واقع از یک حلقه انتظار انجام وظیفه کل زنجیره را داریم. در بسیاری از کشورها، ناجی غریق آخرین حلقه یک زنجیره است؛ زنجیرهای که از مطالعات دقیق خطر، شناسایی نقاط حادثهخیز، پایش مداوم شرایط دریا، آموزش عمومی، تجهیزات امدادی و سامانههای هشدار تشکیل شده است. وقتی این حلقهها کامل نباشد، انتظار معجزه از ناجی غریق منطقی نیست.
مهدی برزگری با توضیح اینکه دریای خزر برخلاف ظاهر آرامش، محیطی متغیر و پیشبینیناپذیر است، یادآور شد که جریانهای شکافنده، تغییر ناگهانی عمق آب و ناآشنایی بسیاری از مسافران با رفتار دریا، ریسک شنا را افزایش میدهد؛ موضوعی که در شهری گردشگرپذیر مانند رامسر اهمیت بیشتری پیدا میکند.
ایمنی؛ هزینه یا سرمایهگذاری؟
این کارشناس که خود سابقه نجات غریق و فعالیتهای دریایی مرتبط دارد، هزینه برای ایمنی را نه هزینه بلکه سرمایهگذاری توصیف کرد و گفت: این امر موضوعی است که معمولاً در سایه محدودیتهای اعتباری قرار میگیرد. اگر قرار باشد سواحلی مانند رامسر به استانداردهای قابل قبول نزدیک شوند، تجهیزاتی مانند برجهای استاندارد دیدهبانی، شناورهای امدادی، جتاسکی نجات، تجهیزات احیای قلبی، سامانههای ارتباطی، آموزش مستمر نیروها و مانورهای دورهای، دیگر یک انتخاب نیست؛ بلکه بخشی از زیرساخت گردشگری محسوب میشود.
او افزود:برای ساخت یک پروژه عمرانی میلیاردها تومان هزینه میکنیم، چون آن را زیرساخت توسعه میدانیم. اما وقتی نوبت به ایمنی جان انسانها میرسد، هزینهها ناگهان زیاد به نظر میرسد؛ در حالی که ایمنی نیز بخشی از همان توسعه است.
وی تصریح کرد: هر حادثه، مطالبه پاسخگویی را به دنبال دارد و این مطالبه، حقی طبیعی برای افکار عمومی به شمار میآید. اما کارشناسان هشدار میدهند اگر همه انرژی جامعه صرف یافتن یک مقصر شود، احتمال دارد مسئله اصلی از دیده پنهان بماند.
ناجی غریق؛ آخرین حلقه، نه تمام زنجیره
این کارشناس برنامهریزی و مدیریت شهری با اشاره به تجربه فعالیت خود در حوزه آموزش شنا و نجات غریق، معتقد است یکی از خطاهای رایج، محدود کردن مسئولیت ایمنی به ناجیان غریق است.
به گفته او، در بسیاری از کشورها، ناجی غریق آخرین حلقه یک زنجیره مدیریت ایمنی است؛ زنجیرهای که از مطالعات مخاطرات ساحلی، شناسایی نقاط پرخطر، سامانههای هشدار، تجهیزات امدادی، آموزش عمومی، پایش مستمر و نیروهای پشتیبان تشکیل شده است.
به باور این کارشناس، شهرهایی مانند رامسر که سالانه میزبان حجم بالایی از گردشگران هستند، به برنامهای جامع برای مدیریت ایمنی سواحل نیاز دارند؛ برنامهای که در آن، آموزش، تجهیزات، فناوریهای پایش، بودجه پایدار و هماهنگی میان دستگاههای مسئول در کنار هم دیده شود.
او تأکید کرد: همانطور که ساخت جاده یا پل را هزینه اضافی نمیدانیم، سرمایهگذاری برای ایمنی سواحل نیز باید بخشی از زیرساخت توسعه گردشگری باشد. هزینه نکردن در این حوزه، گاهی با جان انسانها پرداخت میشود.
رامسر و پنج قربانی خزر؛ وقت بازنگری در زبان هشدارها و ایمنی سواحل
به گزارش ایرنا، در بسیاری از کشورهای ساحلی، ایمنی دریا بر پایه یک نظام چندلایه مدیریت میشود و ناجی غریق تنها یکی از حلقههای این زنجیره است. در این مدل، پیش از وقوع حادثه، مناطق پرخطر با مطالعات تخصصی شناسایی، محدودههای شنا مشخص و پیامهای هشدار متناسب با رفتار مخاطب طراحی میشوند. آموزش عمومی درباره خطرات دریا، استفاده از تجهیزات پایش و امداد، حضور نیروهای پشتیبان، سامانههای اطلاعرسانی و برنامههای واکنش سریع، مجموعهای از اقداماتی است که در کنار حضور ناجیان غریق قرار میگیرد. تفاوت این رویکرد با نگاه سنتی این است که ایمنی را صرفاً به لحظه نجات محدود نمیکند، بلکه از پیشگیری، آگاهیبخشی و کاهش احتمال وقوع حادثه آغاز میشود.
حادثه توسکاسرای رامسر اکنون در مسیر بررسی قضایی قرار دارد، اما فارغ از نتیجه این پرونده، یک پرسش همچنان باقی است؛ آیا جامعه و مدیریت شهری آمادهاند از مرحله نصب هشدار عبور کنند و به مرحلهای برسند که هشدارها واقعاً دیده، فهمیده و جدی گرفته شوند؟ شاید پاسخ به همین پرسش بتواند از تکرار حوادث مشابه در آینده جلوگیری کند.