کد خبر: 1372156
تاریخ انتشار: ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۴:۴۰
1 استمرار اردو‌های جهادی به پرورش نیرو‌های بومی و تقویت توان محلی انجامیده و کیفیت، تداوم و احترام به بافت محلی را به همراه دارد
 شهرزاد رحمتی‌پور
جوان آنلاین: صبح یک روز تعطیل، جاده باریک منتهی به روستا هنوز از گرمای آفتاب پر نشده است که یک مینی‌بوس خاک‌گرفته کنار مدرسه نیمه‌کاره می‌ایستد. چند جوان با کوله‌هایی سبک و دست‌هایی آماده، وسایل را پایین می‌آورند؛ یکی متر و ریسمان را برمی‌دارد، دیگری جعبه کمک‌های اولیه را آن یکی هم بسته‌های کتاب و برگه‌های آزمون را. اینجا و در اردوی جهادی همه چیز عشق است و نوعی حضور فشرده در خط مقدمِ کمبودهاست. از دیوارچینی و تعمیر سرویس بهداشتی مدرسه تا کلاس تقویتی، از ویزیت ساده تا آموزش بهداشت از بازی و نمایش برای کودکان تا گفت‌وگوی جدی با نوجوانی که خانواده‌اش بین مهاجرت و ماندن گیر کرده است. در مناسبت‌ها، بحران‌ها و روز‌های معمولی، جهادگران می‌آیند تا خلأ‌ها را پر کنند و خدمتی ارائه کنند که ماندگار باشد. 
 
تصویر‌های آشنا، معمولاً لبخند کودکان و دیوار‌های تازه‌رنگ‌شده را قاب می‌گیرند، اما پشت همین قاب‌ها، داستان‌های پیچیده‌تری جریان دارد. در منطقه‌ای که مدرسه‌اش کم‌امکانات است یا درمانگاهش نوبت‌های دور دارد، حضور چندروزه می‌تواند هم امید بسازد و هم انتظار. گاهی یک مشاوره دقیق، مسیر تحصیل نوجوانی را تغییر می‌دهد و گاهی یک اقدام شتاب‌زده، حساسیت فرهنگی ایجاد می‌کند. اردو‌های جهادی در مرز باریکی حرکت می‌کنند: میان خدمت فوری و توانمندسازی پایدار. 
 
 جهادگران در چند جبهه همزمان
اردو‌های جهادی طی دو دهه گذشته به یکی از نماد‌های مشارکت اجتماعی در ایران تبدیل شده‌اند. پدیده‌ای که از دل داوطلبی جوانان شکل گرفته و به مرور، شبکه‌ای از گروه‌های تخصصی‌تر را هم در خود جا داده است. جهادگران در زمان‌های متفاوت وارد میدان می‌شوند. از ایام تعطیل و مناسبت‌های مذهبی و ملی و فصل‌های بحرانی سیل و زلزله گرفته تا دوره‌هایی که کمبود خدمات آموزشی و درمانی پررنگ‌تر می‌شود. کار آنها فقط عمران نیست. در کنار ساخت‌وساز، تعمیر خانه‌های آسیب‌دیده، لایروبی، رنگ‌آمیزی مدرسه و بهسازی معابر، فعالیت‌های فرهنگی و آموزشی هم جریان دارد، کلاس‌های تقویتی، مشاوره تحصیلی، مهارت‌آموزی، برنامه‌های تربیتی، کتابخانه‌های کوچک محلی و کارگاه‌های بهداشت. 
همین چندوجهی بودن، امتیاز و در عین حال چالش اصلی است. امتیاز از آن جهت که نیاز‌های مناطق کم‌برخوردار معمولاً زنجیره‌ای است و یک خدمتِ منفرد، مسئله را حل نمی‌کند، چالش از آن جهت که ورود به حوزه‌های حساس مثل آموزش، فرهنگ و مشاوره، بدون تخصص و شناخت بومی می‌تواند نتیجه معکوس بدهد. به گفته یکی از جهادگران فعال، خدمت وقتی ارزش اجتماعی پایدار پیدا می‌کند که «کیفیت، تداوم و احترام به بافت محلی» را همزمان داشته باشد. 
 
 جایی که محرومیت دیده نمی‌شود
در روایت میدانی کسانی که در قرارگاه‌ها و گروه‌های جهادی کار کرده‌اند، محرومیت فقط کمبود میز و نیمکت یا نبود ساختمان مناسب نیست. محرومیت گاهی در «نبود چشم‌انداز» پنهان می‌شود. فاطمه قادری، مسئول سابق واحد آموزشی قرارگاه جهادی شهید احمد کاظمی، با اشاره به تجربه خود می‌گوید: «هدف اصلی ما ارائه خدمات آموزشی به دانش‌آموزان متوسطه دوم در مناطق محروم است، به‌ویژه در رشته علوم انسانی.» او درباره شکل کار توضیح می‌دهد: «این خدمات در سه محور پیگیری می‌شود: مشاوره‌های درسی، برگزاری کلاس‌های آنلاین و تأمین رایگان کتاب‌های کمک‌درسی و آزمون‌های آزمایشی.»
قادری درباره جامعه هدف نیز می‌گوید: «مخاطبان ما دو دسته‌اند؛ دانشجویان کارشناسی که کنکور را با موفقیت پشت سر گذاشته‌اند و به‌عنوان مشاور و مدرس همکاری می‌کنند و دانش‌آموزان مناطق محروم که ازسوی رابطان محلی شناسایی می‌شوند یا در جریان اردو‌ها تحت پوشش قرار می‌گیرند. در اردو‌هایی که در شهر‌هایی مثل ایذه، خرمشهر، شادگان و بیجند برگزار می‌کنیم، دانش‌آموزان چند روز فشرده مشاوره و کلاس می‌گیرند و سپس افراد مستعدتر به‌طور مستمر پشتیبانی می‌شوند.»
اینجا نقطه کلیدی استمرار است. اگر آموزش به چند جلسه فشرده محدود بماند، ممکن است صرفاً انگیزش کوتاه‌مدت ایجاد کند؛ اما وقتی پشتیبانی ادامه‌دار باشد حتی با کلاس آنلاین، پیگیری آزمون و مشاوره منظم می‌تواند شکاف واقعی را کم کند. 
 
 وقتی خدمت باید فرهنگی باشد
در مناطق کم‌برخوردار، نوجوانان فقط با مسئله درس و شغل روبه‌رو نیستند، مسئله هویت هم پررنگ است. قادری درباره گروه سنی ۱۶ تا ۱۸ سال می‌گوید: «نوجوانان این مناطق درگیر یک دوگانگی اساسی‌اند. از یک‌سو ارزش‌های سنتی و محلی و از سوی دیگر ارزش‌هایی که از طریق فضای مجازی منتقل می‌شود. مثلاً ازدواج زودهنگام دختران در بسیاری از این مناطق عرفی رایج است، اما آشنایی با الگو‌های مدرن‌تر، تعارض هویتی شدیدی ایجاد می‌کند.»
این تعارض، یک پیام برای گروه‌های جهادی دارد و آن هم اینکه کار فرهنگی و آموزشی، نسخه واحد ندارد. ورود به موضوعاتی مانند ادامه تحصیل دختران، ازدواج زودهنگام، یا الگو‌های سبک زندگی، بدون شناخت دقیق از زبان، حساسیت‌ها، ساخت قدرت محلی و شبکه نفوذ خانواده‌ها، می‌تواند به مقاومت یا حتی طرد نوجوان منجر شود. از سوی دیگر، اگر کار فرهنگی با گفت‌و‌گو، همراهی و احترام پیش برود، می‌تواند نقش پل میان سنت و تغییر را بازی می‌کند. 
قادری درباره نگاه ابزاری به تحصیل نیز می‌گوید: «در بسیاری موارد تحصیل ارزش ذاتی ندارد و فقط به‌عنوان ابزاری برای درآمدزایی دیده می‌شود. برای نمونه بسیاری از خانواده‌ها فقط اجازه ادامه تحصیل در دانشگاه فرهنگیان را می‌دهند تا فرزندشان سریعاً شاغل شود.» اینجا، مسئله فقط آموزش نیست بلکه اقتصاد خانواده، امنیت‌روانی و آینده‌نگری است. پس جهادگران اگر بخواهند اثر بگذارند، باید علاوه بر کلاس و کتاب، به مسیر‌های واقعی امکان فکر کنند. از معرفی رشته‌ها، مهارت‌آموزی، ارتباط با نهاد‌های حمایتی تا نشان دادن الگو‌های موفق بومی. 
 
 آسیب‌ها، از مقطعی‌بودن تا وابستگی
هر حرکت داوطلبانه‌ای، اگر به سیستم اثرگذاری تبدیل نشود، در معرض خطا قرار می‌گیرد. قادری مهم‌ترین آسیب را اینگونه بیان می‌کند: «مهم‌ترین آسیب، مقطعی و غیرمستمر بودن اردوهاست. بسیاری از اردو‌ها در حد چند روز برگزار می‌شوند و گاهی بیشتر جنبه شعاری دارند تا واقعی. آسیب دوم، خطر وابستگی و سوءبرداشت است. وقتی گروهی از شهر‌های برخوردار می‌آیند و خدماتی ارائه می‌دهند، ممکن است در مردم حس تبعیض یا تحقیر ایجاد شود و در عین‌حال آنها را به دریافت کمک عادت دهد.»
او درباره مشکل شناخت فرهنگی نیز تأکید می‌کند: «جهادگران غیربومی معمولاً بافت فرهنگی منطقه را نمی‌شناسند و نسخه‌هایی ارائه می‌دهند که تعارض‌ها را تشدید می‌کند.»
مسئله دیگر، تخصص است، به‌خصوص در حوزه‌های آموزشی، روانی و فرهنگی. قادری می‌گوید: «بسیاری از جهادگران متخصص نیستند و دخالت غیرحرفه‌ای می‌تواند آسیب‌زا باشد.»
 در عمل، این یعنی اگر قرار است مشاوره تحصیلی داده شود باید با استاندارد‌های حرفه‌ای باشد، اگر قرار است کلاس برگزار شود، محتوا و روش تدریس باید متناسب با سطح و نیاز واقعی باشد، اگر قرار است مداخله فرهنگی صورت بگیرد، باید از خطابه و نسخه‌پیچی فاصله بگیرد و به گفت‌وگوی اجتماعی نزدیک شود. 
به گفته کارشناسان، اردو‌های جهادی باید به‌جای فعالیت‌های مقطعی، بر شناسایی دقیق نیاز‌ها و ایجاد فعالیت‌های مستمر تمرکز کنند. راهکار‌هایی مثل استفاده از متخصصان واقعی، تمرکز بر ظرفیت‌سازی بومی و پرورش نیرو‌های محلی، همکاری با نهاد‌های محلی و تقویت توان آنها تا رسیدن به استقلال، کاهش وابستگی و ایجاد انگیزه ماندن در شهر برای جوانان می‌تواند حرکت در این مسیر را سرعت ببخشد. بی‌شک هیچ‌کس بهتر از فردی که در همان منطقه بزرگ شده، نیاز‌های آنجا را نمی‌شناسد. 
گروه جهادی باید به دنبال تبدیل «اردو» به «روند» باشد. یعنی به جای آنکه فقط اجراکننده باشد، تسهیل‌گر شود. به جای آنکه خودش همه کار‌ها را انجام دهد، نیروی محلی را آموزش دهد و به جای آنکه حضورش پایانِ کار باشد، آغاز یک شبکه پشتیبانی باشد.
برچسب ها: جهاد ، کمک رسانی ، بسیج
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار