کد خبر: 1371417
تاریخ انتشار: ۰۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۳:۴۰
بیاناتی از رهبر شهید انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (ره) در باب چیستی و اهمیت تقوا
«بی‌تقوایی» یک ملت را به زانو درمى‌آورد تقوا، تقوا، تقوا. امر مهمی که واجب است هر هفته جامعه اسلامی در خطبه‌های نماز جمعه بدان دعوت شوند و این اهمیت تا بدان‌جاست که امیرالمؤمنین (ع) در دوران حکومت خود، مرتباً به تقوا امر می‌کنند تاحدی که به گفته رهبر شهید انقلاب «شاید کمتر موضوعی در نهج‌البلاغه به قدر تقوا مورد تأکید قرار گرفته است.»
تهیه و تنظیم: محمدصادق عبداللهی 

جوان آنلاین: تقوا، تقوا، تقوا. امر مهمی که واجب است هر هفته جامعه اسلامی در خطبه‌های نماز جمعه بدان دعوت شوند و این اهمیت تا بدان‌جاست که امیرالمؤمنین (ع) در دوران حکومت خود، مرتباً به تقوا امر می‌کنند تاحدی که به گفته رهبر شهید انقلاب «شاید کمتر موضوعی در نهج‌البلاغه به قدر تقوا مورد تأکید قرار گرفته است.» (۱۳۸۷/۳/۰۱) این حد از تأکیدات نشانه اهمیت «تقوا» در نظام دینی است که لزوم مطالعه و مداقه در مفهوم تقوا را می‌رساند. رهبر شهید انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (ره) نیز بار‌ها و بار‌ها چه در جمع‌های عمومی و چه در دیدار با گروه‌های مختلف، جامعه را دعوت به تقوا کرده‌اند و از این‌رو گنجینه‌ای ارزشمند از بیانات ایشان در خصوص تقوا در دسترس است که جزئیات بسیار دقیق و مهمی از تقوا را در برمی‌گیرد. آنچه در ادامه از نظر می‌گذرد گوشه‌ای از بیانات کمتر خوانده شده ایشان می‌باشد که امید است مقبول افتد. 

 تقوا، گناه نکردن نیست

تقوا عبارت است از این‌که انسان متوجه خودش باشد؛ مواظب باشد که لغزشی به او دست ندهد؛ اشتباه نکند و غافل از وضع خودش و از سرنوشت و هدف و راه و تکلیفش نشود؛ مثل رانندگی در یک جاده پرپیچ و خم و لغزنده و خطرناک است که اگر غفلت و فراموش کردید که در چه وضعیتی هستید، ممکن است ساقط شوید. تقوا یعنی آن مراقبت و توجه دائمی که در افراد بالا به صورت یک ملکه یعنی یک خصلت غیر قابل انفکاک از انسان درمی‌آید؛ دائماً انسان توجه دارد... آدم متذکر این‌طور نیست که هرگز گناه و اشتباه نکند؛ چرا، ممکن است اشتباه و گناه هم بکند؛ آدم باتقوا این‌طور نیست که دستش به هیچ گناهی آلوده نشود؛ چرا می‌شود، اما فرق است بین گناه آدم باتقوا و آدم بی‌تقوا. گناه آدم بی‌تقوا مثل این است که پا بگذارد در یک سراشیب لغزنده تا آخر می‌لغزد. یک گناه، گناه دیگر را به دنبال خودش می‌آورد. گناه در دهان او مزه می‌کند؛ به گناه مجذوب می‌شود و قبح گناه از نظر او می‌رود؛ آدم بی‌تقوا این‌طوری است. اما آدم باتقوا وقتی گناه می‌کند، فوراً متوجه می‌شود؛ می‌فهمد اشتباه کرده و سعی می‌کند جبران کند: «انّ الّذین اتقوا اذا مسّهم طائف من الشّیطان تذکروا فاذا هم مبصرون» (اعراف/۲۰۱)؛ متقی این‌طور است؛ مجرد این‌که به تعبیر قرآن شیطان او را «مس» کرد؛ یعنی آلوده به وسوسه شیطانی شد، فوراً متوجه می‌شود که اشتباه کرد، در جاده لغزنده سراشیب نمی‌افتد که برود تا اسفل سافلین، بلکه خودش را نگه می‌دارد؛ کنترل می‌کند. آدم باتقوا و متذکر، مثل کسی است که جریان تندی او را به طرفی می‌کشاند و او باید در خلاف جهت آن جریان شنا کند تا به ساحل نجات برسد. یک لحظه غافل شدن، دست بازداشتن، تنبلی کردن، مشغول شدن به تماشای این‌ور و آن‌ور، او را مبالغ زیادی به عقب خواهد برد. آن جریان تند در زندگی ما، غرایض، هوی‌ها، شهوات و تمایلات بشرى ضد تکاملی ماست که ما را به سمت عقب می‌کشانند. اگر ما متوجه و متذکر باشیم تا یک خُرده عقب رفتیم، فوراً می‌فهمیم که اشتباه کرده‌ایم؛ بنا می‌کنیم باز شناکردن و دست و پا زدن و به جلو رفتن، اما اگر باتقوا و متذکر نباشیم، وقتی عقب رفتیم، غافل می‌شویم و نمی‌فهمیم که جریانی دارد ما را با خود می‌برد؛ بلکه، چون تکان نمی‌خوریم و دست و پا نمی‌زنیم، احساس راحتی هم می‌کنیم؛ خودمان را ول می‌کنیم در دست جریان و یک وقت متوجه می‌شویم که می‌بینیم نزدیک گرداب یا در درون گردابیم و دیگر کاری از ما ساخته نیست. (تلخیص بیانات در روز ۲۹ ماه مبارک رمضان؛ ۷/۳/۱۳۶۶)

تقوا، یعنی لحظه به لحظه خود را پاییدن

تغییرات را غالباً انسان حس نمی‌کند. تغییراتی به وجود می‌آید، نمی‌فهمیم. خیلی از این بی‌توجهی‌ها درنهایت به ضرر‌های بزرگ منتهی می‌شود. فرض بفرمایید که رونده‌ای در راهی دارد حرکت می‌کند، غفلت می‌کند، یک زاویه‌ی ۵ درجه‌ای، ۱۰ درجه‌ای به وجود می‌آید. انسان هیچ متوجه نیست. ۵ درجه زاویه، چیزی نیست که انسان را به خودش متوجه کند. بعد هر چه که در این جهت حرکت می‌کند، دائماً فاصله او با همین ۵ درجه - اگر این ۵ درجه به ۱۰ درجه و ۵۰ درجه هم نرسد، همین طور ۵ درجه باشد - و شکاف بین او با این خط صحیحی که باید از آن حرکت می‌کرد، بیشتر می‌شود. یک وقت انسان به خود می‌آید، می‌بیند‌ای بابا، چه فاصله عمیقی به وجود آمده. اینکه می‌گویند تقوا، برای همین است. تقوا یعنی لحظه به لحظه خود را پاییدن، خود را مواظبت کردن؛ انسان حواسش جمع باشد که چه کار دارد می‌کند. این نمازی که روزی پنج بار برای ما معین شده است، واقعاً از بزرگ‌ترین نعمت‌های خداست. اگر این نماز نبود، ما‌ها خیلی در غفلت غرق می‌شدیم. این نماز، ما را به خود می‌آورد. آن وقت اقتضا می‌کند که پس نماز را درست و با توجه بخوانیم. اگر نماز با توجه خوانده شود، این کمک می‌کند به اینکه انسان متوجه خودش باشد. (بیانات در دیدار مسئولان و شخصیت‌های علمی سیاسی؛ ۱۷/۱/۱۳۸۹)

تقوا، شرط توفیق در هر راهی است

تقوا شرط توفیق در هر راهى است؛ مخصوص دین هم نیست؛ منتها تقواى دینى، روشن و واضح است؛ شیرین و خوش‌عاقبت است. از یک کودک و نوجوانى که مشغول تحصیل و درس خواندن است، تا خانم کدبانوى یک خانه تا هر انسانى که در یک محیطى به شغلى و به کارى اشتغال دارد، هر کدام از اینها باید تقوا داشته باشند تا بتوانند راه را درست بروند و به مقصود برسند. یک نوجوان بدون تقواى خاص محیط و وضعیت شغلى و کارى خود نمی‌تواند به هدف درس خواندن برسد؛ باید از اشتباه، از هوس، از بازیگوشى، از سرگرمى به کارهایى که او را از کار خودش بازمی‌دارد، اجتناب کند. این تقواى اوست. یک زن در داخل خانه، یک مرد در محیط کار (هم) همین‌جور؛ و آن وقت یک مؤمن که می‌خواهد راه خدا را بپیماید و در صراط مستقیم حق حرکت کند، باید با‌تقوا باشد تا رضاى الهى را بتواند کسب کند؛ با‌تقوا باشد تا از نورانیت الهى استفاده کند؛ با‌تقوا باشد تا به مراحل عالى معنویت برسد؛ با‌تقوا باشد تا به حاکمیت دین خدا دست پیدا کند. تقوا براى فردى که در راه دین و ایمان حرکت می‌کند، یعنى رعایت کردن تکلیف دینى و دل ندادن به هوس‌ها و شهوات و منحرف نشدن از راه خدا. 

در هر جا که شما هستید، هر شغلى که دارید، هر مسئولیتى که بر عهده گرفته‌اید، هر شأنى از شئون اجتماعى را که دارا هستید، باید در درجه اوّل، همّت‌تان این باشد که رضاى خدا را تحصیل کنید و وظیفه الهى را انجام بدهید؛ این تقواست. اینکه در صدد انجام تکلیف باشید و از انحراف و بیراهه رفتن پرهیز بکنید، همان تقواست. اگر این احساس در شما پیدا شد، این همت و تلاش را کردید، اولین قدم را که برداشتید، خداى متعال براى قدم دوم به شما کمک خواهد کرد. 

هر چه مسئولیت ما بالاتر باشد، تقواى بیشترى لازم داریم... کسانى که مسئولیت‌هاى بزرگى بر دوش دارند در میان مردم، (اگر) وقت و عمر خودشان را در غیر راه انقلاب و مسئولیت انقلابى که بر عهده‌شان است، مصرف بکنند، بى‌تقوایى کرده‌اند. دل سپردن به هوس‌ها و لذت‌هاى آنى زندگى و پیروی از آنها در وقتى که منافات دارد با پیمودن هدف‌هاى والا و بلند، بى‌تقوایى است؛ که همان چیزى است که یک ملت را به زانو درمى‌آورد و تقوا آن چیزى است که یک ملت را سربلند می‌کند. ما به تقوا احتیاج داریم. (تلخیص خطبه‌های نماز جمعه تهران؛ ۱۹/۱۱/۱۳۶۹)

یکدیگر را به تقوا سفارش کنید

تقوا پیشه کنید. تقوا، یعنی ملاحظه همه کار‌های صادر از خود. هر کاری که می‌کنید، مراقب باشید که چه می‌کنید. هر سخنی که می‌گویید، هر اقدامی که می‌کنید، هر تصمیمی که می‌گیرید، توجه کنید که این سخن و این اقدام و این تصمیم، به زیان انسانیت، به زیان جامعه، به زیان آخرت خودتان و به زیان دین خودتان نباشد؛ این تقواست. هر جمعه، خطیب جمعه این سخن را خطاب به مردم و خطاب به خودش تکرار می‌کند: «اوصیکم و نفسی بتقوی الله»؛ شما و خودم را به تقوا توصیه می‌کنم. همه ما محتاج شنیدن این توصیه‌ها هستیم... زاد و توشه تقوا را فراموش نکنید و یکدیگر را هم به تقوا و پرهیزکاری سفارش نمایید. در داخل خانه، پدران‌و‌مادران به فرزندان؛ فرزندان به پدران و مادران و خواهران و برادران؛ در محیط کار، همکاران به یکدیگر و در محیط جامعه، همه نسبت به هم خیرخواهانه نصیحت به تقوا کنند. نگذارید خدای ناکرده بی‌تقوایی در ما شکل بگیرد، یا در جامعه گسترش پیدا کند. (بیانات در خطبه‌های نماز جمعه ۸/۸/۱۳۷۷)

برچسب ها: مذهب ، دین ، امام خامنه ای
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار