کد خبر: 1379279
تاریخ انتشار: ۲۳ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۲:۲۰
1 مرد جوانی که در جریان درگیری با عمویش از ناحیه دست هدف ضربه چاقو قرار گرفته‌بود، پس از انتقال به بیمارستان بر اثر شدت خونریزی جان باخت
آرمین بینا

جوان آنلاین: مرد جوانی که در جریان درگیری با عمویش از ناحیه دست هدف ضربه چاقو قرار گرفته‌بود، پس از انتقال به بیمارستان بر اثر شدت خونریزی جان باخت. مقتول پیش از مرگ، عمویش را به عنوان عامل قتل به مادرش معرفی کرد و متهم پس از بازداشت با اظهار پشیمانی به قتل اعتراف کرد. 
چند روز قبل، مأموران پلیس تهران در جریان انتقال پسر جوانی به یکی از بیمارستان‌های غرب پایتخت قرار گرفتند که در جریان یک درگیری به شدت مجروح شده بود. دقایقی بعد تیمی از مأموران برای بررسی ماجرا راهی بیمارستان شدند، اما پزشکان اعلام کردند تلاش‌ها برای نجات جان او بی‌نتیجه مانده و بیمار بر اثر شدت خونریزی جان باخته است. 
با اعلام خبر مرگ پسر جوان، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران همراه با تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در بیمارستان حاضر شد و تحقیقات جنایی را آغاز کرد. 
تیم جنایی در بررسی‌های اولیه دریافت مقتول جوانی ۲۵ ساله به نام هاشم بوده که حدود یک ساعت پس از انتقال به بیمارستان، بر اثر اصابت چاقو و آسیب به رگ حیاتی دستش جان باخته است. 

 معرفی قاتل قبل از مرگ
تحقیقات نشان داد هاشم در کوچه محل زندگی‌اش با فردی درگیر شده و پس از مجروح شدن، خود را به سختی به خانه رسانده است. او پیش از بیهوشی، عامل درگیری را به مادرش معرفی کرده‌بود. 
مادر مقتول در توضیح ماجرا به کارآگاهان گفت: «لحظاتی قبل از حادثه، پسرم با عمویش تیمور تلفنی صحبت کرد. از صحبت‌هایش متوجه شدم قرار است با عمویش جلوی خانه ملاقات کند. پسرم گفت قرار است درباره موضوعی خانوادگی با هم صحبت کنند. وقتی عمویش رسید، هاشم از خانه بیرون رفت، اما دقایقی بعد خودش را به داخل خانه کشاند. دستش زخمی بود و خون تمام لباس‌هایش را خیس کرده بود. با دیدن این صحنه شوکه شدم و بلافاصله با اورژانس تماس گرفتم.»
وی ادامه داد: «حال پسرم لحظه‌به‌لحظه بدتر می‌شد. قبل از اینکه بیهوش شود، به من گفت: «مامان، با عمو درگیر شدم و او مرا با چاقو زد.» من هم بلافاصله او را به بیمارستان رساندم، اما ساعتی بعد فوت کرد و از برادرشوهرم به اتهام قتل پسرم شکایت دارم.»

 فرار قاتل
با به دست آمدن این اطلاعات، تیمور به عنوان مظنون اصلی تحت تعقیب قرار گرفت، اما بررسی‌ها نشان داد او پس از حادثه محل زندگی‌اش را ترک کرده و به مکان نامعلومی گریخته‌است. 
در ادامه تحقیقات مشخص شد تیمور چند سال قبل نیز در جریان یک نزاع دسته‌جمعی که به قتل منجر شده‌بود، بازداشت و روانه زندان شده، اما پس از مدتی با جلب رضایت اولیای‌دم از زندان آزاد شده‌است. 
کارآگاهان همچنین دریافتند عمو و برادرزاده از مدتی قبل بر سر مسائل جزئی با یکدیگر اختلاف داشتند و حتی درباره میزان محبوبیت نزد بستگان با هم کری‌خوانی می‌کردند. 

 اعتراف به جنایت
تحقیقات برای شناسایی مخفیگاه متهم ادامه داشت تا اینکه کارآگاهان سرانجام موفق شدند محل اختفای او را شناسایی و تیمور را دستگیر کنند. 
متهم پس از انتقال به پلیس آگاهی و در جریان بازجویی‌ها، با اظهار پشیمانی به قتل برادرزاده‌اش اعتراف کرد. 
تحقیقات از متهم برای روشن شدن انگیزه دقیق قتل و کشف زوایای پنهان این حادثه ادامه دارد. 
 حسادت مرگبار
تیمور، مرد ۳۰ ساله‌ای که متهم به قتل برادرزاده‌اش است، مدعی شد او و برادرزاده‌اش از مدت‌ها قبل نسبت به یکدیگر حسادت می‌کردند، اما هرگز تصور نمی‌کرد این اختلاف و حسادت‌های به ظاهر پیش‌پاافتاده، سرانجام به قتل برادرزاده‌اش منجر شود. 

تیمور! مقتول چه نسبتی با تو داشت؟
هاشم برادرزاده‌ام بود. 

چه شد که قاتل برادرزاده‌ات شدی؟
من اصلاً فکر نمی‌کردم روزی قاتل برادرزاده‌ام شوم. ما اختلاف سنی زیادی نداشتیم و از کودکی با هم بزرگ شده بودیم، اما یک موضوع پیش‌پاافتاده باعث شد کارمان به درگیری و در نهایت به قتل او منجر شود. 

چه موضوعی باعث اختلاف شما شده‌بود؟
ما نسبت به یکدیگر حسادت می‌کردیم. احساس می‌کردم نزد بستگان و فامیل محبوب‌تر هستم و بیشتر به من احترام می‌گذارند. سر همین مسائل بار‌ها با هم مشاجره می‌کردیم. حتی گاهی بر سر اینکه کدام‌یک فوتبال بهتری بازی می‌کنیم، با هم بحث داشتیم. 

سابقه زندان هم داری؟
بله. چند سال قبل یکی از دوستانم بر سر یک رقابت عشقی با فردی درگیر شد. روزی که آنها با هم درگیر شدند، من هم برای حمایت از دوستم وارد دعوا شدم و در جریان آن درگیری، فردی به قتل رسید. همه ما بازداشت و روانه زندان شدیم، اما بستگانم میانجیگری کردند و در نهایت با تلاش ریش‌سفیدان رضایت اولیای دم را گرفتم و آزاد شدم. شاید باورش سخت باشد، اما همین موضوع هم یکی از دلایل بحث و مشاجره من و برادرزاده‌ام بود، چون احساس می‌کرد بستگانم مرا دوست دارند که برای جلب رضایت از اولیای دم پیش‌قدم شده بودند. 

روز حادثه چه اتفاقی افتاد که با هاشم درگیر شدی؟
آن روز هاشم با من تماس گرفت و گفت با من کار دارد و خواست به مقابل خانه‌شان بروم. وقتی به آنجا رسیدم، دوباره مسائل قبلی را پیش کشید و با هم مشاجره کردیم. وقتی درگیری بالا گرفت، او با چاقویی که همراه داشت به سمتم حمله کرد. خودم را کنار کشیدم و در نهایت چاقو را از او گرفتم. به او گفتم خجالت بکش، ما با هم فامیل هستیم. بعد به سمت خودرویم رفتم تا از آنجا دور شوم، اما دوباره درگیر شدیم. 

چرا درگیری دوباره شروع شد؟
وقتی به خودرو رسیدم، خودرو روشن نشد و پیاده شدم. هاشم این بار یقه‌ام را گرفت و دوباره با هم درگیر شدیم. آن‌قدر عصبانی بودم که نفهمیدم چطور با چاقو ضربه‌ای به دستش زدم. او دستش را گرفت و به داخل خانه رفت. اصلاً تصور نمی‌کردم زخمی که برداشته آن‌قدر شدید باشد که باعث مرگش شود. چند ساعت بعد متوجه شدم برادرزاده‌ام در بیمارستان فوت کرده است. از ترس فرار کردم. 

حالا چه احساسی داری؟
خیلی پشیمانم. من و برادرزاده‌ام اختلاف داشتیم، اما او را دوست داشتم. هنوز نمی‌دانم چه شد که کارمان به اینجا رسید. امیدوارم برادرم و همسرش مرا ببخشند.

برچسب ها: قتل ، درگیری ، پلیس
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار