قلعهنویی را هرگز بدون گارد به یاد نداریم. او در هر صورتی طلبکار است و در حال مقابله با دشمنان فرضی، تفاوتی هم نمیکند برنده باشد یا بازنده. در هر صورتی بر این باور است که عدهای نمیخواهند او و تیمش نتیجه بگیرند جوان آنلاین: قلعهنویی را هرگز بدون گارد به یاد نداریم. او در هر صورتی طلبکار است و در حال مقابله با دشمنان فرضی، تفاوتی هم نمیکند برنده باشد یا بازنده. در هر صورتی بر این باور است که عدهای نمیخواهند او و تیمش نتیجه بگیرند. باوری که هیچ ارتباطی به حضور او روی نیمکت تیم ملی ندارد، چراکه تمام دیالوگهایی که این مدت به عنوان سرمربی تیمملی به زبان آورده، پیش از آن به عنوان سرمربی هر تیمی که هدایتش را به عهده داشته، بیان کرده بود. اما این فرارهای رو به جلو نمیتواند این مهم را به دست فراموشی بسپارد که سرمربی تیم ملی یک عذرخواهی به مردم بدهکار است.
قبل از اعزام تیمملی به جامجهانی گفتیم که قلعهنویی اسیر آمار و ارقام است و در پاسخ به هر سؤالی آنها را پیش میکشد، چراکه قبل و بعد از هر بازی صرفاً به ارائه آمار و ارقام میپرداخت و صدالبته گله از آنهایی که مدعی بود هرگز نمیخواهند تیم ملی راهی جامجهانی شود! مسئلهای که طی این مدت حتی به دستیاران او هم سرایت کرده، بهطوریکه بعد از پایان کار تیمملی فوتبال ایران در جامجهانی ۲۰۲۶، هومن افاضلی در پاسخ هر سؤالی مشتی آمار و ارقام تحویل میداد و درست مثل سرمربی تیم بر این باور بود که نتایج کسب شده در مرحله گروهی جامجهانی بهترین بوده است. البته حق با او بود؛ تیم قلعهنویی تنها تیمی بود که نتیجه هیچ یک از سه بازی مرحله گروهی را واگذار نکرد، اما او هم درست مثل نفرات قبل در صعود از این مرحله بازنده بود. ولی سه تساوی مقابل نیوزیلند، بلژیک و مصر که بیتردید هر سه میتوانست با برد همراه باشد، آنقدر کادرفنی تیم ملی را به خود مشغول کرده که حاضر به قبول واقعیت نیستند.
روزها از حذف ایران میگذرد و پرونده این دوره از رقابتهای جامجهانی هم بسته شد، اما هنوز سرمربی تیمملی، دستیارانش و حتی بازیکنان تیم از خواب بیدار نشده و در رؤیاهای خود به سر میبرند و هر کسی هم که قصد بیدار کردن آنها از این رؤیای شیرین را دارد، متهم میکنند به وطنفروشی، چراکه آقایان نمیخواهند بپذیرند نتایج کسب شده در جامجهانی ۲۰۲۶ خوب بو، د نه عالی و فوقالعاده که اگر تا این اندازه بینظیر بود باید با صعود به مرحله حذفی همراه میشد! هر کس هم قصد دارد این مفهوم را به آنها یادآور شود، یا دشمن خوانده میشود یا وطنفروش. اما با تمام احترامی که برای قلعهنویی به عنوان سرمربی تیم ملی قائل هستیم، نه او و نه هیچ یک از شاگردانش در جایگاهی نیستند که بتوانند وطنپرست بودن یا نبودن مردم، اصحاب رسانه و کارشناسان را زیر سؤال ببرند.
آرژانتین در فینال برابر اسپانیا تن به شکست میدهد، اما نه اسکالونی منتقدانش را وطنفروش و خائن میخواند، نه مسی. اتفاقاً همه با سر پایین، شرمندگی خود از قبول شکست را به هوادارانشان مخابره میکنند، درست مثل رفتاری که فرانسه بعد از باخت داشت. درست مشابه شرمندگی که بعد از شکست پرتغال در چشمان رونالدو موج میزد. شرمندگی که توخل، جود بلینگام و دیگر نفرات انگلیس بعد از کج شدن مسیرشان از قهرمانی به ردهبندی برابر هواداران خود به تصویر کشیدند، بیآنکه بخواهند موفقیتهای قبلی را، چون میخ در چشم کسی فرو و توجیههای غیرمنطقی برای عدم نتیجهگیری خود ردیف کنند. به همین دلیل هم هست که وقتی رونالدو با چشمانی اشکبار توان برخاستن از زمین را نداشت، هواداران به احترامش ایستاده و کف زدند. همانطور که انگلیسیها با فریاد زدن نام جود بلینگام به او یادآور شدند که فوتبال همین است. یا آرژانتینیها که یکصدا مسی را بعد از بازی تشویق کردند؛ گاهی برنده میشوید و گاه بازنده. در واقع مردم بهتر از هر کسی میدانند چه زبانی باید لب به انتقاد باز کند و چه زمان به تشویق بپردازند. آنها بهترین کارشناسان هستند، اما برای قلعهنویی و شاگردانش که خود را تافته جدا بافته میدانند، هیچکس حق هیچگونه انتقادی ندارد و قبل از آنکه لب باز کند برای مطرح کردن هرگونه پرسشی، باید رزومه خود را نشان دهد و اگر تأیید شد، شاید بتواند سؤالی بپرسد.
نه صرفاً قلعهنویی که فدراسیون هم باید بابت عدم کسب نتیجهای که تیم ملی فوتبال ایران بیش از هر زمان دیگری بدان نزدیک بود از مردم پوزش بطلبد، بدون گرفتن گارد و قیافه حق به جانب، چراکه هر منتقدی صرفاً وطنفروش نیست و اتفاقاً وطنپرست است که بابت عدم صعود ایران آنقدر ناراحت شده که امروز صدایش درآمده است. امروز وقت بازنگری عملکرد تیم است و رسیدن به پاسخ این سؤال که چرا نتوانستیم صعود کنیم، اما قبل از آن، سرمربی تیم ملی و فدراسیون باید از مردم عذرخواهی کنند.