کد خبر: 1369865
تاریخ انتشار: ۳۰ تير ۱۴۰۵ - ۰۵:۲۰
1 وقتی هر اجلاس ناتو زیر سایه ترس از اینکه قوی‌ترین عضو آن ناگهان همه چیز را به‌هم بزند و از آن خارج شود، تشکیل می‌شود و سپس با یک نفس راحت جمعی که از چنین اقدامی جلوگیری شده است، به پایان می‌رسد، نمی‌توان چنین نشستی را نشانه اطمینان‌بخشی از اتحادی راهبردی یا ارزش‌های مشترک دانست. 
ترجمه: زهرا سادات آفرینی

* استیون‌ام. والت
جوان آنلاین: اگر به اجلاس ناتو در سال ۲۰۲۶ به چشم احیاگر هدف مشترک و حس تازه‌ای از همبستگی فراآتلانتیکی نگاه شود، می‌توان با آن هم‌ذات‌پنداری کرد، اما آنچه اتفاق افتاد، تلاشی عمدی و عمدتاً موفق برای نادیده گرفتن تنش‌های آشکار و بزرگ بود. هیچ‌کس نباید دچار توهم شود: «این اتحاد، یک توله سگ بیمار است.» 
وقتی هر اجلاس ناتو زیر سایه ترس از اینکه قوی‌ترین عضو آن ناگهان همه چیز را به‌هم بزند و از آن خارج شود، تشکیل می‌شود و سپس با یک نفس راحت جمعی که از چنین اقدامی جلوگیری شده است، به پایان می‌رسد، نمی‌توان چنین نشستی را نشانه اطمینان‌بخشی از اتحادی راهبردی یا ارزش‌های مشترک دانست. 

 چین رقیبی قدرتمند
البته می‌توان تنش‌های فراآتلانتیک را صرفاً به دونالد ترامپ رئیس‌جمهور ایالات متحده نسبت داد، اما مشکل اصلی ناتو ساختاری است. اتحاد‌های نظامی به خودی خود هدف نیستند؛ آنها صرفاً وسیله‌ای هستند که کشور‌ها از طریق آن می‌کوشند در مواجهه با یک تهدید مشترک، ایمنی خود را تقویت کنند. مطمئناً روسیه همسایه‌ای است که باید درباره آن نگران باشیم، اما مانند اتحاد جماهیر شوروی سابق، یک ابرقدرت جهانی نیست و اظهاراتی مبنی بر اینکه تهدید هژمونیک جدی برای اروپا ایجاد می‌کند، خنده‌دار است. علاوه بر این، اعضای اروپایی ناتو در مورد میزان خطرناک بودن مسکو اتفاق نظر ندارند و مشخص نیست که آیا دولت ترامپ نیز اصلاً روسیه را به عنوان یک تهدید می‌بیند یا خیر. ظهور چین مدتی است که توجه استراتژیک ایالات متحده را از اروپا دور کرده، زیرا چین یک رقیب واقعی است و به این دلیل که آسیا اکنون عرصه اقتصادی بزرگ‌تری است. 
با این همه، نمی‌توان گفت که اروپا بی‌اهمیت است یا ناتو ارزشی ندارد، ولی پیوندی که اروپا و ایالات متحده را به‌هم پیوند می‌دهد، مدت‌ها قبل از ورود ترامپ به سیاست، رو به نابودی بود. 
 ترامپ بی‌اعتنا به اروپا
با توجه به موارد فوق، واضح بود که ناتو به یک تقسیم کار جدید نیاز دارد، به این معنا که اعضای اروپایی آن به تدریج مسئولیت اصلی دفاع از خود را برعهده بگیرند و واشینگتن منابع و توجه بیشتری را بر آسیا متمرکز کند. در حالت ایده‌آل، این تغییر طی یک دهه یا بیشتر و بدون هیچ‌گونه کینه‌توزی رخ می‌داد، ایالات متحده به متحدان خود کمک می‌کرد تا نیرو‌های خود را بازسازی کنند و با آنها برای سازگاری با الزامات متغیر میدان نبرد همکاری می‌کرد. یک ناتوی متعادل، همچنان یک دارایی بزرگ برای ایالات متحده و سایر اعضا بود و به آرام نگه داشتن اروپا که به نفع همه است کمک می‌کرد، چراکه سناریو‌های زیادی (از جمله درگیری‌ها در آفریقا و خاورمیانه) وجود دارد و در آنها همکاری با شرکا، مؤثرتر از اقدام به تنهایی است. متأسفانه با انتخاب مجدد ترامپ در سال ۲۰۲۴ و سپس اتخاذ رویکردی که آشکارا نسبت به متحدان اروپایی امریکا، سیاستی توأم با غارتگری را در پیش گرفته بود، امکان یک تعدیل شرایط در فضایی آرام و دوستانه از بین رفت. بی‌اعتنایی ترامپ به اروپا سابقه‌ای طولانی دارد. 
این موضوع از ادعا‌های دروغین او مبنی بر اینکه اتحادیه اروپا برای سرکوب ایالات متحده ایجاد شده و همچنین در رفتار تحقیرآمیز او با مقامات اروپایی مشهود است که حتی شامل کسانی مانند جورجیا ملونی، نخست‌وزیر ایتالیا شد که زمانی از آنها حمایت می‌کرد. تهدید‌های مکرر او برای تصرف گریلند، اعمال تعرفه‌های خودسرانه و تنبیهی همگی بر تعهد ناچیز ترامپ به امنیت و رفاه اروپا تأکید دارند. سخنرانی خصمانه جی. دی. ونس، معاون ترامپ در کنفرانس ۲۰۲۵ امنیتی مونیخ و تکرار آن از زبان مارکو روبیو، وزیر امور خارجه نیز با نگرش‌های ترامپ مطابقت داشت، حتی بازنشستگی زودهنگام و اجباری ژنرال کریستوفر دوناهو، افسر برجسته ارتش ایالات متحده که در اروپا بسیار مورد احترام بود را می‌توان بازتابی از بی‌اعتنایی دولت ترامپ به اروپا دانست. 

 عدم همراهی در جنگی احمقانه
منصفانه بگویم، ترامپ و اسلافش حق داشتند که از تلاش‌های دفاعی ناکافی اروپا شکایت کنند و حتی می‌توان این‌طور نتیجه‌گیری کرد که رویکرد او، به غلبه بر دهه‌ها خودخواهی اروپایی‌ها کمک کرد. اروپا اکنون مهم‌ترین تلاش تسلیحاتی خود را از زمان جنگ جهانی دوم آغاز کرده است و اگر ایالات متحده علیه متحدان خود جنگ اقتصادی اعلام نمی‌کرد و با ایران وارد جنگ نمی‌شد، احتمال داشت که هرچه بیشتر به موفقیت منتهی شود. 
این اشتباهات علاوه بر اینکه برای مالیات‌دهندگان امریکایی هزینه زیادی داشت، دقیقاً در همان لحظه‌ای که آنها در تلاش برای جایگزینی نقش ایالات متحده بودند، به اقتصاد اروپا آسیب رساند. ترامپ همچنین معتقد بود که ایالات متحده بار زیادی از حمایت از اوکراین را به دوش می‌کشد، حالا اتحادیه اروپا و کشور‌های اروپایی نیز در این زمینه پیش قدم شده‌اند. او همچنان از اینکه اعضای ناتو در خلیج فارس به او کمک مالی نکردند، شکایت دارد، اما در واقع ترامپ چه انتظاری داشت وقتی که بدون مشورت با آنها جنگی احمقانه را آغاز کرد و تنها شاهد فروپاشی آن در مقابل خود بود؟ چرا آنها باید نیروی دریایی خود را برای باز کردن تنگه هرمز به خطر بیندازند در حالی که نیروی دریایی ایالات متحده نتوانسته است آن کار را انجام دهد؟

 انقضای تهدید‌های توخالی ترامپ
این وضعیت، ناتو را در چه وضعیتی قرار می‌دهد؟ برای شروع، رهبران اروپا به وضوح درک می‌کنند که تعهد ایالات متحده دیگر قابل اعتماد نیست و در نهایت آنها عمدتاً به تنهایی عمل خواهند کرد، حتی اگر امریکایی‌ها در سال ۲۰۲۸ یک آتلانتیک‌گرای سرسخت را انتخاب کنند که به معنای نه ونس و نه روبیو است، نیرو‌های ساختاری که این اتحاد را تضعیف کرده‌اند، همچنان وجود خواهند داشت و اروپایی‌ها هرگز نمی‌توانند مطمئن باشند که نسخه جدیدی از ترامپ در نهایت کاخ سفید را به دست نخواهد گرفت. سیاست‌های داخلی خودشان و مشکلات معمول اقدام جمعی، تلاش‌های آنها برای کاهش وابستگی به ایالات متحده را مختل کرده است، اما قرار نیست متوقف شوند. علاوه بر این، اجلاس آنکارا نشان داد که اروپایی‌ها ترامپ را کسی می‌بینند که نباید او را جدی گرفت. آنها درک می‌کنند که او هر از گاهی جلوی دوربین‌ها نقش بازی می‌کند و مانند تهدید بی‌معنا او برای قطع تجارت ایالات متحده با اسپانیا یاوه‌گویی می‌کند. در چنین شرایطی، نادیده گرفتن رجزخوانی‌های او در عین کاهش وابستگی به ایالات متحده، واکنش هوشمندانه‌ای است. 
پل کروگمن معتقد است که متحدان ایالات متحده، ترامپ را عمویی ثروتمند و با آرای متزلزل می‌بینند که همه او را تحمل می‌کنند، زیرا می‌خواهند در جهت اراده او باقی بمانند. ناتالی توچی از جان هاپکینز به نیویورک تایمز گفت که «توهین‌های مکرر و تهدید‌های توخالی ترامپ رو به نابودی است.» در آنکارا دیدیم که رهبران اروپایی اکنون مؤدبانه سر تکان می‌دهند، برای ترامپ چاپلوسی می‌کنند، اما هرچه بیشتر آنچه را که می‌گوید، نادیده می‌گیرند و نظر خودشان را حفظ می‌کنند. 

 تلاش برای ادامه حمایت از کی‌یف
در این برهه، هدف اصلی کشور‌های اروپایی، به دست آوردن زمان و تسلیحات امریکایی مورد نیاز برای ایجاد یک قابلیت دفاعی کافی است. آنها همچنین می‌خواهند از اینکه ایالات متحده، اوکراین را به طور کامل رها کند، جلوگیری کنند تا به این ترتیب روسیه همچنان برای ادامه جنگ پول و نیرو هزینه کند و امید دارند که در نهایت جنگ را با شرایطی که برای کی‌یف قابل قبول است، پایان دهد. بنابراین تعهد ترامپ برای صدور مجوز تولید موشک‌های دفاع هوایی پاتریوت توسط اوکراین برای اروپا خبر خوشایندی است، هرچند که سال‌ها طول خواهد کشید تا اوکراین بتواند هر کدام از موشک‌های پیشرفته را تولید کند. در یک کلام باید گفت که هدف اصلی اجلاس آنکارا این بود که تا حد امکان بی‌حادثه باشد. مأموریت انجام شد، اما نباید آن را با نشانه‌ای از سلامت سازمان ناتو اشتباه گرفت. 
*ستون‌نویس فارن پالیسی
و استاد روابط بین‌الملل
 دانشگاه هاروارد

برچسب ها: ناتو ، امریکا ، ترامپ
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار