نزدیک به پنج دهه پس از انقلاب اسلامی، داوری درباره مسیر توسعه ایران همچنان میان دو روایت کاملاً متفاوت گرفتار مانده است جوان آنلاین: نزدیک به پنج دهه پس از انقلاب اسلامی، داوری درباره مسیر توسعه ایران همچنان میان دو روایت کاملاً متفاوت گرفتار مانده است. یک روایت، داستان عقبماندگی و فرصتهای سوخته را مرور میکند و با اشاره به درآمد سرانه عربستان که بیش از سه برابر ایران است یا برجهای سر به فلک کشیده دبی از شکست الگوی استقلالخواهی سخن میگوید. روایت دوم، اما تصویری از جهش در سواد، امید به زندگی، صنعت و فناوری ترسیم میکند و مسیر پیمودهشده را گذار از «توسعه نمایشی» به «پیشرفت ماندگار» میداند.
۲ پرده از یک نمایش
منتقدان الگوی حاکم بر مسیر پیشرفت ایران، بیش از هر چیز به شکاف درآمدی با همسایگان جنوبی خلیجفارس و ترکیه استناد میکنند. احمد زیدآبادی پیشتر در یادداشتی با اشاره به پرستیژ بینالمللی عربستان نوشت که سعودیها با وجود نقایص بسیار، «کلید فهم مزیتهای مطلق و نسبی» را یافتهاند و هماینک مورد احترام همزمان امریکا، روسیه، چین و اروپا هستند. محمد فاضلی نیز سال گذشته فقدان «تئوری زیباییشناسی» در جمهوری اسلامی را به میان کشید و شهرهای حاشیه جنوبی خلیجفارس را شاهد گرفت که از دل بیابان لمیزرع، زیبایی شهری آفریدهاند.
اکنون این دوگانه بار دیگر در محافل تصمیمگیر و رسانهها جان گرفته است. جریانی با چینش دوگانهای آشنا، رفاه و توسعه را در برابر سیاستهای رسمی جمهوریاسلامی قرار میدهد و چنین روایت میکند که کشور تاوان سنگینی بابت اصرار بر استقلالخواهی پرداخته و اکنون زمان تغییر مسیر فرا رسیده است. از این منظر، همان خط «نه شرقی نه غربی» و ایستادگی در برابر نظم مورد پسند واشینگتن، شریانهای ورود سرمایه و فناوری را بسته و اقتصاد را در چرخه فرساینده تورم، بیکاری و بهرهوری پایین گرفتار کرده است.
اما اگر معیار سنجش را از درآمد سرانه فراتر ببریم و بر مفاهیمی، چون پایداری، عدالت و توانمندی درونی تکیه کنیم، داستان به گونه دیگری روایت میشود. بر پایه گزارشهای برنامه توسعه ملل متحد، شاخص توسعه انسانی ایران میان سالهای ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۲ از ۴۴۳/۰ به ۷۴۲/۰ جهش کرد. یعنی رشدی ۶۷ درصدی که تقریباً دو برابر میانگین جهانی در همین دوره بود. این عملکرد سبب شد ایران در کاهش شکاف توسعه انسانی میان کشورهای در حال توسعه، پس از کره جنوبی در رتبه دوم جای گیرد. در همین فاصله، امید به زندگی بیش از ۲۲سال افزایش یافت و متوسط سالهای تحصیل نزدیک به ۷/۵ سال بالا رفت. این دستاوردها نه در خلأ که در بحبوحه جنگی تحمیلی و چند دهه تحریم به ثمر نشست. نشانهای از آنکه موتور پیشرفت در متن سیاستهای استقلالطلبانه روشن مانده است.
توسعه وابسته، شکوه زودگذر
برای داوری دقیق، باید دو الگوی توسعه را از هم بازشناخت. «توسعه وابسته» بر تزریق سرمایه و فناوری خارجی، نیروی کار مهاجر و اتکای کامل به منابع طبیعی بنا میشود. کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس نمونههای درخشان این مسیر هستند. شهری مانند دوبی با آسمانخراشهای تماشایی و فرودگاهی بینالمللی، ظاهری از پیشرفتهترین اقتصادها را به نمایش میگذارد، اما زیر پوست این ویترین، واقعیتی متفاوت جریان دارد. شهروندان بومی کمتر از ۲۰درصد جمعیت امارات را تشکیل میدهند، مدیریت فناوری در دست کارشناسان خارجی است و اقتصاد هنوز بر پایه صادرات نفت خام و ترانزیت سرمایههای منطقه میچرخد. در چنین الگویی، کوچکترین تکانه در سیاست مهاجرتی یا افت قیمت نفت میتواند سازه توسعه را ترکدار کند. عربستان سعودی نیز با وجود درآمد سرانه ۵۰ هزار دلاری، همچنان بیش از ۷۰درصد از درآمدهای دولت را از نفت تأمین میکند و سهم صنایع بومی با فناوری بالا در اقتصادش محدود است؛ این توسعه، شکننده و گذراست.
در نقطه مقابل، توسعه «درونزا» یا «مستقل» بر توانمندسازی منابع داخلی و کاهش وابستگی به بیرون تأکید دارد. ایران از همان سالهای نخست انقلاب، سیاست کاهش اتکا به نفت را در پیش گرفت. سهم نفت از تولید ناخالص داخلی که در دهه ۱۳۵۰ به نیمی از اقتصاد میرسید، اکنون به کمتر از ۱۵ درصد کاهش یافته است. همزمان، بخشهای صنعت، معدن و خدمات چنان گسترش یافتند که امروز ایران دهمین تولیدکننده فولاد جهان با ظرفیت سالانه نزدیک به ۳۰میلیونتن است و چرخه کامل صنعت خودرو را در اختیار دارد. صنعتی که هیچیک از همسایگان عربزبان منطقه به آن دست نیافتهاند.
افق پیشرفت در اندیشه رهبر انقلاب
درک مسیر توسعه ایران بدون تأمل در گفتمان آیتالله خامنهای شهید ممکن نیست. ایشان از آغاز رهبری تا لحظه شهادت، مفهوم پیشرفت را از رشد اقتصادی صرف فراتر برده و آن را با عدالت، خوداتکایی و حفظ هویت ملی گره زدند. در این نگاه، عدالت «گوهر بیهمتای نظام» است و توسعهای که ثمراتش به همه اقشار نرسد، اعتباری ندارد. به همین دلیل، شبکه خدمات عمومی که در رژیم گذشته در تهران و چند شهر بزرگ محصور بود، پس از انقلاب تا دورافتادهترین روستاها بسط یافت. امروز نرخ باسوادی از حدود ۳۵درصد در سال ۱۳۵۷ به بالای ۸۵درصد رسیده و تقریباً تمام کشور زیر پوشش برق، گاز و مراکز بهداشتی قرار دارد.
خودباوری ملی و نفی وابستگی، دومین پایه این اندیشه است. رهبر انقلاب بارها تأکید کردهاند که پیشرفتهای ایران در سایه ایمان به توان داخلی و عزت ملی شکل گرفته است. تعبیر «اقتصاد بدون نفت» و تشویق مکرر به حمایت از تولید ملی، همگی در راستای نهادینه کردن فرهنگ خوداتکایی تفسیر میشود. نمونه عینی آن، خودکفایی در صنایع دفاعی است که از پهپاد و موشک تا ناو و تانک را در داخل تولید میکند و بینیازی از بیگانگان را در یکی از حساسترین عرصهها به نمایش گذاشته است. همچنین، اصرار بر حفظ استقلال فرهنگی و پرهیز از غربزدگی، بعد سومی است که مانع از آن شده است تا توسعه به قیمت ازدستدادن هویت ملی تمام شود.
اقتصاد مقاومتی از نقشه راه تا میدان عمل
ابلاغ سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی در بهمن ۱۳۹۲، ترجمان عملیاتی همین نگاه بود. این سیاستها بر درونزایی و برونگرایی همزمان، پیشتازی اقتصاد دانشبنیان، کاهش وابستگی به نفت و حمایت از صادرات غیرنفتی متمرکز شدند. ۱۰ سال بعد، میتوان ردپای آن را در چند عدد مشاهده کرد.
صادرات غیرنفتی ایران در یازده ماهه سال ۱۴۰۰ با ۴۰درصد رشد نسبت به دوره مشابه، به ۵/ ۴۳ میلیارد دلار رسید و یک رکورد تاریخی ثبت کرد. بیش از نیمی از این رقم به محصولات پتروشیمی و فرآوردههای گازی اختصاص داشت. نشانهای از تکمیل زنجیره ارزش و گذر از خامفروشی. در همان حال، شمار شرکتهای دانشبنیان از ۳هزار در ابتدای دهه ۱۳۹۰ به بیش از ۱۰هزار در سال ۱۴۰۳ افزایش یافت. صادرات این شرکتها نیز با جهشی ۱۲۱ درصدی در سال ۱۴۰۲ از مرز یکمیلیارد دلار گذشت، در حالی که سه سال پیش از آن تنها ۲۹۶ میلیون دلار بود. در صنایع پایه نیز ظرفیت تولید فولاد از ۱۲میلیون تن در سال ۱۳۹۲ به بیش از ۳۰ میلیون تن رسید و ایران علاوه بر تأمین نیاز داخلی، به صادرکننده این محصول تبدیل شد.
بیتردید اقتصاد ایران هنوز با تورم بالا، نوسانهای رشد و دشواری فضای کسبوکار دست به گریبان است و وابستگی بودجه به نفت کاملاً قطع نشده، اما جهتگیری کلی حاکی از آن است که ساختار اقتصاد از یک سیستم متکی به واردات و درآمد خام، به سمت یک اقتصاد مولدتر و مقاومتر در حال تغییر است. اوج این تابآوری را در دوران تحریمهای شدید دهه ۱۳۹۰ و ۱۴۰۰ میتوان دید که اگر اقتصاد ایران همانند الگوهای وابسته، فاقد عمق صنعتی و علمی بود، به مراتب زودتر از پا درمیآمد.
توسعه انسانی، ترازوی دقیقتر پیشرفت
مقایسه شاخص توسعه انسانی ایران با عربستان و ترکیه، زاویه روشنتری از این واقعیت به دست میدهد. بر اساس گزارش توسعه انسانی ۲۰۲۵، شاخص ایران به ۷۹۹/ ۰، ترکیه به ۸۵۳/ ۰ و عربستان به ۹۰۰/ ۰ رسیده است. در نگاه اول، برتری عربستان آشکار است، اما موشکافی اجزای شاخص، داستان را متفاوت میکند. عربستان بخش عمدهای از امتیاز بالای خود را مدیون درآمد سرانه بسیار بالای ناشی از نفت است، در حالی که در سلامت و آموزش اختلاف چندانی با ایران ندارد. امید به زندگی در ایران ۶/ ۷۴ سال، در عربستان حدود ۷۵ سال و در ترکیه ۷۶ سال است. متوسط سالهای تحصیل مورد انتظار در ایران ۱ /۱۴ سال، در ترکیه ۱۵سال و در عربستان ۱۷ سال برآورد میشود. این بدان معناست که ایران با درآمد سرانهای نزدیک به ۱۵هزاردلار (بر حسب برابری قدرت خرید)، دستاوردهایی در بهداشت و آموزش خلق کرده که با اقتصادهایی با درآمد ۲۶ هزار دلار (ترکیه) و ۵۰ هزاردلار (عربستان) قابل رقابت است. چنین کارنامهای را نمیتوان محصول سیاستهای ضدتوسعه دانست، بلکه نشان میدهد منابع محدود کشور، بهطور نسبی کارآمدتر در خدمت عدالت اجتماعی و توانمندسازی انسانی قرار گرفتهاند.
راهبرد انقلاب، ترمز یا پیشران
حال میتوان به پرسش آغازین بازگشت. آیا راهبردهای کلان انقلاب اسلامی، سد راه پیشرفت بودهاند یا موتور محرکه آن؟ شواهد انباشتهشده گواهی میدهد که این راهبردها، هرچند پرهزینه و گاه کند، مسیر کشور را به سمت توسعهای پایدار و متکی به درون هدایت کردهاند. جهش در شاخصهای توسعه انسانی، تنوعیابی صنعتی، شکوفایی اقتصاد دانشبنیان و حفظ تابآوری در بدترین شرایط تحریم، همگی ثمره انتخاب دشوار استقلال و عدالت بوده است. ممکن است در مقایسهای سطحی، ویترینهای خیرهکننده همسایگان نفتخیز جذابتر به نظر برسند، اما این ویترینها بر ستونهایی شکننده بنا شدهاند که با نخستین طوفان سیاسی یا اقتصادی فرو میریزند. ایران، اما سازهای از جنس توانمندی داخلی، نیروی انسانی و خودباوری ملی ساخته است، اگرچه هنوز نیازمند مرمت و تقویت است، پایههایش بر صخره استوارتر از درآمدهای بادآورده نفت بنا شده است. انقلاب اسلامی با گرهزدن پیشرفت به عدالت و عزت، نه تنها چرخ توسعه را متوقف نکرد که آن را روی ریل ماندگاری و استقلال نشاند؛ راهی که امروز باید با عزم بیشتر و خطاهای کمتر ادامه یابد.
*پژوهشگر اقتصادی