حسرت، همیشه سهم تیمهایی نیست که با اختلاف میبازند. حسرت گاه سهم تیمهایی میشود که تنها چند قدم با تاریخسازی فاصله داشتند با دستیابی به رؤیایی که محقق شدنش غیرممکن نبود، اما نشد. جوان آنلاین: حسرت، همیشه سهم تیمهایی نیست که با اختلاف میبازند. حسرت گاه سهم تیمهایی میشود که تنها چند قدم با تاریخسازی فاصله داشتند با دستیابی به رؤیایی که محقق شدنش غیرممکن نبود، اما نشد.
تیم ملی فوتبال ایران نه با تحقیر جام جهانی را ترک کرد و نه حتی با قبول شکست مقابل حریفان. اتفاقاً خوب هم جنگید و با وجود تمام کارشکنیهای میزبان، قدمی به عقب برنداشت و همین، هضم خداحافظی زودهنگام با بزرگترین رویداد فوتبالی دنیا در سال ۲۰۲۶ را دشوارتر میکند. درواقع ایران این مرتبه با وجود تمام مسائل، مشکلات، کاستیها و کارشکنیها آنقدر خوب بود که حذف شدنش خیلیها را ناراحت کرد.
در واقع یوزهای ایران آنقدر جنگنده و باانگیزه نشان دادند که عبور از مرحله گروهی کاملاً دستیافتنی شده بود، اما در نهایت باز هم پشت همان دیوار همیشگی مرحله گروهی متوقف شدند. فروریختن این دیوار از هر زمان دیگری محتملتر بود اگر همان اندازه که به ایستادگی مقابل میزبان غیرحرفهای و کارشکنیهایش باور داشتیم، به تواناییهای خودمان هم باور داشتیم، اما نتوانستیم این مسیر هموار را طی کنیم، صرفاً، چون در جام جهانی، پیش از آنکه با حریفان روبهرو شویم، مغلوب تصویری شدیم که از آنها در ذهن خود ساخته بودیم. حال آنکه این مرتبه، قرعه برخلاف بسیاری از ادوار گذشته سرناسازگاری نداشت. نه بلژیک با تمام احترامی که برایش قائل هستیم آن هیولای شکستناپذیر سالهای قبل بود، نه مصر تیمی بود که با وجود محمد صلاح، ایران توان ایستادن برابر آن را نداشته باشد. همین مسئله انتظار صعود از مرحله گروهی را بالاتر از همیشه برده بود.
این جام جهانی، اما از همان روزهای نخست برای ایران با تمام جامجهانیهایی که تجربه کرده بود تفاوت داشت. نه صرفاً، چون این بار بزرگترین تورنمنت فوتبالی دنیا قرار بود با ۴۸ تیم برگزار شود یا حتی نه به دلیل حضور یوزها در گروه G که نسبت به سایر گروهها سادهتر بود، بلکه به دلیل میزبانی امریکا. میزبانی که چه قبل از آغاز جام و چه در حین برگزاری آن بارها و بارها ثابت کرد چیزی از رفتار و برخورد حرفهای در ورزش نمیداند و نه شایستگی میزبانی بزرگترین رویداد فوتبالی دنیا را دارد.
درحالیکه اکثر تیمها با خیالی آسوده درحال برگزاری اردوهای آمادهسازی و دیدارهای دوستانه و برنامههای تمرینی خود بودند، تیم ملی فوتبال ایران و اعضای آن از یکسو به آمادهسازی جهت حضوری پرقدرت در جام جهانی میاندیشیدند و از سوی دیگر ذهنشان درگیر حاشیههایی بود که میزبان این مسابقات رقم زده بود.
شاید هرگز هیچکس نتواند میزان دقیق تأثیر منفی این داستانهای بهوجود آمده برای تیم ملی فوتبال ایران را اندازهگیری کند، اما بیتردید کمتر کسی است که نداند اوضاع برای بازیکنی که باید تمام فکر و ذهنش درگیر تمرین و تاکتیک برای ارائه بهترین عملکرد در زمین مسابقه باشد، چقدر سخت و دشوار میشود با دغدغههایی، چون صدور یا عدم صدور ویزا، اقامت اجباری در مکزیک، رفتوآمدهای خستهکننده از محل اقامت تا مکان مسابقه و مسائلی از این دست بیدار شود. حواشی که در جریان مسابقات هم تمامی نداشت، بهطوریکه ایران ناچار بود بلافاصله بعد از برگزاری هر مسابقه، بدون انجام ریکاوری، امریکا را به مقصد مکزیک ترک کند. تصمیماتی که آرامش را از این تیم گرفته بود.
بیتردید از کنار هیچیک از این موارد نمیتوان به سادگی عبور کرد و بیشک هر تیمی در چنین شرایطی تمرکز خود را از دست میدهد و چهبسا حتی شیرازهاش پیش از آنکه وارد زمین شود از هم بپاشد. با وجود این نمیتوان تقصیر عدم صعود تیم ملی فوتبال ایران به مرحله حذفی را صرفاً گردن بیمبالاتیهای امریکای میزبان و کارشکنیهای آن انداخت، خصوصاً که با وجود تمام تلاش این کشور برای برهم زدن تمرکز تیم ملی فوتبال ایران، تکتک ملیپوشان بهجد در این مورد خاص ایستادگی کردند، بهطوریکه هرگز در طول سه بازی شاهد کمآوردن بازیکنان چه از لحاظ روحی و چه از جنبه جسمی نبودیم.
صد البته که در کنار میزبانی پرحرفوحیثت و پرایراد امریکا، تیم ملی فوتبال ایران با بدشانسیها و سختگیریهایی هم در زمین مسابقه مواجه شد. از برخورد توپ به تیرک دروازه حریف گرفته تا مردود اعلام شدن گلهای زیبا و دیدنی که به زعم بسیاری سختگیرانهترین تصمیمات داوری در خصوص اعلام آفساید بود، آنهم در شرایطی که فیفا عمدتاً به داوران سفارش میکند تصمیماتشان در راستای به ثمر رسیدن گل بیشتر باشد. موردی که در هر دو بازی ایران مقابل بلژیک و مصر، گریبان شاگردان قلعهنویی را گرفت و آنها را از چشیدن طعم پیروزی محروم کرد. با این وجود ایران سرنوشتاش برای صعود دست خودش بود، اما به راحتی آن را به دست دیگران سپرد تا حسرتاش چند برابر شود.
فوتبال همواره صحنه اتفاقات قابل توجه است، بهطوریکه بارها و بارها دیدهایم تیمهایی با مشکلاتی بزرگ توانستند از موانع عبور کنند. به همین دلیل باید در کنار اتفاقات بیرونی، نگاهی هم به آنچه در زمین مسابقه رخ داد؛ بیندازیم. در واقع اگر قرار است از این تجربه درس بگیریم، باید پیش از هرچیز اشتباهات خود را بپذیریم، چراکه در غیر این صورت گامی برای برطرف کردن آن برنخواهیم داشت و این داستان همچنان به قوت خود باقیخواهد ماند.
نخستین زنگ خطر در همان بازی اول برابر نیوزیلند بود. همان بازی که از همه سادهتر مینمود و ۳ امتیاز آن در بدو قرعهکشی کنار گذاشته شده بود، اما در عین ناباوری ایران با دو کامبک توانست نتیجهاش را با تساوی خاتمه دهد. کامبکهایی که صد البته نشان از روحیه جنگندگی تیم داشت، اما رضایتدادن به تساوی برابر تیمی که گفته میشد مناسبترین حریف برای کسب هر ۳ امتیاز است، اصلاً قابل قبول نبود.
گاه سرنوشت یک تورنمنت نه در بازی آخر که در همان مسابقهای رقم میخورد که همه تصور میکنند فرصت جبرانش وجود دارد. برابر بلژیک نقطهضعفهای مشهود ایران در خط دفاعی برطرف شده بود و دیگر شاهد آن فضای خالی پشت مدافعان و هافبکها نبودیم. ایران یکی از منظمترین نمایشهای دفاعی خود در سالهای اخیر را به نمایش گذاشت و بیرانوند ستاره بیچونوچرای میدان بود که هر توپی روی دروازهاش آمد را ناکام گذاشت، اما حسرت بهجامانده در پایان بازی این بود که چرا تیم ملی هیچ تدارکی برای حمله به این تیم ندیده بود؟ ایران و بلژیک یک مصاف جذاب و هیجانانگیز بود که آدرنالین هر بینندهای را بالا میبرد. اما هرچه از زمان بازی سپری میشد، این باور بیشتر ایجاد میشد که ایران میتواند از مصاف با بلژیک بیش از ۱ امتیاز به جیب بزند، به شرط آنکه راه بازیکنانش به زمین حریف میافتاد. مسئلهای که در جریان بازی هم ثابت شد. روی گل مردود اعلام شده طارمی به وضوح دیده شد که باز کردن قفل دروازه بلژیک رؤیایی دستنیافتنی نیست، اما احتیاط، فرصت ریسک کردن و کسب ۲ امتیاز حساس این دیدار را از ایران گرفت تا همه چیز به بازی آخر کشیده شود.
دیداری که از همان ابتدا رنگوبوی فینال داشت و گلزنی زودهنگام مصریها ایران را مجبور کرد که از همان دقایق ابتدایی برای جبران بجنگد. اما دو اشتباه از دو بازیکن باتجربه (بیرانوند در گل خورده و طارمی بهواسطه از دست دادن پنالتی) باعث شد تیم ملی این بازی را هم با تساوی پشت سر بگذارد. هرچند که شجاع دقایق پایانی بازی دروازه حریف را گشود، اما سرنوشت ایران در این دوره از رقابتهای جام جهانی با آفسایدهای میلیمتری و داوران سختگیر گره خورده بود.
بیشک بدشانسی در این دوره چاشنی بازیهای ایران بود، اما حق مطلب ادا نشده اگر از صحنههایی در هر سه بازی چشمپوشی کنیم که میتوانست روایتی دیگر برای ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ بنویسد. از تصمیمهایی که گرفته نشد و احتیاطی که مانع از بروز جسارت بیشتر یوزهای ایران شد.
بلژیک، مصر و نیوزیلند، حریفان قابلاحترامی بودند، اما نه آنقدر بزرگ که نتوان مقابلشان ایستاد و فوتبال بازی کرد. با این حال، ایران در بیشتر دقایق مسابقات، بیش از آنکه به پیروزی فکر کند، نگران شکست نخوردن بود و به همین دلیل یک بار دیگر حسرت بهدل صعود از مرحله گروهی ماند، آنهم درست در شرایطی که بیش از همیشه به شکستن طلسم صعود از مرحله گروهی نزدیک بود.
پرونده جام جهانی ۲۰۲۶ برای ایران بسته شد. اما پایان حسرتبار این تورنمنت میتواند برای فوتبال ایران آغاز یک بازنگری باشد، البته به شرط آنکه باور کنیم طلسم صعود از مرحله گروهی نه با قرعهای آسانتر، نه با نسلی درخشانتر و نه حتی با اندکی خوششانسی شکسته نمیشود. در واقع این طلسم روزی شکسته میشود که ایران یاد بگیرد پیش از حریفان، به تردیدهای خود غلبه کند. قطعاً در آن صورت نام حریفان آنقدر بزرگ نخواهد بود که تاریخ را از ایران بگیرد.