جوان آنلاین: تحولات سیاسی و امنیتی جاری در غرب آسیا بار دیگر تنگههای استراتژیک منطقه را در کانون توجهات قرار داده است. همزمان با اعلام توقف شبه کامل تردد دریایی در تنگه هرمز از بامداد روز سهشنبه، اخبار از یمن نیز حاکی از تشدید درگیریها و افزایش احتمال بسته شدن بابالمندب است. در پی این درگیریها، بهای نفت به بالاترین سطح یک ماهه رسیده و بازار انرژی را در آستانه شوک بزرگ دیگری قرار داده است.
تشدید دوباره تنشها در تنگه هرمز، مسیر قیمت نفت را صعودی کرد. بر اساس گزارشها، قیمت نفت برنت به ۸۴ دلار و ۸۰ سنت در هر بشکه رسید که بالاترین سطح چهار هفته اخیر بوده است. آنچه بیش از هر چیز اقتصاددانان و تحلیلگران انرژی را نگران کرده، احتمال همزمانی اختلالات در دو نقطه کانونی است. دنیا تصور میکرد با تشدید تنش در هرمز، حداقل یک راه جایگزین برای عبور نفت خلیجفارس وجود دارد، اما همزمانی تهدیدها علیه بابالمندب، این پناهگاه را نیز برای نفتکشها ناامن کرده است. اهمیت بابالمندب را باید در ابعاد کلان تجارت جهانی جستوجو کرد. این تنگه نه تنها حلقه اتصال دریای سرخ به خلیج عدن و اقیانوس هند محسوب میشود، بلکه دروازه ورود به کانال سوئز و دریای مدیترانه است. روزانه حجم عظیمی بین ۷ تا ۱۰ میلیون بشکه نفت از این مسیر عبور میکند و سهم آن از تجارت جهانی که عازم اروپا، امریکا و بازارهای آسیایی است، به حدود ۱۲ تا ۱۵ درصد میرسد. افزون بر این، حدود یکچهارم نیاز اروپا به گاز طبیعی مایع نیز از همین گذرگاه تأمین میشود. همچنین کارشناسان پیشبینی میکنند که زمان سفر بین آسیا و اروپا از ۳۱ روز به بیش از ۴۰ روز افزایش مییابد و هزینه حمل یک کشتی کانتینری متوسط جهش خواهد کرد.
هشدار درباره تشدید ناترازی انرژی
با توجه به اینکه شرکتهای بزرگی همچون مرسک و هاپاگ- لوید به تازگی برنامههای خود را برای بازگشت تدریجی به دریای سرخ اعلام کرده بودند، اما اکنون به نظر میرسد با عمق گرفتن بحران و پاسخ نظامی یمن به تجاوزات سعودی، این بازگشت به تعویق افتاده و جهان باید خود را برای دورهای طولانی از گرانی و عدم قطعیت در زنجیره تأمین آماده کند. در همین ارتباط، پرهام پوررمضان، کارشناس اقتصاد بینالملل، در گفتوگو با «جوان» میگوید: تنگههای استراتژیک در غرب آسیا نقش مهمی در معادلات انرژی و تجارت جهانی دارند تا جایی که فرمان قیمتگذاری انرژی با هر گونه محدودیت در این تنگهها در اختیارشان قرار میگیرد.
او با اشاره به اهمیت تنگه هرمز و تنگه بابالمندب در ساختار اقتصاد جهانی میگوید: افزایش قیمت ناشی از ناهمخوانی عرضه با تقاضا در پی بسته شدن کریدورهای انرژی است و اثرات این مسئله در یک سال و نیم آینده بیشتر در ساختار اقتصاد جهانی نمایان میشود. این کارشناس اقتصاد بینالملل ضمن پیشبینی تشدید ناهمخوانی انرژی (اعم از نفت، بنزین، گازوئیل و...) با پایان یافتن تابستان و فصل گرم میگوید: عددهای متفاوتی در خصوص افزایش قیمتها از جمله نفت ۲۰۰ دلاری مطرح است که هر کدام مولفههای خود را دارد، اما فارغ از ارقام اعلام شده، آنچه به صورت حتمی قطعیت دارد، افزایش مجدد قیمتها ناشی از بازگشت ریسک جنگ به بازار است که بسته به عوامل مختلف افزایش مییابد.
پوررمضان در خصوص شوک جدید ناشی از تنشهای نظامی در تنگه هرمز و بابالمندب در بازار انرژی نیز میگوید: این شوکها فقط اثرات اقتصادی نداشته و تنشهای اجتماعی را چه در خاورمیانه و چه در اروپا و امریکا تشدید میکند. این کارشناس حوزه اقتصاد بینالملل معتقد است که بخشی از این تنشها در اعتراض به گرانیها و بخشی دیگری نیز به دلیل کمبود کالا در بازارهای جهانی است که در کشورهای مختلف ضرایب متفاوت و فراز و فرود دارد.
مرحله جدیدکاهش ذخایر نفت
علاوه بر جهش قیمت انرژی در پی مدیریت تنگه هرمز و احتمالاً بابالمندب، کارشناسان درباره کاهش جدی ذخایر نفت نیز در صورت تداوم این وضعیت هشدار میدهند. افشین جوان، کارشناس و تحلیلگر بینالمللی بازار نفت و انرژی، با بیان اینکه اختلال در تردد شناورها در تنگه هرمز علاوه بر افزایش قیمت نفت، هزینه حملونقل و بیمه را نیز بالا برده است، گفت: در چنین شرایطی ذخایر تجاری انرژی به عنوان نخستین خط دفاعی بازار، نقش تعیینکنندهای در مهار شوکهای عرضه دارند و کاهش مداوم این ذخایر به معنای کاهش حاشیه امنیت بازار جهانی انرژی است. او درباره وضعیت بازار پیش از بحران یادآور شد: از آبان تا دی ۱۴۰۴، ذخایر صنعتی کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی حدود ۲.۸۳۸ میلیارد بشکه بود که نزدیک به متوسط پنج ساله قرار داشت و همزمان، موجودی قابل مشاهده جهان در سال گذشته میلادی حدود ۴۳۳ میلیون بشکه افزایش یافت و کل افزایش ذخایر جهانی نیز به حدود ۴۷۷میلیون بشکه یعنی به معادل روزانه ۱.۳ میلیون بشکه رسید. چین در این دوره ۱۱۱ میلیون بشکه به ذخایر نفت خام خود افزود و نفت روی آب نیز ۲۴۸میلیون بشکه افزایش یافت. همین موجودی اضافی، سپر اولیه بازار در آغاز بحران ۲۰۲۶ بود.
این تحلیلگر بینالمللی بازار نفت و انرژی، درباره شدت کاهش ذخایر پس از آغاز جنگ تحمیلی ائتلاف امریکایی- صهیونیستی علیه ایران گفت: در اوایل جنگ تحمیلی، موجودی قابل مشاهده جهان ۸۵ میلیون بشکه کاهش یافت، در حالی که افت موجودی در مناطق خارج از خلیج فارس به ۲۰۵ میلیون بشکه، معادل روزانه ۶/۶ میلیون بشکه رسید.
این تحلیلگر به کاهش ذخایر تحت کنترل دولتها اشاره کرد و گفت: دولتهای عضو OECD برای کنترل بازار در این مدت ۱۶۳ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری خود را آزاد کردند که سطح این ذخایر را به پایینترین میزان از دسامبر ۱۹۹۰ رساند.
جوان با اشاره به پیشبینی سه سناریوی پیشروی بازار جهانی نفت گفت: سناریوی بدبینانه، ادامه تنشها و اختلال در تنگه هرمز است که منجر به کاهش شدید ذخایر، ورود کشورهای OECD به محدوده خطر در سال ۲۰۲۷ و افزایش ریسک کمبود عرضه میشود. در سناریوی میانه نیز به گفته او ثبات نسبی و اختلال محدود پیش بینی میشود؛ جایی که ذخایر تقریباً حفظ میشود و بازار دچار کمبود گسترده نمیشود، اما همچنان نسبت به تنشها و کمبود گازوئیل و سوخت جت آسیبپذیر خواهد بود. در سناریوی خوشبینانه نیز که تردد نفتکشها آزاد میشود، به گفته او ذخایر جهانی دوباره افزایش مییابد و امنیت عرضه بهبود پیدا میکند.