پرونده ناپدید شدن مرد ۳۵ سالهای که خانوادهاش تصور میکردند برای کار به ترکیه رفته، ماهها بعد به پرونده جنایی تبدیل شد، پروندهای که در آن یک رابطه پنهانی، جسدی سوخته، اعترافهای متناقض و اتهامزنی دو متهم به یکدیگر، سرانجام دادگاه را به صدور حکم قصاص برای مرد جوان و حبس برای همسر مقتول رساند. جوان آنلاین: پرونده ناپدید شدن مرد ۳۵ سالهای که خانوادهاش تصور میکردند برای کار به ترکیه رفته، ماهها بعد به پرونده جنایی تبدیل شد، پروندهای که در آن یک رابطه پنهانی، جسدی سوخته، اعترافهای متناقض و اتهامزنی دو متهم به یکدیگر، سرانجام دادگاه را به صدور حکم قصاص برای مرد جوان و حبس برای همسر مقتول رساند.
یک سال قبل با شکایت مرد سالخوردهای تحقیقات پلیس تهران برای یافتن مردی ۳۵ آغاز شد. شاکی در تحقیقات گفت سالها قبل این پسر را به فرزندخواندگی پذیرفته و مانند فرزند خود بزرگ کردهاست. به گفته این مرد، پس از ازدواج صادق، اختلافهای خانوادگی باعث شدهبود رفتوآمدشان کمتر شود، اما قطع کامل ارتباط برای او غیرعادی بود. آخرینبار که برای دیدن پسرش به خانه او رفتهبود، عروسش گفتهبود صادق برای کار راهی ترکیه شده و فعلاً امکان تماس با او وجود ندارد. این توضیح، نگرانیهای پدر را برطرف نکرد به ویژه اینکه صادق بدون اطلاع او خانه را ترک کردهبود.
فیلمی که مسیر پرونده را تغییر داد
چند روز بعد، مرد سالخورده تماسی از فردی ناشناس دریافت کرد. تماسگیرنده خود را قاچاقبر انسان معرفی کرد و مدعی شد انتقال صادق به ترکیه را برعهده داشته است، اما این تماس نهتنها ابهامهای پرونده را کمتر نکرد، بلکه تردید خانواده را افزایش داد. در ادامه، اتفاقی دیگر نگاه کارآگاهان را به پرونده تغییر داد. فیلمها و تصاویری از شمارهای ناشناس برای پدر صادق ارسال شد که همسر او را در کنار یکی از دوستان نزدیک صادق نشان میداد. تصاویر حکایت از رابطهای فراتر از یک دوستی معمولی داشت. همین سرنخ کافی بود تا کارآگاهان فرضیه تازهای را دنبال کنند و همسر صادق و دوست نزدیک او را به عنوان مظنونان اصلی تحت بازجویی قرار دهند.
اعتراف به قتل
در نخستین مراحل بازجویی، هر دو متهم هرگونه اطلاع از سرنوشت صادق را انکار کردند، اما با ادامه تحقیقات، مرد جوان سکوتش را شکست. او در اعترافات اولیه گفت رابطه عاطفی میان او و همسر مقتول به تدریج شکل گرفتهبود و زن جوان از او خواسته بود صادق را از سر راه بردارد تا پس از آن بتوانند زندگی مشترکی را آغاز کنند. به گفته او، روز حادثه با میله آهنی ضربهای به سر صادق وارد کرده و او را به قتل رساندهاست. تحقیقات بعدی نشان داد متهمان برای از بین بردن آثار جنایت، جسد را داخل یک چادر مسافرتی قرار داده و آن را به آتش کشیدهاند.
جسدی که بینام دفن شده بود
یکی از مهمترین گرههای این پرونده زمانی باز شد که مشخص شد جسد سوختهای که چند روز پس از ناپدید شدن صادق کشف شدهبود، متعلق به اوست. آن زمان به دلیل سوختگی شدید و نبود گزارش مفقودی، هویت جسد شناسایی نشده و پیکر به عنوان مجهولالهویه دفن شدهبود. با این حال، گزارش پزشکی قانونی از همان ابتدا نکته مهمی را روشن کردهبود؛ مرگ بر اثر اصابت جسم سخت به جمجمه رخ داده و آتشسوزی پس از مرگ اتفاق افتادهاست؛ موضوعی که نشان میداد عامل یا عاملان جنایت تلاش کردهاند با سوزاندن جسد، رد قتل را از بین ببرند. پس از تکمیل تحقیقات، برای مرد جوان به اتهام قتل عمد و برای همسر مقتول به اتهام معاونت در قتل کیفرخواست صادر شد. هر دو متهم همچنین به اتهام جنایت بر میت و آتش زدن جسد نیز تحت تعقیب قرار گرفتند.
تغییر روایت در دادگاه
پرونده، اما در جلسه محاکمه وارد مرحله تازهای شد. مرد جوان اینبار همه اعترافات قبلی خود را پس گرفت و مدعی شد قاتل اصلی، همسر مقتول است. او به قضات گفت هنگام درگیری با صادق، مقتول قصد خفه کردنش را داشته که ناگهان همسر صادق با میله آهنی ضربهای به سر شوهرش زدهاست. به گفته این متهم، زن جوان از او خواسته بود مسئولیت قتل را برعهده بگیرد و وعده داده بود رضایت خانواده مقتول را جلب کند. در مقابل، زن جوان روایت کاملاً متفاوتی ارائه داد. او با رد اظهارات مرد متهم گفت هنگام وقوع قتل در خانه نبوده و پس از بازگشت با جسد همسرش روبهرو شدهاست. زن جوان مدعی شد پس از جنایت، به دلیل تهدیدهای مرد متهم ناچار به سکوت شده و از ترس جان خود و فرزندش، در پنهان کردن ماجرا با او همکاری کردهاست.
رأی دادگاه
قضات دادگاه کیفری پس از بررسی اظهارات دو متهم، گزارش پزشکی قانونی، نتایج تحقیقات پلیسی و سایر مستندات پرونده، دفاعیات آنها را برای رفع اتهام کافی ندانستند. در پایان، مرد جوان به اتهام قتل عمد به قصاص نفس محکوم شد و همسر مقتول نیز به دلیل معاونت در قتل به تحمل حبس محکوم شد. همچنین درباره اتهامهای مربوط به آتش زدن جسد و جنایت بر میت نیز احکام قانونی صادر شد.