هنوز بوی باروت از خلیج فارس برنخاسته بود که جهان تصویر شکست ائتلاف بزرگ اشرار تروریست را دید که وعده فتح سه روزه ایران را داده بودند. ۴۰ روز پس از نبردی که ترامپ از سر استیصال، خود تقاضای آتشبس داد و پس از ۶۵ روز مذاکرات پیدا و پنهان، تفاهمنامهای روی میز قرار دارد که رهبر فرزانه انقلاب با عبارتی که بیش از هر زمان دیگری نیازمند تأمل راهبردی است، از آن به «اجازه» و نه «موافقت» یاد کردند. این تفاوت ظریف، نقشه راه ما در این برهه حساس است. ایشان صریحاً فرمودند «نظر دیگری داشتم»، اما بنا بر تعهداتی که رئیسجمهور محترم دادند، مسیر را باز گذاشتند و در همان حال، ملت را به «انتظار» فراخواندند؛ انتظاری از جنس مطالبه، نه انفعال. ما در «انتظار» به سر میبریم تا ببینیم دشمنی که در میدان شکست خورده، آیا در میز مذاکره، غرامت ما را میدهد یا خیر.
دشمن اینبار با نقشهای ترکیبی آمد؛ «گلاسنوست اقتصادی» در لفافه «صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی». آنها که در آتش ۴۰ روزه، خواری خود را دیدند، اکنون در پی آن هستند که از دروازه اقتصاد، همان مسیر فروپاشی شوروی (که در خاطرات خانم تاچر آمده) را در ایران پیاده کنند. تیتر شادمانه روزنامه سازندگی که این صندوق را فتحالفتوح میپندارد، زنگ خطر را به صدا درمیآورد؛ غربگرایان داخلی، آماده میشوند تا این «اسب تروآ» را به درون برج و باروی کشور بکشانند. این دقیقاً همان نقطهای است که خون ۱۶۸ کودک شهید مدرسه شجره طیبه و فرماندهان پرافتخارمان، نباید پای میز دیپلماسی رنگ ببازد.
در این میان، تنگه هرمز، این شمشیر داموکلس ایران بر گرده اقتصاد جهانی و اخذ غرامت از دشمن، خط قرمزی بود که انتظار میرفت در تفاهمنامه، تثبیت حاکمیت بر آن شود، نه آنکه با «لغو دزدی دریایی» امریکا تهاتر گردد. امریکا در حالی از ما امتیاز میگیرد که بدهکار اصلی جنگ است و براساس مطالبات صریح رهبری معزز باید مقصر معرفی شود، غرامت بدهد، منطقه را ترک کند و پرونده هستهای ملت ما را که اصولاً ربطی به او ندارد، برای همیشه ببندد. اصل «ما منتظریم» در کلام رهبری، یعنی خطوط قرمز ملت، تعلیقبردار نیست. اگر آنها به آتشبس در لبنان پایبند نمانند، وحدت ساحات را نقض یا در اجرای شروط کارشکنی کنند، این تفاهمنامه از درون تهی خواهد شد. ما به آنها مهلت بازسازی و تجدید قوا برای حمله بعدی را نخواهیم داد.
باید و نباید امروز ما روشن است؛ اعتماد به دشمن قسمخورده، ممنوع. هرگونه خوشبینی به صندوق مشترکی که هدفش تغییر هویت ایرانی باشد، خط قرمز ماست. رصد هوشمندانه و پایش لحظهبهلحظه، تنها راهبردی است که اجازه نمیدهد «باخت دشمن» به «پیروزی سیاسی» برای او تبدیل شود. از سوی دیگر، نباید در دام دوقطبیهای کاذب افتاد. رهبری با هنر راهبردی خود، اجازه آزمون دیپلماسی را دادند تا حجت بر همه تمام شود. اکنون وظیفه ما، انسجام حول ولایت با شعار محوری «انتظار فعال» است؛ انتظاری که در آن، چشمان بیدار ملت، کوچکترین نقض عهدی را ثبت میکند و دستهایمان همچنان بر ماشه قدرت میدانی باقی میماند.
ما آتشبس کردهایم، اما خلع سلاح نشدهایم. شمشیر ملت ایران در سایه دیپلماسی از همیشه برانتر است. این تفاهمنامه، نه پایان یک نبرد که آغاز یک بازی پیچیدهتر در میدان مین سیاست است. دکترین «ما منتظریم»، به دشمن یادآوری میکند که ایران، طلایهدار نظم نوین جهانی، حاضر نیست خون پاک شهیدانش را با هیچ سند اقتصادی یا سیاسی معامله کند. ما ایستادهایم و در سایه این صلح تاکتیکی، منتظر طلوع فتح نهایی هستیم، فتحی که بدون عقبنشینی از آرمانها و با چشمانی باز از راه خواهد رسید. هرمز متعلق به ایران ماست، انتقام هنوز باقی است و ایران هنوز همان ملت مبعوث شده ۱۱۰ روز حماسه است.