سالها تأکید نتانیاهو بر تصویر اسرائیل شکستناپذیر، اکنون با مجموعهای از پیچیدگیهای امنیتی و سیاسی مواجه شده و مدتها سخن گفتن از تغییر بنیادین معادلات منطقه، حالا با واقعیتی روبهرو شده که در آن بسیاری از معادلات همچنان پابرجا هستند جوان آنلاین: در سیاست، شکست همیشه با از دست دادن قدرت آغاز نمیشود. گاهی شکست از لحظهای شروع میشود که واقعیت دیگر حاضر نیست با روایت سیاستمدار همراهی کند. شاید امروز مهمترین چالش پیش روی بنیامین نتانیاهو نه در میدانهای نبرد، نه در مذاکرات دیپلماتیک و نه حتی در رقابتهای انتخاباتی باشد، بلکه در شکاف فزاینده میان وعدههایی باشد که طی سالهای اخیر به جامعه صهیونیستی فروخته شد و واقعیتهایی که اکنون در برابر چشم افکار عمومی قرار گرفتهاند.
برای سالها، نتانیاهو خود را نه صرفاً بهعنوان یک نخستوزیر، بلکه بهعنوان معمار آینده اسرائیل معرفی کرد. او وعده میداد که اسرائیل در آستانه ورود به عصری تازه قرار دارد؛ عصری که در آن تهدیدهای منطقهای مهار شدهاند، دشمنان عقب رانده شدهاند و اسرائیل به قدرتی بیرقیب در خاورمیانه تبدیل خواهد شد. در این روایت، اسرائیل نهتنها امنیت خود را تثبیت میکرد، بلکه شکل جدیدی از نظم منطقهای را نیز رهبری میکرد؛ چیزی که بارها با عنوان «خاورمیانه جدید» توصیف شد. مشکل روایتهای بزرگ این است که دیر یا زود باید با واقعیت روبهرو شوند. آنچه امروز در برابر نتانیاهو قرار گرفته، صرفاً مجموعهای از چالشهای سیاسی نیست، بلکه بحرانی عمیقتر است؛ بحران اعتبار راهبردی، زیرا هرچه زمان میگذرد، فاصله میان اهداف اعلامشده و نتایج ملموس بیشتر به چشم میآید. اگر قرار بود جنگها به امنیت پایدار منجر شوند، چرا ناامنی همچنان یکی از اصلیترین دغدغههای جامعه اسرائیل باقی مانده است؟ اگر قرار بود بازدارندگی منطقهای به نقطهای بیسابقه برسد، چرا تنشها همچنان در چندین جبهه ادامه دارند؟ اگر قرار بود نظم جدیدی در منطقه شکل بگیرد، چرا هنوز هیچ تصویر روشنی از آن نظم دیده نمیشود؟
انتخابات آینده و سراب پیروزی
این پرسشها برای نتانیاهو صرفاً پرسشهای نظری نیستند. آنها مستقیماً با آینده سیاسی او گره خوردهاند. در ماههای گذشته، بخشی از محاسبات سیاسی نخستوزیر رژیم صهیونیستی بر این فرض استوار بود که تحولات منطقهای به شکلی پیش خواهد رفت که بتوان آنها را به عنوان یک پیروزی تاریخی عرضه کرد. این امید وجود داشت که مجموعهای از فشارها و تحولات امنیتی، توازن منطقهای را به شکلی تغییر دهد که نتانیاهو بتواند در انتخابات آینده خود را رهبر پیروز یک دوران جدید معرفی کند، اما سیاست خارجی، برخلاف تبلیغات انتخاباتی، به ندرت مطابق سناریوهای از پیش طراحیشده پیش میرود.
امروز به نظر میرسد آن تصویر باشکوهی که قرار بود به رأیدهندگان ارائه شود، هنوز شکل نگرفته است. نه منطقه وارد دورهای از ثبات شده و نه وعدههای مربوط به بازتعریف نظم خاورمیانه به نتایجی روشن و غیرقابل انکار رسیدهاند. همین مسئله شاید توضیح دهد که چرا بحث زمانبندی انتخابات اهمیت ویژهای پیدا کرده است. رهبران سیاسی معمولاً زمانی به انتخابات زودهنگام علاقهمند میشوند که احساس کنند در اوج محبوبیت قرار دارند، اما زمانی که شرایط نامطمئن باشد، زمان به یک دارایی ارزشمند تبدیل میشود. برای نتانیاهو، زمان اکنون بیش از هر چیز دیگری اهمیت دارد.
نتانیاهو به زمانی نیاز دارد که شاید در آن بتواند دستاوردی دیپلماتیک ارائه کند. به زمانی نیاز دارد که شاید در آن بتواند تحولی امنیتی را به عنوان موفقیت راهبردی معرفی کند. به زمانی نیاز دارد که شاید در آن بتواند شکاف میان وعدهها و واقعیتها را کاهش دهد، اما همین نیاز به زمان، خود نشانهای از یک مشکل بزرگتر است. رهبرانی که مطمئن باشند دستاوردهایشان برای افکار عمومی قانعکننده است، معمولاً از آزمون صندوق رأی استقبال میکنند، اما هنگامی که کسی بیش از هر چیز به آیندهای نامعلوم چشم میدوزد، این پرسش مطرح میشود که آیا دستاوردهای کنونی برای متقاعدکردن رأیدهندگان کافی نیستند؟
واقعیت آن است که بخش مهمی از سیاست سالهای اخیر نتانیاهو بر تولید و مدیریت روایت استوار بوده است. او همواره توانایی زیادی در تبدیل بحران به فرصت سیاسی داشته است. بارها توانسته تهدیدهای سیاسی را به ابزار بقا تبدیل کند و بارها موفق شده فضای عمومی را حول موضوعاتی بازتعریف کند که به نفع او بودهاند، اما حتی موفقترین سیاستمداران نیز نمیتوانند برای همیشه از قدرت روایت بهره ببرند. مشکل زمانی آغاز میشود که رویدادها دیگر با داستانی که تعریف شده همخوانی نداشته باشند. در چنین شرایطی، سیاستمدار ناچار میشود روایت خود را تغییر دهد؛ نه به این دلیل که انتخاب دیگری دارد، بلکه به این دلیل که واقعیت او را مجبور میکند.
این همان وضعیتی است که اکنون نتانیاهو با آن روبهروست. سالها تأکید بر تصویر اسرائیل شکستناپذیر، اکنون با مجموعهای از پیچیدگیهای امنیتی و سیاسی مواجه شده است. سالها سخن گفتن از تغییر بنیادین معادلات منطقه، اکنون با واقعیتی روبهرو شده که در آن بسیاری از معادلات همچنان پابرجا هستند. سالها وعده پیروزی قاطع، اکنون جای خود را به بحث درباره مدیریت بحران داده است.
فرسایش قدرت
نتانیاهو در راهبردهایش بیش از اندازه به ابزارهای امنیتی و نظامی برای حل مسائل سیاسی اعتماد کرده است. بدون تردید امنیت برای هر دولتی یک اولویت مشروع است، اما تاریخ بارها نشان داده که امنیت پایدار صرفاً از مسیر قدرت نظامی حاصل نمیشود. دولتها میتوانند در میدان نبرد موفقیتهایی به دست آورند، اما همچنان در دستیابی به اهداف سیاسی ناکام بمانند. در واقع یکی از پرسشهای اساسی امروز این است که دستاورد نهایی این سالها چه بوده است؟ آیا منطقه واقعاً به سمت ثبات بیشتر حرکت کرده است؟ آیا شکافهای سیاسی کاهش یافتهاند؟ آیا چشمانداز درگیریهای مزمن خاورمیانه روشنتر شده است؟
در چنین فضایی، آنچه بیش از همه آسیب دیده، همان سرمایه نمادینی است که نتانیاهو طی سالها برای خود ساخته بود. او خود را رهبر بیبدیل امنیت اسرائیل معرفی میکرد. سیاستمداری که بهتر از هر فرد دیگری منطقه را میشناسد و میتواند کشورش را از میان طوفانهای خاورمیانه عبور دهد، اما هنگامی که بحرانها طولانی میشوند و اهداف اعلامشده دستنیافتنی میشوند، این تصویر فرسوده میشود. شاید به همین دلیل است که مسئله امروز فقط انتخابات نیست. موضوع اصلی، بازسازی مشروعیت یک روایت سیاسی است که تحت فشار تحولات منطقهای قرار گرفته است. اکنون رقیب اصلی نتانیاهو خود واقعیت است؛ واقعیتی که نشان میدهد ساختن «خاورمیانه جدید» بسیار دشوارتر از وعده دادن درباره آن است. واقعیتی که نشان میدهد قدرت نظامی، هرچند مهم، جایگزین راهحلهای سیاسی نمیشود. واقعیتی که نشان میدهد افکار عمومی در نهایت نتایج ملموس را میسنجد، نه شعارها را.
امروز نتانیاهو بیش از هر زمان دیگری به زمان نیاز دارد؛ زمانی برای یافتن موفقیتی که بتواند دوباره روایت پیروزی را بسازد، اما تاریخ سیاسی بارها نشان داده است که زمان همیشه به نفع رهبران عمل نمیکند. گاهی هر روزی که میگذرد، نه فرصتی برای بازسازی، بلکه یادآوری تازهای از شکاف میان وعدهها و واقعیتهاست. بزرگترین مشکل نخستوزیر اسرائیل دقیقاً همین است، اینکه پس از سالها وعده تغییر تاریخ منطقه، اکنون خود او ناچار شده است استراتژی سیاسیاش را با واقعیتهای جدیدی تطبیق دهد که دیگر قابل کنترل نیستند.