کد خبر: 1363659
تاریخ انتشار: ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۸
یک اثر وضعی اتهام زنی بی اساس به مسئولین در حاشیه مذاکرات یکی از آثار وضعی و طبیعی عملکرد و احساس خطری که برخی از دوستان عزیز انقلابی در مورد شرایط فعلی بین ایران و آمریکا و مذاکرات فی مابین دارند، خالی کردن دل مردم در میدان است. قطعا حداقل اکثریت ایشان، چنین قصدی ندارند ولی نتیجه این کنشی که در فضای افکار عمومی دارند، همین خواهد بود. مشخص است که با دلسرد شدن مردم و ایجاد این احساس که سیاستمداران در حال زدن خنجر از پشت  به میدان نظامی هستند؛ و اراده کلی نظام نیز در این راستا است، چون جلوی آنها گرفته نمی‌شود؛ نتیجه‌ای جز یأس و کاهش حضور مردم در میدان نخواهد بود.
سید علی ناقدی

جوان آنلاین: با افتادن مسیر تقابل ما و آمریکا در فرآیند توامان مذاکره-جنگ، بخشی از بدنه و یا انسان‌رسانه‌های جبهه انقلاب، با داشتن برخی زمینه‌ها، ایجاد دلهره و نگرانی کردند و خواهان مطالبه عمومی عزت‌مندی در مذاکرات و توافقات دارند. نفس داشتن این دلهره‌ها، اگر منجر به تذکرِ منجر به پیشرفت شود، مثبت و حتی مبارک است. و نوعی کنش انقلابی و سازنده خواهد بود. ولی وقتی منجر به بنای بر بی اعتمادی می‌گردد؛ مخرب خواهد بود.

آنجا مخرب است، که سبب تهمت پراکنی در فضای سیاسی به مسئولین، ایجاد شک در بدنه‌ی اجتماعی و بخصوص شک در دل مردم حاضر در میدان شود. مردمی که با این ندای اشتباه و انحرافی مواجه می‌شوند  که: «چه نشسته‌اید که وقتی شما در میدان، میدان داری می‌کنید، مسئولین در مذاکرات کشور را فروختند!»

بی اعتمادی به مدلی موفق از تلفیق مذاکره و مقاومت
برخی سیاست باز هستند و مسئله آنها اینست که چرا شخص هم فکر و هم گروه‌شان، در تیم مذاکره نیست. این مسئله و مصداق هم برای یک جریان سیاسی خاص نیست. هم اصولگرا و هم اصلاح طلبانی داشتیم که قبلا بعنوان مسئول ارشد مذاکرات بودند  وامروز ناراحت هستند که بعد از دهه‌ها، جمهوری اسلامی به یک مدل مذاکراتی کارآمد رسیده است. مدلی مبتنی بر «پشتیبانی و هماهنگی توامان میدان جنگ با میز دیپلماسی» که اتفاقا، نمایندگان هر دو طیف سیاسی هم در این میدان عمل، حاضر هستند. یعنی حکمرانی در سیاست خارجی کشورمان، بعد ازسالها تجربه مدلهای مختلف، به عقلانیتی رسیده که هم دچار خوشبینی و بعضا خوش خدمتی به دشمن نمی‌شود، هم دچار توهم انتظارات از مذاکره و نداشتن ذره‌ای دستاورد با نگاهی تک بعدی به صحنه دیپلماسی نمی‌شود.

کینه توزی، یک دلیل دیگر پاشیدن بذر بی‌اعتمادی
این وسط شاید برخی هم کینه‌توز باشند و بخاطر وجود برخی از افراد حاضر در مذاکرات قبلی، بنا را بر بی اعتمادی و انتقام سیاسی از آنها گذاشتند. هرچند این کینه از نظر ایشان شاید با نگاه دفاع از انقلاب باشد و نه شخصی، اما اگر بدون مبنا باشد؛ حکم همان کینه توزی شخصی را خواهد گرفت.  حال واقعیت این است که هم رفتار مذاکره کنندگان این دور به کلی فرق دارد، و هم قبلا نوشتم که اصولا شرایط مذاکره و بستر سیاسی، بین المللی، اقتصادی و نظامی در این دوره فرق دارد. به عبارت کاملتر، فضای گفتمانی مذاکره در شرایط کنونی، زمین تا آسمان  متفاوت است. همانطور که قبلا   اشاره شد، اینبار طرفی که از وقت تلف کردن در مذاکرات ضرر میبیند، طرف مقابل است. یکی از دلایل اصلی آن نیز برگه‌ی تنگه هرمز است. البته او هم دارد سعی می‌کند که ما را از کش‌دار شدن مسئله با محاصره دریایی متضرر کند، ولی هنوز هم دست برتر برای ماست.  زیرا با برگه تنگه هرمز و بحرانی شدن اقتصاد غربی که سالها به تحمیل نظم‌های تحمیلیِ حقوقی، اقتصادی، سیاسی و ... برای خود منزلی امن و آرام ایجاد کرده، امروز مثل حبابی با سوزن ترکیده است و انرژی فراوانی از خسارت و عدم النفع اقتصادی آزاد نموده است.

 این مقدمه را نوشتیم تا از اثر وضعی ایجاد بی‌اعتمادی نسبت به مسئولین با هر نیتی، صحبت کنیم. از جماعت ضد انقلاب انتظاری نیست که در راستای دستاوردسازی برای آمریکا، بعضاً اظهار به شکست دیپلماتیک و نظامی برای ما نمایند. این‌ها هویت و ماندگاری‌شان در گرو وجود قدرت ظالم آمریکا است. طبیعتاً اگر این عنصر در نظام بین‌الملل بی‌قدرت یا کم قدرت شود، منافع آنها نیز به خطر می‌افتد و ماهیت وجودی‌شان که وطن فروشی است را از دست خواهند داد.

اما در طیف دیگرِ کسانی که اظهار به شکست دیپلماتیک در مذاکرات فعلی دارند، کسانی هستند که یا واقعاً دلسوز انقلاب و مردم‌اند و یا حداقل ظاهر رفتارشان از سر دلسوزی است. یکی از آثار وضعی و طبیعی عملکرد و احساس خطری که برخی از دوستان عزیز انقلابی در مورد شرایط فعلی بین ایران و آمریکا و مذاکرات فی مابین دارند، خالی کردن دل مردم در میدان است. قطعا حداقل اکثریت ایشان، چنین قصدی ندارند ولی نتیجه این کنشی که در فضای افکار عمومی دارند، همین خواهد بود. مشخص است که با دلسرد شدن مردم و ایجاد این احساس که سیاستمداران در حال زدن خنجر از پشت  به میدان نظامی هستند؛ و اراده کلی نظام نیز در این راستا است چون جلوی آنها گرفته نمی‌شود؛ نتیجه‌ای جز یأس و کاهش حضور مردم در میدان نخواهد بود. «میدان حضور مردم» که بارها از سوی فرماندهان میدان نظامی همچون سردار سید مجید موسوی، به عنوان سوخت موتور موشک‌ها، پیشران اصلی و مهم‌ترین میدان توصیف شده است.

 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار