جوان آنلاین: دختر پولداری که پنج بار سابقه سرقت دارد، با همدستش از ویلای یک تاجر در نیاوران ۷۰ میلیارد تومان اموال و یک دستگاه خودروی بنز سرقت کرد. پلیس آنها را دستگیر و خودرو و اموال را کشف کرد.
چندی قبل، تاجر سرشناسی با اداره پلیس تماس گرفت و از سرقت ۷۰ میلیارد تومانی اموال خانه ویلاییاش در منطقه نیاوران خبر داد.
او در توضیح ماجرا به مأموران گفت: «همراه خانوادهام برای چند ساعتی از خانه بیرون رفته بودیم. لحظاتی قبل وقتی وارد خانه ویلاییام شدیم، با صحنه عجیبی روبهرو شدیم. خودروی بنزم داخل پارکینگ نبود. معلوم بود سارقانی به خانهام دستبرد زدهاند. به سرعت به داخل خانه رفتیم و حدسم درست بود. چند تخته فرش نفیس و ساعتهای لوکس و تعدادی وسایل دیگر که بیش از ۷۰ میلیارد تومان ارزش داشت، به سرقت رفته بود. نمیتوانستم باور کنم کسی توانسته باشد به این راحتی وارد خانه من شود.»
ردپای حرفهای؛ درها سالم بود
با شکایت مرد تاجر، پرونده برای بررسی در اختیار تیم زبدهای از کارآگاهان پایگاه یکم پلیس آگاهی پایتخت قرار گرفت.
بررسیهای فنی در محل حادثه نشان میداد درهای ورودی سالم است و هیچ اثری از تخریب روی آنها دیده نمیشود. معلوم شد سارقان به صورت حرفهای عمل کردهاند و پس از باز کردن در خانه ویلایی و سرقت اموال و خودروی بنز، هیچ ردی از خود به جا نگذاشتهاند.
دوربینها؛ زن و مرد نقابدار
در ادامه بررسی دوربینهای مداربسته محل حادثه و اطراف آن، مأموران دریافتند سارقان زن و مرد جوانی هستند که ماسک و کلاه به سر دارند تا چهرهشان شناسایی نشود. سارقان با خودروی اچسی کراس که پلاک آن پوشیده شده بود، وارد کوچه میشوند و با کلیدی در را باز میکنند. پس از سرقت، یکی از آنها با خودروی اچسی کراس و دیگری با خودروی بنز شاکی از محل فرار میکنند.
اشتباه سارقان؛ برداشتن کاغذ از روی پلاک
در حالی که سارقان پلاک خودروشان را پوشانده بودند تا شناسایی نشوند، مأموران دوربین به دوربین آنها را تعقیب کردند. سارقان پس از طی مسافتی طولانی، برای اینکه از سوی گشتهای پلیس توقیف نشوند، کاغذ روی پلاک را برداشتند. همین سرنخ باعث شد صاحب خودرو شناسایی شود.
با بررسی پلاک، صاحب خودرو که زن میانسالی بود شناسایی شد. او زن پولداری بود که همراه خانوادهاش در یکی از خیابانهای شمال تهران زندگی میکرد و در بازجویی به مأموران گفت: «روز حادثه، خودروی اچسی کراسم در اختیار دختر جوانم به نام شیما بود.»
دختری با ۵ سابقه سرقت
بدین ترتیب، شیما تحت تعقیب قرار گرفت. بررسی سوابق او حکایت از آن داشت که این دختر ۳۰ ساله، با وجود اینکه خانوادهاش پولدار هستند و در شمال تهران زندگی میکنند، چند سابقه سرقت در کارنامهاش ثبت شدهاست. آخرین بار مدتی قبل از زندان آزاد شدهبود.
مأموران پاتوق متهم را شناسایی کردند و شیما را به همراه همدستش که او هم سارق سابقهداری بود، بازداشت کردند.
کشف بنز و اموال سرقتی
سرهنگ مهدی معمارپور، فرمانده پایگاه یکم پلیس آگاهی تهران بزرگ، درباره این خبر گفت: «متهمان پس از دستگیری از سوی کارآگاهان پلیس به پایگاه یکم منتقل شدند و به سرقت از خانه ویلایی اعتراف کردند. همچنین مأموران از مخفیگاه متهمان، خودروی بنز و چند تخته فرش نفیس سرقتی را کشف کردند. تحقیقات از متهمان برای شناسایی مابقی اموال سرقتی و سرقتهای احتمالی سارقان ادامه دارد.»
اعتیاد زندگیام را نابود کرد
شیما، دختر جوانی است که در خانوادهای مرفه زندگی میکرد، اما رفتوآمد با افراد ناباب و شرکت در میهمانیهای شبانه، او را به دام اعتیاد کشاند. به گفته خودش، از دوران کودکی به هیجان و ماجراجویی علاقه زیادی داشت. همین روحیه هیجانطلبی در نهایت باعث شد به اعتیاد روی بیاورد و برای تأمین هزینههای آن دست به سرقت بزند.
شیما، چند تا سابقه داری؟
تا الان پنج بار به اتهام سرقت و مواد مخدر بازداشت شده و به زندان رفتهام. بار آخر که آزاد شدم، فکر میکردم دیگر برنمیگردم، اما نشد.
من در زندگیام مشکل مالی نداشتم. خانوادهام در شمال تهران زندگی میکنند و هیچ کمبودی نداشتم، اما از دوران کودکی عاشق هیجان بودم. در میهمانیهای شبانه، معتاد به مواد مخدر شدم. پس از اینکه معتاد شدم، کمکم با سارقان آشنا شدم و وارد باندهای سرقت شدم. هیجان سرقت برایم جذاب بود.
با همدستت چطور آشنا شدی؟
او هم معتاد به مواد مخدر و سارق سابقهداری است. ما در پاتوق موادفروشان و خلافکاران با هم آشنا شدیم. بعد از آشنایی، تصمیم گرفتیم با هم سرقت کنیم.
در این مدت از چند خانه سرقت کردید؟
راستش، پس از اینکه از زندان آزاد شدیم، این اولین سرقت ما بود. شاید هم اگر دستگیر نمیشدیم، آخرین سرقتمان بود. چون با این سرقت پول خوبی گیرمان میآمد و میتوانستیم مدتها خوشگذرانی کنیم.
چطوری خانه ویلایی را برای سرقت انتخاب کردید؟
آن روز من خودروی مادرم را برداشته بودم و با سیروس در خیابانهای بالای شهر دور دور میکردیم. به دنبال خانهای میگشتیم که صاحبش نباشد. وقتی زنگ خانه ویلایی را زدیم و کسی جواب نداد، آن خانه را برای سرقت انتخاب کردیم. سیروس با شاهکلیدی که داشت، در را باز کرد و وارد خانه ویلایی شدیم. پس از سرقت اموال، سوئیچ خودروی بنز را دیدیم و تصمیم گرفتیم خودرو را هم سرقت کنیم.
در این مدت با خودروی بنز چه کار میکردید؟
با خودروی سرقتی در خیابانهای بالای شهر دور دور میکردیم و با خودروهای بچه پولدارها کورسهای شبانه میگذاشتیم و تفریح میکردیم. حسابی به ما خوش میگذشت.
فکر میکردید دستگیر شوید؟
نه به این زودی. البته آخر کار خلاف، دستگیری است و ما هم میدانیم، اما در این سرقت، ما حرفهای عمل کردیم. چهرهمان را پوشاندیم و اثر انگشت هم از خودمان به جا نگذاشتیم. تصور نمیکردیم به این زودی شناسایی و دستگیر شویم، اما پلیس خیلی سریعتر از چیزی که فکر میکردیم، به ما رسید.
حرف آخر؟
کاش معتاد نمیشدم.