کد خبر: 1363102
تاریخ انتشار: ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۵:۰۰
درخواست قصاص برای عامل قتل خیابان پاسداران پشت در خانه، درست لحظه‌ای که مرد ۷۲ ساله می‌خواست از ماشین پیاده شود، یک موتور سوار از راه رسید و بدون کمترین تردیدی، گلوله‌ای را به مغز او نشانه رفت
جلال مهرگان 
جوان آنلاین: پشت در خانه، درست لحظه‌ای که مرد ۷۲ ساله می‌خواست از ماشین پیاده شود، یک موتور سوار از راه رسید و بدون کمترین تردیدی، گلوله‌ای را به مغز او نشانه رفت. جنایت شامگاه دوم بهمن ۱۴۰۳ در محله پاسداران تهران اتفاق افتاد. جایی که یک اختلاف ۴۰۰ هزار دلاری و یک قطعه زمین، انگیزه آدم‌کشی سفارشی شد. حالا سه متهم این پرونده که یکی از آنها در بیمارستان لو رفت، مقابل قاضی ایستاده‌اند و هر کدام دیگری را قاتل اصلی معرفی می‌کند. اولیای‌دم برای عامل قتل درخواست قصاص و برای همدستان وی درخواست اشد مجازات کردند.
شامگاه سه‌شنبه، دوم بهمن ۱۴۰۳. هنوز چند دقیقه‌ای از تاریک شدن هوا نگذشته بود که صدای انفجار محله پاسداران تهران را به هم ریخت. عابران وحشت‌زده مرد سالخورده‌ای را دیدند که هدف شلیک گلوله قرار گرفته بود. گلوله از پشت فرمان خودرو، پیکر پیرمرد ۷۲ ساله را نشانه رفته بود. با اعلام حادثه به مرکز فوریت‌های پلیسی، مأموران پلیس در محل حاضر شدند. با حضور بازپرس و انتقال جسد به پزشکی قانونی تحقیقات جنایی در این باره به جریان افتاد. 
 
 رد پای یک موتور سوار در دوربین‌ها
کارآگاهان با بررسی دوربین‌های مداربسته اطراف، صحنه را بازسازی کردند. فیلم‌ها نشان می‌داد دو سرنشین یک موتورسیکلت، ساعت‌ها در همان حوالی کمین کرده‌بودند. یکی کلاه کاسکت داشت، دیگری نقاب زده بود. آنها دقیقه‌شماری می‌کردند تا پیرمرد از راه برسد. 
درست لحظه‌ای که خودروی مقتول مقابل خانه متوقف شد، موتورسوار او را مورد شلیک قرار داد. پیرمرد همان‌جا، پشت فرمان خودرویش جان داد. 
 
 اختلاف ملکی 
کارآگاهان اداره دهم آگاهی بلافاصله خط اختلافات مقتول را بررسی کردند. رد و بدل شدن چند نامه، چند دادخواست و چند وعده فروش زمین، گوشه‌ای از این ماجرا بود. اما یک نام بیش از همه تکرار می‌شد: «بشیر»، مرد افغانی که با مقتول اختلاف حساب ۴۰۰ هزار دلاری داشت. بشیر که در کار خرید و فروش لاستیک‌های سنگین با مقتول شریک بود، در تحقیقات اولیه انکار کرد، اما چهار ماه بعد، در بازجویی‌های تخصصی، سکوت شکست و پرده از راز جنایت برداشت‌: «با مقتول اختلاف عمیقی داشتم. چند قطعه زمین هم دستش بود. یک نفر را اجیر کردم... او با همدستی فامیلش، پیرمرد را کشت» با این اعتراف بود که مأموران به سراغ جبار (قاتل فراری) و مالک (همدست او) رفتند. 
 
 لو رفتن قاتل در بیمارستان
جبار بلافاصله پس از جنایت، خود را به بندرعباس رساند. شغل جدید گرفت، زندگی تازه‌ای ساخت و فکر می‌کرد دیگر هیچ ردپایی از او باقی نمانده است، اما تقدیر جای دیگری رقم خورده بود. چند ماه بعد، همسر جبار تصادف کرد و او ناچار به تهران بازگشت. در یکی از بیمارستان‌های پایتخت، شناسایی و بازداشت شد. جبار در همان بازجویی‌های اولیه، نفس‌های آخر انکار را رها کرد و گفت: «بشیر و مقتول اختلاف حساب ۴۰۰ هزار دلاری داشتند. بشیر می‌خواست زمینی را جای حسابشان پس بدهد. حتی چند روز قبل از ماجرا، به خانواده بشیر در افغانستان حمله شده‌بود و بشیر می‌گفت پشت این حمله مقتول بوده‌است.»
 
 مثلث اتهام در دادگاه؛ هر ۳ منکر شدند
با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده به شعبه نهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی «سجاد منافی‌آذر» رسید. در این جلسه، هر سه متهم (بشیر، جبار و مالک) مقابل اولیای‌دم ایستادند. وکیل شاکیان با درخواست قصاص برای جبار و اشد مجازات برای دو متهم دیگر گفت: «بشیر ۲۰۰ میلیون تومان پیش‌قسط به جبار داده بود. ۱۵۰ میلیون تومان دیگر هم وعده کرده‌بود. آنها مقتول را تا جلوی خانه تعقیب کردند. جبار پیرمرد را به اسم صدا زد، مطمئن شد که خودش است و بعد شلیک کرد»، اما در اقدامی غیرمنتظره، جبار که قبلاً اعتراف کرده بود، حالا همه چیز را تکذیب کرد و گفت: «بشیر از من خواسته بود برایش چکی به ارزش ۵ میلیارد تومان نقد کنم. من نقشی در قتل نداشتم. در بازجویی‌ها به خاطر وعده جلب رضایت و تهدید بچه‌ام دروغ گفتم. بشیر فیلم پسرم را در زندان برایم فرستاده بود.»
 
 انگشت‌های اتهام به سوی هم
در حالی که جبار خود را بی‌گناه نشان می‌داد، مالک (متهم به کمک در فرار و اختفای ادله) وارد میدان شد و مستقیماً جبار را قاتل معرفی کرد: «روز حادثه جبار به من زنگ زد که به دنبالش بیایم. گفت می‌خواهیم درباره کار بندرعباس صحبت کنیم. او را به پاسداران بردم. ناگهان به سمت یک پژو ۲۰۷ شیشه‌دودی رفت و شلیک کرد. ترسیدم و فقط فرار کردم. جبار از من سوءاستفاده کرد.».
اما جبار در پاسخ «مطمئنم بشیر مالک را اجیر کرده تا علیه من حرف بزند.» و بالاخره بشیر که با اتهام معاونت در قتل پای در جایگاه گذاشت، گفت: «کار‌های اداری‌ام را جبار انجام می‌داد. آن روز فقط ساعت تردد پیرمرد را به جبار گفتم تا راحت پیدایش کند. نمی‌دانستم او قصد آدم‌کشی دارد.»
رئیس دادگاه پرسید: «چرا سیمکارت جبار به نام توست؟» بشیر پاسخ داد: «اگر می‌دانستم چنین قصدی دارد، هیچ‌وقت برایش سیمکارت نمی‌خریدم.»
هیئت قضایی بعد از شنیدن آخرین دفاع متهمان و وکلای آنها وارد شور شدند. 
پرونده همچنان باز است و منتظر رأی قاضی.
برچسب ها: قصاص ، قتل ، پلیس
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار