شاگرد سابق که سالها زیر نظر استاد تکواندو تمرین کرده بود، به خاطر اختلاف مالی ۴ میلیارد تومانی، او را به قتل رساند و برای پنهان کردن جسد، خانهاش را آتش زد. قاتل دستگیر شد و به قتل اعتراف کرد. جوان آنلاین: چندی قبل، ساکنان یک ساختمان مسکونی در حوالی کلانتری ۱۰۵ سنایی، ناگهان متوجه آتشسوزی در یکی از واحدها شدند. دود سیاه از پنجرهها بیرون میزد و شعلههای آتش در حال گسترش بود. آنها بلافاصله حادثه را به آتشنشانان و پلیس گزارش دادند. آتشنشانان به سرعت در محل حاضر شدند و پس از دقایقی تلاش، آتش را مهار کردند. آتشنشانان در ادامه با جسد مرد میانسالی داخل حمام که به طرز مشکوکی جان خود را از دست دادهبود، روبهرو شدند.
شناسایی مقتول؛ مربی تکواندو
بررسیها نشان داد جسد متعلق به صاحب خانه، مرد ۵۰ سالهای به نام محسن است. او سالها در رشته تکواندو به عنوان مربی در باشگاههای مختلف فعالیت داشت. به گفته همسایهها، محسن چند سالی بود در این ساختمان تنها زندگی میکرد و دوستانش به خانه او رفت و آمد داشتند. آثار ضرب و جرح روی جسد به وضوح دیده میشد. این موضوع فرضیه مأموران را قوت بخشید که وی به احتمال زیاد به قتل رسیده و عامل قتل، خانه را آتش زده تا مرگ مربی تکواندو را حادثه آتشسوزی جلوه دهد.
ورود کارآگاهان اداره دهم
با اعلام مرگ مشکوک مربی تکواندو، تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در محل حاضر شدند و تحقیقات خود را آغاز کردند.
در حالی که تحقیقات ادامه داشت، کارشناس آتشنشانی اعلام کرد: «با توجه به شواهد و دلایل، آتشسوزی عمدی بوده و عامل آن خانه را با بنزین به آتش کشیدهاست.» از سوی دیگر، پزشکی قانونی نیز تأیید کرد که مربی تکواندو ۴۸ ساعت قبل از آتشسوزی، بر اثر برخورد جسم سخت به سر به قتل رسیدهاست.
ردزنی تا شاگرد سابق
با به دست آمدن این اطلاعات، پرونده وارد مرحله تازهای شد و تحقیقات برای شناسایی قاتل از سوی کارآگاهان جنایی ادامه پیدا کرد. تا اینکه در بررسیهای فنی، مأموران به ردپای مرد میانسالی رسیدند که روز حادثه در نزدیکی خانه مقتول دیده شدهبود. دوربینهای مداربسته نشان میداد این مرد لحظه آتشسوزی از ساختمان سراسیمه خارج میشود و فرار میکند. همسایهها اعلام کردند که این مرد از دوستان مقتول بوده و به خانه او رفت و آمد داشتهاست. بستگان مقتول نیز او را شناسایی کردند و گفتند این مرد حمید نام دارد و از شاگردان قدیمی مربی تکواندو است.
دستگیری قاتل در مخفیگاه
با شناسایی هویت قاتل، مأموران وی را تحت تعقیب قرار دادند. روز گذشته، کارآگاهان موفق شدند او را در مخفیگاهش دستگیر کنند. قاتل صبح دیروز به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد و با اظهار پشیمانی به قتل مربی تکواندو اعتراف کرد. متهم برای ادامه تحقیقات و فاش شدن زوایای پنهان این حادثه به دستور بازپرس جنایی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت.
گفتوگو با متهم | اختلاف ۴ میلیاردی؛ انگیزه قتل استاد تکواندو
قاتل، مرد ۵۳ سالهای است که خود را مهندس معرفی میکند و سالها به عنوان شاگرد، زیر نظر استاد تکواندوی مقتول تمرین کردهبود. او در اعترافات خود ادعا کرد که انگیزه قتل، اختلاف مالی ۴ میلیارد تومانی بین او و مقتول بودهاست.
حمید! چه اختلافی با مربی تکواندو داشتی؟
ما اختلاف مالی داشتیم وگرنه اختلاف دیگری با هم نداشتیم. اتفاقاً خیلی با هم دوست بودیم. من علاقه زیادی به تکواندو داشتم و به همین خاطر چند سالی زیر نظر او تکواندو کار کردم و شاگردش بودم. ما با هم رابطه خوبی داشتیم، اما چند ماه قبل، او گفت دوستانی دارد که میتواند از طریق آنها تجهیزات ورزشی وارد کند و از من خواست سرمایهگذاری کنم. گفت سود خوبی به دست میآوریم. من ۴ میلیارد تومان به او دادم، اما او نه کالایی وارد کرد و نه پولم را برگرداند.
شما فرد تحصیلکردهای هستی؛ یعنی فقط به خاطر اختلاف مالی مرتکب قتل شدی؟
بله، من مهندس هستم، اما اشتباه کردم. هر زمان از او میخواستم پولم را پسدهد، امروز و فردا میکرد و گاهی هم به تلفنهای من جواب نمیداد. حتی در خانهاش را روی من باز نمیکرد. هر روز اختلاف ما بیشتر میشد، اما تصور نمیکردم این موضوع دست مرا به خون او آلوده کند. باور کنید من قصد قتل نداشتم و این حادثه اتفاقی بود.
چه شد که روز حادثه به خانهاش رفتی؟
مدتی بود میخواستم او را ببینم و درباره طلبم با او حرف بزنم، اما او به باشگاه هم نمیآمد و تلفنهایم را جواب نمیداد. روز حادثه جلوی خانهاش رفتم و هر چقدر زنگ خانه را زدم، در را باز نکرد. میدانستم داخل خانه است و در را به روی من باز نمیکند. به همین دلیل منتظر ماندم تا اینکه یکی از همسایهها از خانه خارج شد و در ساختمان را نبست. وارد ساختمان شدم و پشت در خانهاش رفتم و در زدم. او نمیدانست که من پشت در هستم و در را باز کرد. وقتی مرا دید، نمیخواست مرا به داخل خانه راه بدهد. پایم را جلوی در گذاشتم و با هم درگیر شدیم. او را هل دادم تا وارد خانهاش شوم که تعادلش را از دست داد و سرش به دیوار برخورد کرد. او را به داخل خانه کشاندم و بعد فهمیدم که فوت کردهاست. از ترس فرار کردم.
چرا خانهاش را آتش زدی؟
وقتی فرار کردم، کلید خانهاش را برداشتم. دو روز بعد دوباره وارد خانهاش شدم و دیدم هیچکس متوجه حادثه نشدهاست. میخواستم جسد را به بیرون منتقل کنم، اما احتمال دادم همسایهها ببینند. از طرفی میدانستم جسد متعفن میشود و همسایهها متوجه میشوند یا بستگانش نگران میشوند و اعلام مفقودی میکنند. به همین دلیل تصمیم گرفتم خانه را آتش بزنم تا مرگ او را حادثه آتشسوزی جلوه دهم و هیچ ردی از خودم به جا نگذارم. مقداری بنزین تهیه کردم، جسد را به حمام کشاندم و خانه را آتش زدم و دوباره فرار کردم.
الان چه حسی داری؟
(با چشمانی اشکآلود) خیلی پشیمان هستم. کاش هرگز این کار را نمیکردم.