طبق بررسیهای آژانس بینالمللی انرژی و مؤسسات جهانی، حتی اگر بر فرض از همین امروز تنگه هرمز باز شود جوان آنلاین: طبق بررسیهای آژانس بینالمللی انرژی و مؤسسات جهانی، حتی اگر بر فرض از همین امروز تنگه هرمز باز شود و تردد به حالت قبل از جنگ برگردد، بین ۶ تا ۷ ماه طول میکشد تا بازار جهانی نفت به حالت قبل از جنگ برگردد - مشروط بر آنکه در این مدت اتفاق غیرمترقبه دیگری نیفتد. یعنی طی این مدت نمیتوان انتظار داشت که بازارهای اروپا و امریکا حالت نرمال خود را به دست آورند. در واقع این احتمال میرود که اقتصاد این کشورها وارد یک دوره تورم- رکود شود. همچنین به اذعان یک پژوهشگر امور امریکا، هزینههای سوخت برای امریکاییها به رکورد ۸۱ میلیارد دلار در ماه مارس (اسفند) رسید که ۲۰ درصد افزایش نسبت به ماه قبل داشت. انتظار میرود این رقم در ماههای آتی به طور قابل توجهی افزایش یابد. این هزینه، بهای جنگ با ایران است که تقریباً هر شهروند امریکایی از جیب خود آن را میپردازد.
با گذشت ۱۰۰ روز از آغاز حملات وحشیانه رژیم امریکا و نیروی نیابتیاش، رژیم صهیونیستی، به کشورمان، پیامدهای اقتصادی جنگ بسیار فراتر از انتقال انرژی از تنگه هرمز گسترش یافته است. بسته شدن چند فرودگاه بینالمللی از جمله فرودگاه دبی (که پرترافیکترین قطب هوایی جهان برای جابهجایی مسافر و بار به شمار میرود) نزدیک به یکپنجم ظرفیت حمل بار هوایی جهان را متوقف کرده است. در نتیجه، زنجیره تأمین کالاهای استراتژیک مانند قطعات الکترونیکی پیشرفته، داروهای حیاتی و فلزات گرانبها (که عمدتاً از طریق هوا جابهجا میشوند) نیز دچار سکته شده است.
طبق بررسی یک نشریه روسی، هر شهروند امریکایی در قبال بسته بودن تنگه هرمز در نتیجه جنگافروزی امریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه هزینه پرداخت میکند. به گزارش مهر، نشریه روسی «مسکوفسکی کومسومولتس» با اشاره به هزینههایی که امریکاییها در نتیجه محاصره تنگه هرمز میپردازند، نوشت که «مالک دوداکوف»، پژوهشگر امور امریکا، در کانال تلگرام خود نوشت: هزینههای سوخت برای امریکاییها به رکورد ۸۱میلیارد دلار در ماه مارس رسید که ۲۰ درصد افزایش نسبت به ماه قبل داشت. انتظار میرود این رقم در ماه مه به طور قابل توجهی افزایش یابد. این هزینه، بهای جنگ در ایران است که تقریباً هر شهروند امریکایی از جیب خود آن را میپردازد. بر اساس این گزارش، شرکت هواپیمایی اسپریت ایرلاینز به دلیل عدم توانایی در تحمل پیامدهای جنگ در ایران و بحران سوخت ورشکسته شد. این شرکت معروف امریکایی ۱۷هزار کارمند و حدود ۱۳۰هواپیما داشت و هفتمین شرکت هواپیمایی بزرگ در امریکا به شمار میرفت.
از سوی دیگر، قیمت بلیت هواپیما بین ۵۰ درصد تا ۲۰۰ درصد افزایش یافته است. همچنین شرکتهای هواپیمایی مجبور شدهاند پروازهای خود را تا ۱۵درصد کاهش دهند تا در مصرف سوخت صرفهجویی کنند. در حالی که شرکتهای هواپیمایی امریکایی و اروپایی پروازهای خود را کاهش داده و ورشکستگی خود را اعلام میکنند، شرکتهای چینی (که ذخایر سوخت عظیمی دارند و میتوانند از طریق حریم هوایی روسیه پرواز کنند) سهم بازار آنها را به دست میآورند. بر اساس این گزارش، رنج شهروندان امریکایی تنها به افزایش هزینههای سفر هوایی محدود نمیشود. افزایش شدید قیمت سوخت، ۴۴ درصد از ساکنان امریکا را مجبور به کاهش استفاده از خودروهای خود کرده است و یک سوم از آنها سفرهای خود در تعطیلات را لغو کردهاند.
بنابر اعلام یکی از کارشناسان امریکایی، صادرات نفت این کشور به رکورد ۴/۶ میلیون بشکه در روز رسیده است، با این حال، هیچ رشدی در تولید نفت شرکت شل مشاهده نشده است و امریکا همان مقدار تولیدات قبل از جنگ را دنبال میکند؛ لذا به نظر میرسد که این، ذخایر نفت تجاری و دولتی امریکا است که بهفروش میرسند. اقتصاد امریکا اثرات کمبود سوخت را به صورت ملموس احساس میکند و پیامدهای آن را که شامل افزایش شدید قیمتها، رکود تورمی و کمبود عرضه است، میپذیرد. به این ترتیب، ادامه این روند تا تابستان میتواند فاجعهبار باشد.
قبض جنگافروزی امریکا سر سفرههای غذا پرداخت میشود
در کشاورزی، کمبود اوره (کودی که از گاز طبیعی تولید میشود) عملکرد محصولات کشاورزی جهان را برای فصول آینده تهدید میکند و این خطر را ایجاد میکند که «قبض» این جنگ ممکن است برای سالها بر سر سفرههای غذا پرداخت شود.
موریس آبستفلد، استاد بازنشسته دانشگاه کالیفرنیا، برکلی و اقتصاددان ارشد سابق صندوق بینالمللی پول (IMF)، به «نیو عرب» گفت: «اگر توقف حرکت کود برای چند ماه دیگر ادامه یابد، عملکرد برداشتهای آینده بهطرز چشمگیری کاهش مییابد و تأثیرات ویرانگری بر آسیبپذیرترین مردم جهان خواهد داشت. یک نسل کامل از کودکان در کشورهای فقیرتر دچار عقبماندگی رشدی خواهند شد.»
برنامه جهانی غذا (WFP) اعلام کرده است که اختلالات مداوم ناشی از درگیری ممکن است تا اواسط سال ۲۰۲۶، ۴۵ میلیون نفر دیگر را به سمت گرسنگی شدید سوق دهد و به طور بالقوه تعداد گرسنگان جهان را به رکورد حدود ۳۶۳ میلیون نفر برساند. آبستفلد افزود: «متأسفانه با رهبری قدرتهای بزرگ، ما شاهد ابزاری شدن سیاست اقتصادی در طیف وسیعی از ابزارها و طیفی از اهداف ژئوپلیتیکی هستیم.»
پیشبینی صندوق بینالمللی
صندوق بینالمللی پول پیشبینی رشد جهانی خود را برای سال ۲۰۲۶ به ۱/۳ درصد کاهش داده است، اما بسته شدن طولانی مدت به راحتی میتواند باعث رکود کامل جهانی شود. بانکهای مرکزی خود را در وضعیت بسیار دشواری میبینند، زیرا نمیتوانند نرخهای بهره را برای حمایت از رشد کاهش دهند بدون اینکه تورم ناشی از انرژی را تشدید کنند.
تخریب زیرساختهای فیزیکی و تغییر مسیر مسیرهای تجاری جهانی به این معناست که ممکن است پیامدهای اقتصادی این دو ماه گذشته تا دهه ۲۰۳۰ میلادی احساس شود.
هشدار درباره تأثیر بسته ماندن تنگه هرمز بر قیمت مواد غذایی
برنامه جهانی غذا در گزارشی هشدار داد که ادامه بسته ماندن تنگه هرمز به شدت بر قیمت مواد غذایی و انرژی تأثیر میگذارد. برنامه جهانی غذا در ادامه گزارش خود اعلام کرد: ذخایر کمکهای ما تا پایان ماه آینده کافی است و کشتیهای ما به دلیل بسته بودن تنگه هرمز سرگردان هستند. در ادامه گزارش این نهاد بینالمللی تأکید شده است که ارسال کمکها به سومالی به دلیل ادامه بسته بودن تنگه هرمز مختل شده است.
۵ سال طول میکشد تولید نفت به شرایط عادی بازگردد
سایت «نیو عرب» در مقالهای به بررسی تأثیرات جنگ با ایران بر آینده اقتصاد جهانی پرداخته و میگوید: جنگ امریکا و اسرائیل علیه ایران واکنش زنجیرهای را آغاز کرده است که به بزرگترین اختلال در عرضه نفت در تاریخ مدرن انجامیده است. محاصره طولانیمدت تنگه هرمز نه تنها میتواند تأثیر اقتصادی حمله روسیه به اوکراین را ناچیز جلوه دهد، بلکه میتواند از اثرات ترکیبی آن جنگ، تحریم نفتی اوپک عرب در سال ۱۹۷۳ و شوک انقلاب ۱۹۷۹ ایران نیز فراتر رود. در واقع، بحران کنونی نشاندهنده یک تغییر پارادایم بزرگ است: هم محاصره فیزیکی یک گلوگاه حیاتی و هم تخریب زیرساختهای تولیدی که آن را تغذیه میکند. اگرچه راهحل سریع درگیری و بازگشایی هرمز تا حدی فشار را بر اقتصاد جهان کاهش میدهد، حتی دو ماه محاصره احتمالاً باعث آسیب دائمی میشود.
شریانی که از حرکت بازماند
برای درک بزرگی «شریانی که از حرکت بازماند»، مهم است که میزان عبور روزانه ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه نفت و یک پنجم گاز طبیعی مایع (الانجی) جهان را که پیش از جنگ از تنگه عبور میکرد، در نظر گرفت. اگرچه خطوط لوله جایگزین از طریق عربستان و امارات وجود دارد، اما ظرفیت جبران محاصره کامل هرمز را ندارند. تا ماه مارس، تلفات تولید در سراسر خلیج فارس به ۷/۶ تا ۱۰میلیون بشکه در روز رسید. آژانس بینالمللی انرژی (که به ندرت اغراق میکند) این را بزرگترین بحران عرضه در تاریخ خود نامید. به گفته گلدمن ساکس، علیرغم آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک توسط کشورهای عضو، جریان نفت همچون قطرهای ناچیز است و بیش از ۹۰درصد نسبت به اوج خود کاهش یافته است، در حالی که تولید کلی خلیج فارس حدود ۵۷درصد کمتر از سطوح قبل از جنگ است. شوک قیمتی بیسابقه و پایدار بوده است. نفت برنت که پیش از شروع جنگ ۷۲دلار در هر بشکه معامله میشد، در ماه مارس از ۱۲۰دلار فراتر رفت. قیمتها همچنان در «دامنه بحرانی» ۹۵ تا ۱۱۰ دلار باقی مانده است.
تحلیلگران صندوق بینالمللی پول و سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) پیشنهاد میکنند که حتی توقف کامل درگیریها نیز بازگشت سریع نفت ۷۰ دلاری را به همراه نخواهد داشت. تخریب فیزیکی پالایشگاهها، کارخانههای الانجی و تأسیسات نمکزدایی حاکی از آن است که در یک سناریوی بدبینانه، زمان بازسازی میتواند سه تا پنج سال طول بکشد.
بحران شدید گاز
علاوه بر این، بحران گاز نیز به همان اندازه شدید است. مجتمع راس لافان قطر، بزرگترین تأسیسات صادراتی الانجی جهان، مستقیماً مورد اصابت قرار گرفت و وابستگی آن به تنگه برای صادرات، قیمتهای نقدی الانجی در آسیا را ۱۴۰ درصد افزایش داد. این امر یک آسیبپذیری استراتژیک عمیق برای اروپا ایجاد میکند. اروپا پس از جنگ اوکراین، سالها را صرف دور شدن از گاز روسیه به سمت انرژی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) کرده بود، اما بحران اخیر فشار بیشتری بر اقتصادهای آنها وارد کرده است. تهدید اصلی «رکود تورمی» است، ترکیبی فلجکننده از تورم فزاینده و رشد اقتصادی راکد که میتواند دههها طول بکشد و جهان را وارد دوران جدیدی از بیثباتی اقتصادی کند.
آینده و رشد راکد، با آلمان و ایتالیا در معرض خطر ویژه
با این حال، سازمانهایی مانند تحقیقات آلیانس و آکسفورد اکونومیکس هشدار دادهاند که محاصره مداوم هرمز حتی میتواند منطقه یورو، و به ویژه اقتصادهای وابسته به انرژی را به سمت رکود کامل سوق دهد. برخلاف جنگ اوکراین که اقتصادهای شورای همکاری خلیج فارس از قیمتهای بالاتر نفت سود بردند، آسیب به زیرساختها به این معناست که کشورهای حاشیه خلیج فارس اکنون با یک وضعیت اضطراری انسانی و اقتصادی خاص خود دست و پنجه نرم میکنند.
از شوک قیمتی تا وضعیت اضطراری اقتصادی
امور مالی داخلی خلیج فارس نیز داستانی به همان اندازه آشفته را روایت میکند، زیرا دولتها به طور همزمان با خسارت عظیم زیرساختی و حفظ ثبات ارز خود دست و پنجه نرم میکنند. کارن یانگ، پژوهشگر ارشد در مرکز سیاست انرژی جهانی دانشگاه کلمبیا گفت: «گلدمن ساکس تخمین میزند که برای کل شورای همکاری خلیج فارس، نیاز خالص استقراض دولت از حدود ۷/۱ میلیارد دلار در هفته به ۵/۳ میلیارد دلار از ماه مارس تاکنون دو برابر شده است.»
بر اساس این گزارش، فراتر از نفت، فشار قابل توجهی بر بخش بانکی نیز وجود دارد. دکتر یانگ تأکید میکند که «یک خط مبادله ارزی به عنوان یک شبکه ایمن عمل میکند تا اطمینان حاصل شود که بانکهای امارات میتوانند نقدینگی دلاری را بدون کاهش ذخایر ارزی ملی، در صورت وخیمتر شدن درگیری ایران و تقاضای قابل توجه برای دلار از سوی شرکتها، ساکنان و خود بانکها، دریافت کنند.»
پیشبینی میشود چندین اقتصاد از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در سال ۲۰۲۶ دچار انقباض شوند. آکسفورد اکونومیکس پیشبینی میکند که تولید ناخالص داخلی شورای همکاری امسال ۲/۰ درصد انقباض یابد و منطقه را به سمت بدترین بحران اقتصادی خود از زمان همهگیری کووید- ۱۹ سوق دهد. از آنجایی که کشورهای شورای همکاری ۷۰ درصد غذای خود را وارد میکنند، اختلال در مسیرهای دریایی وضعیت اضطراری در تأمین مواد غذایی فروشگاهی ایجاد کرده است و قیمت مواد غذایی مصرفی تا ۱۲۰ درصد جهش کرده است.
یک شوک جهانی سیستماتیک
در حالی که تمرکز قابل توجهی بر بخش نفت و گاز وجود دارد، پیامدهای آن در بخشهای دیگر نیز گسترده است و پیامدهای آشکاری برای آسیبپذیرترین مردم جهان دارد. آثار ژئوپلیتیکی به شدت نابرابر است و منطقه آسیا و اقیانوس آرام سنگینترین بار را تحمل میکند. چین، هند، ژاپن و کره جنوبی قبلاً ۷۵ درصد صادرات کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) را جذب میکردند و کاهش تولید ناخالص داخلی ناشی از آن (که بین ۰. ۳ تا ۸/۰ واحد درصد تخمین زده میشود) نشاندهنده صدها میلیارد دلار کاهش تولید است. آدام پوسن، رئیس مؤسسه اقتصاد بینالملل پترسون (PIIE)، گفت که او «سه ضربه همزمان» را تشخیص میدهد که در حال حاضر به اقتصادهای با درآمد کم و متوسط (LMIEs) وارد میشود.
او خاطرنشان کرد که این موارد عبارتند از: «قیمتهای بالاتر مواد غذایی و انرژی؛ جریان سرمایه به سمت دلار به عنوان پناهگاهی موقت که باعث کاهش ارزش پولهای محلی و گرانتر شدن این واردات میشود؛ نیاز به سیاست پولی انقباضی در داخل با دور شدن بانکهای مرکزی کشورهای جی۷ از سیاست انبساطی».
همچنین آثار صنعتی به طور خودتأییدی در حال تشدید شدن است. کشتیرانی و لجستیک به دلیل افزایش حق بیمه ریسک جنگی کاملاً برهم خورده است و کشتیها را مجبور میکند از دماغه امید نیک (آفریقای جنوبی) عبور کنند که دو هفته به زمان حملونقل و هزینههای سوخت عظیمی میافزاید. این امر منجر به ازدحام بنادر و کمبود عرضه برای تولیدکنندگان شده است. صنایع از هوانوردی گرفته تا پتروشیمی به دلیل افزایش شدید هزینههای نهاده، با کاهش تولید یا توقف کامل مواجه هستند.