زلزلهای که با درگیری لفظی بین ترامپ و مرتس آغاز شد، ممکن است در نهایت به فروپاشی بنای ۸۰ ساله امنیت جهانی منجر شود که به معنای انزوای بیش از پیش آمریکا در جهان خواهد بود. جوان آنلاین: حتی اگر بپذیریم که آمریکا از اروپا قویتر است، اما این لزوماً به این معنی نیست که تنش بین دو متحد سنتی به طرف قویتر نیز آسیب نرساند. کافی است بدانیم که اگر آمریکا اعتماد اروپا به عنوان بزرگترین متحد خود، را از دست بدهد، با همین سرنوشت در مورد سایر متحدانش در سایر نقاط جهان تهدید خواهد شد.
به گزارش مهر، تش بین آمریکا و اروپا که با دانمارک، اسپانیا و ایتالیا آغاز شده بود، با درگیری لفظی بین دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا و فریدریش مرتس صدراعظم آلمان به اوج خود رسید. در پی این تنش، مرتس لحن خود را در برابر آمریکاییها تندتر کرد و گفت که آنها توسط ایران تحقیر شدهاند و در مقابل ترامپ با اظهارات عصبی و تصمیماتی از جمله افزایش تعرفهها و طرحی برای خروج ۵۰۰۰ نظامی آمریکایی از آلمان به این تنش پاسخ داد.
این رقم در مقایسه با حجم حضور نظامی آمریکا در آلمان که در دسامبر گذشته به بیش از ۳۶ هزار نظامی رسیده است، اندک است؛ اما مطمئناً پیامی بزرگ از سوی ترامپ بود، مبنی بر اینکه آلمان و کل اروپا ممکن است شرایط مشابهی را تجربه کنند.
الجزیره در مقالهای با اشاره به این اختلافات مینویسد که در حقیقت، درگیری سیاسی و رسانهای بین ترامپ و مرتس صرفاً یک اختلاف موقت بین دو رهبر غربی نیست، بلکه یکی از شاخصهای شکاف فزاینده در روابط تاریخی بین آمریکا و اروپا به شمار میرود.
این مقاله میافزاید که از پایان جنگ جهانی دوم، استراتژی آمریکا بر جلوگیری از ظهور یک قدرت مسلط در اروپا و پیوند امنیت و منافع قاره با آمریکا از طریق پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و نهادهای اقتصادی غربی استوار بود؛ لذا حضور آمریکا در اروپا صرفاً برای «حمایت از متحدان» نبود، بلکه ابزاری برای تضمین نفوذ جهانی آمریکا و جلوگیری از پر کردن هرگونه خلأ استراتژیک توسط روسیه یا چین بود. ترامپ اما، چه در دوره اول و چه در این دوره، نشان داد که به این معادله با دیدی متفاوت نگاه میکند.
او معتقد است که کشورش بار مالی و نظامی عظیمی را متحمل میشود و اروپا از نظر اقتصادی و امنیتی از آمریکا بهره کشی میکند. استراتژی اخیر آمریکا نشان داد که سیاست آمریکا به جای اروپا بر مناطق دیگری مانند چین و آمریکای جنوبی متمرکز است.
گرچه صحبت از خروج کامل آمریکا از ائتلاف با اروپا هنوز اغراقآمیز است، اما به نظر میرسد ترامپ مایل به «بازسازی رابطه با اروپا» است، اما به راحتی نمیتواند ساختار استراتژیکی را که واشنگتن در طول حدود هشت دهه بنا کرده است، برچیند. از سوی دیگر از نظر قانون اساسی، اقدامی نظیر خروج از ناتو نمیتواند صرفاً با تصمیم رئیسجمهور انجام شود، بلکه نیاز به قانون کنگره یا موافقت دو سوم آراء در سنا دارد.
دستاوردهای احتمالی آمریکا در جدایی از اروپا
اگر واشنگتن به سمت کاهش تعهدات اروپایی خود حرکت کند، اولین چیزی که ممکن است به دست آورد، کاهش بخشی از بار نظامی و مالی بر خود است. حامیان ترامپ معتقدند که آمریکا سالانه میلیاردها دلار برای حفظ حضور نظامی در خارج از کشور هزینه میکند، در حالی که این پول میتواند به داخل آمریکا هدایت شود.
همچنین، کاهش تعهدات در قبال اروپا ممکن است به واشنگتن توانایی بیشتری برای تمرکز بر آسیا بدهد، جایی که چین در دهههای آینده جدیترین چالش استراتژیک محسوب میشود.
همچنین منافع تجاری مربوط به استفاده از امنیت به عنوان یک کالای چانهزنی از سوی واشنگتن برای به دست آوردن مزایای اقتصادی از کشورهای اروپایی وجود دارد. از این منظر، عقبنشینی جزئی از اروپا به معنای «انزوای کامل» نیست، بلکه به معنای باز توزیع منابع به سمت اقیانوسهای هند و آرام است.
برخی از محافظهکاران آمریکایی نیز معتقدند که فشار بر اروپا ممکن است آنها را به جای اتکای تقریباً دائمی به قدرت آمریکا، به سمت پذیرش مسئولیتهای دفاعی خود سوق دهد.
خسارات آمریکا در طلاق سیاسی از اروپا
الجزیره با اشاره به اینکه «زیان آمریکا در جدایی از اروپا میتواند بیشتر از منافع آن باشد»، تصریح کرد که خروج آمریکا از ائتلاف با اروپا عاری از خطرات استراتژیک و بزرگ نیست. قدرت آمریکا پس از جنگ جهانی دوم فقط بر اقتصاد و سلاح استوار نبود، بلکه بر شبکه گسترده ائتلافهایی استوار بود که واشنگتن را از نظر سیاسی، نظامی و اقتصادی مرکز جهان غرب قرار داد؛ لذا اروپا صرفا یک متحد عادی نیست، بلکه بزرگترین شریک اقتصادی و سیاسی آمریکا نیست، بلکه نماینده حجم بالایی از رویکردهای دیپلماتیک، فناوری و صنعتی است.
اتحادیه اروپا نیز در اولین واکنش خود پس از تصمیم واشنگتن برای خروج برخی از نظامیان خود از آلمان، بر این تأکید کرد که حضور نیروهای آمریکایی در اروپا نیز به نفع واشنگتن است.
وبسایت آیپیپر در این رابطه مینویسد که پایگاههای آمریکایی در اروپا از اهمیت لجستیکی بالایی برای حمایت از عملیات نظامی آمریکا در مناطقی مانند خاورمیانه برخوردارند؛ بنابراین خروج تعداد زیادی از نیروها از اروپا منافع استراتژیک آمریکا را تضعیف خواهد کرد.
این وبسایت انگلیسی به نقل از وین ریس، استاد بازنشسته علوم سیاسی و روابط بینالملل در دانشگاه ناتینگهام، تأکید میکند که هرگونه اقدام آمریکا در خاورمیانه -به عنوان مثال- نیاز به انتقال داراییها از اروپا خواهد داشت و بنابراین، خروج این داراییها به معنی «بریدن دست خود آمریکا» خواهد بود.
این وبسایت به نقل از نوئل حاجی میکائیل، رئیس مرکز تحقیقات دفاع و امنیت در لندن، تأکید میکند که اروپای قوی، منسجم، انعطافپذیر و دموکراتیک در نهایت به نفع آمریکا است.
«لیناس کوجالا» متخصص امور اروپا نیز در همین راستا در نیویورک تایمز نوشت: آمریکاییها ممکن است بعدها از تضعیف یکی از مهمترین سرمایهگذاریهای استراتژیک خود در اروپا پشیمان شوند؛ زیرا حضور نظامی در آنجا تنها از اروپاییها محافظت نمیکند، بلکه به واشنگتن نفوذ جهانی، عمق لجستیکی و توانایی مدیریت بحرانها از خاورمیانه تا اوکراین را میدهد.
به نوشته الجزیره، آسیبهای آمریکا از قطع روابط با اروپا به جنبه نظامی محدود نمیشود، بلکه میتواند خسارات اقتصادی و تجاری عظیمی را به همراه داشته باشد، به ویژه که اتحادیه اروپا بزرگترین شریک تجاری آمریکا و بزرگترین منبع سرمایهگذاری مستقیم خارجی در اقتصاد آن است.
به این ترتیب خسارات اقتصادی و تجاری از دست دادن بزرگترین شریک تجاری برای ترامپ شامل موارد زیر است:
- از دست دادن نفوذ استراتژیک و نظامی؛ پایگاههای نظامی آمریکا در اروپا در حال حاضر کنترل خطوط کشتیرانی در اقیانوس اطلس و مدیترانه را تضمین میکنند که شریان حیاتی تجارت جهانی هستند.
- خلأ ژئوپلیتیک کشنده؛ اگر آمریکا از اروپا عقبنشینی کند، ممکن است نفوذ قدرتهایی مانند چین در این مناطق بیشتر شود.
- ضعف جایگاه بینالمللی و قدرت نرم؛ کنار گذاشتن متحد اروپایی توسط آمریکا باعث نگرانی سایر متحدان خواهد شد و آنها سرنوشت مشابهی را برای خود پیشبینی خواهند کرد و به دنبال جایگزینهای دیگر بر خواهند آمد.
بحران موقت یا آغاز عصری جدید
گرچه هنوز نمیتوانیم بگوییم که آمریکا به سمت قطع رابطه واقعی با اروپا پیش میرود، اما آنچه مسلم است اینکه این رابطه در حال گذراندن مرحلهای از بازتعریف عمیق است. جهانی که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت، به سرعت در حال تغییر است، و آمریکا دیگر به ائتلافهای سنتی به همان شیوهای که نسلهای جنگ سرد نگاه میکردند، نمینگرد.
دوری استراتژیک کامل از اروپا گرچه در کوتاهمدت برای آمریکا پول، تواناییهای نظامی و فضای مانور سیاسی فراهم میکند، اما در بلندمدت، باعث میشود آمریکا نفوذ خود، وفاداری متحدانش، اهرمهای فشار اقتصادی و کنترل ژئوپلیتیک خود را از دست بدهد.
در نهایت، این نگرانی برای واشنگتن وجود دارد که زلزلهای که با درگیری لفظی بین ترامپ و مرتس آغاز شد و راه را برای بیان برخی از ناگفتهها باز کرد، ممکن است در نهایت به فروپاشی بنای امنیت جهانی که ۸۰ سال دوام آورده، منجر شود و این به معنای طوفانهای شدیدتر در جهانی آشفته خواهد بود.