کد خبر: 1361255
تاریخ انتشار: ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۵:۲۰
اروپای پساچتر اتمی امریکا تهدید‌های مکرر برای کاهش حضور نظامی امریکا در اروپا باعث شده اعتماد به چتر امنیت هسته‌ای واشینگتن به شکل محسوسی تضعیف شود و در چنین فضایی، بحث درباره بازدارندگی هسته‌ای اروپایی از حاشیه به متن آمده است
داود طالبی
جوان آنلاین: بیانیه مشترک سفر اخیر پوتین به پکن بندی دارد که می‌گوید: «طرفین در رابطه با اظهارات تعدادی از کشور‌های به طور رسمی غیرهسته‌ای اتحادیه اروپا به نفع دستیابی به سلاح هسته‌ای ابراز نگرانی کرده و از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می‌خواهند که توجه ویژه‌ای به این موضوع داشته باشد و همچنین بر کنترل مناسب مواد و فعالیت‌های هسته‌ای در چنین کشور‌هایی اطمینان حاصل کند.» 
این بیانیه اگرچه در ظاهر تنها یک بند دیپلماتیک درباره نگرانی از اظهارات برخی کشور‌های غیرهسته‌ای اروپایی است، اما در واقع بازتاب یک تحول عمیق‌تر در معماری امنیتی اروپاست. تحولی که به آرامی، اما پیوسته، یکی از بنیادی‌ترین ستون‌های نظم امنیتی پس از جنگ سرد را فرسایش داده است. نگرانی از تمایل برخی کشور‌های اتحادیه اروپا برای دستیابی به سلاح هسته‌ای یا مشارکت در سازوکار‌های بازدارندگی هسته‌ای، نه فقط یک موضع‌گیری سیاسی، بلکه نشانه‌ای از تغییر پارادایم در امنیت قاره‌ای است که هفت دهه بر پایه اتکای گسترده به چتر هسته‌ای ایالات متحده شکل گرفته بود. اکنون این نظم در حال تغییر است و بحث‌هایی که تا چند سال پیش در اروپا تابو محسوب می‌شدند، از جمله امکان مشارکت در بازدارندگی هسته‌ای یا حتی توسعه ظرفیت‌های بومی، به طور فزاینده‌ای وارد جریان اصلی سیاست امنیتی شده‌اند. 
این تحول را نمی‌توان تنها با یک عامل توضیح داد. مجموعه‌ای از تحولات ژئوپلیتیک طی سال‌های اخیر، از جنگ اوکراین گرفته تا تنش‌های فزاینده در خاورمیانه و تغییرات در سیاست خارجی امریکا، باعث شده که بسیاری از دولت‌های اروپایی در مورد بنیان‌های سنتی امنیت خود بازاندیشی کنند. بازگشت ترامپ به قدرت در ایالات متحده و رویکرد معامله‌گرایانه او به تعهدات امنیتی امریکا، یکی از مهم‌ترین محرک‌های این بازنگری بوده است. ترامپ بار‌ها از متحدان اروپایی خواسته سهم بیشتری در تأمین امنیت خود بپردازند و حتی در برخی موارد به صراحت این پرسش را مطرح کرده است که چرا ایالات متحده باید هزینه دفاع از کشور‌هایی را بپردازد که خود سرمایه‌گذاری کافی در امنیت‌شان نمی‌کنند. چنین اظهاراتی در کنار تهدید‌های مکرر برای کاهش حضور نظامی امریکا در اروپا، باعث شده اعتماد به چتر امنیتی واشینگتن به شکل محسوسی تضعیف شود. در چنین فضایی، بحث درباره بازدارندگی هسته‌ای اروپایی از حاشیه به متن آمده است. در گذشته، ساختار امنیتی اروپا بر نوعی تقسیم کار استراتژیک استوار بود؛ ایالات متحده تضمین‌کننده نهایی امنیت هسته‌ای قاره بود و در مقابل، کشور‌های اروپایی بر توسعه اقتصادی و سیاسی خود تمرکز می‌کردند، اما اکنون این مدل در معرض بازنگری قرار گرفته است. بسیاری از سیاستمداران و تحلیلگران اروپایی به این نتیجه رسیده‌اند که در جهانی که رقابت قدرت‌های بزرگ دوباره در حال تشدید است، اتکای مطلق به یک قدرت خارجی برای تضمین امنیت، ممکن است دیگر گزینه‌ای پایدار نباشد. آلمان به نقطه کانونی این بحث تبدیل شده است، کشوری که پس از جنگ جهانی دوم به طور سیستماتیک از هرگونه برنامه هسته‌ای نظامی فاصله گرفته بود و حتی در گفتمان سیاسی خود نوعی هنجار ضد هسته‌ای ایجاد کرده بود، اکنون با واقعیتی جدید مواجه است. 
 
 شکاف در معماری امنیتی اروپا
نخستین و مهم‌ترین گزینه‌ای که در اروپا مورد بحث قرار گرفته، مفهوم «بازدارندگی اروپایی» است. مدلی که در آن فرانسه و بریتانیا به عنوان تنها قدرت‌های هسته‌ای قاره، نقش مرکزی در تأمین امنیت هسته‌ای اروپا ایفا می‌کنند. این ایده به ویژه از سوی امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، با جدیت دنبال شده است. مکرون سال‌هاست که استدلال می‌کند اروپا باید «خودمختاری استراتژیک» بیشتری به دست آورد و برای این منظور، ظرفیت‌های دفاعی خود شامل بازدارندگی هسته‌ای را تقویت کند. پیشنهاد فرانسه در ساده‌ترین شکل خود این است که چتر هسته‌ای پاریس به طور رسمی به عنوان یک تضمین امنیتی برای سایر کشور‌های اروپایی در نظر گرفته شود. این می‌تواند شامل سازوکار‌هایی مانند مشورت‌های راهبردی، مشارکت در برنامه‌ریزی هسته‌ای و حتی همکاری عملیاتی باشد. در برخی سناریوها، حتی پیشنهاد شده هواپیما‌های کشور‌های غیرهسته‌ای اروپایی بتوانند در شرایط خاص، تسلیحات هسته‌ای فرانسه یا بریتانیا را حمل کنند. مدلی که شباهت‌هایی با ترتیبات «اشتراک هسته‌ای» ناتو دارد، اما این ایده با چالش‌های جدی نیز روبه‌رو است. نخست آنکه فرانسه همواره بر استقلال کامل تصمیم‌گیری هسته‌ای خود تأکید کرده است و بعید به نظر می‌رسد که حاضر باشد کنترل نهایی زرادخانه خود را با دیگر کشور‌ها به اشتراک بگذارد. دوم آنکه برخی کشور‌های اروپایی نسبت به پیامد‌های سیاسی و حقوقی چنین ترتیباتی نگران هستند. هرگونه گسترش عملی چتر هسته‌ای فرانسه ممکن است با تعهدات بین‌المللی در چارچوب پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای در تعارض قرار گیرد یا دست‌کم باعث تفسیر‌های بحث‌برانگیز از این پیمان شود. 
در کنار این گزینه، بحث درباره توسعه ظرفیت‌های هسته‌ای مستقل نیز در برخی کشور‌ها مطرح شده است. لهستان یکی از مهم‌ترین نمونه‌هاست. رهبران این کشور بار‌ها تأکید کرده‌اند که در مواجهه با تهدیدات امنیتی فزاینده در اروپای شرقی، باید همه گزینه‌ها شامل توسعه ظرفیت‌های بازدارندگی مستقل را روی میز نگه داشت. این موضع بازتاب نگرانی عمیق ورشو از محیط امنیتی پیرامون خود است، به‌ویژه در سایه جنگ اوکراین و روابط پرتنش با روسیه. در آلمان نیز اگرچه دولت رسمی همچنان بر پایبندی به تعهدات بین‌المللی تأکید دارد، اما در فضای سیاسی و نظامی بحث‌هایی درباره امکان بازنگری در سیاست‌های سنتی امنیتی مطرح شده است. برخی تحلیلگران آلمانی استدلال می‌کنند که اگر اروپا واقعاً به دنبال خودمختاری راهبردی است، باید در نهایت درباره مسئله بازدارندگی هسته‌ای نیز تصمیمی روشن بگیرد. در غیر این صورت، هرگونه پروژه دفاعی اروپایی ناقص باقی خواهد ماند. با این حال، حرکت به سوی یک اروپا با قابلیت‌های هسته‌ای گسترده‌تر پیامد‌های ژئوپلیتیک قابل‌توجهی خواهد داشت. از دید روسیه و چین، چنین تحولی می‌تواند به معنای تضعیف بیشتر رژیم جهانی منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای باشد. اگر کشور‌های غیرهسته‌ای اروپایی شروع به مشارکت فعال‌تر در سازوکار‌های هسته‌ای کنند، ممکن است سایر مناطق جهان نیز چنین الگویی را دنبال کنند، به همین دلیل است که بیانیه مشترک مسکو و پکن تلاش کرده است توجه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را به این روند جلب کند. 
 
 آینده بازدارندگی در اروپا
یکی از مهم‌ترین پرسش‌هایی که در این بحث مطرح می‌شود این است که آیا اروپا واقعاً آماده ورود به یک دوره جدید از رقابت هسته‌ای است یا نه. از یک سو، انگیزه‌های امنیتی برای تقویت بازدارندگی به وضوح در حال افزایش است. جنگ اوکراین نشان داده که جنگ‌های بزرگ در اروپا دیگر غیرقابل تصور نیستند. از سوی دیگر، بسیاری از کشور‌های اروپایی همچنان به‌شدت به هنجار‌های عدم اشاعه پایبند هستند و تمایلی ندارند که به عنوان آغازگر یک موج جدید هسته‌ای‌سازی شناخته شوند. عامل اقتصادی نیز در این میان نقش مهمی دارد. توسعه یک برنامه هسته‌ای نظامی بسیار پرهزینه و پیچیده است و حتی کشور‌های پیشرفته صنعتی نیز برای اجرای آن به سرمایه‌گذاری‌های عظیم و زیرساخت‌های گسترده نیاز دارند. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که گزینه واقع‌بینانه‌تر برای اروپا، نه ساخت بمب‌های هسته‌ای جدید، بلکه ایجاد ترتیبات بازدارندگی مشترک در چارچوب همکاری‌های موجود خواهد بود. در این سناریو، احتمالاً شاهد نوعی مدل ترکیبی خواهیم بود. فرانسه و بریتانیا همچنان صاحبان اصلی سلاح‌های هسته‌ای در اروپا باقی خواهند ماند، اما نقش آنها در امنیت جمعی قاره پررنگ‌تر خواهد شد. کشور‌های دیگر ممکن است در برنامه‌ریزی، تأمین مالی یا پشتیبانی عملیاتی این بازدارندگی مشارکت کنند، بدون آنکه به طور رسمی به قدرت‌های هسته‌ای تبدیل شوند. با این حال، حتی چنین مدلی نیز می‌تواند پیامد‌های عمیقی برای نظم امنیتی جهانی داشته باشد. اگر اروپا به سمت یک بازدارندگی هسته‌ای چندلایه حرکت کند، ممکن است سایر مناطق نیز به دنبال الگو‌های مشابهی بروند. در شرق آسیا، برای مثال، بحث‌هایی درباره بازدارندگی مشترک میان ژاپن و کره جنوبی مطرح شده است. در خاورمیانه نیز برخی کشور‌ها به دقت تحولات اروپا را دنبال می‌کنند. در نهایت، آنچه در اروپا در حال رخ دادن است را می‌توان نشانه‌ای از یک تحول بزرگ‌تر در نظام بین‌الملل دانست:‌گذار از نظم نسبتاً پایدار پس از جنگ سرد به دوره‌ای جدید از رقابت قدرت‌های بزرگ و عدم قطعیت راهبردی. در چنین شرایطی، بسیاری از کشور‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که باید گزینه‌های بیشتری برای تضمین امنیت خود در اختیار داشته باشند. اما این روند لزوماً به معنای یک مسابقه تسلیحاتی هسته‌ای در اروپا نیست. احتمال بیشتری وجود دارد که اروپا به سمت نوعی «بازدارندگی شبکه‌ای» حرکت کند. مدلی که در آن ترکیبی از ظرفیت‌های ملی، همکاری‌های منطقه‌ای و مشارکت‌های فراآتلانتیکی به طور همزمان نقش ایفا می‌کنند. در چنین ساختاری، چتر هسته‌ای امریکا احتمالاً به طور کامل ناپدید نخواهد شد، اما دیگر تنها ستون امنیت اروپا نیز نخواهد بود. 
سرانجام محتمل این روند احتمالاً شکل‌گیری یک معماری امنیتی چندلایه در اروپاست. امریکا همچنان بخشی از بازدارندگی قاره باقی خواهد ماند، فرانسه و بریتانیا نقش پررنگ‌تری در تضمین امنیت هسته‌ای اروپا خواهند داشت و کشور‌های دیگر نیز با سرمایه‌گذاری بیشتر در توان دفاعی و مشارکت در سازوکار‌های مشترک، سهم بیشتری در امنیت جمعی خواهند پذیرفت. چنین مدلی می‌تواند تا حدی خلأ ناشی از تضعیف نظم امنیتی قدیم را پر کند، هرچند که خطر بی‌ثباتی و رقابت تسلیحاتی همچنان در پس‌زمینه آن باقی خواهد ماند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار