رسانه اسپانیایی در تحلیلی انتقادی به فهرست شکستهای رئیسجمهوری آمریکا در جنگ علیه ایران پرداخت و عنوان کرد «دونالد ترامپ» با وعده «حلوفصل سریع» پرونده ایران وارد میدان شد، اما پس از گذشت ۳ ماه، نه تنها خبری از پیروزی نیست، بلکه استراتژی او به کاریکاتوری از تهدید بدل شده است. جوان آنلاین: روزنامه ال پائیس اسپانیا (El País) نوشت: دونالد ترامپ رئیسجمهوری آمریکا طیف گستردهای از پروژههایی را تاکنون ارائه کرده است که در حمله به ایران به نتیجه نرسیدهاند. وی در ۲۶ مارس (۶ فروردین) به کابینه خود اطمینان داد که جنگ علیه ایران «ظرف چهار تا شش هفته» حلوفصل خواهد شد. اکنون، ۲ برابر حداکثرِ آن وعده زمان گذشته است: سه ماه، دوازده هفته. محاسبه و هدف زمانی ترامپ شکست خورد.
به گزارش ایرنا، در مورد شکست سیاسی ترامپ باید گفت، که جنگها در میدان نبرد شکل میگیرند؛ پیروزیها در میز توافق نهایی متبلور میشوند. ایالات متحده نتوانسته است هژمونی نظامی قاطع ادعایی خود را به یک پیروزی سیاسی غیرقابل انکار تبدیل کند؛ این شکستی مفتضحانه برای ابرقدرت جهانی است.
به نوشته این پرتیراژترین روزنامه اسپانیا، حتی هدف اعلامی اولیه ترامپ نیز محقق نشده است؛ جمهوری اسلامی ایران همچنان پابرجاست و اتفاقا در برابر این تجاوز نظامی، مقاومت شکل گرفته است. ترامپ در نهایت نوعی توافق را میپذیرد تا این شکست مفتضحانه را پنهان کند.
ال پائیس در تشریح «شکست مفتضحانه ترامپ در برابر چین» آورده است: هدف ژئوپلیتیکی اصلی این تجاوز، قطع ارتباط چین و قطع عرضه نفت آن (پس از ونزوئلا) بود. چین به دنبال روشهای حملونقل جایگزین، تقویت عرضه روسیه و بررسی سایر مسیرهای تامین انرژی بوده است. این کشور با کمترین آسیب اقتصادی ظهور کرده، به عنوان یک ابرقدرتِ جایگزین تقویت شده و ترامپ حتی برای میانجیگری به آن روی آورده است.
این رسانه اسپانیایی با اشاره به افول سیاست معاملهمحور ترامپ نوشت: در دوران او، نظم چندجانبه جهانی به مجموعهای از روابط دوجانبه فروکاسته شد؛ روابطی که در آن قرار بود آمریکا به دلیل برتری قدرتش، همیشه دست بالا را در مذاکره داشته باشد. در این شیوه، قواعد و هنجارهای رایج کنار گذاشته میشوند و به جای آن، کشمکش ارادهها، چانهزنی شبیه بازار، غافلگیری به جای پیشبینیپذیری، تهدید به جای اجماع و زور به جای قانون مینشیند. به باور ال پائیس، اغراقهای ترامپ آنقدر افراطی شده که به نوعی کاریکاتور از خودش تبدیل شده است. تهدید به نابودی «تمدن» باستانی ایران یا بازگرداندن ایران به «عصر حجر»، رقتانگیزترین نقاط عطف کلامی او هستند.
در پایان این گزارش به «از دست دادن متحدان» در نتیجه جنگ غیرقانونی ترامپ علیه ایران و تنهایی استراتژیک ترامپ اشاره شده و آمده است: ترامپ متحدان اروپایی را هم با خود بیگانه کرده است. حتی کییر استارمر نخست وزیر انگلیس و جورجیا ملونی نخستوزیر ایتالیا از شرکت در جنگ او خودداری کردند؛ فردریش مرتس صدراعظم آلمان اعلام کرد که «کل ملت آمریکا» توسط ایران «تحقیر» میشود. کشورهای نفتخیز عربی بیش از هر کس دیگری از جنگ آسیب دیدهاند، که این نشان دهنده بیفایده بودن چتر حمایتی آمریکا است. تنها چیزی که باقی مانده بنیامین نتانیاهو نسلکش (نخست وزیر رژیم صهیونیستی) است، اما رابطه این دو به قدری پیچیده و وابسته است که دیگر مشخص و روشن نیست چه کسی عروسک خیمهشببازی چه کسی است و چه کسی، دیگری را به دنبال خود میکشد.
روزنامه ال پائیس، پیشتر نیز در گزارشی با عنوان «ایران؛ مادر همه شکستها» به انتقاد از سیاست تهاجمی کاخ سفید پرداخت و تاکید کرد: جنگی که ایالات متحده علیه ایران آغاز کرده است میتواند پایان نفوذ آن در خاورمیانه باشد؛ و این به صورت آشکار با استراتژی امنیت ملی ارائه شده آمریکا در ماه نوامبر (آبان/ آذر) در تضاد است. ایالات متحده به ایران، کشوری با ۴.۶ برابر مساحت آلمان و بیش از ۹۰ میلیون نفر جمعیت حمله کرد؛ در حالی که ایران یک کشور متمدن با ذخایر عظیم موشک، پهپاد و حس قوی تعهد میهنپرستانه و مذهبی است. حمله به ایران به نوعی آغازگر مادر همه جنگهای بیپایان است.
در این گزارش آمده است: پایگاههای آمریکایی در منطقه خلیج فارس تخریب شده یا غیرقابل استفاده شدهاند و در شرایط فعلی، ایالات متحده هرگز قادر به بازگشت به آن پایگاهها نخواهد بود، چرا که ایران نیز هیچ نشانهای از تسلیم شدن در برابر بمبها نشان نمیدهد. همچنین هیچ احتمالی وجود ندارد که چند هزار تفنگدار دریایی بتوانند روند جنگ را تغییر دهند. به طور خلاصه، ایالات متحده یک بار برای همیشه از خلیج فارس بیرون رانده شده است.
نویسنده ال پائیس با طرح این پرسش که «چگونه میتوانیم شکاف عظیمی را که بین استراتژی ارائه شده و مدیریت ایجاد شده است، توضیح دهیم؟» عنوان کرد: یک احتمال این است که دولت ایالات متحده دیگر واقعا یک دولت نیست، زیرا قادر به برنامهریزی، اعلام و اجرای یک استراتژی، آنطور که از یک دولت واقعی انتظار میرود، نیست. تفسیر دوم این است که دولت ایالات متحده که تا سه ماه پیش وجود داشت، از طریق یک کودتای خاموش، توسط رژیم دیگری که از ترامپ به عنوان یک چهره تشریفاتی استفاده میکند، جایگزین شده است. احتمال سوم نیز این است که ایالات متحده دقیقا به جایی میرسد که استراتژی امنیت ملی نوامبر ۲۰۲۵ در نظر داشت؛ یعنی مجبور به خروج از خاورمیانه، به رسمیت شناختن محدودیتها و منسوخ شدن قدرت آمریکا و احترام به حاکمیت و استقلال سایر دولت-ملتها. این بدترین نتیجه نخواهد بود. اما رسیدن مستقیم به این مقصد، بدون تحقیر یک شکست نظامی وحشیانه، حذف متحدان و آسیب پایدار به اقتصاد جهانی، بسیار آسانتر میبود.