جوان آنلاین: در روزهایی که دود و آتش، آسمان شهرها و روستاها را تیره کرده بود و صدای انفجار با اضطراب مردم گره میخورد، گروههای جهادی بیآنکه چشمداشتی داشته باشند، در همه عرصههای خدمت حاضر شدند. از آواربرداری و مرمت خانههای آسیبدیده تا بازسازی زیرساختهای ضروری از پخت و توزیع غذای گرم برای خانوادههای درگیر جنگ تا ارائه خدمات بهداشتی، درمانی و مشاورهای برای مردمی که بار سنگین بحران را بر دوش میکشیدند. در جنگ رمضان و ایام دفاعمقدس سوم، جهادگران بار دیگر نشان دادند که سازندگی فقط ساختن دیوار و سقف نیست، بلکه ساختن امید در دل مردمی است که در سختترین شرایط به دستهای یاریگر نیاز دارند.
جهادگران همیشه در لحظات حساس و اتفاقات غیرمترقبه و حوادث، پیش از آنکه نامشان در تریبونی خوانده شود، در میدان حاضر بودهاند. همانجا که مردم به کمک فوری نیاز دارند، همانجا که دیوار خانهای فرو ریخته، بیماری در انتظار درمان است، خانوادهای به غذای گرم نیاز دار د و کودکی از هراس روزهای جنگ، پناهی برای آرامش میجوید. در روزهای جنگ رمضان و دفاع مقدس سوم، این حضور بار دیگر معنای روشنی پیدا کرد. حضوری که تنها محدود به امدادرسانی لحظهای نبود، بلکه از دل ویرانیها تا بازسازی و از درمان جسم تا تسکین روح مردم امتداد یافت.
جهادگران در این روزها فقط نیروهای داوطلب نبودند، آنان بازوانی بودند که آوارها را کنار زدند، دستهایی بودند که دیوارهای ترکخورده را مرمت کردند و دلهایی بودند که اجازه ندادند شعله امید در میان مردم خاموش شود. در کنار عملیات عمرانی و خدماتی، بسیاری از گروههای جهادی مأموریت خود را در خدمترسانی گستردهتری تعریف کردند که راهاندازی آشپزخانههای مردمی و توزیع غذا و همچنین استقرار گروههای درمانی و مشاورهای در مناطقی که فشار جنگ، زندگی روزمره مردم را مختل کرده بود، تنها بخشی از این خدمات است.
حضور جهادگران، پیش از خوابیدن گردوغبار
سیدکرامت نامور، مسئول گروه جهادی شهید امین سادات از نخستین ساعتهای حضور جهادگران در مناطق آسیبدیده میگوید. او میگوید: در شرایط جنگی، زمان، مهمترین سرمایه برای نجات و بازگرداندن زندگی مردم به روال عادی است.
نامور میگوید: «وقتی حملات رخ میداد، ما منتظر نمیماندیم که همه چیز آرام شود. جهادگران ما در همان روزهای ابتدایی وارد میدان میشدند. هم برای آواربرداری هم برای مرمت خانههای آسیبدیده و هم برای بازسازی بخشهایی که امکان احیای سریع داشت. نگاه ما این بود که مردم نباید احساس کنند بعد از حادثه تنها ماندهاند.»
او با اشاره به گستردگی نیازها در روزهای جنگ ادامه میدهد: «در بسیاری از مناطق، مسئله فقط خرابی ساختمانها نبود. مردم نیاز به آب، غذا، سرپناه موقت و حتی همراهی روحی داشتند. گروه ما تلاش کرد در کنار کارهای عمرانی، در توزیع اقلام ضروری و تهیه غذای گرم نیز فعال باشد. گاهی یک وعده غذای گرم، فقط غذا نیست، نشانهای است از اینکه هنوز کسی کنار مردم ایستاده است.»
نامور تأکید میکند: «جهادگران بعد از پایان موج اولیه حملات نیز منطقه را ترک نکردند و ما معتقدیم جهاد فقط در لحظه بحران معنا ندارد. هنر کار جهادی این است که بعد از فروکش کردن آتش هم کنار مردم بماند. وقتی خانهای نیاز به مرمت اساسی دارد، وقتی محلهای باید دوباره سر پا شود و وقتی خانوادهای هنوز درگیر آثار روانی و معیشتی جنگ است، جهادگر باید حضور داشته باشد.»
از درمان زخم تا التیام دلها
در میان گروههای جهادی، نقش بانوان در عرصه خدمترسانی، جلوهای ویژه و اثرگذار داشته است. خانم معصومه ملکیان، مسئول گروه جهادی الزهرا (س)، از تجربه حضور تیمهای بهداشتی، درمانی و مشاورهای در مناطق درگیر جنگ سخن میگوید. به گفته او یکی از مهمترین خلأهایی که در شرایط بحرانی خود را نشان میدهد، دسترسی دشوار مردم به خدمات اولیه سلامت و حمایت روانی است.
ملکیان میگوید: «در روزهای جنگ، فقط مجروحان جسمی نیستند که نیاز به رسیدگی دارند. مادرانی هستند که نگران فرزندانشانند، کودکانی هستند که دچار ترس و بیقراری شدهاند و سالمندانی هستند که به دلیل فشار روحی، بیماریهایشان تشدید میشود. ما در گروه الزهرا (س) تلاش کردیم خدمات بهداشتی و درمانی را در کنار خدمات مشاورهای به مردم ارائه دهیم تا آسیبها فقط به ظاهر دیده نشود و ریشههای پنهان آن هم مورد توجه قرار گیرد.»
او اضافه میکند: «تیمهای ما در بخشهای مختلف فعال بودند. از ویزیتهای اولیه و خدمات پرستاری تا مشاورههای فردی و خانوادگی. خیلی وقتها مردم فقط به دارو نیاز نداشتند، بلکه به کسی نیاز داشتند که حرفشان را بشنود و آرامشان کند. در چنین شرایطی، مشاوره و همدلی به اندازه درمان جسم اهمیت دارد.»
ملکیان تأکید میکند: «خدمت جهادی، پیوستگی میخواهد. بعد از جنگ هم کار ما تمام نشد. آثار بحران در زندگی مردم میماند. ما تلاش کردیم پیگیری درمان، آموزشهای بهداشتی و مشاوره را ادامه دهیم تا مردم بتوانند از آن روزهای سخت عبور کنند.»
سفرههای گرم و بازسازی امید
مسئول گروه جهادی ثامنالحجج (ع)، از زاویه دیگری به میدان خدمت نگاه میکند، از جایی که تأمین نیازهای فوری مردم با کرامت و سرعت اهمیت پیدا میکند. رضا ضیا میگوید: «در شرایط جنگی، بعضی خانوادهها همه برنامه زندگیشان به هم میریزد. ممکن است خانه آسیبدیده باشد، امکان پختوپز وجود نداشته باشد یا حتی دسترسی به نیازهای روزمره سخت شود. یکی از مأموریتهای ما تهیه و توزیع غذای گرم و کمک به ساماندهی خدمات فوری برای خانوادهها بود.»
رضا ضیا ادامه میدهد: «خدمت ما فقط به غذا محدود نشد. در کنار این اقدامات، بچههای گروه در آواربرداری، پاکسازی محیط، مرمت بخشهای قابل استفاده منازل و کمک به بازگشت تدریجی زندگی به محلات حضور داشتند. جهادگر باید هر جا خلأیی هست، خودش را به آن نقطه برساند.»
او درباره روحیه حاکم بر گروههای جهادی میگوید: «آنچه مردم را امیدوار میکرد، فقط حجم خدمات نبود؛ این بود که میدیدند نیروهایی از جنس خودشان، بیتکلف و بیوقفه کنارشان ایستادهاند. همین همراهی، اعتماد میسازد و به مردم توان میدهد که دوباره زندگی را از نو شروع کنند.»
حضور گروههای جهادی در جنگ رمضان، دفاعمقدس سوم و پس از آن، نشان داد که میدان سازندگی، مرز مشخصی ندارد. جهادگر هم آوار را کنار میزند، هم دارو به دست بیمار میرساند، هم سفرهای گرم برای خانوادهای خسته پهن میکند و هم با چند جمله امیدبخش، دل نگران مردم را آرامتر میسازد. این حضور چندوجهی، تصویری روشن از سرمایه اجتماعی و مردمی کشور است؛ سرمایهای که در سختترین روزها به کار میآید و پس از پایان بحران نیز وظیفه خود را تمامشده نمیداند.